ﻧﻘﺶ راﻫﺒﺮدی ﻧﻈﺎرت ﻫﻤﮕﺎنی در مدیریت شهری - بهینگی

ﻧﻘﺶ راﻫﺒﺮدی ﻧﻈﺎرت ﻫﻤﮕﺎنی در مدیریت شهری

اشتراک گذاری :
ﻧﻘﺶ راﻫﺒﺮدی ﻧﻈﺎرت ﻫﻤﮕﺎنی در مدیریت شهری

ﻧﻈﺎرت ﻫﻤﮕﺎنی ﻣﺠﻤﻮﻋﻪای از ﻓﺮاﻳﻨﺪﻫﺎ، و اقدام‌هایی را ﺷﺎﻣﻞ اﺳﺖ و ﻣﺎﻧﻨﺪ ﻫﺮ ﻓﻌﺎلیتی ﺑﺎﻳﺪ ﺑﻪ ﻧﺤﻮ ﻣﺴﺘﻤﺮ در ﺗﺮازوی اﺛﺮبخشی و کار آیی ﺳﻨﺠﻴﺪه ﺷﻮد. اﺛﺮبخشی ﺑﺮ ﻣﺒﻨﺎی ارزﻳﺎبی اﻫﺪاف ﺗﻌﻴﻴﻦ ﺷﺪه و ﺳﻨﺠﺶ اﻧﻄﺒﺎق اﻫﺪاف ﺑﻪ دﺳﺖ آﻣﺪه ﺑﺮ آﻧﻬﺎ ﻣﻮرد ﺑﺮرسی ﻗﺮار میﮔﻴﺮد و کار آیی از ﻃﺮﻳﻖ ﺳﻨﺠﺶ ﺗﻨﺎﺳﺐ  روشﻫﺎ، اﺑﺰارﻫﺎ و ﻓﻨﻮن ﺑﺎ اﻫﺪاف و زﻣﺎن و ﻛﻴﻔﻴﺖ پیش‌بینی ﺷﺪه ارزﻳﺎبی می‌شود.

اﻋﺘﻤﺎد اﺻﻴﻞ، ﻓﺮاﮔﻴﺮ، ﭘﺎﻳﺪار و راﺳﺦ ﻧﻘﺶ مهمی در اﻓﺰاﻳﺶ کار آیی ﻧﻈﺎرت ﻫﻤﮕﺎنی دارد. از آﻧﺠﺎ ﻛﻪ ﻧﻈﺎرت ﻫﻤﮕﺎنی ارﺗﺒﺎط دوﺳﻮﻳﻪ ﺑﻴﻦ ﺷﻬﺮوﻧﺪان و ﻣﺪﻳﺮﻳﺖ ﺷﻬﺮی ﺑﻪ ﻣﻴﺎن می‌آورد اﻋﺘﻤﺎد ﻧﻴﺰ اﻣﺮ ﻣﺘﻘﺎﺑﻞ اﺳﺖ .
اﻋﺘﻤﺎد پدیده چندعاملی اﺳﺖ. اﻳﻦ ﻋﻮاﻣﻞ را می‌توان در دو ﮔﻮﻧﻪ ﻓﺮدی و ﺳﺎزﻣﺎنی طبقه‌بندی ﻛﺮد.

ﻫﻔﺖ ﻋﺎﻣﻞ ﻣﻬﻢ ﺳﺎزﻣﺎنی عبارت‌اند از:  مسئولیت‌پذیری ﺳﺎزﻣﺎن، پیش‌بینی ﭘﺬﻳﺮی ﺳﺎزﻣﺎنی، ﭘﺎﺳﺨﮕﻮیی، ﻗﺎﻧﻮﻧﻤﻨﺪی، ﻣﻤﻴﺰی اﺧﻼقی ﻗﻮاﻧﻴﻦ، ﻣﻘﺮرات و ﺗﺼﻤﻴﻢﺳﺎزی، ﻧﻈﺎم ﻛﺎرآﻣﺪ و ِ اﺧﻼقی ﺑﺎزرسی، ﺷﻨﺎﺧﺖ تحلیلی، ﻣﺴﺘﻤﺮ و ﻧﻈﺎمﻣﻨﺪ ﻣﺤﻴﻂ. در ﻋﻮاﻣﻞ ﻓﺮدی ﺑﺮ دو ﻋﺎﻣﻞ ﺑﻨﻴﺎدﻳﻦ یعنی تلقی ﻣﺜﺒﺖ(ﺧﻮب دﻳﺪن) ﭘﺮﻫﻴﺰ از ﻓﺮافکنی تأکید می‌کنیم.

