اﺳﺘﺮس و فشارهای عصبی، چیستی و چرایی؟! - بهینگی

اﺳﺘﺮس و فشارهای عصبی، چیستی و چرایی؟!

اشتراک گذاری :
استرس و فشارهای عصبی، چیستی و چرایی؟!

استرس (stress)

ﺑﺮاﺳﺎس ﻓﺮﻫﻨﮓﻟﻐﺖ آﮐﺴﻔﻮرد، اﺳﺘﺮس، ﻧﯿﺮو ﯾﺎ ﻓﺸﺎری اﺳﺖ ﮐﻪ ﻣﯽﺗﻮاﻧﺪ ﻣﻮﺟﺐ اﺧﺘﻼل و از ﻫﻢﮔﺴﯿﺨﺘﮕﯽ ﻣﻮازﻧﻪ و ﺗﻌﺎدل ﺳﯿﺴﺘﻢ ﯾﺎ ارﮔﺎﻧﯿﺴﻢ ﮔﺮدد. ﯾﺎﻓﺘﻪﻫﺎی ﺑﺎﻟﯿﻨﯽ ﻧﺸﺎن ﻣﯽدﻫﺪ ﻓﺸﺎر رواﻧﯽ ﻧﺎﺷﯽ از روﯾﺪادﻫﺎی روزﻣﺮه زﻧﺪﮔﯽ ﺑﻪ ﺗﺪرﯾﺞ ﻓﻌﺎﻟﯿﺖ ﺳﯿﺴﺘﻢﻫﺎی ﻣﺨﺘﻠﻒ ﺑﺪن را ﺗﺤﺖ ﺗﺄﺛﯿﺮ ﻗﺮار داده و ﻋﻤﻠﮑﺮد آﻧﻬﺎ را ﺗﻀﻌﯿﻒ و ﻣﺨﺘﻞ ﻣﯽﺳﺎزد و ﯾﺎ ﺑﺎ ﺗﻀﻌﯿﻒ ﺳﯿﺴﺘﻢ اﯾﻤﻨﯽ،استعداد ابتلا به بیماری های روانی و جسمی را افزایش می دهد. از ﻧﺸﺎﻧﻪﻫﺎی ﺷﺎﯾﻊ اﺳﺘﺮس، ﺧﺴﺘﮕﯽ، ﺳﺮدرد، ﺗﻨﺶﻣﺎﻫﯿﭽﻪ، اﺧﺘﻼﻻتﮔﻮارﺷﯽ و ﺳﺮﮔﯿﺠﻪ ﻣﯽﺑﺎﺷﺪ. اﺳﺘﺮس ﺑﺎﻻ ﻗﺎدراﺳﺖ ﻣﻮﺟﺐ ﮐﺎﻫﺶ ﺳﻄﺢ ﺳﻼﻣﺘﯽ و رﻓﺎه اﻓﺮاد ﮔﺮدد.

اﺳﺘﺮس را می ﺗﻮان واﻛﻨﺶﻫﺎی روانی، ﺟﺴﻤﺎنی، ﻫﻴﺠﺎنی و رﻓﺘﺎری اﻧﺴﺎن ﺑﻪ ﻫﺮ ﺗﻬﺪﻳﺪ ﻳﺎ ﻓﺸﺎر ادراک ﺷﺪه درونی ﻳﺎ محیطی داﻧﺴﺖ. اﺳﺘﺮسﻫﺎی دراز ﻣﺪت و ﻳﺎ زﻳﺎد ﺑﺮاﺑﻌﺎد ﻣﺨﺘﻠﻒ زﻧﺪگی ﻣﺎ اﺛﺮ می ﮔﺬارﻧﺪ. ۴۳% آدمﻫﺎ ﻋﻮارض ﻧﺎشی از اﺳﺘﺮس را ﺗﺠﺮﺑﻪ می ﻛﻨﻨﺪ.۷۵-۹۰% از ﻣﺮاﺟﻌﻪﻫﺎی ﺑﻪ ﭘﺰﺷﻚ ﺑﻪ دﻟﻴﻞ ﻋﻮارض ﻧﺎشی از اﺳﺘﺮس اﺳﺖ.

استرس ﻫﻤﻴﺸﻪ ﺑﺪ و ﻣﺬﻣﻮم ﻧﻴﺴﺖ!

اﺳﺘﺮس، ﻓﺎﺟﻌﻪ ﺧﻄﺮﻧﺎک ﻣﺤﻞ ﻛﺎر ﻧﺎﻣﻴﺪه ﺷﺪه اﺳﺖ. اﺳﺘﺮس در ﻣﺤﻞ ﻛﺎر ﺑﺎﻋﺚﻛﺎﻫﺶ ﺑﺎزدهی و ﺑﻬﺮه وری می ﺷﻮد. زﻳﺎن ﻧﺎشی از اﺳﺘﺮس در ﻣﺤﻞ ﻛﺎر در اﻳﺎﻻت ﻣﺘﺤﺪه آﻣﺮﻳﻜﺎ ۳۰۰ ﺑﻴﻠﻴﻮن دﻻر ﺑﺮآورد ﺷﺪه اﺳﺖ. ﺑﺮ ﺧﻼف ﺗﺼﻮر ﻋﻤﻮم ﻛﻪ ﻫﻤﻮاره ﻓﺸﺎر عصبی را ﺑﺎ ﻣﻔﻬﻮم منفی در ﻧﻈﺮ می ﮔﺮﻓﺘﻨﺪ ﻓﺸﺎر عصبی ﻫﻤﻴﺸﻪ ﺑﺪ و ﻣﺬﻣﻮم ﻧﻴﺴﺖ.اﻟﺒﺘﻪ ﻳﻚ ﺷﻜﻞ از ﻓﺸﺎر عصبی ﻛﻪ ﺑﺎر منفی دارد و دﻳﺴﺘﺮس ﻧﺎﻣﻴﺪه می ﺷﻮد ﺑﻪ ﻫﻨﮕﺎم ﻧﺎراحتی ﻣﺜﻼ” ﻣﺮگ ﻋﺰﻳﺰی یا ﮔﺮﻓﺘﻦ ﺗﻮﺑﻴﺦ رسمی از رﺋﻴﺲ ﻳﺎ در ﺟﻠﺴﻪ اﻣﺘﺤﺎن درس مشکلی در ﻣﺎ اﻳﺠﺎد می ﺷﻮد.

