ویژگی های اساسی بازی کودکان و میزان تشابه آن با کار - بهینگی

ویژگی های اساسی بازی کودکان و میزان تشابه آن با کار

48
0
اشتراک گذاری :
ویژگی های اساسی بازی کودکان و میزان تشابه آن با کار

بازی چیست؟ مرز بین بازی و کار کجاست؟ آیا ممکن است فعالیتی در آن واحد هم بازی باشد و هم کار؟ آیا ممکن است فعالیتی با یکی از این دو آغاز شود و به تدریج به دیگری تبدیل گردد؟

در واقع تعریف ساده ای برای بازی وجود ندارد و مرزهای بین بازی و سایر فعالیت ها نظیر کار، کاوش و یادگیری لزوما همواره روشن نیست. با وجود این، روان شناسان عناصری معین از بازی را شناسایی کرده اند و ما اینک از طریق بررسی برخی از این ویژگی های اساسی مورد قبول همگان، می کوشیم تا به تعریفی از بازی دست یابیم.

ویژگی های اساسی بازی

برای اینکه بتوان فعالیتی را بازی نامید، باید دارای پنج ویژگی اساسی باشد.

  • اول اینکه بازی دارای انگیزه درونی است. هدف آن در خودش نهفته است و تنها به خاطر رضایت حاصل از انجام آن صورت می پذیرد.
  • دومین ویژگی بازی این است که بصورت آزادانه انتخاب شود. اگر کودکان وادار شوند یا حتی با ملایمت زیر فشار قرار گیرند تا بازی کنند، ممکن است هیچ گاه به فعالیت تعیین شده به چشم بازی نگاه نکنند.
  • سومین ویژگی اساسی بازی این است که باید خوشایند باشد. کودکان بایستی از انجام آن لذت ببرند وگرنه نمی توان آنرا به عنوان بازی در نظر گرفت.
  • چهارمین ویژگی بازی، واقعیت گریزی است. به این معنی که با عنصر وانمودسازی به معنای بر هم ریختن واقعیت برای انطباق با رغبت های بازیکن همراه است. این امر به ویژه در بازی های نمادین که ویژگی اصلی دوره پیش دبستانی است، مصداق دارد. یعنی هنگامی که کودکان مدت زیادی از وقت خود را برای آزمودن نقش های جدید و بازی کردن در صحنه های تخیلی صرف می کنند.
  • سرانجام این که بازیکن باید در بازی شرکت داشته باشد. کودک باید از لحاظ جسمانی، روانی و یا هر دو درگیر بازی باشد، نه اینکه منفعل باشد یا نسبت به آنچه روی می دهد بی تفاوت باشد.

ویژگی های اساسی بازی کودکان و میزان تشابه آن با کارتفاوت ها و شباهت های بازی و کار

بازی از جنبه های بسیاری با آنچه بطور معمول کار پنداشته می شود، متفاوت است. تفاوت عمده این است که حتی هنگامی که کار لذتبخش باشد، باز هم عاملی بیرونی آنرا بر می انگیزد نه درونی. کار هدف دارد نظیر کسب درآمد، ارتقای شغلی، احساس مفید بودن یا دستیابی به موفقیت در حیطه ای معین. کار، گاهی مانند بازی، آزادانه انتخاب می شود اما امکان کار نکردن در جامعه ما کمتر وجود دارد. کسی که کار را لذتبخش بداند خوشبخت است اما برای بیشتر کارکنان وضع اینگونه نیست. عنصر واقعیت گریزی که ازجمله مشخصات خاص بازی است، معمولا در فعالیت های کاری وجود ندارد. سرانجام آنکه کار در آخرین ویژگی شبیه بازی است. هر دوی آنها حداقل تا اندازه ای شرکت کنندگان را فعالانه سرگرم می کند.

بیشتر بخوانید:  چگونگی افزایش خلاقیت کودکان از طریق بازی!

نقش کار در زندگی کودکان

روان شناسان و معلمان هم در این نکته که بازی خودانگیخته و بی هدف، رشد کودکان را تسهیل می کند توافق دارند، اما ارزش کار در چیست؟ آیا بازی برای رشد کودکان فعالیتی ارزشمند است، اما کار اینگونه نیست؟ آیا کار در زندگی کودکان نقش دارد؟

مسلم است که کار در کنار بازی از جایگاه خاص خود برخوردار است و به ویژه هنگامی که به مسائل مربوط به آموزش و پرورش کودکان می پردازیم، نزدیکی بین این دو بدیهی است.

