چهار گوشه پول نقد: کارمندی، شغل آزاد، صاحبان شرکت های بزرگ، سرمایه گذاران - بهینگی

چهار گوشه پول نقد: کارمندی، شغل آزاد، صاحبان شرکت های بزرگ، سرمایه گذاران

اشتراک گذاری :
چهار گوشه پول نقد: کارمندی، شغل آزاد، صاحبان شرکت های بزرگ، سرمایه گذاران

سال ها از کار سخت شما برای بالا رفتن از نردبان ترقی گذشته است. شاید هنوز نزدیک به اولین پله های نردبان هستید یا این که به بالای آن نزدیک شده اید. این که کجای نردبان قرار گرفته اید مهم نیست. مسئله مهم این است که قبل از بالا رفتن از نردبان باید از خود می پرسیدید که این نردبان کجا نصب شده است.

همانطور که استیون آرکاوی می گوید، مهم نیست که چقدر سریع و تا چه ارتفاعی از نردبان بالا بروید، مهم این است که نردبان را به دیواری اشتباه تکیه نداده باشید.
هدف ما این است که یک لحظه شما را از بالارفتن متوقف کنیم تا ببینید که نردبان کجاست. اگر متوجه شدید که نردبان جای درستی قرار نگرفته، محل مناسب آن را پیدا کنید.

افسانه استخدام

چهار گوشه پول نقد: کارمندی، شغل آزاد، صاحبان شرکت های بزرگ، سرمایه گذاران

اکثر ما توسط شرایط زندگی مان شستشوی مغزی شده و فکر می کنیم که استخدام شدن قسمتی از زندگی بشر است. اما از نظر تاریخی نه تنها این مسئله عادی نیست، بلکه پدیده ای نسبتا جدید است.

عصر کشاورزی

در عصر کشاورزی اکثر مردم برای خود کار می کردند، البته آن ها کشاورزانی بودند که روی زمین های شاه کار می کردند، اما استخدام شاه نبودند. از شاه حقوق دریافت نمی کردند. در واقع برعکس بود، این کشاورزان بودند که برای استفاده از زمین به شاه مالیات پرداخت می کردند. کشاورزان، زندگی خود را مانند صاحبان شرکت های کوچک اداره می کردند. قصاب، نانوا و شمع ساز هم در دهکده ها وجود داشتند و این حرفه ها را به نسل بعدی خود منتقل می کردند. نام خانوادگی آن ها هم از شغلشان نشات می گرفت. ” اسمیت ” آهنگر بود، ” بیکر ” نانوا، ” فارمر ” کشاورز، ” تیلر ” خیاط و ” کوپر ” بشکه ساز بود.

عصر صنعتی

وقتی عصر صنعتی فرا رسید، تقاضا برای کارمند و کارگر بیشتر شد، در نتیجه دولت وظیفه آموزش و پرورش را به عهده گرفت و نظام ” پروسی ” را اقتباس کرد که هنوزم بسیاری از مدارس غربی امروزه از این نظام پیروی می کنند.

چهار گوشه پول نقد: کارمندی، شغل آزاد، صاحبان شرکت های بزرگ، سرمایه گذارانآیا هرگز فکر کرده اید که سن بازنشستگی یعنی ۶۵ سالگی از کجا آمده است؟ اوتو فون بیسمارک، رئیس جمهور پروسی، در ۱۸۸۹ این طرح را ارائه داد. برای بیسمارک حقوق بازنشستگی در سن ۶۵ سالگی اهمیتی نداشت چون که متوسط عمر در آن زمان ۴۵ سال بود. امروزه که متوسط عمر به دهه هشتاد و نود زندگی رسیده، سن بازنشستگی می تواند دولت فدرال را ورشکسته کند.