ﻧﻘﺶ راﻫﺒﺮدی ﻧﻈﺎرت ﻫﻤﮕﺎنی

ﻧﻈﺎرت ﻫﻤﮕﺎنی ﻧﻘﺶ راﻫﺒﺮدی در ﺗﻮﺳﻌﻪ ﻓﺮﻫﻨﮓ و ﭘﻮﻳﺎیی ﺳﺎزﻣﺎنﻫﺎی ﻣﺪﻳﺮﻳﺖ ﺷﻬﺮی دارد. ﻧﻈﺎرت ﻫﻤﮕﺎنی به‌راستی ﺑﺎ ﻛﻤﺘﺮﻳﻦ ﻫﺰﻳﻨﻪ، ﺑﻴﺸﺘﺮﻳﻦ ﺑﺎزدهی(ﺑﻬﺮه وری در ﻣﺪﻳﺮﻳﺖ ﺷﻬﺮی) را ﺑﻪ ﻣﻴﺎن می‌آورد. و ﺳﺒﺐ ﭘﻴﺸﮕﻴﺮی و درﻣﺎن ﻓﺴﺎد اداری در ﺳﻪ ﻋﺮﺻﻪ رﻓﺘﺎر، ﻣﺎلی و ﺣﻘﻮقی می‌شود در رﻫﻴﺎﻓﺖ زﻧﺪگی ﺷﻬﺮی ﻧﻴﺰ آﺛﺎر و ﺑﺮﻛﺎت ﻓﺮاوان از ﻧﻈﺎرت ﻫﻤﮕﺎنی ﺣﺎﺻﻞ اﺳﺖ. ﺑﻪ ﮔﻮﻧﻪای ﺑﻪ ﺣﻖ می‌توان آن را ﺳﺮﻣﺎﻳﻪ اﺟﺘﻤﺎعی ﺧﻮاﻧﺪ. ﻫﻤﭽﻨﻴﻦ ﺟﺎﻣﻌﻪﺷﻨﺎﺳﺎن ﺑﺎ ﻣﻄﺎﻟﻌﺎت ﺗﺠﺮبی ﻧﻘﺶ ﻧﻈﺎرت ﻫﻤﮕﺎنی در اﻓﺰاﻳﺶ ﺳﻼﻣﺖ اﺟﺘﻤﺎعی را ﻧﺸﺎن داده اﺳﺖ. اﻣﺎ ﺗﺤﻘﻖ اﻳﻦ ﻧﻘﺶ درگرو کار آیی و اﺛﺮبخشی ﻧﻈﺎرت ﻫﻤﮕﺎنی اﺳﺘﻮار اﺳﺖ.