استرس ﺣﺎﻟﺖ ﻣﺜﺒﺖ و ﺧﻮﺷﺎﻳﻨﺪی ﻫﻢ دارد!

ﻓﺸﺎر عصبی ﺣﺎﻟﺖ ﻣﺜﺒﺖ و ﺧﻮﺷﺎﻳﻨﺪی ﻫﻢ دارد ﻛﻪ ﺑﻪ وﺳﻴﻠﻪ ﭼﻴﺰﻫﺎی ﺧﻮب اﻳﺠﺎد می ﺷﻮد وﻳﻮﺳﺘﺮس ﻧﺎم ﮔﺮﻓﺘﻪ اﺳﺖ. ﻣﺜﻼ” زﻣﺎنی ﻛﻪ ﻧﺎم داﻧﺸﺠﻮیی در ﻟﻴﺴﺖ رﺋﻴﺲ داﻧﺸﮕﺎه ﻗﺮار می ﮔﻴﺮد ﻳﺎ ﺑﻪ ﻛﺎرﻣﻨﺪی ﺷﻐﻞ ﺑﺎﻻﺗﺮی در ﻣﺤﻞ دﻳﮕﺮی ﭘﻴﺸﻨﻬﺎد می ﺷﻮد ﺑﻪ ﺷﺨﺺ ﻓﺸﺎر عصبی وارد می ﺷﻮد ﻛﻪ ﺑﻪ ﻫﻴﭻ وﺟﻪ منفی ﻧﻴﺴﺖ.

اﺳﺘﺮس ﻣﺜﺒﺖ ﺑﺮ ﺗﺎزگی و اﺑﺘﻬﺎج زﻧﺪگی می اﻓﺰاﻳﺪ. ﻫﻤﻪ ﻣﺎ ﺑﺎ ﺗﺤﻤﻞ ﻣﻴﺰان معینی از اﺳﺘﺮس زﻧﺪگی می ﻛﻨﻴﻢ. ﺳﺮ رﺳﻴﺪن ﻣﻬﻠﺖ، رﻗﺎﺑﺘﻬﺎ ، ﺑﺮﺧﻮردﻫﺎ و حتی ﻧﺎﻛﺎمی ﻫﺎ و ﻧﮕﺮانیﻫﺎ ﺑﻪ زﻧﺪگیﻫﺎ ﻋﻤﻖ و ﻏﻨﺎ می ﺑﺨﺸﺪ. ﻫﺪف ﻣﺎ ﺣﺬف اﺳﺘﺮس ﻧﻴﺴﺖ، ﺑﻠﻜﻪ ﻓﺮاﮔﻴﺮی ﭼﮕﻮنگی اﺳﺘﻔﺎده از آن ﺑﻪ ﻣﻨﻈﻮر ﻛﻤﻚ ﺑﻪ ﺧﻮد است. اﺳﺘﺮس ﻛﻤﺘﺮ از ﺣﺪ، ﻋﺎﻣﻞ ﺧﻤﻮدگی اﺳﺖ و در ﻣﺎ اﺣﺴﺎس خستگی و رﺧﻮت ﺑﺮ ﺟﺎی می ﮔﺬارد. از ﺳﻮی دﻳﮕﺮ، اﺳﺘﺮس ﻣﻔﺮط ﺗﻨﺶ اﻳﺠﺎد می ﻛﻨﺪ. آﻧﭽﻪ ﻣﺎ ﺑﺪان ﻧﻴﺎزﻣﻨﺪﻳﻢ، ﻳﺎﻓﺘﻦ ﺳﻄﺢ ﺑﻬﻴﻨﻪ و ﻣﻄﻠﻮبی از اﺳﺘﺮس اﺳﺖ ﻛﻪ ﻣﺎ را ﺑﺮمی اﻧﮕﻴﺰد، ولی ﻣﺎ را در ﺧﻮد ﻏﺮق نمیﻛﻨﺪ.

ﺑﺨﺶ ﺑﺰرگی از آﻧﭽﻪ ﻛﻪ ﻣﺎ اﻣﺮوز درﺑﺎره ﻓﺸﺎر عصبی می داﻧﻴﻢ ،ﺣﺎﺻﻞ ﻛﺎر دﻛﺘﺮ ﻫﺎﻧﺲ ﺳﻠﻴﻪ اﺳﺖ. دﻛﺘﺮ ﺳﻠﻴﻪ ﻧﺸﺎﻧﻪ ﻫﺎی (ﺳﻨﺪرم) ﺳﺎزﮔﺎری ﻋﻤﻮمی و ﻧﻈﺮﻳﻪ ﻓﺸﺎر عصبیﺧﻮب و ﺑﺪ را ﻣﻄﺮح ﺳﺎﺧﺖ.