فلسفه آموزش و پرورش پروسی

وقتی فلسفه آموزش و پرورش پروسی را بررسی می کنید، می بینید هدف، پرورش سرباز و کارمند دولت بود. آن ها افرادی می خواستند که فرمانبر باشد. نظام پروسی برای تولید انبوه کارمند بود.
در آمریکا در دهه شصت و هفتاد میلادی اگر استخدام شرکت هایی مانند آی بی ام می شدید، معمولا تا بازنشستگی برای آن ها کار می کردید. این شرکت ها استاندارد طلایی امنیت شغلی بودند. اما در سال ۱۹۸۵ استخدام در آی بی ام به بیشترین حد خود رسید و از آن به بعد مفهوم شغل ثابت و مطمئن در یک شرکت رو به زوال رفته است.

بیشتر بخوانید:  مشاغل و آسیب های اجتماعی : انتخاب شغل مناسب

همه شنیده ایم که “اگر جنرال موتور برود کشور می رود…”
نیم قرن گذشته و اوضاع جنرال موتور خوب نیست، آیا معنی این نابودی آمریکا است؟ خیر، این اسطوره امنیت شغلی شرکت های بزرگ و طرح چهل سال کار مداوم برای این شرکت هاست که نابود می شود.

تب کار آفرینی

استخدام شدن چیز بدی نیست، اما یکی از انواع راه تولید درآمد است که محدودیت زیاد ایجاد می کند، این روزها مردم بیشتر به این واقعیت واقف می شوند، این افراد مانند خود شما می دانند که کارآفرینی تنها راهی است که می تواند آن ها را به خواسته هایشان برساند.

چهار گوشه پول نقد: کارمندی، شغل آزاد، صاحبان شرکت های بزرگ، سرمایه گذارانممکن است نام محمد یونس، نویسنده کتاب بانکدار فقیران را نشنیده باشید اما کمیته جایزه نوبل در اسلو او را می شناسد. آن ها جایزه نوبل کارآفرین جهان سوم را در سال ۲۰۰۶ بخاطر طرح “وام های کوچک” به او دادند. یونس می گوید: “همه مردم جهان کارآفرین هستند اما فرصت برای درک آن به آن ها داده نشده است.”

تاثیر اقتصاد بر کارآفرینی

قبل از این که اقتصاد جهان در سال های ۲۰۰۷ و ۲۰۰۸ سقوط کند و خبرهای ناگوار اقتصادی پخش شود، یونس گفت که روز به روز تعداد بیشتری از مردم فعالانه به دنبال فرصت های کارآفرینی هستند.

تب کارآفرینی رو به افزایش است، زیرا که کند شدن اقتصاد، کارآفرینی را تندتر می کند، در واقع کارآفرینان در دوره های بد اقتصادی شکوفا می شوند. وقتی که جهت اقتصاد نامعلوم است، راه های متفاوتی را برای تولید درآمد در نظر می گیریم، وقتی که می دانیم به کارفرما نمی توان اطمینان کرد به توانایی های خود توجه می کنیم، به این فکر می افتیم که شاید وقت آن رسیده که از محدوده راحت خود خارج شده و با خلاقیت به هدف برسیم.

بیشتر بخوانید:  پرورش خلاقیت : 31 راهکار عملی در یک اینفوگرافیک

تاثیر سرمایه در تقابل با بحران ها

خزانه داری آمریکا در یک نظرسنجی نشان داد که به طور متوسط کارآفرینان پنج برابر کارمندان سرمایه دارند، پس کارآفرینان پنج برابر دیگران توانایی ایستادگی در برابر بحران های اقتصادی داشته و حتی می توانند قوی تر از گذشته از این بحران ها سر بلند کنند، آن ها هستند که برای خود اقتصاد قوی ایجاد کرده اند.

در یک نظرسنجی دیگر اکثر مردم آمریکا معتقدند که کارآفرینی کلید حل بحران اقتصادی کنونی است. مسئول اجرایی این نظرسنجی می گوید: “تاریخ مکررا نشان داده که شرکت های جدید و کارآفرینی راه بلند کردن اقتصادی است که به زمین نشسته است.”

