چه کسی پنیر مرا جا به جا کرد؟ (معرفی کتاب) - بهینگی

چه کسی پنیر مرا جا به جا کرد؟ (معرفی کتاب)

52
0
اشتراک گذاری :
چه کسی پنیر مرا جا به جا کرد؟ (معرفی کتاب)

راهی شگفت انگیز برای سازگاری با تحولات در کار و زندگی

از زبان دکتر کنت بلانچارد نویسنده کتاب” مدیر یک دقیقه ای ” بشنوید:

“چه کسی پنیر مرا جابه جا کرد؟ ” داستانی است درباره تغییراتی که در یک راهروی پیچ در پیچ اتفاق می افتد و در آن چهار شخصیت وجود دارد که به دنبال پنیر هستند – پنیر استعاره ای است از آنچه می خواهیم در زندگی داشته باشیم که ممکن است شغل، روابطمان با دیگران، پول، خانه ای بزرگ، آزادی، سلامتی، آگاهی، آرامش روحی یا حتی ورزشی همچون دو یا بازی گلف باشد.

هر کدام از ما در مورد پنیر دلخواه خود نظر خاصی داریم و برای به دست آوردن آن تلاش می کنیم، زیرا بر این باور هستیم که رسیدن به آن، ما را در زندگی به خوشبختی و سعادت خواهد رساند. اگر آن را به دست آوریم، اغلب دلبسته آن می شویم و اگر آن را از دست بدهیم یا کسی آن را از ما بگیرد، شوکی بزرگ و تکان دهنده به ما وارد می شود.

در این داستان، راهروی پیچ در پیچ نمایانگر مکانی است که شما برای رسیدن به اهداف خود در آنجا وقت می گذرانید. این مکان ممکن است محلی باشد که در آن کار می کنید، جامعه ای باشد که در آن زندگی می کنید یا روابطی باشد که در زندگی خود با دیگران دارید.

چه کسی پنیر مرا جا به جا کرد؟ (معرفی کتاب)محبوبیت داستان پنیر

داستان پنیر، که به شما توصیه اکید می کنم بخوانید، در سراسر دنیا بارها در سخنرانی هایم بازگو کرده ام و بعد به کرّات از مردم شنیده ام که این داستان چه تاثیری در زندگی آن ها داشته است و تحولات زیادی را در زندگی شان به ارمغان آورده است.

چه باور کنید چه نه، این داستان کوچک تاکنون باعث نجات بسیاری از افراد در زمینه شغلی، روابط زناشویی و زندگی شده است.

چه کسی پنیر مرا جا به جا کرد؟ (معرفی کتاب)یکی از نمونه های متعدد زندگی واقعی مربوط به ” چارلی جونز “، گوینده برجسته و مشهور شبکه تلویزیونی ان.بی.سی است، او اعلام داشت که شنیدن داستان ” چه کسی پنیر مرا جابه جا کرد؟ ” موجب نجات زندگی حرفه ای او شده است. او گوینده ای منحصر به فرد و بسیار توانا است، اما همه قادرند اصولی را که او آموخت مورد استفاده قرار دهند.

اما برای چارلی چه اتفاقی افتاد: چارلی در بازی های المپیک توانسته بود به خوبی از پس مسئولیت گزارش مسابقات دو و میدانی برآید. بنابراین وقتی رئیسش به او گفت از گزارشگری این مسابقات کنار گذاشته شده است و برای المپیک های بعدی او را به بخش گزارش شنا و غواصی انتقال داده است، بسیار شگفت زده و ناراحت شد.

از آن جا که چارلی با این ورزش ها آشنایی کافی نداشت، بسیار ناامید و مستاصل شد. او احساس می کرد از زحمات و کارهای او قدردانی نشده است و از این موضوع بسیار خشمگین بود. عصبانیتش بر تمام کارهایی که انجام می داد تاثیر گذاشته بود.

دستاورد مطالعه داستان پنیر

بعد ها او داستان ” چه کسی پنیر مرا جابه جا کرد؟ ” را خواند.

او می گفت که با خواندن این داستان به خودش خندیده است و روش خود را در برخورد با این موضوع تغییر داده است. او پی برد که رئیسش فقط ” پنیر او را جابه جا کرده است “. بنابراین، خودش را با آن شرایط هماهنگ کرد. او دو ورزش جدید را یاد گرفت و فهمید که انجام کار جدید به او احساس جوانی بخشیده است.

چندی نگذشت که رئیسش به انرژی و رفتار جدیدش پی برد و پست های بهتری را به او محول کرد. از آن پس، چارلی در زندگیش به موفقیت های بزرگ تری دست یافت، تا جایی که در سِمت یکی از مشهور ترین مجریان فوتبال در تالار گزارشگران فوتبال، بخشی را به او اختصاص دادند.

