نقش مدل های ذهنی در معلمان و مدیریت آموزشی - بهینگی

نقش مدل های ذهنی در معلمان و مدیریت آموزشی

اشتراک گذاری :
نقش مدل های ذهنی درحرفه ی آموزگاری

به نظرشما مدیران چه نگرشی نسبت به عوامل محیطی وتغییرات سازمانی دارند؟
به نظر شما این نگرش ها چگونه برتصمیماتی که مدیران و معلمان درمورد اقدام به تغییرات مختلف سازمانی اتخاذ می کنند موثر است؟
به نظر شما نگرش وطرز برخورد مدیران ومعلمان چگونه موجب ایجاد جو یادگیری می شود؟
به نظر شما نگرش مدیران و معلمان می تواند موجب اثربخشی مدرسه شود ؟

مدل های ذهنی(Mental models)

درمدل های ذهنی فرض می شود که سازمان ها مخلوق افراد درون آنها هستند. اعتقاد براین است که افراد وضعیت ها را به روشهای متفاوت تفسیر می کنند.استنباط افراد از تجربه و ارزش های آنان ناشی  می شود. سازمان ها معانی متفاوتی برای هر یک ازاعضای خود دارد که صرفا در تجربه آن اعضا وجود دارد.

مدل های ذهنی در مدیریت آموزشی بدنبال کار توماس گرین فیلد در دهه های ۱۹۷۰ و  ۱۹۸۰ مشهور شدند. گرین فیلد به جنبه هایی از تئوری سیستم ها توجه کرد که او آن رامدل غالب سازمانهای آموزشی تلقی می کرد. او اظهار می کند که تئوری سیستم ها یک “تئوری بد” است و توجه به موسسه به عنوان یک واقعیت ملموس را مورد انتقاد قرار می دهد.

اغلب تئوری های سازمان واقعیت را با آنچه خود تلقی می کنند، به شدت ساده می کنند. نگاه به سازمان  به عنوان یک نوع موجودیت مستقل و دارای زندگی جدای از ادراکات و عقاید افراد مرتبط با آن، ما را نسبت به  پیچیدگی و گوناگونی سازمان هایی که افراد پیرامون خود خلق می کنند، نابینا می کند.
به نظرمی رسد بدون مراجعه به ذهنیت انسانی و تفسیرهایی که افراددرخصوص عملکردهای خود و دیگران دارند، درک کامل سازمان ها غیر ممکن باشد.

ویژگی های عمده مدل های ذهنی

– این مدل ها بر عقاید و ادراکات فرد فرد اعضای سازمان نسـبت به سطح سازمانی یا گروه های فشار بیشتر تمرکز دارند.

– تئوری های ذهنی در مدارس و دانشگاه ها، به ارزش ها و آرزوهای متفاوت معلمان،کارکنان، پشتیبانی و دانش آموزان اشاره می کنند.

– تمرکز بیشتر بر افراد به جای سازمان.

– مدل های ذهنی با معانی که افراد سازمان به هر رویداد می دهند، سر و کار دارند. بیش از آنکه بر واقعیت ها و عمـلکرد ها توجه شود، به تفسیرهای فردی از رفتار توجه می شود.

– شباهـت های خاصی بین تئـوری ذهنی و فرهنگ سازمانی وجود دارد. فرهنـگ نیز حاصـل معناها و ارزش های افرادی اسـت که در مدارس و دانشگاهها هستند.

نقش مدل های ذهنی درحرفه ی آموزگاری ومدریت آموزشی

مدل های ذهنی مختلف در مدارس

کودک  محور : بر مشکلات کودک به عنوان یک فرد تمرکز دارد و از گفتار مرسوم مدارس به عنوان محیط های توام با دلسوزی برای دانش آموزان حمایت می کند.

دانش آموز محور:  در این جا توجه به رفاه دانش آموز عمدتا با پیشبرد یادگیری است، نه رضایت فردی کودکان به عنوان افراد.

انضباط  محور: بر مشکلات کنترل معلمان در کلاس و اشکالات ناشی از شکست سایر کارکنان برای حمایت از آنان، متمرکز است.

مدیر محور: با کارآیی مدرسه به عنوان یک سازمان اداری مرتبط است.

موضوع  محور: کارکنان در کار خود به عنوان متخصصین موضوعی قلمداد می شوند و اعتنای کمی به مسئولیت های مراقبت معنوی دارند.

مدل های ذهنی: اهداف، ساختار،محیط و رهبری

تصور براین است که اعضای سازمان اهداف شخصی دارند که سعی می کنند به آنها در  سازمان دست یابند. این افراد هستند که اهداف را دنبال می کنند نه مدرسه ها و سازمان ها و…. .  معلمان بخصوص معلمان سر گروه  اهداف شخـصی خودشان را در مدارس دارند و آنها را دنبال می کنند و  بـسیاری از اینها ممـکن است به فرایند آموزش- یادگیری مرتبط باشند. این اهداف شخصی به عزت نفس شخص، پیشرفت کاری و رضایت شغلی او مرتبط  می شوند.