چهار گوشه پول نقد: کارمندی، شغل آزاد، صاحبان شرکت های بزرگ، سرمایه گذاران

شاید اکثر مردم آمریکا واقعا از لاک خود بیرون آمده و کاری برای اقتصاد انجام دهند، ممکن است اما من منتظر آن نمی شوم، این اقتصاد رو به سقوط شماست که می تواند با کارآفرینی شما جان دیگری پیدا کند.
شاید اکثر مردم این روزها از نظر اقتصادی در سختی باشند اما کارآفرینانی که ذهن باز دارند و از نظر اقتصادی توانایی رشد دارند همین حالا تجارت خود را تاسیس می کنند، بلکه در واقع هیچ فرصتی بهتر از امروز وجود ندارد.

چگونه درآمد خود را تولید می کنید؟

بیشتر مردم فکر می کنند که موقعیت مالی آن ها بر اساس مقدار درآمد یا کل ارزش ثروت آن ها یا هردوی این هاست. شکی نیست که این عوامل مهم هستند، به نظر مجله فوربس ثروتمند کسی است که سالانه بیش از یک میلیون دلار درآمد داشته باشد که می شود ماهی ۸۳ هزار و ۳۳۳ دلار یا هفته ای تقریبا ۲۰ هزار دلار و فقیر هم کسی است که زیر ۲۵ هزار دلار درآمد دارد.

اما مهم تر از کمیت درآمد شما، کیفیت به دست آوردن آن است. به عبارت دیگر نه تنها چقدر درآمد دارید بلکه چگونه درآمد شما تولید می شود و از کجا می آید، در واقع برای تولید پول نقد چهار راه وجود دارد که هر کدام با دیگری کاملا متفاوت و صرفه نظر از این که درآمد چقدر باشد، هر کدام سبک زندگی کاملا متفاوتی را می طلبند.

برای مثال

یک کارمند با استخدام شدن و کار کردن برای دیگری یا یک شرکت درآمد دارد. عده ای شغل آزاد دارند یا صاحب شرکت های کوچک هستند. صاحبان شرکت های بزرگ تر که معمولا بیش از پانصد نفر برای آن ها کار می کنند، نوع دیگری از درآمد را نشان می دهند. سرمایه گذاران هم از طریق سرمایه گذاری در قسمت های مختلف، تولید درآمد می کنند. به عبارت دیگر پول آن ها تولید پول می کند.

کارمند بودن، شغل آزاد یا صاحب شرکت کوچک، صاحب شرکت های بزرگ بودن و سرمایه گذار بودن، چهار گوشه تولید پول نقد هستند.
شما در کدام گوشه قرار گرفته اید؟ به عبارت دیگر درآمد شما بیشتر از کدام قسمت تامین می شود؟

بیشتر بخوانید:  چهار راه پول سازی: کتابی برای برنامه ریزی دقیق مالی (معرفی کتاب)

گوشه کارمندان

اکثریت قابل توجه مردم، تمامی زندگی خود را در این قسمت می گذرانند، نظام آموزشی و فرهنگی ما، ز گهواره تا گور زندگی در این قسمت را یاد می دهد.
فلسفه اداری این گوشه این است که مدرسه برو، سخت درس بخوان، نمره های خوب بگیر و بعد شغلی خوب با مزایای خوب در شرکتی بزرگ به دست بیاور.

گوشه شغل آزاد

بسیاری از مردم از گوشه کارمندان به قسمت کار کردن برای خودشان روی می آورند که ناشی از میل به آزادی بیشتر و خودمختاری است و اینجاست که سرنوشت خود را رقم می زنند.
در این قسمت دامنه تولید درآمد بسیار گسترده است و از یک نوجوان که به صورت نیمه وقت از کودکان دیگران نگهداری می کند یا باغبانی تازه کار تا پردرآمد ترین وکلا، مشاورین و سخنرانان همه در این گوشه قرار گرفته اند.

اما چه ساعتی ۸ دلار یا ۸۰ هزار دلار در سال درآمد داشته باشید، کار کردن برای خود معمولا یک تله است. با خود گفته اید که رئیسم را اخراج می کنم اما در واقع رئیس خود را عوض کرده اید، شما هنوز هم کارمند هستید، تنها تفاوت این است که به جای سرزنش کردن رئیس برای مشکلات خود باید خود را سرزنش کنید زیرا که شما رئیس هستید.

