لجستیک قطعات یدکی - بهینگی

لجستیک قطعات یدکی

اشتراک گذاری :
لجستیک قطعات یدکی

لجستیک قطعات یدکی: ضرورت؟

کنترل موجودی قطعات یدکی یکی از حوزه های مدیریت موجودی در سازمان است. اگر از دیدگاه زنجیره تامین نگاه کنیم، لجستیک قطعات یدکی نیز در همین ارتباط می باشد. قطعات یدکی دارای مشخصه هایی متفاوت با سایر قطعات است. درنتیجه ویژگی های لجستیک قطعات یدکی و نیازمندیهای آن با آنچه در لجستیک سایر قطعات است، بایستی تفاوت داشته باشد. به عنوان مثال سطح خدمت در موجودی قطعات یدکی بسیار بالاتر است، چراکه تاثیر کمبود موجودی از نظر اقتصادی بسیار چشمگیر می باشد و یا تقاضای قطعات یدکی به شدت گاه گاهی و از لحاظ پیش بینی بسیار دشوار است.

از طرف دیگر امروزه در سیستم های تولیدی و زنجیره های تامین پافشاری زیادی برای کاهش ذخیره اطمینان و زمان احتیاطی وجود دارد؛ دو عاملی که در روشهای سنتی مدیریت موجودی برای بهبود عملکرد درنظر گرفته می شوند. امروز بواسطه شرایط متغیر بازار و دگرگونی های تولید، موسسات به دنبال حذف و یا کاهش آنها هستند.

مطابق آنچه گفته شد، تلاش جهت ساماندهی سیستم لجستیک قطعات یدکی ضرورت دارد. به این منظور باید با توجه به مشخصه های کنترلی این قطعات، سیستم لجستیک قطعات یدکی را طراحی نماییم. اما متاسفانه، درعمل، موجودی های قطعات یدکی عموما با بکارگیری اصول کلی مدیریت موجودی کنترل می شوند و توجه کافی به کنترل های مرتبط با مشخصات خاص قطعات یدکی نشده است.

در این مطلب به دنبال، آگاهی از نیازهای کنترلی قطعات یدکی و سپس طراحی سیستم لجستیک قطعات یدکی و بهبود آن هستیم.

لجستیک قطعات یدکی

مشخصات کنترلی قطعات یدکی

برای قطعات یدکی می توان ۴ مشخصه اصلی کنترلی نام برد که عبارتند از:

۱- درجه اهمیت (criticality)

 ۲- خاص بودن (specificity)

۳- تقاضا (demand)

۴- ارزش (value)

در ادامه به توصیف این ویژگیها می پردازیم.

۱- درجه اهمیت

دو دیدگاه در خصوص درجه اهمیت وجود دارد: درجه اهمیت فرایندی و درجه اهمیت کنترلی

درجه اهمیت فرایندی

درجه اهمیت فرایندی یک قطعه با توجه به پیامدهای حاصل از نقش آن قطعه در فرایند با فرض در دسترس نبودن قطعه تعیین می شود. در حالت تئوری، درجه اهمیت را می توان با هزینه های توقف فرایند محاسبه کرد. محاسبه این معیار در عمل بسیار دشوار است، رویکرد عملی در این ارتباط در نظر گرفتن زمانی است که طی آن نقص مورد نظر در قطعه اصلاح می شود.

از لحاظ درجه اهمیت فرایند، قطعات یدکی به ۳ گروه کلی تقسیم می شوند:

الف) نقص باید کاملا برطرف شود. در این حالت قطعات یدکی فورا تامین شود.

ب) رفع نقص به صورت موقت و در مدت کوتاهی انجام شود، سپس سیستم به کار خود ادامه دهد. به این ترتیب زمانی برای تامین قطعه یدکی ایجاد می شود.

ج) نقص برای فرایند مهم نیست، می تواند اصلاح شود و قطعه یدکی نیز بعد از زمانی طولانی تر نسبت به ۲ حالت قبل تامین شود.