برخی از معلمان بر این باورند که تنها یکی از این دو در آموزش خردسالان نقش دارد. بعضی بر این باورند که تمام یادگیری ها از راه بازی خودانگیخته صورت می گیرد و معلمان نقش اندک  یا منفعلی در این زمینه دارند و احتمالا هیچ کس چنین اعتقادی ندارد که بازی بطور کلی با یادگیری بی ارتباط است.

موسسه ملی آموزش و پرورش کودکان خردسال (NAEYC) درباره هدف بازی توصیه می کند که کودکان باید اجازه تعیین سمت و سوی بازی های خود را داشته باشند و اینکه هنگامی «احساس موفقیت بیشتری می کنند که کاری را که خودشان تعیین کرده اند، انجام دهند» و اینکه یادگیری نباید تحت تاثیر  «عقاید متداول بزرگسالان در زمینه تکمیل، پیشرفت و شکست قرار گیرد».

بنابراین معلم باید به جای هدایت بیش از حد، نقش فردی حمایت کننده را ایفا کند. استفاده صرف معلمان از «درس های به شدت ساختارمند و معلم فرموده»، «هدایت کردن همه فعالیت ها» و «تصمیم گیری در مورد اینکه کودکان باید چه کاری را چه موقع انجام دهند» و در عین حال داشتن این انتظار از کودکان که برای مدتی طولانی بطور منفعلانه به درس گوش کنند یا تکلیف های قلم-کاغذی انجام دهند، شیوه ای نامتناسب است.

آیا بین کار و بازی در زمینه آموزش کودکان، نقطه تعادل مطلوبی وجود دارد؟

جوان گودمن (۱۹۹۴) از دانشگاه پنسیلوانیا بر این باور است که معلمان و روان شناسان در اغلب موارد از راه اعمال نوعی تمایز این یا آن بین کار و بازی، خود را محدود می سازند. بنابر استدلال او، بازی ممکن است با کار متفاوت باشد اما با آن در تضاد مستقیم هم نیست. به طور قطع فعالیت هایی وجود دارند که صرفا به کار مربوط می شوند مانند هنگامی که کودک در کلاس درس مشغول انجام یک تکلیف ریاضی خسته کننده و ناخوشایند است و نمی تواند تا تمام شدن آن صبر کند. همچنین بازی محض نیز وجود دارد، نظیر موقعی که کودک در ساحل دریا به جست و خیز در مقابل امواج می پردازد. با این حال در حد فاصل بین این دو، نوعی فعالیت وجود دارد که گودمن آنرا بازی/کار می نامد.

ویژگی های اساسی بازی کودکان و میزان تشابه آن با کاربرای مثال کودکی با نظارت و ترغیب معلم برای ساختن چیزی با استفاده از قطعه های خانه سازی تلاش می کند. این فعالیتی هدف مدار است که گاهی می تواند ناکامی نیز به بار آورد. اما در عین حال کودک بطور کامل مجذوب و خودانگیخته است. اینجا همان جایی است که گودمن به عنوان نقطه میانی بازی و کار در نظر می گیرد و بهترین آموزش در آن رخ می دهد. کودک از خود فعالیت لذت می برد و آنرا کار خودش فرض می کند نه معلم.

بیشتر بخوانید:  خلاقیت و حل مساله کودکان در بازی

نظریه های بازی

نخستین نظریه های بازی بر عناصر زیستی و ژنتیکی آن تاکید می کردند، ازجمله اینکه از لحاظ زیستی نقش تعیین کننده ای در رهاسازی انرژی اضافی بدن دارد یا کودک را برای زندگی بزرگسالی آماده می سازد. در صورتی که نظریه های معاصر بر فواید عاطفی، ذهنی و اجتماعی بازی تاکید می ورزند. در زیر برخی از این نظریات را شرح می دهیم.

نظریه روان تحلیل گری

به گفته نظریه پردازان روان تحلیل گر، اهمیت بازی در درجه اول هیجانی است چراکه به کودکان امکان می دهد از اضطراب خود بکاهند. کودکان در سال های اولیه زندگی شان با دو نوع اضطراب همراهند.

۱٫ اضطراب عینی

اضطراب عینی ترس از دنیای بیرونی است. نوزادان و خردسالان درماندگی خود را درک می کنند و می دانند که برای برآوردن نیازهای اساسی شان باید به دیگران اعتماد کنند. به ویژه ترس از رها شدن در اوایل کودکی نیرومند است و بدیهی است که یک کودک برعکس یک بزرگسال نیازمند مراقبت است.

