اعتماد به نفس و انگیزش (قسمت دوم) - بهینگی

اعتماد به نفس و انگیزش (قسمت دوم)

اشتراک گذاری :
اعتماد به نفس و انگیزش (قسمت دوم)

بخش دوم

سلام در قسمت قبل خلاصه کتاب اعتماد به نفس و انگیزش در مورد اعتماد به نفس و خودکارآمدی صحبت کردیم. حال در ادامه مبحث قصد داریم در مورد نظریه های انگیزش صحبت کنیم.

اعتماد به نفس و انگیزش (قسمت دوم)

۴- نظریه های مربوط به انگیزش

  • نظریه انگیزشی هرزبرگ

نظریه انگیزشی هرزبرگ یا نظریه انگیزشی – بهداشتی به بیان این می پردازد که یک سری عوامل، اگر نباشد باعث ایجاد نارضایتی می شود و اگر باشد باعث رضایت نمی شود اما دیگر افراد ناراضی نیستند و یک سری عوامل نیز وجود دارند که اگر ایجاد شوند باعث رضایت می شوند، که این رضایت باعث ایجاد انگیزه در افراد برای فعالیت و تلاش می شود و نبود آن عوامل نیز عدم رضایت را در پیش دارد، که عوامل نارضایتی و عدم نارضایتی را عوامل بهداشتی و عوامل رضایت و عدم رضایت را عوامل انگیزشی می نامند.

نظریه هرزبرگ ۶ عامل رضایت و ۶ عامل نارضایتی را این گونه بیان می کند:

عوامل ایجاد رضایت:

دستاورد

شناخت

خودکار

مسئولیت

پیشروی

رشد

عوامل ایجاد نارضایتی:

خط مشی شرکت

نظارت

رابطه با رئیس

شرایط کاری

دستمزد

رابطه با همکاران

با توجه به نتایج بدست آمده متوجه می شویم عوامل رضایت و نارضایتی در مقابل یکدیگر نیستند، همچنین این که ما بر عوامل انگیزشی بیشتر کنترل داریم. پس اگر به عملکرد خود متمرکز شویم، به اهداف خود خواهیم رسید.

نکته: تا زمانی که عوامل بهداشتی رعایت نشود، سخن گفتن از عوامل انگیزشی سخنی پوچ است.

  • نظریه انتظار وروم

این نظریه بر خلاف نظریه های قبل که بر نیاز های فرد تمرکز داشت بر پیامد های دیگر تمرکز می کند و بیان می کند که تلاش نتیجه انگیزش است و برای این که انگیزش داشته باشیم، باید بین سه عامل تلاش، عملکرد و پیامد یکی از پیوند های انتظار، واسطه و جاذبه وجود داشته باشد.

 

اعتماد به نفس و انگیزش (قسمت دوم)

انتظار یعنی میزان تلاشی که داریم، می تواند بر روی عملکردمان تاثیر بگذارد.

واسطه بیان می کند که عملکرد ما بر پیامد تاثیر دارد. به عنوان مثال: عملکرد عالی نسبت به عملکرد ضعیف پیامد مثبت تری دارد.

جاذبه یعنی این که فرد برای پیامدی که حاصل شده چه اهمیتی قائل می شود. به عنوان مثال: اگر انگیزه داشته باشم که درس بخوانم، بیشتر زمانم را با درس خواندن می گذرانم تا تفریح ولی اگر تفریح برایم ارزشمند تر باشد، برای آن ارزش بیشتری قائل خواهم شد.

در شکل بالا یک کلمه برابری وجود دارد، این کلمه بیان می کند که فرد پیامد های خود را با یک شخص هم رده خود مقایسه می کند و اگر متوجه شود که مثلا فرد مقابل با کار کمتر همان میزان پاداش و دستمزد را می گیرد، تلاش خود را کم می کند، زیرا متوجه نابرابری شده است.

با توجه به این نظریه سازمان برای ایجاد انگیزه در هر فرد چالش جدیدی پیش رو دارد.

  • مدل مبتنی بر نیاز مک کله لند

بر مبنای این نظریه ما انسان ها سه نیاز اساسی داریم:

نیاز به پیشرفت و موفقیت

نیاز به وابستگی (دوستی و تعلق)

نیاز به قدرت (اقتدار)

افراد در میزان هر یک از این نیاز ها متفاوت هستند که به طور خلاصه در مورد آنها بحث می کنیم.