درجه اهمیت کنترلی

نوع دیگر نگاه به درجه اهمیت نیز وجود دارد که بیشتر با امکان کنترل شرایط توصیف می شود و ارتباطی به پیامدهای نقص یا کمبود ندارد. این نوع نگاه تحت عنوان «درجه اهمیت کنترلی» خوانده می شود و مواردی چون قابلیت پیش بینی نقص، وجود تامین کنندگان قطعات یدکی، زمان تحویل و … را در بر می گیرد.

از دیدگاه کنترلی، باید مدت زمان موجود برای پاسخ به درخواست قطعات یدکی را بدانیم:

  • آیا درخواست فوری است؟
  • آیا زمانی برای تامین سفارش وجود دارد؟

این ۲ سوال برای تعیین سطح ذخیره اطمینان اساسی است. به این معنی که باید از محافظ زمان استفاده کنیم یا اینکه به محافظ موجودی جهت تامین تقاضا بسنده کنیم. در حالت درخواست فوری استفاده از انبارهای اقماری و محلی، راهی مناسب برای کنترل تقاضا است ولی در هنگام وجود زمان، وجود انبار مرکزی عامل موثری در بهبود عملکرد است.

۲- خاص بودن

دومین مشخصه مطرح شده، «خاص بودن» است. در میان قطعات یدکی به طور کلی ۲ دسته قطعات تحت عناوین استاندارد و سفارشی وجود دارد.

قطعات استاندارد مشتریان مختلف و متنوعی دارد؛ علاوه بر این از طریق تامین کنندگان مختلفی قابل تامین است.

برای قطعات سفارشی شده رویکرد متفاوتی را باید در پیش گرفت. قطعات خاص دارای مشتریان محدود و تامین کنندگان محدودی است و عموما دارای تقاضای اندک و پراکنده هستند. لذا تامین کنندگان رغبتی برای نگهداری این قطعات ندارند و بالتبع زمان تامین نیز زیاد می شود. درنتیجه، مسئولیت در دسترس داشتن، حفظ سطح مورد نیاز موجودی و کنترل موجودی نیز به عهده مصرف کننده است.

لجستیک قطعات یدکی

۳- الگوی توزیع تقاضا

الگوی توزیع تقاضا نیز دارای ۲ بعد است: مقدار یا نرخ تقاضا و قابلیت پیش بینی.

نرخ تقاضا:

نرخ تقاضا در زنجیره های لجستیک از مسائل بحث برانگیز به حساب می آید. قطعات یدکی نیز اغلب دارای تقاضای بسیار نامنظم و کم هستند. دو مشخصه عدم نظم و روند یکسان و نیز تقاضای با مقدار کم، کنترل موجودی قطعات یدکی را دشوار می کند. بخصوص وقتی سایر مشخصه های کنترلی نیز وجود دارند (مثل ارزش بالا و اهمیت زیاد ). وقتی روند تقاضا به این صورت است، افزایش ذخیره اطمینان برای کنترل مناسب و عملکرد مطلوب و در دسترس بودن مطمئن قطعات یدکی مورد نیاز است. به این دلیل که جذابیت خاصی نیز برای تامین کننده در ارائه سرویس خاص ( تحویل زود ) و یا نگهداری موجودی قطعه ساخته شده وجود ندارد، مسئولیت کنترل به طور عمده به عهده مصرف کننده می باشد.

سطح پیش بینی:

بعد دوم الگوی تقاضا، مربوط به سطح پیش بینی است. قابل پیش بینی بودن تقاضا مرتبط است با پیش بینی نقص یک قطعه و احتمالات جهت برآورد الگوهای وقوع نقص و تعیین نرخ وقوع نقص با ابزارهای آماری. قابل پیش بینی بودن تقاضا بر روی انتخاب اصول کنترل اثرگذار است و موجب می شود تا از بین نظارت دائم و یا نگهداری زمان بندی شده یک رویکرد برگزیده شود.