ﺳﻨﺪرم ﺳﺎزﮔﺎری ﻋﻤﻮمی

ﻃﺒﻖ اﻳﻦ ﻧﻈﺮﻳﻪ ﻫﺮ ﻳﻚ از اﻧﺴﺎﻧﻬﺎ در سطحی ﻣﻌﻤﻮلی در ﺑﺮاﺑﺮ ﺣﻮادثی ﻛﻪ ﻓﺸﺎر عصبی ﻫﻤﺮاه دارﻧﺪ از ﺧﻮد ﻣﻘﺎوﻣﺖ ﻧﺸﺎن می دﻫﻨﺪ. بعضی از اﺷﺨﺎص می ﺗﻮاﻧﻨﺪ ﺗﺎ ﺣﺪ زﻳﺎدی در ﺑﺮاﺑﺮ ﻓﺸﺎر عصبی ﺑﺮدﺑﺎر ﺑﺎﺷﻨﺪ. ﺣﺎل آﻧﻜﻪ ﮔﺮوه دﻳﮕﺮ ﻓﺎﻗﺪ اﻳﻦ ﺗﺤﻤﻞ و ﺑﺮدﺑﺎری می ﺑﺎﺷﻨﺪ؛ ولی در ﻫﺮ ﺣﺎل ﻫﺮ ﻳﻚ از اﻓﺮاد ﺑﺸﺮ دارای ﻣﺮزی ﻫﺴﺘﻨﺪ ﻛﻪ از آن ﺑﻪ ﺑﻌﺪ ﻓﺸﺎر عصبی، ﺷﺮوع ﺑﻪ اﺛﺮ ﮔﺬاری ﺑﺮ آﻧﻬﺎ می ﻛﻨﺪ. ﺳﻨﺪرم ﺳﺎزﮔﺎری ﻋﻤﻮمی زﻣﺎنی آﻏﺎز می ﺷﻮد ﻛﻪ ﻓﺮد ﺑﺎ ﻳﻚ ﻋﺎﻣﻞ اﻳﺠﺎد ﻓﺸﺎر عصبی روﺑﺮو ﺷﺪه ﺑﺎﺷﺪ.

مراحل سندروم سازگاری عمومی

اعلام خطر

اوﻟﻴﻦ ﻣﺮﺣﻠﻪ ﺳﻨﺪرم را اﻋﻼم ﺧﻄﺮ می ﻧﺎﻣﻨﺪ. در اﻳﻦ ﻣﺮﺣﻠﻪ ﻣﻤﻜﻦ اﺳﺖ ﻓﺮد بی ﺟﻬﺖ اﺣﺴﺎس ﻫﺮاس ﻛﺮده و ﻣﻤﻜﻦ اﺳﺖ در ﻣﻮرد ﭼﮕﻮنگی ﻣﻘﺎﺑﻠﻪ ﺑﺎ آن اﺣﺴﺎس ﺳﺮﮔﺮدانی ﻛﻨﺪ.

ﺑﻪ ﻋﻨﻮان ﻣﺜﺎل ﻓﺮض ﻛﻨﻴﺪ از ﻣﺪﻳﺮی ﺧﻮاﺳﺘﻪ ﺷﺪه اﺳﺖ ﻛﻪ در ﻋﺮض ﻳﻚ ﺷﺐ ﮔﺰارشی ﻃﻮﻻنی ﺗﻬﻴﻪ ﻛﻨﺪ، ﻣﻤﻜﻦ اﺳﺖ اوﻟﻴﻦ واﻛﻨﺶ او اﻳﻦ ﺑﺎﺷﺪ ﻛﻪ ﻣﻦ ﭼﮕﻮﻧﻪ می ﺗﻮاﻧﻢ اﻳﻦ ﻛﺎر را ﺗﺎ ﻓﺮدا ﺻﺒﺢ اﻧﺠﺎم دﻫﻢ؟
اﮔﺮ ﻋﺎﻣﻞ اﻳﺠﺎد ﻓﺸﺎر ﻗﻮی ﺑﺎﺷﺪ، ﻣﻤﻜﻦ اﺳﺖ ﻓﺮد در اﺑﺘﺪا ﻗﺎدر ﺑﻪ ﻣﻘﺎﺑﻠﻪ ﺑﺎ آن ﻧﺒﺎﺷﺪ؛ در ﻫﺮ ﺻﻮرت، در اﻛﺜﺮ ﻣﻮارد ﻓﺮد ﺗﻤﺎم ﺗﻮاﻧﺎﺋﻴﻬﺎی (ﻓﻴﺰیکی و ﻋﺎطفی) ﺧﻮد را ﺑﻪ ﻛﺎر می ﮔﻴﺮد ﺗﺎ در ﺑﺮاﺑﺮ اﺛﺮات منفی ﻋﺎﻣﻞ اﻳﺠﺎد ﻓﺸﺎر عصبی ﻣﻘﺎوﻣﺖ ﻛﻨﺪ.

مقاومت

ﺑﻪ ﻋﻨﻮان ﻣﺜﺎل، ﻣﺪﻳﺮی ﻛﻪ ﻗﺮار اﺳﺖ ﮔﺰارشی ﻃﻮﻻنی ﺗﻬﻴﻪ ﻛﻨﺪ، ﻣﻤﻜﻦ اﺳﺖ ﺑﺎ آراﻣﺶ ﺑﻪ ﻣﻨﺰل ﺧﻮد ﺗﻠﻔﻦ ﺑﺰﻧﺪ و ﺑﮕﻮﻳﺪ ﺗﺎ دﻳﺮ وﻗﺖ در اداره ﺧﻮاﻫﺪ ﻣﺎﻧﺪ، آﺳﺘﻴﻨﻬﺎﻳﺶ را ﺑﺎﻻ ﺑﺰﻧﺪ، دﺳﺘﻮر ﺷﺎم ﺑﺪﻫﺪ و ﺷﺮوع ﺑﻪ ﻛﺎر ﻧﻤﺎﻳﺪ. ﺑﻨﺎﺑﺮاﻳﻦ در ﻣﺮﺣﻠﻪ دوم ﺳﻨﺪرم ﻓﺮد در ﺑﺮاﺑﺮ اﺛﺮات ﻋﺎﻣﻞ اﻳﺠﺎد ﻓﺸﺎر عصبی ﺷﺮوع ﺑﻪ ﻣﻘﺎوﻣﺖ میﻛﻨﺪ.

ﻣﻤﻜﻦ اﺳﺖ در ﺑﺴﻴﺎری از ﻣﻮارد ﻣﺮﺣﻠﻪ ﻣﻘﺎوﻣﺖ، ﺑﻪ ﺳﻨﺪرم ﺧﺎﺗﻤﻪ دﻫﺪ. ﺑﺮای ﻣﺜﺎل اﮔﺮ ﻣﺪﻳﺮ ﻣﻮرد ﻧﻈﺮ ﻗﺎدر ﺑﺎﺷﺪ ﮔﺰارش ﺧﻮد را زودﺗﺮ از زﻣﺎن ﻣﻮرد اﻧﺘﻈﺎر ﺑﻪ اﺗﻤﺎم ﺑﺮﺳﺎﻧﺪ،آن را در ﻛﺸﻮی ﻣﻴﺰ اﻧﺪاﺧﺘﻪ ﺑﺎ ﻟﺒﺨﻨﺪی ﺑﺮ ﻟﺐ،ﺧﺴﺘﻪ ولی ﺧﻮﺷﺤﺎل ﺑﻪ ﻃﺮف ﻣﻨﺰل ﺑﺮود.