ﻧﻈﺎرت ﻫﻤﮕﺎنی و اﺻﻮل اﺧﻼقی

ﻫﻤﭽﻨﻴﻦ اﮔﺮ ﻧﻈﺎرت ﻫﻤﮕﺎنی ﺑﺮ اﺻﻮل اﺧﻼقی اﺳﺘﻮار ﻧﺸﻮد ﺑﻪ ﺟﺎی آﻧﻜﻪ ﻧﺮدﺑﺎن ﺗﻮﺳﻌﻪ ﺷﻮد، ﺳﺮﺳﺮه ﺳﻘﻮط و اﻧﺤﻄﺎط می‌گردد. یکی از ﻋﻮاﻣﻞ ﻣﺆﺛﺮ در ﺟﻬﺖﮔﻴﺮی اﺧﻼقی ﻧﻈﺎرت ﻫﻤﮕﺎنی، اﺻﻞ اﻋﺘﻤﺎد ﻣﺘﻘﺎﺑﻞ اﺳﺖ. ﻣﻮرد اﻋﺘﻤﺎد ﺑﻮدن ﺣﻖ ﺷﻬﺮوﻧﺪان اﺳﺖ و اﻋﺘﻤﺎد ﺑﻪ ﺷﻬﺮوﻧﺪان ﻣﺴﺌﻮﻟﻴﺖ اﺧﻼقی ﻣﺪﻳﺮﻳﺖ ﺷﻬﺮی اﺳﺖ و ﺑﺮﻋﻜﺲ ﻣﻮرد اﻋﺘﻤﺎد ﺑﻮدن ِﺣﻖ ﻣﺪﻳﺮان اﺳﺖ و اﺧﻼق ﺷﻬﺮوﻧﺪی اﻗﺘﻀﺎء می‌کند که ﺑﻪ ﻣﺪﻳﺮان اﻋﺘﻤﺎد ﻛﻨﻴﻢ. «ﺣﻖاﻧﮕﺎری ﻣﻮرد اﻋﺘﻤﺎد ﺑﻮدن» ﻳﻚ اﺻﻞ اﺳﺖ ﻣﮕﺮ آﻧﻜﻪ ﺧﻼف آن اﺣﺮاز ﺷﻮد. اﺻﻞ اﻋﺘﻤﺎد ﻧﺎﺳﺎزﮔﺎر ﺑﺎ ﻛﻨﺘﺮل و ﻧﻈﺎرت ﻧﻴﺴﺖ ﺑﻠﻜﻪ اﻳﻦ دو اﺻﻞ ﺑﻪ وﺳﻴﻠﺔ ﻳﻜﺪﻳﮕﺮ ﺗﻜﻤﻴﻞ میﺷﻮﻧﺪ.

اﺻﻞ اﻋﺘﻤﺎد  درﺧﺖ ﻧﻈﺎرت ﻫﻤﮕﺎنی را آﺑﻴﺎری میﻛﻨﺪ و آن را ﺑﻪ ﺑﺎر میﻧﺸﺎﻧﺪ. ﺑﻨﺎﺑﺮاﻳﻦ می‌توان ﮔﻔﺖ: اﻋﺘﻤﺎد در ﻧﻈﺎم ﺟﺎﻣﻊ ﻧﻈﺎرت ﻫﻤﮕﺎنی ﺟﺎﻳﮕﺎه راﻫﺒﺮدی دارد.

ﺗﻌﺮﻳﻒ ﻧﻈﺎرت ﻫﻤﮕﺎنی(Social Control)

ﺟﺎﻣﻌﻪﺷﻨﺎﺳﺎن از دﻳﺮﺑﺎز ﻣﻔﺎهیمی ﭼﻮن ﻛﻨﺘﺮل اﺟﺘﻤﺎعی و ﻧﻈﺎرت اﺟﺘﻤﺎعی را ﻣﻮرد ﺗﻮﺟﻪ ﻗﺮار داده اﻧﺪ و ﻣﻔﻬﻮمﺳﺎزیﻫﺎی مختلفی از آﻧﻬﺎ را اراﻳﻪ داده اﻧﺪ. ﻫﻤﭽﻨﻴﻦ ﻣﻔﻬﻮم ﻧﻈﺎرت ﻧﺰد داﻧﺸﻤﻨﺪان ﻣﺪﻳﺮﻳﺖ ﻣﻮرد ﺗﺄﻣﻞ و ﺗﺤﻠﻴﻞ ﻗﺮار ﮔﺮﻓﺘﻪ اﺳﺖ.  ﺑﺮاﺳﺎس ره آورد اﻳﻦ دو ﮔﺴﺘﺮه ﻣﻌﺮفتی می‌توان ﺑﻪ ﻣﻔﻬﻮم ﺳﺎزی از ﻧﻈﺎرت ﻫﻤﮕﺎنی دﺳﺖ ﻳﺎﻓﺖ. ﻧﻈﺎرت ﻫﻤﮕﺎنی ِ ﻣﻔﻬﻮم ﻣﺮکبی اﺳﺖ و ﻟﺬا می‌توان اﺑﺘﺪا دو ﺟﺰء آن را ﺗﻌﺮﻳﻒ ﻛﺮد. ﻧﻈﺎرت ﻫﻤﮕﺎنی ﺑﺮﺣﺴﺐ ارزﻳﺎبی و ﮔﺎهی در ﺑﺮاﺑﺮ آن ﺗﻌﺮﻳﻒ می‌گردد. ﮔﻔﺘﻪاﻧﺪ: ﻧﻈﺎرت، ارزﻳﺎبی و ﻣﻘﺎﻳﺴﺔ ﭘﻴﺶبینیﻫﺎ ﻳﺎ ﻋﻤﻠﻜﺮدﻫﺎ و ﺷﻨﺎﺧﺖ ﻋﻠﻞ و ﺗﻔﺎوت ﻣﻴﺎن آﻧﻬﺎ اﺳﺖ.