۴- قیمت قطعه:

قیمت یا ارزش قطعه، آخرین مشخصه کنترلی است که مورد بررسی قرار می گیرد.

ارزش بالای قطعه، بخشهای مختلف زنجیره تامین را وادار به جستجوی راه حل هایی برای کاهش سطح موجودی نگه داری شده در کنار حفظ سطح خدمت مطلوب می نماید. در این حالت باید به دنبال برقراری موازنه بود. مثلا با افزایش سطح موجودی، سطح خدمت مطلوبتر می شود و سفارشات به موقع تحویل می شود اما سرمایه درگیر و همچنین هزینه های موجودی افزایش یافته و شاید ریسک کهنگی را در پی داشته باشد.

از جمله سیاست های رایج در مقابله با این مسئله، مذاکره بخش های زنجیره تامین، مشارکت میان آنها، اشتراک اطلاعات، چگونگی سازمان تامین کنندگان و تعهدات مصرف کنندگان به آنها می باشد.

در مورد قطعات با ارزش پایین نیز باید از سیستم های جایگزین سازی کالا استفاده کرد چرا که در آنها نباید هزینه اداری و اجرایی نسبت به ارزش قطعات به طور غیر منطقی افزایش یابد.

 استراتژی ها برای طراحی لجستیک قطعات یدکی و بهبود آن:

معیارهای فوق در کنار یکدیگر، ترکیبهای مختلف از مشخصات کنترلی بوجود می آورد. هر یک از این ترکیبات را یک کلاس از اقلام می نامیم. تعدد زیاد کلاسهای اقلام باعث می شود تا مدیریت آن سخت و دشوار شود. از اینرو تلاش می کنیم تا هنگام طراحی لجستیک قطعات یدکی فقط مهمترین ترکیبات از مشخصه های کنترلی را لحاظ کنیم که عملی تر و متمایزتر هستند.

در میان معیارهای بالا درجه اهمیت و خاص بودن دارای ماهیت متفاوتی هستند. از اینرو برای هر کدام از این معیارها ۲ دسته ایجاد می کنیم.

از لحاظ درجه اهمیت فرض می کنیم اقلام یا دارای اهمیت بالا (نیاز فوری) یا اهمیت متوسط (اصلاح موقت، وجود زمان) هستند. در این بررسی فرض می کنیم قطعاتی که دارای درجه اهمیت پایین هستند، مشابه با سایر اقلام موجودی های عمومی و توسط سیستم های رایج مدیریت موجودی کنترل می شوند.

از حیث خاص بودن نیز دو دسته استاندارد و سفارشی وجود دارد.

۲ معیار دیگر را نیز به صورت طیفی پیوسته در نظر می گیریم. در واقع به روشنی امکان تفکیک آنها در دسته های مجزا نیست پس تاثیر آنها را در دسته های حاصل از ۲ معیار اول بررسی می کنیم.

دسته اول: قطعات سفارشی

این قطعات اغلب به صورت ساخت طبق سفارش MTO تولید می شوند (طبق نیاز و مشخصات مشتری). از اینرو دارای زمان تحویل طولانی تر هستند. به دلیل همین خاص بودن عموما قیمت های آن نیز بالا بوده و دارای تقاضای کم از طرف یک یا چند مصرف کننده محدود هستند.

در چنین شرایطی تامین کنندگان به هیچ وجه علاقمند نیستند تا از موجودی هایی نگهداری کنند که فقط مورد نیاز یک مشتری خواهد بود. بنابراین، برای مواجه نشدن با شرایط کمبود، راهکار موجود برای مصرف کننده نگهداری ذخیره احتیاطی است. این راهکار هزینه های زیادی به دنبال دارد. ذخیره اطمینان برای تمام قطعاتی که زمان تامین آنها بیشتر از زمان مربوط به اصلاح موقت  است، ضروری است.

پس در چنین شرایطی هدف اصلی عبارتست از کاهش زمان های تحویل و بازپرسازی مطمئن تر موجودی.