آزادی یا بردگی

گوشه کار برای خود می تواند جایی مشکل و ناسپاس باشد، همه به شما گیر می دهند، یک روز کامل را باید صرف اجرای مقررات مالیاتی کنید، کارمندان و مشتریان به شما گیر می دهند، حتی خانواده شما به این دلیل که به اندازه کافی با آن ها وقت نمی گذرانید به شما گیر می دهند، آخر اگر برای آن ها وقت بگذارید، تجارت شما از بین می رود و درآمد تولید نمی شود.
در واقع گوشه کار کردن برای خود، بردگی است، شما صاحب تجارت خود نیستید، این تجارت شما است که شما را تصاحب کرده است.

گوشه صاحبان شرکت های بزرگ

شرکت های بزرگ توسط این افراد ساخته می شوند، تفاوت بین قسمت قبلی و این قسمت این است که شرکت بزرگ برای شما کار می کند.
آن هایی که در قسمت صاحبان شرکت های بزرگ هستند از رکود اقتصادی مصون هستند زیرا که آن ها اختیار منبع درآمدشان را دارند.

گوشه سرمایه گذاران

این قسمت نیازی به علم نجوم ندارد. گروه های سرمایه گذاران و صاحبان شرکت های بزرگ از این رو به هم شبیه هستند که نسبت به دو گروه دیگر، مالیات های کمتری می پردازند. برای بسیاری از مردم فعالیت به عنوان کارمند و گوشه شغل آزاد برابر است با پرداخت مالیات های بیهوده. درواقع تنها برتری و مزیت گروه های مستقر در خانه های سمت راست این است که به جای پرداخت مالیات های بیهوده، پول ها و سرمایه های خود را پس انداز می کنند.

چهار گوشه پول نقد: کارمندی، شغل آزاد، صاحبان شرکت های بزرگ، سرمایه گذاران
از طرف دیگر، افرادی که در گروه های صاحبان شرکت های بزرگ و سرمایه گذاران کار می کنند، سریع تر از دیگر افراد پول به دست می آورند و با پرداخت مالیات های اندک بیشترین استفاده را از آن می برند.

تغییر شغل به معنای تغییر گوشه نیست

چند بار شده که شکایت افراد از شغل هایشان را بشنوید و چند سال بعد از این که کار جدیدی را شروع می کنند، همان شکایت ها را دوباره بشنوید؟
” هر چه بیشتر کار می کنم، باز هم به جایی نمی رسم. ”
” هربار که حقوقم بیشتر می شود هزینه و مالیات بیشتر اثرش را از بین می برد”
ترجیح می دهم کار دیگری بکنم اما قادر به پرداخت هزینه دانشگاه نیستم و از پس درس خواندن و شروع حرفه ای کاملا جدید در این مرحله از زندگی ام بر نمی آیم.”
” عجب شغل آشغالی! رئیس بی خودی دارم، زندگی بیخودی دارم. ”

این ها و ده ها جمله دیگر را از کسی که در دام افتاده می شنویم اما این ها در دام شغل مشخصی گیر نکرده اند، بلکه در گوشه اشتباه تولید درآمد هستند، مشکل این است که وقتی افراد قصد تغییر زندگی دارند و می خواهند ابتکار عمل را به دست بگیرند فقط شغل خود را تغییر می دهند. حال که آن ها باید گوشه تولید درآمد را تغییر دهند.

بیشتر بخوانید:  کارآفرین و کارمند

آموزش غلط

بیشتر مردم در گوشه های کارمندی و شغل آزاد زندگی می کنند، ما را برای این نوع زندگی بزرگ کرده، آموزش داده اند. به ما گفته اند نمره های خوب بگیر تا شغل خوبی به دست بیاوری اما در گوشه صاحبان شرکت های بزرگ نمره شما مهم نیست. بانکدار شما از شما کارنامه درسی شما را نمی خواهد، او گزارش مالی شما را می خواهد.