ﺑﺮاﺳﺎس اﻳﻦ ﺗﻌﺮﻳﻒ ﺗﺤﻘﻖ ﻧﻈﺎرت ﻫﻤﮕﺎنی ﭼﻬﺎر ﻋﻨﺼﺮ ﻳﺎ ﭼﻬﺎر ﮔﺎم(ﺗﺪوﻳﻦ اﺳﺘﺎﻧﺪاردﻫﺎی ﻋﻤﻠﻜﺮد، ﻣﻘﺎیسه ﻧﺘﺎﻳﺞ ﻋﻤﻠﻜﺮد، ﻣﻌﻴﺎرﻫﺎ و اﺳﺘﺎدﻧﺪاردﻫﺎ، ﺗﻌﻴﻴﻦ ﻳﺎ ﺗﺤﻠﻴﻞ ﻣﻴﺰان و ﻋﻠﻞ اﻧﺤﺮاﻓﺎت و اﻗﺪاﻣﺎت اﺻﻼحی)اﺳﺖ.نظﺎرت ﺑﺎ ﻧﻈﺮیه ریشه ﻟﻐﻮی آن ﮔﻮﻧﻪای دﻳﺪهﺑﺎنی اﺳﺖ ﻧﺴﺒﺖ ﺑﻪ ﺗﺼﻤﻴﻢﮔﻴﺮیﻫﺎ و اﻗﺪاﻣﺎت اﻣﺎ آن ﺻﺮﻓﺎ رؤﻳﺖ ﻧﻴﺴﺖ ﺑﻠﻜﻪ ﺗﺤﻠﻴﻞ ﺗﺼﻤﻴﻢﮔﻴﺮیﻫﺎ و اﻗﺪاﻣﺎت ﺑﻪ ﻣﻨﺰﻟﻪ آﻧﭽﻪ در واﻗﻊ رخ میدﻫﺪ در ﺗﺮازوی آﻧﭽﻪ ﺑﺎﻳﺪ رخ میداد. اﻳﻦ ﻣﺆﻟﻔﻪ ﺑﻪ ﻣﻨﺰﻟﻪ ﺗﺮازوی ارزﻳﺎبی و ﺗﺤﻠﻴﻞ دﻳﺪهﻫﺎﺳﺖ. و آن ﻣﻨﺤﺼﺮ ﺑﻪ ﻗﻮاﻧﻴﻦ، ﻣﻘﺮرات و ﺑﺮﻧﺎﻣﻪﻫﺎ ﻧﻴﺴﺖ ﺑﻠﻜﻪ اﺳﺘﺎﻧﺪاردﻫﺎی اﺧﻼقی ﻣﺪون( ﻣﺎﻧﻨﺪ ﺳﻨﺪ ﺟﺎﻣﻊ اﺧﻼقی ﻳﺎ ﺣﺪاﻗﻞ ﻛﺪﻫﺎی اﺧﻼقی) و ارزشﻫﺎی اﺧﻼقی ﻏﻴﺮﻣﺪون را ﻧﻴﺰ ﺷﺎﻣﻞ می‌شود.