واماندگی

از ﻃﺮف دﻳﮕﺮ ،ﻣﻤﻜﻦ اﺳﺖ وﺟﻮد دائمی ﻋﺎﻣﻞ اﻳﺠﺎد ﻓﺸﺎر عصبی و ﻓﻘﺪان راه ﺣﻞ ﺑﺮای آن، ﺑﺎﻋﺚ ورود ﻓﺮد ﺑﻪ ﻣﺮﺣﻠﻪ ﺳﻮم ﺳﻨﺪرم یعنی واﻣﺎﻧﺪگی ﺷﻮد. در اﻳﻦ ﻣﺮﺣﻠﻪ ﻓﺮد ﺣﻘﻴﻘﺘﺎ ﺗﺴﻠﻴﻢ می ﺷﻮد و ﺑﻴﺶ از آن ﻗﺎدر ﺑﻪ ﺟﻨﮕﻴﺪن ﺑﺎ ﻋﺎﻣﻞ اﻳﺠﺎد ﻓﺸﺎر عصبی ﻧﺨﻮاﻫﺪ ﺑﻮد. ﺑﻪ ﻋﻨﻮان ﻣﺜﺎل ﻣﻤﻜﻦ اﺳﺖ ﻣﺪﻳﺮ ﻣﻮرد ﺑﺤﺚ در ﺳﺎﻋﺖ ﺳﻪ ﺻﺒﺢ در ﭘﺸﺖ ﻣﻴﺰ ﻛﺎر ﺧﻮاﺑﺶ ﺑﺒﺮد و ﻧﺘﻮاﻧﺪ ﮔﺰارش درﺧﻮاستی را ﺗﻜﻤﻴﻞ ﻛﻨﺪ.

ﻋﻮاﻣﻞ اﻳﺠﺎد اﺳﺘﺮس

ﻋﻠﻞ ﻓﺮدی
ﻋﻠﻞ ﮔﺮوهی
ﻋﻠﻞ ﺳﺎزﻣﺎنی
ﻋﻠﻞ ﻓﺮاﺳﺎزﻣﺎنی

ﻋﻠﻞ ﻓﺮدی

اﺳﺘﺮس و فشارهای عصبی، چیستی و چرایی؟!

ﻫﺮ ﻳﻚ از ﻣﺎ ﻧﻘﺸﻬﺎیی اﻳﻔﺎ میﻛﻨﻴﻢ، ﻣﺎﻧﻨﺪ ﻧﻘﺶ ﭘﺪر، ﻫﻤﺴﺮ، رﺋﻴﺲ، ﻫﻤﻜﺎر، ﺷﻬﺮوﻧﺪ و… اﻳﻔﺎی ﻫﺮ نقشی رﻓﺘﺎرﻫﺎی ﺧﺎص ﺧﻮد را می ﻃﻠﺒﺪ و اﻧﺘﻈﺎراتی را ﭘﺪﻳﺪ می آورد، ﮔﺎهی ﺑﻴﻦ اﻳﻦ ﻧﻘﺸﻬﺎ ﺗﻀﺎدﻫﺎیی وﺟﻮد دارد ﻛﻪ ﻣﺎ را ﻣﺘﺤﻤﻞ می ﻛﻨﺪ.

ﮔﺎهی ﻣﺸﺨﺺ ﻧﺒﻮدن ﻧﻘﺶ ﺑﺎﻋﺚ ﻓﺸﺎر می ﺷﻮد، ﻣﺜﻼ ﻛﺎری ﻛﻪ ﺑﺎﻳﺪ اﻧﺠﺎم دﻫﻴﻢ، ﻣﺸﺨﺺ ﻧﻴﺴﺖ و رﺋﻴﺲ ﺑﻪ دﻟﻴﻞ اﻧﺠﺎم ﻧﮕﺮﻓﺘﻦ ﻛﺎر از ﻣﺎ ﻋﺼﺒﺎنی اﺳﺖ. ﮔﺎهی ﺗﻌﺪاد ﻧﻘﺸﻬﺎیی ﻛﻪ ﺑﺎﻳﺪ اﻳﻔﺎ ﻛﻨﻴﻢ، زﻳﺎد و از ﺗﻮان ﻣﺎ ﺧﺎرج اﺳﺖ. ﻣﺴﺆوﻟﻴﺖ زﻳﺎد ﻧﻴﺰ ﺧﻮدش ﻓﺸﺎرزا اﺳﺖ. یکی دﻳﮕﺮ از ﻋﻮاﻣﻞ ﻓﺮدی ﺳﻦ ﻓﺮد اﺳﺖ. اﻓﺮاد ﻣﺴﻦ ﺑﻪ دﻟﻴﻞ ﺗﺠﺮﺑﻪ ﺑﻴﺸﺘﺮ ﻓﺸﺎر ﻛﻤﺘﺮی ﻣﺘﺤﻤﻞ می ﺷﻮﻧﺪ. ﻋﺎﻣﻞ دﻳﮕﺮ ﺟﻨﺴﻴﺖ اﺳﺖ. ﺧﺎﻧﻤﻬﺎ ﻧﺴﺒﺖ ﺑﻪ آﻗﺎﻳﺎن از ﺻﺒﺮ و ﺷﻜﻴﺒﺎیی ﺑﻴﺸﺘﺮی ﺑﺮﺧﻮردارﻧﺪ و ﺗﺤﻤﻞ ﺑﻴﺸﺘﺮی در ﺑﺮاﺑﺮ ﻓﺸﺎر دارﻧﺪ. رژﻳﻢ ﻏﺬایی ﻧﻴﺰ در ﺗﺤﻤﻞ ﻣﺎ ﻧﺴﺒﺖ ﺑﻪ اﺳﺘﺮس ﺗﺄﺛﻴﺮ دارد. بعضی از ﻏﺬاﻫﺎ ﺑﻪ آراﻣﺶ ﻣﺎ و در ﻧﺘﻴﺠﻪ ﺑﻪ ﺗﺤﻤﻞ ﻣﺎ در ﺑﺮاﺑﺮ اﺳﺘﺮس ﻛﻤﻚ ﺧﻮاﻫﻨﺪ ﻛﺮد.

