کارآفرینی مفهومی جدید در حوزه علوم انسانی - بهینگی

کارآفرینی مفهومی جدید در حوزه علوم انسانی

اشتراک گذاری :
کارآفرینی مفهومی جدید در حوزه علوم انسانی

واژه ی کارآفرینی از کلمه فرانسوی Entreprendre به معنای “متعهد شدن” نشات گرفته است. بنابر تعریف واژه ی وبستر کارآفرین کسی است که متعهد می شود مخاطره های یک فعالیت اقتصادی را سازماندهی، اداره و تقبل کند. واژه ی کارآفرینی دیر زمانی پیش از آنکه مفهوم کلی کارآفرینی به زبان امروزه پدید آید، در زبان فرانسه ابداع شد.

در اوایل قرن شانزدهم میلادی کسانی را که در امر هدایت ماموریت های نظامی بودند، کارآفرین می خواندند. از آن پس درباره دیگر انواع مخاطرات نیز همین واژه با محدودیت هایی مورد استفاده قرار گرفت.

اصطلاح کارآفرین در معنا و مفهوم فعلی را اولین بار ژوزف شومپتر به کار برد. این اقتصاد دان که او را پدر علم کارآفرینی می نامند بر این باور بود که رشد و توسعه اقتصادی زمانی میسر خواهد بود که افرادی در بین سایر آحاد جامعه با خطر پذیری، اقدام به نوآوری کرده؛ با این کار روش ها و راه حل های جدید جایگزین راهکارهای ناکارآمد و کهن قبلی شود.

بر طبق نظر شومپتر “کارآفرین نیروی محرکه اصلی در توسعه اقتصادی است و نقش وی عبارت است از نوآوری یا ایجاد ترکیب های تازه از مواد”. وی نقش مدیران و افرادی را که کسب و کار ایجاد می نمایند از مفهوم کارآفرین جدا نمود.

تعریف کارآفرین

اساسا به دلیل اینکه هنوز تعریف استاندارد و جامع و مانعی برای کارآفرینی وجود ندارد و فقط شاخه ی کسب و کار یا حوزه ی اقتصادی کارآفرینی مدنظر قرار گرفته است؛ بالطبع کارآفرینان و ویژگی های آنها نیز فقط در چارچوب حوزه ی کسب و کار تعریف شده است. ضمن اینکه در همین حوزه به دلیل تازگی موضوع، بعضی مباحث به خوبی کاوش و بعضی به کلی فراموش شده است.

از جهت دیگر همانطور که شومپتر می گوید “سختی تشخیص کارآفرینان به دلیل بی دقتی در فعالیت های آنان نیست بلکه به خاطر این است که اولا اشخاصی که واقعا درگیر فعالیت های کارآفرینانه می شوند به سختی پیدا می شوند، ثانیا آنان همواره کارآفرین نیستند و ثالثا هیچ یک فقط کارآفرین نیستند”. در این مورد سوال های مختلفی مطرح است که هنوز جواب قاطع و معتبری به آنها داده نشده است ازجمله: چرا عده ی زیادی از افراد با اینکه کلیه ویژگی های کارآفرینان را دارند، شغل و حرفه ی کارآفرینانه ای انتخاب نمی کنند؟کارآفرینی مفهومی جدید در حوزه علوم انسانی

در اینجا تعدادی از تعاریفی که تاکنون برای کارآفرین بیان شده ارائه می کنیم:
  • کارآفرین کسی است که فرصتی را کشف و برای پیگیری و تحقق آن سازمانی مناسبی را ایجاد می کند.
  • کارآفرین کسی است که عمدتا به منظور کسب سود و رشد، کسب و کاری را تاسیس و اداره می کند که مشخصات اصلی آن نوآوری و مدیریت استراتژیک است.
  • کارآفرین کسی است که سیاست گذاری کسب و کار با اوست و به حساب خود ریسک مالی آن را به عهده می گیرد.
  • کارآفرین کسی است که موسسه اقتصادی، خصوصا کسب  و کاری را که معمولا مستلزم ابتکار و ریسک قابل توجهی باشد، سازماندهی و اداره می کند.
  • کارآفرین یعنی کارگشا، موسس شرکت و پیش قدم در تاسیس.
  • کارآفرین کسی است که ترکیب جدیدی از وسایل تولید و اعتبار بنگاه اقتصادی را چه درون یک سازمان و چه بصورت مستقل و آزاد به عهده می گیرد.
بیشتر بخوانید:  آیا من یک کارآفرین هستم؟