ﻫﻤﮕﺎنی ﺑﻮدن ﻧﻈﺎرت ﺑﻪ ﻣﻌﻨﺎی آن اﺳﺖ ﻛﻪ ﻫﺮ ﻳﻚ از ﺷﻬﺮوﻧﺪان از ﭼﻨﻴﻦ ﺟﺎﻳﮕﺎه و حقی ﺑﺮﺧﻮردارﻧﺪ. ﻫﺮ ﭼﻨﺪ ﺗﺤﻘﻖ آن میﺗﻮاﻧﺪ از ﻃﺮﻳﻖ ﺳﺎزﻣﺎنﻫﺎی ﻣﺮدم ﻧﻬﺎد ﺗﺴﺮﻳﻊ و ﺗﺼﺤﻴﺢ ﮔﺮدد.  ﻣﺎﻫﻴﺖ ﻫﻤﮕﺎنی(public) در ﺑﺮاﺑﺮ ﻫﻮﻳﺖ ﺧﺼﻮصی(privet) اﺳﺖ. ﻫﺮ ﺗﻌﺮیفی از ﻧﻈﺎرت ﻫﻤﮕﺎنی ﺑﺎﻳﺪ ﻣﺮز ﺗﺠﺴﺲ و ورود ﺑﻮاﻟﻬﻮﺳﺎﻧﻪ ﺑﻪ ﺣﺮﻳﻢ ﺧﺼﻮصی اﻓﺮاد را از ﻧﻈﺎرت ﻣﺘﻤﺎﻳﺰ ﻛﻨﺪ. ﺣﺮﻳﻢ ﺧﺼﻮصی ﻓﻘﻂ ﺑﻪ ﺣﺮﻳﻢ ﺧﺎﻧﻮادگی ﻣﺤﺪود ﻧﻴﺴﺖ ﺑﻠﻜﻪ در ﻣﺤﻴﻂ شغلی ﻧﻴﺰ می‌توان و میﺑﺎﻳﺪ ﺣﺮﻳﻢ ﺧﺼﻮصی را ﭘﺎس داﺷﺖ.

نظارت همگانی: سکه ای دو رویه

نظارت همگانی سکه ای با دو رویه سازگار است اما حصر توجه به یک رویه می تواند خطا آفرین باشد. این سخن در واقع پاسخ به مسأله ماهیت اخلاقی نظارت همگانی است. می دانیم که اخلاق مدیریت شهری براساس «شهروندان حق دارند ما تکلیف» سامان می یابد. حاصل این است که نظارت همگانی حق شهروندان است یا تکلیف آنان؟ البته مراد از حق در اینجا، حق طبیعی (right) است و نه حقوق موضوعه (Law). پاسخ به این سوال این است که نظارت همگانی در نگاه اخلاقِ مدیریت شهری حقِ شهروندان است و سازمان های مدیریت شهری با به رسمیت شناختن آن در واقع پایبندی خود به این حق را نشان می دهند. البته حق انگاری نظارت همگانی بر مبانی خاصی در زندگی مدنی استوار است.