اﺑﻬﺎم و ﺗﻌﺎرض ﻧﻘﺶ در ﺳﺎزﻣﺎن مهمترین عامل فردی

ﻧﻘﺶ ﻓﺮد در ﺳﺎزﻣﺎن و ﻛﻤﺘﺮ و ﺑﻴﺸﺘﺮ از ﺣﺪ ﺑﻪ ﻛﺎر واداﺷﺘﻦ وی ﺗﻀﺎدﻫﺎیی را ﺑﻪ وﺟﻮد می آورد. ﻛﺎرﻛﻨﺎن ﻋﻼوه ﺑﺮ ﻧﻘﺶ ﺳﺎزﻣﺎنی ﻧﻘﺸﻬﺎی دﻳﮕﺮی ﻫﻢ در اﺟﺘﻤﺎع دارﻧﺪ. اﻳﻦ ﻧﻘﺸﻬﺎ اﻏﻠﺐ ﻧﻴﺎزﻫﺎی ﻣﺘﻀﺎدی دارﻧﺪ و اﻧﺘﻈﺎرات ﻣﺘﻔﺎوتی را می ﻃﻠﺒﻨﺪ. در ﺳﺎزﻣﺎن ﺗﻌﺎرض ﻧﻘﺶ ﺷﺎﻣﻞ ﻧﺎﺳﺎزﮔﺎری ﺑﻴﻦ وﻇﺎﻳﻒ ﺷﻐﻞ، ﻣﻨﺎﺑﻊ، ﻗﻮاﻋﺪ و ﻣﻘﺮرات و ﺧﻮد اﻓﺮاد می ﺑﺎﺷﺪ. اﺑﻬﺎم در ﻧﻘﺶ از ﻛﻤﺒﻮد اﻃﻼﻋﺎت ﻳﺎ آﮔﺎهی اﻧﺪک از ﻧﺤﻮه اﻧﺠﺎم ﻛﺎر ﺣﺎﺻﻞ می ﺷﻮد. اﻳﻦ اﺑﻬﺎم اﺣﺘﻤﺎﻻ ﺑﻪ ﻋﻠﺖ ﻛﺎرآﻣﻮزی ﻧﺎﻛﺎفی، ارﺗﺒﺎﻃﺎت ﺿﻌﻴﻒ و…ﺣﺎﺻﻞ می ﺷﻮد. ﺑﻪ ﻫﺮ دلیلی ﻛﻪ ﺑﺎﺷﺪ ﺣﺎﺻﻞ ﺗﻀﺎد و اﺑﻬﺎم ﻧﻘﺶ، ﻓﺸﺎر شغلی ﺑﺮای ﻓﺮد اﺳﺖ.

الگوهای رفتاری در مواجهه با استرس

ﺑﺎ ﻣﻄﺎﻟﻌﺎتی ﻛﻪ ﻣﺘﺨﺼﺼﺎن ﻗﻠﺐ از ﺳﺎل ۱۹۵۰ درﺑﺎره اﻧﻮاع ﺷﺨﺼﻴﺖ و اﻟﮕﻮﻫﺎی رﻓﺘﺎری ﺑﻪ ﻣﻨﻈﻮر ﭘﻴﺶ بینی ﺣﻤﻼت قلبی در اﻓﺮاد ﻧﻤﻮده اﻧﺪ، در ﺳﺎﻟﻬﺎی ﭘﺎﻳﺎنی ۱۹۶۰ ﻓﺮﻳﺪﻣﻦ و روزﻧﻤﻦ از ﺷﺨﺼﻴﺘﻬﺎی ﺗﻴﭗ A و ﻣﻘﺎﺑﻞ آنﺗﻴﭗ B در ﻣﻄﺎﻟﻌﻪ ﻓﺸﺎر عصبی اﺳﺘﻔﺎده ﻧﻤﻮدﻧﺪ.اﻳﻦ ﺗﻴﭗﻫﺎی شخصیتی ﻛﺎرﻛﻨﺎن ﺑﻪ ﻋﻨﻮان ﺷﺨﺼﻴﺘﻬﺎی ﻧﺴﺒﺘﺎ ﺗﺜﺒﻴﺖ ﺷﺪه ای ﺗﻮﺻﻴﻒ ﺷﺪه اﻧﺪ ﻛﻪ ﺗﻴﭗ A همبستگی ﺑﺎﻻیی ﺑﺎ ﻓﺸﺎر عصبی و ﺧﻄﺮات ﺟﺴﻤﺎنی ﻧﺎشی از آن داﺷﺖ.

ﻓﺮﻳﺪﻣﻦ و روزﻧﻤﻦ ﺷﺨﺼﻴﺖ ﺗﻴﭗ A را ﺑﻪ ﻋﻨﻮان اﻓﺮاد ﭘﻴﭽﻴﺪه اﺣﺴﺎﺳﺎتی ﺗﻌﺮﻳﻒ می ﻛﻨﻨﺪ ﻛﻪ اﻳﻦ ﺷﺨﺼﻴﺖ را در ﻛﺴﺎنی می ﺗﻮان ﻣﺸﺎﻫﺪه ﻧﻤﻮد ﻛﻪ ﻫﻤﻮاره با ﻳﻚ ﺣﺎﻟﺖ ﺗﻬﺎجمی در ﻛﺸﻤﻜﺶ ﻫﺴﺘﻨﺪ ﻛﻪ ﻫﺮ ﭼﻪ ﺑﻴﺸﺘﺮ را در زﻣﺎن ﻫﺮ ﭼﻪ ﻛﻤﺘﺮ، ﺑﻪ دﺳﺖ آورﻧﺪ. در ﺻﻮرت ﻟﺰوم ﺑﺮای رﺳﻴﺪن ﺑﻪ ﻫﺪف ﺑﺎ اﻓﺮاد و ﻋﻮاﻣﻞ دﻳﮕﺮ ﻣﻘﺎﺑﻠﻪ می ﻛﻨﻨﺪ.