جدا شدن از ساختار شغل های همیشگی و ایجاد منبع درآمد شخصی شما را در بهترین موضع برای مقابله با بحران های اقتصادی قرار می دهد زیرا برای درآمد سالانه خود دیگر به رئیس یا اقتصاد وابسته نیستید. حال این شما هستید که درآمد خود را تعیین می کنید.

ترافیک گوشه کارمندی و شغل آزاد

حداقل ۸۰ درصد مردم در دو گوشه کارمندی و شغل آزاد زندگی می کنند، گوشه کارمندی را به ویژه برای ما با امنیت و اطمینان شغلی معرفی کرده اند اما گوشه های سرمایه گذاری و صاحبان شرکت های بزرگ با آزادی همراه است. اگر می خواهید در این دو قسمت زندگی کنید توانایی انجام آن را دارید اما اگر امنیت نسبی گوشه کارمندی و شغل آزاد را می خواهید شاید این مطلب به درد شما نخورد، این تصمیمی است که شما باید بگیرید.
در چه گوشه ای زندگی می کنید؟
در چه گوشه ای می خواهید زندگی کنید؟

چهار گوشه پول نقد: کارمندی، شغل آزاد، صاحبان شرکت های بزرگ، سرمایه گذاران

ارزش های اصلی مالی شما

چهار گوشه ای که بیان شده است تنها برای ساختار تجارت نیست بلکه چهار طرز فکر متفاوت است. مسائل سطحی مانند تحصیلات و آموزش شما و وضعیت اقتصاد که نمایانگر فرصت های قابل دسترس شما هستند کمتر گوشه تولید درآمد شما را مشخص می کنند، این توانایی ها نقاط ضعف و علایق شما هستند که اصل ارزش های شما را تشکیل داده و گوشه تولید درآمد را تعیین می کنند.

تغییر گوشه

موضوع مسئله “ارزش های اصلی مالی شما” است. این تفاوت های اصلی هستند که ما را به یک گوشه جذب و از گوشه دیگر می رانند.
اهمیت این مسئله زیاد است زیرا تغییر جهت از گوشه مثلا کارمندی یا شغل آزاد به گوشه صاحبان شرکت های بزرگ به سادگی پر کردن تغییر آدرس منزل در اداره پست نیست. نه تنها کارتان را باید تغییر دهید بلکه در واقع خودتان را باید عوض کنید یا حداقل نحوه فکر کردن خود را باید تغییر دهید.

برخی از مردم ممکن است کارمند بودن را دوست داشته باشند و برخی دیگر از آن متنفر هستند. برخی از صاحب شرکت بودن لذت می برند اما دوست ندارند شرکت را اداره کنند. عده ای دیگر سرمایه گذاری را دوست دارند در حالی که عده ای دیگر تنها خطر از دست دادن پول شان را در آن می بیند.

اغلب مردم از هر یک از این چهار طرز فکر مقدار کمی در وجودشان دارند. باید توجه کرد که در هر یک از این چهار قسمت احتمال ثروتمند شدن یا فقیر بودن وجود دارد. در هر قسمت افرادی میلیون ها دلار به دست می آورند و افرادی هم ورشکست می شوند. قرار گرفتن در هر یک از این چهارگوشه موفقیت مالی را تضمین نمی کند.
با شنیدن حرف های مردم می توان گفت که به کدام گوشه تعلق دارند.

ارزش های چهار گوشه

چهار گوشه پول نقد: کارمندی، شغل آزاد، صاحبان شرکت های بزرگ، سرمایه گذاران

در اینجا چند ارزش اصلی هر کدام از این چهار گوشه را عنوان می کنیم:

گوشه کارمندی: امنیت
گوشه شغل آزاد: استقلال
گوشه صاحبان شرکت های بزرگ: تولید ثروت
گوشه سرمایه گذران: آزادی اقتصادی

ارزش های گوشه کارمندی

” دنبال کاری ثابت و مطمئن با حقوق و مزایای عالی هستم”.