ﻧﻈﺎرت ﻫﻤﮕﺎنی و حق مشارکت

ﻣﻬﻤﺘﺮﻳﻦ ﻣﺒﻨﺎ و ﻣﺮﺟﻊ ِﺣﻖ «ﻧﻈﺎرت ﻫﻤﮕﺎنی»، ِﺣﻖ ﻣﺸﺎرﻛﺖ ﺷﻬﺮوﻧﺪان اﺳﺖ. اﻳﻦ ﻣﺸﺎرﻛﺖ ﺳﻪ ﺿﻠﻊ ﻋﻤﺪه ﺗﺼﻤﻴﻢﺳﺎزی، اﺟﺮا و ﻧﻈﺎرت را ﻓﺮامیﮔﻴﺮد. یکی از اﻟﺰامﻫﺎی اﺧﻼقی در ﻣﺪﻳﺮﻳﺖ ﺷﻬﺮی ﺗﻼش ﻧﻈﺎمﻣﻨﺪ ﺑﺮای ﺗﺤﻘﻖ ِﺣﻖ ﻣﺸﺎرﻛﺖ ﻋﻤﻮمی اﺳﺖ. ﻣﺎﻫﻴﺖ اﻧﺘﺨﺎﺑﺎتی ﺷﻮرای ﺷﻬﺮ در واﻗﻊ یکی از اﻳﻦ ﺗﻼشﻫﺎﺳﺖ. اﻣﺎ اﻳﻦ ﻧﺒﺎﻳﺪ ﺑﻪ ﻣﻌﻨﺎی ارﺟﺎع ﺣﻖ ﻧﻈﺎرت ﻫﻤﮕﺎنی ﺑﻪ ﺷﻮرای ﺷﻬﺮ ﻧﻴﺴﺖ ﭼﺮا ﻛﻪ اﻳﻦ ﺑﻪ ﻣﻌﻨﺎی ﺗﺤﻮیلیﻧﮕﺮی در ﺣﻖ ﻣﺸﺎرﻛﺖ ﻋﻤﻮمی اﺳﺖ. ﻧﻈﺎرت ﻫﻤﮕﺎنی روﻳﻪای دﻳﮕﺮ در اﺧﻼق ﺷﻬﺮوﻧﺪی (و ﻧﻪ اﺧﻼق ﻣﺪﻳﺮﻳﺖ ﺷﻬﺮی) دارد. در اﻳﻦ روﻳﻜﺮد ﻧﻈﺎرت ﻫﻤﮕﺎنی یکی از وﻇﺎﻳﻒ و ﻣﺴﺌﻮﻟﻴﺖﻫﺎی اﺧﻼقیﺷﻬﺮوﻧﺪان اﺳﺖ. ﻣﺮاد از وﻇﻴﻔﻪ در اﻳﻨﺠﺎ، اﻟﺰام درونی اﺳﺖ و ﻧﻪ اﻟﺰام ﺑﻴﺮونی. ﻧﻈﺎرت اﺟﺘﻤﺎعی را ﺑﺮ دو ﮔﻮنه اﻳﺠﺎبی و سلبی داﻧﺴﺘﻪاﻧﺪ. ﺣﺎﺻﻞ ﻧﻈﺎرت اﻳﺠﺎبی ﺑﺮاﻧﮕﻴﺨﺘﻦ ﺑﻪ اﻧﺠﺎم ﻛﺎری اﺳﺖ در ﺣﺎلی ﻛﻪ در ﻧﻈﺎرت سلبی ﺑﺮاﻧﮕﻴﺨﺘﻦ ﺑﻪ ﺗﺮک ﻛﺎری و ﻳﺎ ﻣﺎﻧﻊ اﻧﺠﺎم ﻛﺎری اﺳﺖ.

اهمیت اﻋﺘﻤﺎد ﻣﺘﻘﺎﺑﻞ ﺑﻴﻦ ﺷﻬﺮوﻧﺪان و ﻣﺪﻳﺮﻳﺖ ﺷﻬﺮی

ﻣﺴﺌﻮﻟﻴﺖاﻧﮕﺎری ﻧﻈﺎرت ﻫﻤﮕﺎنی ﺑﺮ ﻣﺒﻨﺎی ﺧﺎصی در اﺧﻼق ﺷﻬﺮوﻧﺪ اﺳﺘﻮار اﺳﺖ. ﻓﺮاﺧﻮاﻧﺪن ﺑﻪ نیکی ﻫﺎ و ﺑﺎزداﺷﺘﻦ از ﻛﮋیﻫﺎ ﻛﻪ در ادﺑﻴﺎت دینی ﻣﺎ ﺑﻪ ﻋﻨﻮان اﺻﻞ ﻣﻬﻢ اﻣﺮ ﺑﻪ ﻣﻌﺮوف و ﻧﻬی از ﻣﻨﻜﺮ ﺧﻮاﻧﺪه می‌شود، یکی از اﻳﻦ ﻣﺒﺎنی اﺳﺖ. اﻳﻦ دو اﺻﻞ ﺑﺮ دو ﮔﻮﻧﻪ ﻧﻈﺎرت اﺟﺘﻤﺎعی ﻗﺎﺑﻞ اﻧﻄﺒﺎق اﺳﺖ. ﺑﻨﺎﺑﺮاﻳﻦ، ﻧﻈﺎرت ﻫﻤﮕﺎنی ﻣﺴﺌﻠﻪای دو روﻳﻪ اﺳﺖ. ﻳﻚ رویه آن در ِ اﺧﻼق ﻣﺪﻳﺮﻳﺖ ﺷﻬﺮی رؤﻳﺖ می‌شود: ﺣﻖ ﺷﻬﺮوﻧﺪان و رویه دﻳﮕﺮ آن در ِ اﺧﻼق ﺷﻬﺮوﻧﺪی ﻣﺸﺎﻫﺪه می‌شود: ﻣﺴﺌﻮﻟﻴﺖ اﺧﻼقی ﺷﻬﺮوﻧﺪان. آﻧﭽﻪ اﻳﻦ دو روﻳﻪ را ﺑﻪ ﻧﺤﻮ ﺳﺎزﮔﺎر ﺳﺎﻣﺎن میﺑﺨﺸﺪ اﻋﺘﻤﺎد ﻣﺘﻘﺎﺑﻞ ﺑﻴﻦ ﺷﻬﺮوﻧﺪان و ﻣﺪﻳﺮﻳﺖ ﺷﻬﺮی اﺳﺖ.