ﻛﺎرﻛﻨﺎن ﺗﻴﭗ A فشار شغلی ﻗﺎﺑﻞ ﻣﻼﺣﻈﻪ ای را ﺗﺤﻤﻞ می ﻛﻨﻨﺪ. اﻳﻦ اﻓﺮاد ﻛﺴﺎنی ﻫﺴﺘﻨﺪ ﻛﻪ:
۱)ﺳﺎﻋﺘﻬﺎی ﻃﻮﻻنی ﺗﺤﺖ ﻓﺸﺎر عصبی وﻗﺖ و ﺣﺠﻢ زﻳﺎد ﻛﺎر ﻓﻌﺎﻟﻴﺖ می ﻛﻨﻨﺪ.
۲)ﻣﻌﻤﻮﻻ ﻛﺎر را ﺷﺒﻬﺎ و در اوﻗﺎت ﺗﻌﻄﻴﻞ ﺑﻪ ﺧﺎﻧﻪ می آورﻧﺪ و ﻗﺎدر ﺑﻪ اﺳﺘﺮاﺣﺖ ﻧﻴﺴﺘﻨﺪ.
۳)ﻣﺮﺗﺒﺎ ﺧﻮد را ﻣﻘﺎﻳﺴﻪ می ﻛﻨﻨﺪ و اﺳﺘﺎﻧﺪاردﻫﺎی ﺑﺎﻻی ﺑﻬﺮه وری را ﺑﺮای ﺧﻮد ﻣﻨﻈﻮر می دارﻧﺪ.
۴)آﻧﻬﺎ ﺑﻴﺸﺘﺮ ﺑﻪ وﺳﻴﻠﻪ ﺷﺮاﻳﻂ ﻛﺎر ﺳﺮﺧﻮرده می ﺷﻮﻧﺪ، از ﻛﺎرﻫﺎی دﻳﮕﺮان ﺧﺸﻤﮕﻴﻦ می ﮔﺮدﻧﺪ و ﻣﻮردﺳﻮء ﺗﻔﺎﻫﻢ روﺳﺎی ﺧﻮد ﻗﺮار می ﮔﻴﺮﻧﺪ.

وﻳﮋﮔﻴﻬﺎی شخصیتی ﺗﻴﭙﻬﺎی AوB

تیپA تیپB
ﻫﻤﻴﺸﻪ در ﺣﺎل ﺣﺮﻛﺖ اﺳﺖ ﻧﮕﺮان وﻗﺖ ﻧﻴﺴﺖ
ﺳﺮﻳﻊ راه می رود ﺻﺒﻮر اﺳﺖ
ﺳﺮﻳﻊ ﺣﺮف می زﻧﺪ ﺑﺮای ﺗﻔﺮﻳﺢ ﺑﺎزی می ﻛﻨﺪ ﻧﻪ ﭘﻴﺮوزی
بی ﺻﺒﺮ اﺳﺖ ﺑﺪون اﺣﺴﺎس ﮔﻨﺎه می آﺳﺎﻳﺪ
دو ﻛﺎر را ﺑﺎ ﻫﻢ اﻧﺠﺎم می دﻫﺪ ﺗﺤﺖ ﻓﺸﺎر ﭘﺎﻳﺎن وﻗﺖ ﻧﻴﺴﺖ
زﻣﺎن ﻓﺮاﻏﺖ ﻧﺪارد ﻣﻴﺎﻧﻪ رو اﺳﺖ
ذﻫﻨﺶ ﺑﺎ ارﻗﺎم ﭘﺮ اﺳﺖ ﻫﺮﮔﺰ ﻋﺠﻠﻪ ﻧﺪارد
ﻣﻮﻓﻘﻴﺘﻬﺎ را ﺑﺎ ﻛﻤﻴﺖ اﻧﺪازه ﮔﻴﺮی می ﻛﻨﺪ
روﺣﻴﻪ ﺗﻬﺎجمی دارد
رﻗﺎبتی اﺳﺖ
ﺑﻄﻮر ﻣﺪام در ﻓﺸﺎر ﻛﻤﺒﻮد وﻗﺖ اﺳﺖ

ﻋﻠﻞ ﮔﺮوهی

اوﻟﻴﻦ ﻋﺎﻣﻞ ﮔﺮوهی وﺟﻮد ﻳﺎ ﻋﺪم وﺟﻮد ﻧﻴﺎزﻫﺎی ﻣﺸﺘﺮک اﺳﺖ. ﻫﺮﭼﻘﺪر ﻧﻴﺎزﻫﺎی ﻳﻚ ﮔﺮوه ﻣﺸﺘﺮک و ﺑﺎ ﻫﻢ ﻧﺰدﻳﻚ ﺗﺮ ﺑﺎﺷﺪ، ﻓﺸﺎر ﻛﻤﺘﺮی ﻣﺘﺤﻤﻞ می ﺷﻮد. ﻋﺎﻣﻞ دوم اﻧﺴﺠﺎم در ﮔﺮوه اﺳﺖ، اﺧﺘﻼف در داﺧﻞ ﮔﺮوه و ﺑﻴﻦ اﻓﺮاد ﺑﺎ ﻳﻜﺪﻳﮕﺮ ﻓﺸﺎر زﻳﺎدی ﺑﺮ اﻓﺮاد وارد می آورد. ﻣﺸﺨﺺ ﻧﺒﻮدن و ﺧﻮب ﺗﻌﺮﻳﻒ ﻧﺸﺪن ﻧﻘﺸﻬﺎ در داﺧﻞ ﮔﺮوه ﻋﺎﻣﻞ دﻳﮕﺮی اﺳﺖ ﻛﻪ ﻫﺮﭼﻘﺪر ﻧﻘﺸﻬﺎ در داﺧﻞ ﮔﺮوه ﻧﺎﻣﺸﺨﺺ ﺗﺮ ﺑﺎﺷﺪ، ﻓﺸﺎر ﺑﻴﺸﺘﺮی ﺑﺮ ﻓﺮد وارد ﺧﻮاﻫﺪ آﻣﺪ.