تفاوت کارآفرین با مدیر و تکنسین

مایکل ای. برگر، اختلاف میان اشخاصی را که در شرکت های تجاری معاصر مشغول به کار هستند، مشخص می کند. این اشخاص عبارتند از: کارآفرین، مدیر و تکنسین.

کارآفرین، تجارتی را ابداع می کند که بدون او کار می کند. این شخص، فردی دارای بینش است که تجارتی را با آکندن از هدف مندی و جهتگیری، منحصر بفرد می سازد. دیدگاه گسترده ای که پیش روی کارآفرین است، او را به پیش بینی تغییرات و نیازهای بازار و فعالیت در سرمایه گذاری قادر می سازد.

مدیر، از طریق کارمندان و با توسعه و پیاده سازی سیستم های موثر و نیز از طریق تعامل با کارمندان برای بالا بردن اعتماد به نفس و توانایی تولید نتایج بهتر، به نتایج مورد نظر خود دست پیدا می کند. مدیر می تواند بینش فرد کارآفرین را از طریق برنامه ریزی، پیاده سازی نموده و عینیت بخشد.

تکنسین وظایف مشخص را طبق استانداردها و سیستم های تعیین شده از سوی مدیر اجرا می کند. تکنسین که در تجارت مورد نظر بهترین است، نه تنها کارها را به انجام می رساند، بلکه ورودی هایی را برای افراد سرپرست فراهم می آورد تا این سیستم ها و استانداردها را بهبود بخشند.

اهمیت تشخیص این تفاوت

درک این تعاریف مهم است، زیرا گربر معتقد است اکثر شرکت های تجاری کوچک کار نمی کنند، بلکه مالکان آنها هستند که کار می کنند. به بیان دیگر او معتقد است که مالکان شرکت های کوچک کنونی سخت روی زمینه ای کار می کنند که برای خود ایجاد کرده اند نه برای ایجاد یک شرکت تجاری. از این رو اکثر شرکت های کوچک به شکست می انجامند. زیرا مالک آن بیشتر شخصیت تکنسین دارد تا کارآفرین. فرد در کار کردن تنها به عنوان تکنسین، پاداش بسیار کمی برای آن همه تلاش خود دریافت می کند و سرانجام بنابر نظر گربر، شرکت محکوم به شکست است.

گربر معتقد است اکثر مالکان شرکت های امروزی کارآفرینان واقعی نیستند که ایجاد شرکت های تجاری می کنند بلکه فقط تکنسین هایی هستند که اکنون شغلی برای خودشان ایجاد کرده اند. راه حل گریز از این وضعیت آن است که مالک مشتاق شود مانند یک کارآفرین واقعی عمل کند؛ یعنی تصور کند کار بدون حضور او چگونه پیش خواهد رفت.کارآفرینی مفهومی جدید در حوزه علوم انسانی

انواع کارآفرینی

  • در قالب افراد آزاد و غیر وابسته به سازمان (کارآفرین شخصی – کارآفرین مستقل)

فرآیندی است که کارآفرین از ایده اولیه تا ارائه محصول/خدمت خود به جامعه، کلیه فعالیت کارآفرینانه را با ایجاد یک بنگاه اقتصادی جدید، بطور مستقل طی می کند.

  • در قالب کارکنان سازمان (کارآفرینان سازمانی – کارآفرینی درون سازمانی)

فرآیندی است که کارآفرین، تحت حمایت یک سازمان، فعالیت های کارآفرینانه خود را به ثمر می رساند.