برای کسی که در گوشه کارمندی است، ارزش اصلی امنیت شغلی است. ممکن است بیشترین حقوق را به عنوان معاون اجرایی یک شرکت دریافت کنید اما هنوز هم ارزش اصلی شما با نظافتچی شرکت که یک دهم حقوق شما را هم ندارد یکی است.
کسی که در گوشه کارمندی قرار گرفته، صرف نظر از این که رئیس یا نظافتچی شرکت باشد، این جمله را می گوید: ” دنبال کاری ثابت و مطمئن با حقوق و مزایای عالی هستم. ” یا ” برای اضافه کاری چقدر حقوق می دهند؟ ” یا ” چند روز مرخصی با حقوق داریم؟ ”

اگر با کسی که در گوشه کارمندی است صحبت کنید و بگویید که علاقه دارید شرکت خود را راه اندازی کنید، می گوید: ” درست. اما آیا این کار ریسک به همراه ندارد؟ ” هر کدام از ما زندگی را از دریچه ارزش های اصلی خود می بینیم. آنچه برای شما مهیج است، برای دیگری ترسناک است.

ارزش های گوشه شغل آزاد

” اگر می خواهی کار را به صورت درست انجام دهی، خودت آن کار را انجام بده. ”

برای افراد گوشه شغل آزاد ارزش اصلی، استقلال است. آن ها می خواهند در کارهای شان آزادی داشته باشند. وقتی کسی می گوید: ” می خواهم شغلم را رها کنم و برای خودم کار کنم.” یعنی تغییر از گوشه کارمندی به گوشه شغل آزاد.
افرادی که در گوشه شغل آزاد هستند، شامل صاحبان شرکت های کوچک، تجارت هایی که توسط زن و شوهر ها اداره می شود، افراد متخصص و مشاورین هستند.

برای مثال

شخصی که برای خانه های افراد پولدار، تلویزیون های با صفحه بزرگ یا سیستم های تلفن و دزدگیر نصب می کند را تصور کنید که دارای سه کارمند است، او از این که رئیس تنها سه نفر است، لذت می برد.

فروشندگان و دلال های معاملات ملکی و بیمه که بر اساس درصد کار می کنند، از همین طبقه هستند. شغل های حرفه ای نیز مانند پزشکان، وکلا و حسابدارن که برای شرکت های بزرگ کار نمی کنند، از این قبیل هستند.

چهار گوشه پول نقد: کارمندی، شغل آزاد، صاحبان شرکت های بزرگ، سرمایه گذارانروش برخورد با تجارت

افرادی که در این دسته هستند به کار کردن با دست و مغزشان افتخار می کنند. اگر قرار بود شعار بدهند، یا ” هیچ کس بهتر از من نمی تواند” یا ” روش من ” شعار آن ها بود. اما پشت چهره استقلال آن ها اغلب می توان عدم اعتماد به اصل روش برخورد این افراد با تجارت را دید که همان روش برخورد با زندگی است. روش برخورد ما با تجارت همان روش برخورد با کارهای دیگر در زندگی است.

در این گروه اغلب درآمد از طریق درصد فروش یا نرخ ساعاتی محاسبه می شود که صرف یک کار شده است. مثلا می گویند: ” درصد کمیسیون من شش درصد کل خرید است.” یا ” ساعتی صد دلار هزینه کار من است. ” یا ” هزینه به اضافه ده درصد.”
شاید پیش آمده که با افرادی برخورد کرده باشید که برای انتقال از مرحله کارمندی به مرحله شغل آزاد مشکل دارد، معمولا اشکال این است که او مهارت فنی یا مدیریتی خود را دارد اما توانایی رهبری ندارد.