نظارت ﻫﻤﮕﺎنی در ﺗﺮازوی کار آیی و اﺛﺮبخشی

ﺑﺮاﺳﺎس دو روﻳﻪاﻧﮕﺎری ﻧﻈﺎرت ﻫﻤﮕﺎنی می‌توان ﮔﻔﺖ: ﺗﻼشﻫﺎی ﻧﻈﺎمﻣﻨﺪ ﺑﺮای ﺗﺤﻘﻖ ﻧﻈﺎرت ﻫﻤﮕﺎنی دو ﺑﺴﺘﺮ ﻋﻤﺪه دارد:  ﺗﻼش ﺳﺎزﻣﺎنﻫﺎی رسمی ﺑﺎ رﻫﻴﺎﻓﺖ اﺧﻼق ﻣﺪﻳﺮﻳﺖ ﺷﻬﺮی ﺑﻪ ﻣﻨﻈﻮر ﺗﺤﻘﻖ ِﺣﻖ ﺷﻬﺮوﻧﺪان و ﺗﻼش ﺳﺎزﻣﺎنﻫﺎی ﻏﻴﺮرسمی ﻳﺎ ﺳﺎزﻣﺎنﻫﺎی ﻣﺮدم ﻧﻬﺎد(ﺳﻤﻦ) ﺑﺎ رﻫﻴﺎﻓﺖ اﺧﻼق ﺷﻬﺮوﻧﺪی ﺑﻪ ﻋﻨﻮان ﻋﻤﻞ ﺷﻬﺮوﻧﺪان ﺑﻪ ﺗﻜﻠﻴﻒ و ﻣﺴﺌﻮﻟﻴﺖ اﺧﻼقی ﺧﻮﻳﺶ ﻫﺮ دو ﮔﻮﻧﻪ ﺗﻼش ﺑﺎﻳﺪ دارای ﻣﺒﻨﺎ،ﭼﺎرﭼﻮب ﻧﻈﺮی، و روﺷﻤﻨﺪ ﺑﺎﺷﻨﺪ. ﻫﺮ دو ﮔﻮﻧﻪ ﺗﻼش ﻣﺤﺘﺎج ارزﻳﺎبی ﻣﺴﺘﻤﺮﻧﺪ.

ارزﻳﺎبی ﺗﻼش ﻧﻈﺎمﻣﻨﺪ در ﺗﺤﻘﻖ ﻧﻈﺎرت ﻫﻤﮕﺎنی ﻏﺎﻟﺒﺎ ﺑﺮ دو ﺗﺮاوزی ﻋﻤﺪه اﺳﺘﻮار اﺳﺖ:  کار آیی و اﺛﺮبخشی. ﺳﻨﺠﺶ اﺛﺮبخشی ﺑﺮاﺳﺎس ارزﻳﺎبی اﻫﺪاف ﺗﻌﻴﻴﻦ ﺷﺪه(ﻛﺠﺎ ﺑﺎﻳﺪ رﻓﺖ) و اﻫﺪاف ﺣﺎﺻﻞ آﻣﺪه (ﻛﺠﺎ میروﻳﻢ) اﻧﺠﺎم می‌شود و ارزﻳﺎبی کار آیی ﺑﺮاﺳﺎس ﺳﻨﺠﺶ ﻛﺎرآﻣﺪی روش، اﺑﺰار، رﻫﻴﺎﻓﺖ ﻓﻨﻮن و ﻓﻦآوری اﻧﺠﺎم می‌شود. ﻣﺮاد از ﻛﺎرآﻣﺪی آن اﺳﺖ ﻛﻪ آﻳﺎ اﻳﻦ روشﻫﺎ و اﺑﺰارﻫﺎ در زﻣﺎن ﻣﻄﻠﻮب و ﺑﺎ ﻫﺰﻳﻨﻪ ﻣﻄﻠﻮب ﻣﺎ را ﺑﻪ اﻫﺪاف ﺗﻌﻴﻴﻦ ﺷﺪه میرﺳﺎﻧﻨﺪ. ﺟﻬﺖﮔﻴﺮی اﺧﻼقی ﻧﻈﺎرت ﻫﻤﮕﺎنی و ﻣﻤﻴﺰی اﺧﻼقی روشﻫﺎ ﺑﻪ ﺗﺮﺗﻴﺐ اﺛﺮبخشی و کار آیی ﻧﻈﺎرت ﻫﻤﮕﺎنی را ﺗﺄﻣﻴﻦ میﻛﻨﻨﺪ.