  • در قالب سازمان (سازمان کارآفرین – کارآفرین شرکتی)

فرآیندی است که یک شرکت طی می کند تا همه افراد آن به کارآفرینی تشویق شوند و تمام فعالیت های کارآفرینانه فردی و گروهی بطور مستمر، سریع و راحت در شرکت انجام پذیرد. در این فرآیند هر یک از کارکنان در نقش کارآفرین انجام وظیفه می کنند.کارآفرینی مفهومی جدید در حوزه علوم انسانی

دیدگاه های مختلف نسبت به کارآفرینی

به طور کلی از چهار جنبه مختلف، متغیرهای مربوط به کارآفرین و کارآفرینی مورد مطالعه قرار گرفته است:

  • متغیرهای شخصیتی و روان شناختی که تحت عنوان رویکرد ویژگی ها مورد بررسی قرار گرفته است.
  • متغیرهای جمعیت شناختی که تحت عنوان رویکرد رفتاری از آن یاد شده است.
  • متغیرهای سازمانی که تحت عنوان کارآفرینی سازمانی مورد مطالعه قرار گرفته است.
  • متغیرهای محیطی (اقتصادی-سیاسی) که با عنوان کارآفرینی شرکتی به آن پرداخته شده است.
بیشتر بخوانید:  کارآفرین و کارمند

رویکرد ویژگی ها

هدف این رویکرد شناسایی افرادی است که قادر به تاسیس یا رشد شرکت های جدید و موفق بوده اند. در تحقیقاتی که توسط روان شناسان با این دیدگاه انجام داده اند سعی شده است تا ویژگی های مشترک بین کارآفرینان شناسایی گردد. درونمایه اصلی در این رویکرد براساس تفاوت قائل شدن بین کارآفرین یا غیر کارآفرین بوده است و با فرض اینکه کارآفرینان دارای ویژگی هایی هستند که زیربنای رفتار و موفقیت آنان را شکل می دهد.

ویژگی های شخصیتی کارآفرینان

نیاز به توفیق یا توفیق طلبی

نیاز به توفیق عبارت است از تمایل به انجام کار در استانداردهای عالی جهت موفقیت در موقعیت های رقابتی. مک کللند، با تحقیقات خود چنین نتیجه گیری نموده که نیاز به توفیق در افرادی که فعالیت های اقتصادی خود را آغاز می نمایند بالاتر است. این افراد مایل هستند تا همواره در چالش باشند و در راه رسیدن به اهداف قابل دسترسی و همچنین نسبت به عملکرد خود، به بازخورد مکرر و منظم زمانی نیاز دارند.

مرکز کنترل

عقیده فرد نسبت به اینکه وی تحت کنترل وقایع خارجی یا داخلی می باشد را مرکز کنترل می نامند. کارآفرینان را دارای مرکز کنترل درونی توصیف نموده اند. افراد با مرکز کنترل بیرونی معتقدند که وقایع خارجی که خارج از کنترل آنها می باشد، سرنوشت آنها را تعیین می کند. در حالیکه افراد با مرکز کنترل درونی، به خود ایمان دارند و موفقیت یا شکست را به سرنوشت، شانس و یا نیروهای مشابه نسبت نمی دهند. به عقیده آنان شکست ها و موفقیت ها تحت کنترل و نفوذ آنها بوده و خود را در نتایج عملکردهایشان موثر می دانند.کارآفرینی مفهومی جدید در حوزه علوم انسانی

تمایل به مخاطره پذیری

تمایل به مخاطره پذیری عبارت است از پذیرش مخاطره های معتدل که می توانند از طریق تلاشهای شخصی مهار شوند. کارآفرینان موفق اهل قمار نیستند. آنگاه که تصمیم به شرکت جستن در یک پروژه اقتصادی دارند، بسیار حساب شده و با دقت فراوان عمل می کنند. هرچه را ممکن باشد انجام می دهند تا شرایط را به سود خود برگردانند و غالبا بیهوده ریسک نمی کنند.