بیشتر بخوانید:  تاثیر تجارت الکترونیک بر مدیریت زنجیره تامین

پدر پولدار می گوید

” اگر رهبر تیم شدی و در عین حال باهوش ترین فرد آن تیم هستی، تیم شما با مشکل مواجه خواهد شد.” افراد گروه شغل آزاد معمولا با بقیه نمی توانند همکاری خوب داشته باشند و ممکن است کمی منم منم داشته باشند.
برای این که از مرحله شغل آزاد به صاحبان شرکت های بزرگ بروید، به پرش در مهارت های فنی نیاز ندارید، بلکه پرش در مهارت های رهبری لازم است. در زندگی واقعی دانش آموز نمره الف معمولا برای دانش آموز نمره ج کار می کند و نمره ب برای دولت کار می کند.

اگر از خود شنیده اید که می گویید: ” اگر می خواهید کاری را درست انجام دهید بهتر است خود آن را انجام دهید” یا این که تمایل به چنین طرز فکری دارید، شاید وقت آن رسیده که نگاه دقیق تری به این روش کنید.

ارزش های گوشه صاحبان شرکت های بزرگ

” برای تیم خود دنبال بهترین افراد هستم. ”

ارزش اصلی افرادی که صاحبان شرکت های بزرگ هستند تولید ثروت است. افرادی که از صفر شروع کرده و شرکت های بزرگ موفق تشکیل داده اند، اغلب در زندگی اهداف بزرگ دارند که به تیم عالی و کار گروهی عالی ارزش می دهند و می خواهند برای تعداد هر چه بیشتر مردم، کار و خدمت کنند.
در حالی که افراد گروه شغل آزاد می خواهند در محدوده خود بهترین باشند، گروه صاحبان شرکت های بزرگ تلاش می کنند تا تیمی از بهترین افراد در محدوده های مختلف داشته باشند.

هنری فورد افرادی را دور خود جمع کرد که از او باهوش تر بودند. در حالی که تاجر گروه شغل آزاد اغلب باهوش تر و با استعدادتر از بقیه است، گروه صاحبان شرکت های بزرگ این ویژگی را ندارند.

چهار گوشه پول نقد: کارمندی، شغل آزاد، صاحبان شرکت های بزرگ، سرمایه گذاران

اطرافیان صاحبان شرکت های بزرگ

وقتی صاحب شرکت بزرگی هستید، اغلب با افرادی سر و کار دارید که از شما باهوش تر، باتجربه تر و تواناتر هستند. پدر پولدار تحصیلات رسمی نداشت اما با بانکداران، وکلا، حسابداران، مشاورین سرمایه گذاری و کارشناسی سروکار داشت که بسیاری از آن ها مدرک عالی داشتند. برای این که برای شرکتش سرمایه جمع آوری کند اغلب با افرادی سروکار داشت که از او خیلی پولدار تر بودند.
اگر او با این شعار زندگی می کرد که ” اگر می خواهید کاری را درست انجام دهید باید خودتان آن را انجام دهید.” کاملا شکست می خورد.

وقتی که صحبت از درآمد می شود، صاحبان شرکت های بزرگ می توانند شرکت را رها کنند و هنوز هم درآمد داشته باشند. در اغلب موارد در گروه شغل آزاد اگر کسی کار نکند درآمد هم متوقف می شود.
بنابراین سوالی که باید از خود بپرسید این است: ” اگر روزی کار نکنم چقدر درآمد مستمر خواهم داشت؟ ” اگر درآمد شما پس از شش ماه یا زودتر متوقف شود، پس شما در گروه کارمند یا شغل آزاد هستید. کسی که در گروه صاحبان شرکت های بزرگ یا سرمایه گذاران است، اگر دست از کار بکشد باز هم درآمد او ادامه دارد.

ارزش های گوشه سرمایه گذاران

” از سرمایه گذاری چقدر عاید من می شود؟ ”

افرادی که در گوشه سرمایه گذاران هستند آزادی اقتصادی را ارزش اصلی می بینند. سرمایه گذار می خواهد سرمایه اش به جای او کار کند.
سرمایه گذران در جاهای بسیار سرمایه گذاری می کنند. آن ها در سکه های طلا، ملک و املاک، تجارت های مختلف، اوراق بهادار مانند سهام، اوراق قرضه و صندوق های سرمایه گذاری مشترک سرمایه گذاری می کنند.