ﻋﻠﻞ ﺳﺎزﻣﺎنی

اﺳﺘﺮس و فشارهای عصبی، چیستی و چرایی؟!

ﻧﻮع ﻛﺎر، نقشی ﻛﻪ اﻓﺮاد ﺑﺎﻳﺪ اﻳﻔﺎ ﻛﻨﻨﺪ، ﺧﻮاﺳﺘﻪﻫﺎی ﻫﻤﻜﺎران، ﺳﺎﺧﺘﺎر ﺳﺎزﻣﺎنی، ﻣﺪﻳﺮﻳﺖ ﻳﺎ رﻫﺒﺮی در ﻣﻴﺰان ﻓﺸﺎر وارده ﺑﺮ ﻓﺮد دﺧﻴﻞ اﻧﺪ. ﺟﻮ ﺣﺎﻛﻢ ﺑﺮ ﺳﺎزﻣﺎن و ﻓﺮﻫﻨﮓ ﺳﺎزﻣﺎن ﻧﻴﺰ ﺑﺎ اﺳﺘﺮس راﺑﻄﻪ دارد، اﮔﺮ ﺟﻮ ﺣﺎﻛﻢ ﺑﺮ ﺳﺎزﻣﺎنی ﻣﺜﺒﺖ ﺑﺎﺷﺪ، اﻓﺮاد ﭘﺮﺗﻼش، ﻛﺎری و ﻣﺴﺆوﻟﻴﺖ ﭘﺬﻳﺮ و ﺧﻼق ﻓﺸﺎر ﻛﻤﺘﺮی اﺣﺴﺎس می ﻛﻨﻨﺪ. ﻋﺎﻣﻞ دﻳﮕﺮ ﻧﺤﻮه ﺗﻘﺴﻴﻢ وﻇﺎﻳﻒ و ﺷﺮح وﻇﺎﻳﻒ در ﺳﻄﺢ ﺳﺎزﻣﺎن اﺳﺖ ﻛﻪ وﻇﺎﻳﻒ ﺑﺎﻳﺪ ﺷﻔﺎف و ﻣﺸﺨﺺ ﺑﻮده و ﻗﻮاﻧﻴﻦ دﺳﺖ و ﭘﺎﮔﻴﺮ ﻧﺒﺎﺷﺪ، ﻫﻤﭽﻨﺎن ﻛﻪ اﮔﺮ ﺳﺒﻚ ﻣﺪﻳﺮ ﺑﺎ ﺳﻠﻴﻘﻪ ﻛﺎرﻛﻨﺎن ﻣﻄﺎﺑﻘﺖ ﻧﺪاﺷﺘﻪ ﺑﺎﺷﺪ، ﻛﺎرﻣﻨﺪان اﺳﺘﺮس ﺑﻴﺸﺘﺮی را ﻣﺘﺤﻤﻞ می ﺷﻮﻧﺪ.

ﺣﺠﻢ ﻛﻢ ﻛﺎر، ﺣﺠﻢ زﻳﺎد ﻛﺎر، ﺷﻴﻔﺖ ﻛﺎری، ﺣﻮادث ﻣﺤﻴﻂ ﻛﺎر، ﺷﺮاﻳﻂ ﻧﺎﻣﺴﺎﻋﺪ ﻣﺤﻴﻂ ﻛﺎر (ﻣﺜﻞ ﺳﺮ و ﺻﺪا، ﺣﺮارت، ﮔﺮد و ﻏﺒﺎر، ﻣﻮاد ﺷﻴﻤﻴﺎیی،…) اﺣﺴﺎس ﻋﺪم اﻣﻨﻴﺖ شغلی، ﻋﺪم ﺗﻮزﻳﻊ ﻋﺎدﻻﻧﻪ اﻣﻜﺎﻧﺎت، اﺧﺘﻼف ﻫﻤﻜﺎران، ﻛﺎر در ﺷﺮاﻳﻂ ﺗﻨﻬﺎیی، ﺑﻪ ﭼﺎﻟﺶ ﻧﮕﺮﻓﺘﻦ اﺳﺘﻌﺪادﻫﺎی ﻓﺮد، ارﺗﻘﺎی بی ﺿﺎﺑﻄﻪ، ﺗﺼﺎﺣﺐ ﭘﺴﺘﻬﺎ ﺗﻮﺳﻂ اﻓﺮاد ﺑﻴﺮون ﺳﺎزﻣﺎن ﻫﻤﻪ ﻓﺸﺎرزا ﻫﺴﺘﻨﺪ. محققان ﺑﻪ روشنی ﻣﺘﺬﻛﺮ ﮔﺮدﻳﺪه اﻧﺪ ﻛﻪ ﭘﮋوﻫﺸﻬﺎ ﻧﺸﺎن دﻫﻨﺪه آن اﺳﺖ ﻛﻪ وﺟﻮد ﺗﻘﺎﺿﺎﻫﺎی ﭼﻨﺪ ﮔﺎﻧﻪ شغلی از ﻓﺮد و ﻣﺤﺪود ﻛﺮدن داﻣﻨﻪ ﺗﺼﻤﻴﻢ ﮔﻴﺮی وی از ﻋﻠﻞ اصلی ﺑﺮوز اﺳﺘﺮس در ﻣﺤﻴﻂ ﻫﺎی شغلی اﺳﺖ.