بیشتر بخوانید:  اهمیت ریسک در رسیدن به موفقیت

نیاز به استقلال

نیاز به استقلال را میتوان بصورت عباراتی نظیر “کنترل داشتن بر سرنوشت خویش”، “کاری را برای خود انجام دادن” و “آقای خود بودن” تعریف کرد. تمایل به استقلال یک نیروی انگیزشی برای کارآفرینان معاصر است زیرا آزادی عمل، پاداش دیگر کارآفرینی است.

قدرت تحمل ابهام

قدرت تحمل ابهام عبارت است از پذیرفتن عدم قطعیت به عنوان بخشی از زندگی، توانایی ادامه حیات با دانشی ناقص درباره محیط و تمایل به آغاز فعالیتی مستقل بی آنکه شخص بداند آیا موفق خواهد شد یا خیر. کارآفرینان بدون اینکه احساس تهدید یا ناراحتی نمایند قادرند تا بطور اثربخش با شرایط . اطلاعات مبهم، ناقص، غیر قطعی، سازمان نیافته و غیر شفاف روبرو شوند و ضمن رفع ابهامات آنها را به نفع خود تغییر دهند. در واقع ابهام، سبب انگیزش آنان می شود.

خلاقیت

خلاقیت توانایی خلق ایده های جدید است که این ایده ها ممکن است به محصولات یا خدمات جدید نیز منجر شود. یک کارآفرین با ویژگی خلاقیت، می تواند این اطلاعات جزئی را گرفته مانند یک جدول کلمات متقاطع در کنار هم قرار داده، خانه های خالی جدول را پر کرده و به کمک ذهن خود حدس بزند که تصویر کلی چه می تواند باشد.

کارآفرینی مفهومی جدید در حوزه علوم انسانیاعتماد به نفس، عزم و پایمردی

بیش از هر عامل دیگری، سرسپردگی کامل به موفقیت به عنوان یک کارآفرین می تواند بر موانع و مشکلات غلبه کند. عزم راسخ و تعهدی خستگی ناپذیر برای پیروزی غالبا موانعی را از سر راه برمی دارد که بسیاری از اشخاص، آنها را دست نیافتنی می دانند.

تفکر مثبت

از دیگر صفات برجسته کارآفرینان، تفکر مثبت آنهاست. تفکری که باعث افزایش اعتماد به نفس خود و همکاران می شود و همدلی، انرژی، صداقت و امید را در سازمان ایجاد می کند (دیدن  نیمه پر لیوان)، تفکری که باعث کاهش تنش و تعارض، افزایش روحیه کار گروهی و ایجاد محیط مفرح می شود.

بیشتر بخوانید:  انگیزه زنان در کارآفرینی

رویکرد رفتاری

برخلاف رویکرد ویژگی ها که بر خصوصیات شخصیتی فرد تاکید دارد، رویکرد رفتاری بر فعالیت های کارآفرین تاکید می کند. در این دیدگاه، پدیده کارآفرینی همچون یک فرآیند در نظر گرفته می شود که در آن سازمانهای جدید ایجاد می شوند. ایجاد و تاسیس سازمانهای جدید نتیجه فرآیندی پیچیده است. در این دیدگاه ویژگی های شخصیتی کارآفرین تابع رفتار اوست. این دیدگاه به دنبال یافتن پاسخ به این سوال می باشد که: “چگونه یک شرکت نوپا بوجود می آید؟”

در واقع در این دیدگاه علاوه بر ویژگی های شخصیتی که در رویکرد ویژگی ها مورد تاکید است، عوامل محیطی و ویژگی های رفتاری فرد، شامل تجربه و سابقه شخص و … نیز مورد توجه قرار می گیرد. این دسته از ویژگی ها با عنوان خصایص جمعیت شناختی مورد بررسی قرار گرفته اند.