یک استراتژی ممکن است یافتن و مشارکت تامین کننده قابل اعتماد باشد که متخصص در ساخت قطعات یدکی مخصوص مصرف کننده است. این تامین کننده با در اختیار داشتن نقشه ها، اطلاعات و ابزارهای لازم قادر خواهد بود تا زمان تحویل را کوتاهتر نماید.

دسته دوم : قطعات استاندارد

شرایط و استراتژی ها در قبال قطعات استاندارد کاملا متفاوت است. تامین کنندگان رغبت بیشتری در مشارکت با مصرف کننده برای تامین این قطعات دارند. اغلب چندین تامین کننده و همچنین مشتری برای قطعات استاندارد وجود دارند. این موضوع به معنای دسترسی بهتر و زمان تامین کوتاهتر و ارائه خدمات بهتر می باشد.

در مورد قطعات استاندارد، فاکتور درجه اهمیت در وضعیت سیستم لجستیک موثر است. برای قطعات با درجه اهمیت بالا مصرف کننده باید مقداری ذخیره احتیاطی نگه دارد تا قابلیت دسترسی تضمین شده باشد.

در این شرایط، یک استراتژی مناسب دریافت تضمین برای زمان تامین قطعات است که موجب کاهش نیاز مصرف کننده به ذخیره احتیاطی می شود. خصوصا وقتی ارزش قطعه بالا باشد، این استراتژی برای مصرف کننده مطلوبتر است، چرا که از سرمایه درگیر بواسطه ذخیره احتیاطی می کاهد.

لجستیک قطعات یدکی

سایر استراتژی ها

در مورد قطعاتی که نرخ تقاضای بسیار کمی دارند، استراتژی های عملی دیگری نیز وجود دارد. وقتی چند مصرف کننده یک قطعه با ارزش بالا و تقاضای بسیار کم در نزدیکی هم قرار دارند، می توانند با سرمایه گذاری مشترک به نگهداری قطعات یدکی بپردازند. بدین ترتیب نگهداری موجودی اطمینان و هزینه های آن توجیه پذیر می شود.

درباره قطعاتی که دارای اهمیت متوسط هستند نیاز مصرف کننده به نگهداری ذخیره محلی کاهش می یابد و بالتبع استراتژی مهم و مفید بکارگیری سیاست بازپرسازی کالا در زنجیره تامین است. با کاهش ارزش قطعات سیاست های بازپرسازی ساده تر مثل ROP که دارای هزینه های اداری و اجرایی کمتر هستند مطلوبتر می باشند چرا که سرمایه های درگیر چندان چشمگیر نبوده و انباشته های جایگزین نیز می توانند بزرگ انتخاب شوند؛ حتی در رویکرد های جدیدتر ممکن است تامین کنندگان خود مسئولیت بازپرسازی و کنترل موجودی این گونه قطعات را به عهده بگیرند مانند سیستم های موجودی با مدیریت تامین کنندهVMI.

جمله آخر

البته در کنار این سیستم ها باید اقدامات توسعه ای بلند مدت نیز در جهت کاهش خاص بودن و درجه اهمیت قطعات و همچنین افزایش هماهنگی در زنجیره تامین مد نظر باشد به عبارتی دیگر باید تلاش شود تا مشخصات محدود کننده سیستم شناسایی شده و جهت رفع آنها اقدام مناسب صورت گیرد.

 

با گوشی اسکن کنید
1 vote, average: 5٫00 out of 51 vote, average: 5٫00 out of 51 vote, average: 5٫00 out of 51 vote, average: 5٫00 out of 51 vote, average: 5٫00 out of 5

میانگین امتیاز 5٫00 از 5 با 1 رای
Loading...

نویسندگان:
ترتیب پیشنهادی بهینگی برای :

دیدگاه بگذارید

اولین نفری باشید که دیدگاه میگذارد

به من اطلاع بده
avatar
wpDiscuz