ﻋﻠﻞ ﻓﺮاﺳﺎزﻣﺎنی

بعضی از ﻋﻮاﻣﻞ ﻓﺸﺎر ﺑﻪ ﺧﺎﻧﻮاده و اﺟﺘﻤﺎعی ﻛﻪ در آن زﻧﺪگی می ﻛﻨﻴﻢ، ﺑﺮمی ﮔﺮدد: ﻧﺎﻣﻄﻤﺌﻦ ﺑﻮدن وﺿﻊ اﻗﺘﺼﺎدی، ﻧﺎﻣﻄﻤﺌﻦ ﺑﻮدن وﺿﻊ ﺳﻴﺎسی، بی ﺛﺒﺎتی و ﻧﺎﻛﺎرآﻣﺪی ﻗﻮاﻧﻴﻦ، ﻧﺎﻣﻄﻤﺌﻦ ﺑﻮدن ﺗﻜﻨﻮﻟﻮژی، ﻣﺸﻜﻼت ﻣﺎلی و اﻗﺘﺼﺎدی، ﻣﺸﻜﻼت ﺧﺎﻧﻮادگی، ﺗﺤﺼﻴﻞ ﻓﺮزﻧﺪان، ﻣﺤﻞ ﺳﻜﻮﻧﺖ ﻫﻤﻪ می ﺗﻮاﻧﺪ در ﻣﻴﺰان ﻓﺸﺎری ﻛﻪ ﺗﺤﻤﻞ می ﻛﻨﻴﻢ، ﻧﻘﺶ داﺷﺘﻪ ﺑﺎﺷﺪ. ﺣﻤﺎﻳﺘﻬﺎی ﺧﺎﻧﻮادگی و ﻓﺎمیلی ﻧﻴﺰ در ﺗﺤﻤﻞ اﻓﺮاد در ﺑﺮاﺑﺮ ﻓﺸﺎرﻫﺎ ﻧﻘﺶ دارﻧﺪ. ﻣﺴﺎﺋﻞ ﺳﻴﺎسی اﻗﺘﺼﺎدی ﻧﻴﺰ ﺑﺎﻋﺚ اﻳﺠﺎد ﻓﺸﺎر می ﺷﻮد. رﻛﻮدﻫﺎی ﻛﻮﺗﺎه ﻣﺪت ﻫﻢ ﻣﻮﺟﺐ اﻓﺰاﻳﺶ ﺗﻨﺶ می ﺷﻮد، ﻫﻨﮕﺎمی ﻛﻪ ﺳﻴﺴﺘﻢﻫﺎی اﻗﺘﺼﺎدی با رکود مواجه می شوند، ﺳﺎزﻣﺎﻧﻬﺎ از ﻧﻴﺮوی ﻛﺎر ﺧﻮد می ﻛﺎﻫﻨﺪ، اﺿﺎﻓﻪ ﻛﺎری ﻛﺎﻫﺶ می ﻳﺎﺑﺪ، ﺗﻌﺪادی از ﻛﺎرﻛﻨﺎن ﻣﻨﺘﻈﺮ ﺧﺪﻣﺎت می ﻣﺎﻧﻨﺪ، ﺣﻘﻮﻗﻬﺎ ﻛﺎﻫﺶ می ﻳﺎﺑﺪ، ﻫﻔﺘﻪﻫﺎی ﻛﺎری ﻛﻮﺗﺎه می ﮔﺮدد و از اﻳﻦ ﻗﺒﻴﻞ ﻣﺴﺎﺋﻞ ﻛﻪ ﻓﺸﺎر زا ﻫﺴﺘﻨﺪ.

در پایان

ﻋﻮاﻣﻞ ﺑﺴﻴﺎری ﺳﺒﺐ ﺑﺮوز اﺳﺘﺮس ﻣﯽﺷﻮﻧﺪ. ﻣﺜﻼ ﺑﻴﻤﺎری، دﻳﺮ رﺳﻴﺪن ﺑﻪ ﻣﺤﻞ ﻛﺎر، ﺗﺮاﻓﻴﻚ و… اﻣﺎ ﻣﻬﻢﺗﺮﻳﻦ ﻋﺎﻣﻞ ﻃﺮز ﺑﺮﺧﻮرد، ﻧﻮع ﻧﮕﺎه و ﻧﮕﺮش ﻣﺎ ﺑﻪ ﺣﻮادث و اﺗﻔﺎﻗﺎﺗﯽ اﺳﺖ ﻛﻪ ﭘﻴﺮاﻣﻮن ﻣﺎ ﻣﯽاﻓﺘﺪ. ﻣﺎ ﻣﯽﺗﻮاﻧﻴﻢ اﺣﺴﺎﺳﺎت ﺧﻮد را ﺗﻐﻴﻴﺮ دﻫﻴﻢ. اﻳﻦ ﻛﺎر از ﻃﺮﻳﻖ ﺗﻐﻴﻴﺮ در رﻓﺘﺎر ﻳﺎ ﺗﻔﻜﺮ ﻣﻴﺴﺮ ﻣﯽﺷﻮد. ﺑﻪﻋﻨﻮان ﻣﺜﺎل اﻧﺠﺎم دادن ﻣﻘﺪاری از ﻳﻚ ﻛﺎر ﻣﯽﺗﻮاﻧﺪ ﻣﺎ را از ﻧﮕﺮاﻧﯽ درﺑﺎره آن ﺑﺮﻫﺎﻧﺪ. اﻳﺠﺎد ﻳﻚ ﺑﺮداﺷﺖ و ﻓﻬﻢ ﺟﺪﻳﺪ از ﻳﻚ وﺿﻌﻴﺖ ﺧﺎص، از ﻫﺮاس و اﺳﺘﺮس ﻧﺎﺷﯽ از آن ﻣﯽﻛﺎﻫﺪ.

با گوشی اسکن کنید
1 vote, average: 5٫00 out of 51 vote, average: 5٫00 out of 51 vote, average: 5٫00 out of 51 vote, average: 5٫00 out of 51 vote, average: 5٫00 out of 5

میانگین امتیاز 5٫00 از 5 با 1 رای
Loading...

نویسندگان:
ترتیب پیشنهادی بهینگی برای :

دیدگاه بگذارید

اولین نفری باشید که دیدگاه میگذارد

به من اطلاع بده
avatar
wpDiscuz