بازی از راه ایجاد توهم قدرت و کنترل در کودک، اضطراب عینی را کاهش می دهد. جغجغه ای که یک کودک با آن بازی می کند، به جزئی از وجود او تبدیل می شود و برای کودک حس قدرت بیشتری فراهم می سازد. یک کودک بزرگتر با ساختن برجی از قطعه های خانه سازی یا بازی کردن با عروسک ها یا مدل های کوچک وسایل زندگی، دنیای بزرگ و پرفشار اطراف خود را به اندازه ای تبدیل می کند که بتواند از عهده آن برآید.ویژگی های اساسی بازی کودکان و میزان تشابه آن با کار

۲٫ اضطراب غریزی

دومین اضطرابی که کودکان دچار آن می شوند، اضطراب غریزی است. نظریه پردازان روان تحلیل گری معتقدند که بسیاری از احساسات کودک شامل خشم، ترس بی دلیل، کنجکاوی جنسی، میل به ریخت و پاش و ویرانگری باعث ناخشنودی بزرگسالان آنها می شود و چون بزرگسالان با این احساسات مخالفت می کنند، کودک از بیان آنها می ترسد و خیلی زود این احساسات وی باعث بروز اضطراب در آنها می شود.

بازی به کودکان اجازه می دهد تا بدون پیامد مخالفت های بزرگسالان، احساسات ناخوشایند خود را کاوش کنند. برای نمونه تمایل به شکستن یک پنجره، زد و خورد با یک همبازی یا غوطه خوردن در گِل و شُل ممکن است کودک را بترساند اما در حین بازی کودک آزاد است دست به ویرانگری و ریخت و پاش بزند.

بیشتر بخوانید:  چگونه استرس کودکان در کلاس درس را کنترل کنیم؟

رویکرد شناختی-رشدی در زمینه بازی

نظریه پردازان شناختی بیش از تاکید بر ارزش عاطفی بازی، معمولا بازی را ابزاری برای تسهیل رشد و نمو ذهنی می دانند. برای مثال برخی محققان معتقدند که بازی، جو آسوده و آرامی را فراهم می سازد که کودکان در آن می توانند راه حل بسیاری از مشکلات را بیاموزند. بعدها هنگامی که کودکان در دنیای واقعی با مشکلات پیچیده تری روبرو شدند، یادگیری هایی که در حین بازی رخ داده اند برای آنها بسیار مفید خواهد بود.

نظریه های تنظیم انگیختگی

یکی از ویژگی های برجسته بازی این است که از درون فرد برانگیخته می شود. بازی هیچ دلیل آشکاری به جز لذت حاصل از انجام آن ندارد. نظریه پردازان یادگیری رفتاری معتقدند که انگیزش بیرونی- و بویژه نیاز به ارضای نیازهای بنیادی فیزیولوژیک فرد- منشا پیچیده ترین رفتارهای روان شناختی است. برای مثال انگیزه دلبستگی که باعث ایجاد پیوند نوزاد با مادر می شود، از این نشات می گیرد که نوزاد تشخیص می دهد که مادرش به او تغذیه می دهد. به اینصورت کودک با مادر خود پیوند برقرار می کند، چون برای ارضای نیازهای فیزیولوژیکی به او وابسته است.

با این وجود انگیزه برخی رفتارها را نمی توان براساس نیازهای بنیادی فیزیولوژیک توضیح داد. ازجمله رفتارهایی مانند بازی و کاوش محیط. یعنی زمانی که کودک در محیط به بازی می پردازد تنها به این علت که تمایل به این کار دارد.

از این رو نظریه پردازان یادگیری تلاش می کنند تا بازی را به جای اشاره به مفهوم بیرونی، با اشاره به مفهوم درونی انگیزش و بطور اختصاصی تر با مفهوم تنظیم انگیختگی توضیح دهند.

با گوشی اسکن کنید
1 vote, average: 5٫00 out of 51 vote, average: 5٫00 out of 51 vote, average: 5٫00 out of 51 vote, average: 5٫00 out of 51 vote, average: 5٫00 out of 5

میانگین امتیاز 5٫00 از 5 با 1 رای
Loading...

نویسندگان:
ترتیب پیشنهادی بهینگی برای :

دیدگاه بگذارید

اولین نفری باشید که دیدگاه میگذارد

به من اطلاع بده
avatar
wpDiscuz