ویژگی های جمعیت شناختی

تجربه کاری

برخی از محققین نشان داده اند که کارآفرینان در صنعتی که کار خود را آغاز می کنند دارای تجربه ای قبلی هستند و تجربه کاری قبلی آنها در مسیر خاصی از فعالیت های اقتصادی، رابطه مثبت و مستقیمی با موفقیت دارد.

نارضایتی از شغل قبلی

نارضایتی علت اصلی دور شدن فرد از شغل خود می باشد. در مورد کارآفرین، نارضایتی از شغل قبلی، نه تنها او را وا می دارد که کار خود را ترک کند بلکه این عقیده را در وی ایجاد می کند که کار کردن در هیچ جای دیگری ارضاکننده نخواهد بود. نارضایتی از شغل قبلی همچنین ممکن است در موفقیت فعالیت جدید بطور غیر مستقیم تاثیر داشته باشد.کارآفرینی مفهومی جدید در حوزه علوم انسانی

الگوی نقش

بطور کلی وجود یک الگوی نقش، سبب تشویق تلاشهای کارآفرینانه در فرد می شود. این الگوها ممکن است در خانواده یا بین دوستان و یا در محیط های کاری باشند.

شرایط کودکی

مطالعات نشان داده است که ۳۷ درصد از کارآفرینان در سنین زیر ۱۶ سالگی یکی از والدین خود را از دست داده اند. همچنین پدران ۵۸ درصد از آنان در دوران زیر شانزده سالگی (حداقل برای یک دوره چهار ساله) دور از خانه بوده اند.

تحصیلات

یکی از موضوعات مورد توجه محققین، نقش تحصیل در کارآفرین شدن فرد است. در تحقیقی  که در سال ۱۹۷۹ انجام گرفته بسیاری از کارآفرینان موفق معتقدند که سابقا تحصیلات اهمیت  کمتری برای کارآفرین شدن داشته ولی اکنون بخاطر رشد بالای فناوری و رقابت شدید، آموزش اهمیت خاصی پیدا کرده است.

سن

اساسا نمیتوان سن مطلوبی را برای آغاز فعالیت های کارآفرینانه معین کرد. در مطالعات انجام شده توسط محققان، ۸۸ درصد کارآفرینان بین ۲۰ تا ۵۰ سالگی فعالیت خود را آغاز نموده بودند که ۶۵ درصد از آنان بین سنین ۲۰ تا ۴۰ سالگی قرار داشتند. با توجه به این تحقیقات میتوان گقت که شاید بهترین زمان برای کارآفرینی، آخر ۲۰ سالگی تا اوایل ۴۰ سالگی باشد.

کارآفرینان سازمانی

اقتصاد جهانی در حال ایجاد تغییراتی بنیادی و اساسی برای سازمانها و صنایع در سرتاسر جهان است. این تغییرات شرکت های تجاری را ملزم می سازند تا بطور دقیق هدف خود را بررسی کرده و توجه فراوانی به انتخاب و دنبال کردن راهبردهایی داشته باشند که منتهی به سطوحی از موفقیت با احتمال بالا برای بسیاری از افراد ذینفع شود.

نفوذ معاصر کارآفرینی به عنوان نیروی اصلی در دنیای تجارت، منجربه گرایش برای این نوع فعالیت ها در داخل شرکت های تجاری شده است. امروزه بسیاری از شرکت ها نیاز به کارآفرینی سازمانی را درک کرده اند. این تغییر گرایش در راهبردها، در پاسخ به سه نیاز است:

  • رشد سریع تعداد رقبای پیچیده و جدید
  • حس بی اعتمادی به روشهای مدیریت
  • خروج برخی از بهترین و درخشان ترین نیروهای کار از شرکت به منظور تبدیل شدن به کارآفرینان مستقل
بیشتر بخوانید:  انواع و سطوح نوآوری و موانع پیش روی آن