اگر درآمد شما از طرح های بازنشستگی خصوصی یا دولتی است و در اثر دانش شخصی شما در سرمایه گذاری نیست، پس این درآمد از راه کارمندی به دست آمده است. به عبارت دیگر رئیس شما یا شرکتی که برای آن کار کرده اید برای سال ها خدمت به شما پول می دهند.
جملاتی که یک سرمایه گذار ممکن است بگوید این است: ” از دارایی هایم بیست درصد سود دارم. ” یا ” مدارک مالی شرکت را به من نشان بدهید. ” یا ” هزینه تاخیر در تعمیر این ملک چقدر است؟ ”

بیشتر بخوانید:  دارایی و مدیریت دارایی یعنی چی؟

گوشه های متفاوت، سرمایه گذاران متفاوت

در جهان امروز همه ما باید سرمایه گذار باشیم. اما نظام دبیرستان، سرمایه گذاری را به ما آموزش نمی دهد. اغلب کارمندان در صندوق های سرمایه گذاری مشترک یا حساب پس انداز سرمایه گذاری می کنند. اگر در یک گوشه مانند کارمندی، شغل آزاد یا صاحبان شرکت های بزرگ موفق شدید به منزله این نیست که در سرمایه گذاری موفق خواهید شد. پزشکان اغلب بدترین سرمایه گذاران هستند.

افراد گوشه های مختلف سرمایه گذاری های متفاوت دارند، به عنوان مثال کسی که در گوشه شغل آزاد است ممکن است بگوید: ” در ملک سرمایه گذاری نمی کنم زیرا حوصله تعمیر توالت را ندارم.”
کسی که در گروه صاحبان شرکت های بزرگ است درباره سرمایه گذاری در ملک می گوید: ” برای اداره مسائل ساختمان یک شرکت عالی به کار می گیرم تا توالت هایی را که شب ها خراب می شوند، درست کند. ”

طرز فکر گروه های متفاوت

به عبارت دیگر گروه شغل آزاد فکر می کند که نگهداری و اداره ساختمان وظیفه او است و گروه صاحبان شرکت های بزرگ در این نوع سرمایه گذاری از شرکت هایی استفاده می کند که اداره ساختمان را به عهده می گیرند، گروه های متفاوت، طرز فکرهای متفاوت دارند و گوشه های متفاوت، ارزش های متفاوت با هم دارند.
تا کنون باید متوجه منظورم شده باشید، اصل مطلب مسئله ساده ای است، اگر بخواهید ثروتمند شوید باید حرکت را آغاز کنید، نیازی به تغییر شغل نیست بلکه باید آدرس را عوض کنید.

اگر بخواهید اختیار زندگی و سرنوشت خود را در دست بگیرید، اگر آزادی واقعی می خواهید که تصمیم گیرنده باشید برنامه روزانه را شما مشخص کنید. با خانواده و برای خود وقت بیشتری صرف کنید، کارهایی که علاقه دارید انجام دهید، نوعی از زندگی را ادامه دهید که طراح آن خود هستید، زندگی با علاقه، پرهیجان و ثمربخش داشته باشید و بالاخره اگر می خواهید ثروتمند باشید و ثروتمند زندگی کنید، زمان آن رسیده که بار خود را ببندید و حرکت را آغاز کنید.
زمان آن رسیده که قسمت های کارمندی و شغل آزاد را رها کنید و به صاحبان شرکت های بزرگ و سرمایه گذاران بپیوندید.

با گوشی اسکن کنید
1 vote, average: 2٫00 out of 51 vote, average: 2٫00 out of 51 vote, average: 2٫00 out of 51 vote, average: 2٫00 out of 51 vote, average: 2٫00 out of 5

میانگین امتیاز 2٫00 از 5 با 1 رای
Loading...

نویسندگان:
ترتیب پیشنهادی بهینگی برای :

دیدگاه بگذارید

اولین نفری باشید که دیدگاه میگذارد

به من اطلاع بده
avatar
wpDiscuz