چه کسی پنیر مرا جا به جا کرد؟ (معرفی کتاب)این فقط یکی از نمونه های بی شمار از داستان های مرتبط با زندگی واقعی است که من تا به حال درباره تاثیر این داستان بر زندگی کاری و عشقی افراد شنیده ام.
من آن قدر به قدرت این کتاب معتقدم که یک نسخه را قبل از چاپ و انتشار به بیش از دویست نفر که با شرکت ما کار می کردند اهدا کردم.

چرا؟

زیرا شرکت آموزش و توسعه بلانچارد، همچون هر شرکت بزرگ دیگر، فقط به موفقیت های فعلی اش فکر نمی کند و می خواهد در آینده همواره خود را در صحنه رقابت با شرکت های دیگر حفظ و موفقیت های زیادی را از آن خود کند. آن ها پنیر ما را دائما جابه جا می کنند؛ در حالی که ما در گذشته به دنبال کارمندانی مسئول و وفادار بودیم، امروزه به دنبال اشخاصی می گردیم که انعطاف پذیر و نواندیش باشند و خود را مالک شیوه انجام کارها در این جا ندانند.

با این حال، همانطور که می دانید، زندگی در محیطی که دائما در حال تغییرات گوناگون است استرس زا و پر از فشارعصبی خواهد بود، مگر این که افراد دیدگاه خود را نسبت به تغییرات عوض و آن را بهتر درک کنند.

اهدای کتاب

وقتی درباره داستان پنیر با مردم صحبت کردم و سپس کتاب را به آن ها اهدا کردم تا داستان ” چه کسی پنیر مرا جابه جا کرد؟ ” را بخوانند، کاملا مشهود بود که انرژی منفی آن ها رفته رفته آزاد می شد. افراد زیادی پشت سر هم از تمامی سازمان ها و ارگان ها به دفتر من آمدند تا بخاطر این کتاب از من تشکر کنند. آن ها اظهار داشتند که این کتاب برایشان بسیار مفید بوده است و باعث شده است تغییرات در حال وقوع در شرکت ها یا سازمان های خود را از دیدگاهی جدید بنگرند. باور کنید که خواندن این قصه کوتاه وقت زیادی از شما نمی گیرد، اما اثر احتمالی آن عمیق و بنیادی است.

همان طور که صفحات این کتاب را ورق می زنید خواهید دید که کتاب به سه بخش تقسیم شده است:چه کسی پنیر مرا جا به جا کرد؟ (معرفی کتاب)

بخش اول، گردهم آیی است؛ چند هم کلاسی قدیمی سعی می کنند تا درباره نحوه برخورد خود با تغییراتی که در زندگی شان اتفاق افتاده صحبت کنند.

بخش دوم داستانی است به نام ” چه کسی پنیر مرا جابه جا کرد؟ ” این قسمت مرکز یا هسته اصلی کتاب است.

در بخش سوم، گفتگو یا بحث افراد درباره برداشت خود از داستان و این که می خواهند چگونه از آن در کار و زندگی خود استفاده کنند صحبت می کنند.

تاثیر داستان و برداشت خوانندگان

بعضی از خوانندگان نسخه اولیه کتاب ترجیح می دهند در پایان داستان توقف کنند و بدون آن که بخش های دیگر را بخوانند، خودشان معنی و مفهوم داستان را تفسیر و تعبیر کنند. تعدادی دیگر از خواندن بخش گفتگو که به دنبال داستان آمده است لذت بردند، زیرا این قسمت آنان را بر آن داشت تا آنچه یاد گرفته اند در زندگی خود به کار گیرند.

در هر صورت امیدوارم شما هم مثل من، پس از هر بار خواندن کتاب نکته ای جدید و مفید در آن بیابید، این امر به شما کمک می کند تا با موفقیت، تغییرات را در تمامی عرصه های زندگی خود بپذیرید.

امیدوارم شما از آنچه کشف می کنید لذت ببرید و به یاد داشته باشید که با پنیر جابه جا شوید.

با گوشی اسکن کنید
1 vote, average: 4٫00 out of 51 vote, average: 4٫00 out of 51 vote, average: 4٫00 out of 51 vote, average: 4٫00 out of 51 vote, average: 4٫00 out of 5

میانگین امتیاز 4٫00 از 5 با 1 رای
Loading...

نویسندگان:
ترتیب پیشنهادی بهینگی برای :

دیدگاه بگذارید

اولین نفری باشید که دیدگاه میگذارد

به من اطلاع بده
avatar
wpDiscuz