فلسفه های مدیریت بازاریابی (بخش سوم) : گرایش بازاریابی - بهینگی

فلسفه های مدیریت بازاریابی (بخش سوم) : گرایش بازاریابی

اشتراک گذاری :
فلسفه های مدیریت بازاریابی (بخش سوم) : گرایش بازاریابی

گرایش بازاریابی ایده ی جدید در تاریخ روابط و مبادلات به حساب می آید. این ایده بر این اساس است که وظیفه ی اصلی هر سازمان تعیین نیازها، خواسته ها و ارزشهای بازار هدف و تطبیق سازمان برای ارضای آنها به گونه ای موثرتر و مفیدتر از سایر رقباست.

در مطالب قبلی بهینگی که از کتاب معروف  مدیریت بازاریابی تالیف اساتید احمد روستا، داور ونوس و عبدالحمید ابراهیمی تهیه شده است، به معرفی هریک گرایشها و دیدگاه ها در بازاریابی پرداخته شده است. در این مطلب به گرایش بازاریابی در مدیریت بازاریابی می پردازیم. سعی شده است تا مثالهایی نیز از موفقیتها و شکستهای هر یک از فلسفه های مدیریت بازاریابی ارائه شود.

مفروضات گرایش بازاریابی

الف) سازمان رسالت خود را ارضای خواسته های مشخص گروهی از مشتریان معین می داند.

ب) سازمان تشخیص میدهد که ارضای خواسته ها مستلزم ایجاد برنامه ای پویا برای تحقیق بازاریابی جهت آگاهی از خواسته های مشتریان است.

ج) سازمان تشخیص می دهد که فعالیت های آن باید تحت کنترل آمیخته ی بازاریابی باشد.

د) سازمان باور دارد که ارضای مشتریان به نحو مطلوب باعث ایجاد وفاداری، اعتقاد، تکرار معامله و تجارت می شود که همه عوامل حیاتی در برآورده شدن اهداف کسب و کار هستند.

فلسفه های مدیریت بازاریابی (بخش سوم) : گرایش بازاریابی

تفاوت مفهوم فروش و بازاریابی

از آنجا که مفهوم فروش و بازاریابی اغلب باعث اشتباه و گمراهی می شود، لازم است تفاوت بین این دو را بیشتر بررسی کنیم. مقایسه مفهوم فروش و بازاریابی در شکل زیر نشان داده شده است:

فلسفه های مدیریت بازاریابی (بخش سوم) : گرایش بازاریابی

همانگونه که در شکل فوق مشاهده می شود سه عامل مبنا، وسیله و هدف در دو مفهوم فروش و بازاریابی کاملا متفاوتند.

در مفهوم فروش، مبنای فعالیتهای شرکتها تولید بود که این تولید باید از طریق سیاستهای تشویقی و تبلیغی به فروش می رفت تا از سود به دست آمده، ادامه حیات شرکت ممکن گردد.

در مفهوم بازاریابی، آغاز و مبنای همه ی فعالیتها نیازها و خواسته های مصرف کنندگان و مشتریان است که از طریق تحقیقات بازاریابی و بررسی و شناخت بازار مشخص می شود. هدف نیز کسب سود با ارضای نیاز خریداران و ارائه خدمات موردنیاز آنهاست.

بیشتر بخوانید:  ابعاد مختلف بازاریابی : از بازارگرایی تا بازارگردانی

پایه های گرایش بازاریابی

پایه های گرایش بازاریابی شامل چهار عامل خریدارگرایی، نگرش سیستمی، هدفگرایی و بازارگرایی همگانی است که در ادامه بررسی می شود

الف)خریدارگرایی

علت وجودی سازمان ارضای نیازهای مشتریان است. در بازاریابی جدید، خریدار در راس نمودار سازمانی قرار می گیرد. اغلب کوششها باید در جهت رفع نیازهای وی باشد. در کوتاه مدت، وظیفه ی بازاریابی انطباق نیاز خریداران با محصولات موجود و در دراز مدت، انطباق محصولات با خواسته های خریداران است.

شرکتهای مشتری گرا هنگامی که فروش انجام می پذیرد، وظیفه ی بازاریابی را خاتمه یافته نمی پندارند. چنین شرکتهایی خدمات پس از فروش ارائه می دهند و با تحقیقات خود بررسی می کنند که مشتریان در چه سطحی به حداقل رضایت می رسند. و چگونه می توانند این رضایت را افزایش دهند.

  ب) نگرش سیستمی

سازمان باید در تصمیم گیری های خود دیدگاه سیستمی داشته باشد. نگرش سیستمی در مدیریت به وابستگی همه ی اجزای سازمان اعم از پرسنل، بخشها، فرایندها و تجهیزات به یکدیگر و نیاز به هماهنگی فعالیتهای آنها تاکید دارد. در سازمانهایی که هنوز در آنها محصول گرایی حکم فرماست، هر قسمتی سعی دارد تا از امکانات موجود حداکثر استفاده را بکند و به عملیات و بازده کار قسمتهای دیگر توجهی ندارد. همین موضوع یعنی تعارض هدفها بدون سعی در هماهنگی آنها، موجب پیدایش اشکالات اساسی در سطح سازمان می شود.

ج)هدف گرایی

سازمان باید به دنبال تامین اهداف رضایت بخش برای سرمایه گذاری های صاحبان سازمان باشد. در گرایش بازاریابی توجه به مشتری راهی است برای دستیابی به اهداف سازمان. در واقع با عرضه محصولاتی که خواسته های مشتریان هدف را ارضا می کند، سازمان به اهدافش نیز دست خواهد یافت. اهدافی مانند افزایش حجم سودآوری، فروش و سهم بازار.

بیشتر بخوانید:  تعیین اهداف فردی : برنامه ریزی برای همه عمر

د) بازارگرایی همگانی

سازمان باید دارای بینش وسیعی نسبت به مشتریان باشد. به این معنا که فرهنگ و بینش بازار در تمامی سطوح سازمان وجود داشته باشد. بازارگرایی همگانی یعنی درگیر شدن کل سازمان در سیستم بازاریابی.

بازارگرایی همگانی این باور را در همه کارکنان می پرورد که برای هر کاری که انجام میدهند، دهها مشتری درون و برون سازمانی وجود دارد و تنها در صورت وجود گرایش و تمایل به بازار و مشتری است که کارها صورت می گیرد. بازارگرایی همگانی همان مسیری را می رود که مباحثی مانند مدیریت کیفیت فراگیر یا جامع طی می کند.

با گوشی اسکن کنید
"یک ستاره""دو ستاره""سه ستاره""چهار ستاره""پنج ستاره!"

اولین امتیاز را شما بدهید
Loading...

نویسندگان:

دیدگاه بگذارید

اولین نفری باشید که دیدگاه میگذارد

به من اطلاع بده
avatar
wpDiscuz