متغیرهای محتوایی که بر سازمان اثر می گذارند

محیط خارجی

درمدل های ذهنی توجه کمی به رابطه بین سازمان ها و محیط خارجی آنها شده است. این امر ممکن است به این  علت باشد که سازمان ها به عنوان موجودیت های  کارآمد توصیف نشده اند. تمرکز برمعانی و اتفاقاتی که توسط افراد سازمان به وجود می آید قرار گرفته، تا رابطه متقابل بین سازمان ها و گروه ها یا افراد خارجی. مفهوم بدنه های خارجی که روی مدرسه ودانشگاه تاثیر می گذارد وقتی که مدل های ذهنی ادعا می کنند که سازمان ها مستقل  از افراد درون آنها وجود ندارند معنای زیادی ندارد مدل های رسمی به مسئولیت سازمان ها کارمندان ارشددرآنها وگروه ها وافراد خاص در محیط بیرونی تاکید می کنند.

نظریه های ذهنی توجه کمتری به این موضوع دارند.اما به طور ضمنی تمرکز روی توانایی پاسخگویی معلمان  به صورت فردی است تامسئولیت خود سازمان.مسئولیت ممکن است درابتدابرای عقاید وارزش های خودافراد باشد تابرای رهبران سازمانی درحالی که تمرکز روی مسئولیت فردی مجاز می باشد چون این افراد می باشند که عمل می کنند مدلی ذهنی پاسخ به انتظارات گروه های خارجی وافرادی که اغلب به یک توضیحی از  عملیات وسیاست های سازمانی نیاز دارد شکست می خورد.

رهبری

مفهوم رهبری به سختی با قالب مدل های ذهنی تناسب دارد. افراد برداشت های مختلفی از حوادث دارند و این برای تمام اعضاء با هرموقعـیت رسمی که در سازمان دارند کاربر دارد. افـرادی که نقـش های رهـبری را به خود اختصاص می دهند، ارزش ها، عقاید و اهداف شخصی خودشان را دارند. تمام شرکت کننده ها شامل رهبران علایق شخصی خودشان را دنبال می کنند. به هرحال یک تفاوت مهم این است که رهبران سازمان ها  که ممکن است دریک مقام خاص باشند تفسیرها یشان از حوادث را بر اعضای دیگر سازمان تحمیل می کنند. مدیریت ممکن است به عنوان شکلی از کنترل  با رئیس ومدیرانی که مقصودشان را از وضع سیاسی مدرسه یا دانشگاه درجایگاه بالای سازمان قرارمی دهنددرنظر گرفته شود.ممکن است این رهبران ازمنابع قدرت خود استفاده کنند تاموافقت رابا این تفاسیر حتی جایی که کارکنان دیگربانیت آنها موافق نیستندرابه دست آورند .

دیدگاه ذهنی این است که رهبری محصولی از ویژگی ها ومهارتهای شخصی است صرفا یک نتیجه خود به  خودی از قدرت رسمی نیست به هر حال قدرت موقعیتی همچنان مهم می باشد شاید موثرترین رهبران آنهایی  باشند که قدرت موقعیتی و ویژگی های شخصی برای فرمان دادن به همکاران  ترکیبی از نگرش های رسمی وشخصی رادارند.

محدودیت های مدل های ذهنی

مدل های ذهنی روشهای تجویزی هستند که عقایدی درخصوص ماهیت رابه جای ارائه قالب واضحی برای تجزیه  منعکس می کنند.قهرمانان داستان آنها چندین نکته قانع کننده درخصوص سازمان های آموزشی بیان می کنند.اما این نگرش جایگزین یک روش جامع را برای مدیریت مدارس ودانشگاه ها ارائه نمی دهد.مدل های ذهنی در جایی که  آنها به عنوان یک واکنش برای محدودیت های قابل درک از مدل های رسمی ظاهر می شوندمی توانند به عنوان ضد تئوری مورد توجه قرار گیرند.گرین فیلد درحمایت خوداز دیدگاه های ذهنی عدم پذیرش بسیاری از مفروضات اساسی نظریه مرسوم سازمانی تعصب دارد اگرچه مدل های ذهنی چندین مفهوم مهم را درنظریه مدیریت آموزشی معرفی می کنند آنها چهارضعف مهم دارند که  اعتبارآنهارامحدود می کند.

-مدل های ذهنی شامل مجموعه ای از اصول که حمایت تعهد آمیز محدودی ازطرفداران راجذب کرده است می باشد  تامجموعه ای منسجم از بدنه یک نظریه.

– بی توجهی گرین فیلداز گروهی بودن رانقد می کند:منحصرا باتمرکز روی افراد به عنوان  یک موجودیت نظری  وی ازتحلیل شرکت های گروهی جلوگیری می کند پدیده اجتماعی نمی تواند فقط به افراد محدود شود.

-مدل های ذهنی قادر به توضیح بسیاری از شباهت ها بین مدارس نیستند.

-یک انتقاداصلی از مدل های ذهنی این است که آنها راهنمایی های محدودی برای کار مدیریتی فراهم می کنند اهمیت رهبران کمتراز نیاز برای تایید برداشت های فردی حوادث توسط اعضای سازمان است.

 

با گوشی اسکن کنید
1 vote, average: 5٫00 out of 51 vote, average: 5٫00 out of 51 vote, average: 5٫00 out of 51 vote, average: 5٫00 out of 51 vote, average: 5٫00 out of 5

میانگین امتیاز 5٫00 از 5 با 1 رای
Loading...

نویسندگان:
ترتیب پیشنهادی بهینگی برای :

دیدگاه بگذارید

اولین نفری باشید که دیدگاه میگذارد

به من اطلاع بده
avatar
wpDiscuz