  1. نیاز به موفقیت:

    با آزمایشی که مک کله لند روی افراد انجام داد، متوجه شد که این افراد هدف خود را طوری تعیین می کنند که بتوانند به آن برسند و این که کشش (انگیزه) برای رسیدن به هدف وجود داشته باشد (ریسک کمتر از ۵۰ درصد). همچنین این افراد نیاز به بازخورد سریع دارند و این که حس کنند به یک دستاورد رسیده اند

  2. نیاز به قدرت و اقتدار:

    این افراد علاقه دارند که بر دیگران تاثیر بگذارند و همچنین دوست دارند که دیگران را هدایت و رهبری کنند و علاوه بر آن سخنرانان خوبی هستند.

  3. نیاز به وابستگی، دوستی و تعلق:

    این افراد دوست دارند با دیگران تعامل برقرار کنند و نیاز به دوست داشته شدن در آن ها وجود دارد.

شما کدام نیازتان پر رنگ تر است؟

این نظریه نشان می دهد که انسان دارای ۵ سطح نیاز اساسی به شکل زیر است:

اعتماد به نفس و انگیزش (قسمت دوم)

در این هرم سطوح پایین تر اساسی تر بوده و اگر فرد در آن به صورت کامل ارضاء نشود، احساس کمبود می کند. ولی در سطوح بالا تر حتما علائم کمبود دیده نمی شود، ولی در فرد عصبانیت، ناراحتی و … به وجود می آورد.

  1. نیازهای فیزیولوژیک:

    نیازهایی که انسان برای ادامه فعالیت به آن احتیاج دارد. مثل: لباس، خوراک، پوشاک، پناهگاه و نیاز های جنسی.

  2. نیاز به امنیت:

    پس از این که فرد نیاز فیزیولوژیک خود را برطرف کرد به سراغ تامین امنیت می رود و شامل همه امنیت ها می شود. مانند: امنیت مالی، امنیت فیزیکی، امنیت شغلی و حفاظت از اقتدار یک جانبه.

  3. نیازهای اجتماعی و عشق و تعلق:

    این نیاز به گونه ایست که فرد برای رفع آن، نیاز دارد روابط همکاری، خانوادگی و … را تقویت کند. علاوه بر این، این روابط بر اساس عواطف هستند و نیاز به دوست داشته شدن توسط دیگران را برآورده می سازد. اگر این نیاز برآورده نشود، فرد در معرض افسردگی، نگرانی و انزوا قرار می گیرد.

  4. نیاز های عزت نفس و احترام:

    نیاز های ما در سطح حول محور تقویت تصویر شخصی ما توسط خودمان و تصویری که دیگران از ما دارند، می چرخد. به معنای دیگر افراد دوست دارند که دیگران برای آن ها احترام و قدر و منزلت قائل باشد.

  5. خودشکوفایی:

    نیاز به خودشکوفایی یعنی نیاز به این که بیشتر و بیشتر خودمان باشیم و بیشتر و بیشتر به آنچه قادر هستیم تبدیل شویم.

نکته: تنها زمانی میتوان به این سطح دست یافت که نیاز های قبلی برآورده شده باشد. همچنین دو شیوه درک خودشکوفایی عبارت است از:

۱-دست کشیدن از اهمیت دادن به نظرات خوب دیگران

۲-انجام کارها صرفا به این دلیل که از آن ها لذت می بریم

پایان قسمت دوم.

در قسمت سوم و پایانی کتاب اعتماد به نفس و انگیزش نیز همراه ما باشید.

با گوشی اسکن کنید
1 vote, average: 5٫00 out of 51 vote, average: 5٫00 out of 51 vote, average: 5٫00 out of 51 vote, average: 5٫00 out of 51 vote, average: 5٫00 out of 5

میانگین امتیاز 5٫00 از 5 با 1 رای
Loading...

نویسندگان:
ترتیب پیشنهادی بهینگی برای :

دیدگاه بگذارید

اولین نفری باشید که دیدگاه میگذارد

به من اطلاع بده
avatar
wpDiscuz