نیازهای فوق سبب شد که سازمانها اهمیت ویژه ای برای نوآوری قائل شوند، زیرا نوآوری را تنها تضمین خود برای بقا در عرصه رقابت یافتند. از طرفی ایده ها از افراد نشات می گیرد و نوآوری قابلیتی است که از افراد سر می زند. این قابلیت زمانی به کار گرفته می شود که افراد در مورد وظایف خود و حیات پروژه اقتصادی احساس تعهد کنند و این توان را داشته باشند از قابلیت های خود به نحوی استفاده کنند.کارآفرینی مفهومی جدید در حوزه علوم انسانی

کارآفرینی شرکتی

امروزه کارآفرینی سازمانی و کارآفرینی شرکتی به عنوان دو استراتژی متفاوت برای ایجاد تحول در شرکتها مطرح می باشند بطوریکه اگر یک فرد آغازگر فعالیت های مخاطره آمیز در شرکت باشد به این فرآیند کارآفرینی سازمانی و به فرد مورد نظر کارآفرین سازمانی گفته می شود و اگر کل شرکت و کارکنان دارای روحیه کارآفرینی شوند، از آن به عنوان کارآفرینی شرکتی نام برده می شود.

هنگام کوشش در ایجاد یک استراتژی کارآفرینی شرکتی، سازمانها باید از ملاحظات زیر برای شکل دهی دوباره به شرکت آگاه باشند:

  • شرکت هایی که رشد شخصیتی را باعث می شوند، بهترین افراد را جذب می کنند.
  • چالش قرن جدید حفظ مدیر به عنوان مربی، راهنما و معلم است.
  • بهترین افراد در جستجوی مالکیت هستند و بهترین شرکتها این مالکیت را از طریق پاداش، اعطای سهام، سهیم کردن در سود شرکت و حتی صدور مالکیت برای کارمند انجام می دهند.
  • مدیریت توافقی جای خود را به یک مدیریت شبکه ای می دهد که مشخصه آن هماهنگی و پشتیبانی افقی است.
  • کارآفرینی شرکتی، به کارمندان امکان می دهد تا ایده های خود را توسعه دهند بدون اینکه نیاز به ترک شرکت داشته باشند.
  • شرکت های بزرگ از شرکت های کوچک درس می گیرند و می آموزند که چگونه انعطاف پذیر باشند، نوآوری را ارتقا دهند و وجدان کاری ایجاد کنند.

جمع بندی

کارآفرینی چیزی بیش از ایجاد کار است. کارآفرینی فراتر از شغل و حرفه است، یک شیوه زندگی است. خصوصیاتی همچون جستجو به دنبال فرصت ها و برتر از آن ایجاد فرصت، به جان خریدن خطرات و اصرار در تحقق پیوستن ایده ها در مجموع دیدگاه خاصی را تشکیل می دهند که کارآفرینان را به تصویر می کشند. کارآفرینان کسانی هستند که فرصت هایی را تشخیص می دهند که در نظر دیگران وضعیتی بغرنج یا آشفته جلوه می کند.

دیدگاه کارآفرینی را میتوان در افراد توسعه داد. این دیدگاه را میتوان در داخل یا خارج یک سازمان، در فعالیت های تجاری یا غیرتجاری به هدف پدید آوردن ایده های خلاقانه نشان داد. از این رو کارآفرینی مفهومی منسجم است که به طرزی نوآورانه در امور تجاری فرد نفوذ می کند. همین دیدگاه است که شیوه اجرای امور تجاری در همه سطوح و همه کشورها را متحول ساخته است.

با گوشی اسکن کنید
"یک ستاره""دو ستاره""سه ستاره""چهار ستاره""پنج ستاره!"

اولین امتیاز را شما بدهید
Loading...

نویسندگان:
ترتیب پیشنهادی بهینگی برای :

دیدگاه بگذارید

اولین نفری باشید که دیدگاه میگذارد

به من اطلاع بده
avatar
wpDiscuz