اﻋﺘﻤﺎد ﻣﺘﻘﺎﺑﻞ ﺷﺮط کار آیی ﻧﻈﺎرت ﻫﻤﮕﺎنی

کار آیی ﺗﻼشﻫﺎی ﻧﻈﺎمﻣﻨﺪ در ﺗﺤﻘﻖ و اﻓﺰاﻳﺶ ﻧﻈﺎرت ﻫﻤﮕﺎنی ﻣﺮﻫﻮن ﻋﻮاﻣﻞ و زﻣﻴﻨﻪﻫﺎیی اﺳﺖ و ﺑﻪ وسیله ﻣﻮانعی ﻣﻮرد ﺗﻬﺪﻳﺪ ﻗﺮار میﮔﻴﺮد.  دﻏﺪغه کار آیی ﻧﻈﺎرت ﻫﻤﮕﺎنی ﺳﺒﺐ می‌شود ﺗﺎ ﻋﻮاﻣﻞ ﺗﺴﻬﻴﻞﮔﺮ و ﻣﻮاﻧﻊ ﺑﺎزدارﻧﺪه را در اﻳﻦ ﻣﻘﺎم ﺑﺸﻨﺎﺳﻴﻢ. ﻧﻈﺮ ﺑﻪ ﺣﻮزهﻣﻄﺎﻟﻌﺎتی اﻳﻦ ﺗﺤﻘﻴﻖ، در ﻣﻴﺎن ده ها ﻋﻮاﻣﻞ و ﻣﻮاﻧﻊ ﺑﻪ ﺑﺮرسی یکی از ﻋﻤﺪهﺗﺮﻳﻦ آﻧﻬﺎ ﺣﺼﺮ ﺗﻮﺟﻪ می‌کنیم: اﻋﺘﻤﺎدﺳﺎزی.

ﻣﺮاد از اﻋﺘﻤﺎد، تلقیﺧﺎصی اﺳﺖ ﻛﻪ ﺑﺮ رﻓﺘﺎرﻫﺎی ارﺗﺒﺎطی ﺣﺎﻛﻢ اﺳﺖ. ﻧﺤﻮه رﻓﺘﺎر ارﺗﺒﺎطی درون شخصی یعنی ﺗﻌﺎﻣﻞ ﻣﻦ ﺑﺎﺧﻮدم ﺑﺮاﺳﺎس اﻋﺘﻤﺎد و ﺑﺎ ﻋﺪم اﻋﺘﻤﺎد ﻣﻦ ﺑﻪ ﺧﻮد (اﻋﺘﻤﺎد ﺑﻪ ﻧﻔﺲ) ﺷﻜﻞ میﮔﻴﺮد و ﻣﺎ ﺑﺮﺣﺴﺐ وﺟﻮد ﻳﺎﻋﺪم اﻋﺘﻤﺎد ﺑﻪ دﻳﮕﺮان، رﻓﺘﺎر ارﺗﺒﺎطی ﺧﻮد ﺑﺎ آﻧﺎن را ﺳﺎﻣﺎن میﺑﺨﺸﻴﻢ. ﺑﻨﺎﺑﺮاﻳﻦ، ﻣﺴﺄﻟﻪ اﻋﺘﻤﺎد ﻧﻘﺶ زﻳﺮﺳﺎختی در اﻟﮕﻮﻫﺎی رﻓﺘﺎر ارﺗﺒﺎطی ﻣﺎ دارد.  ﺑﻪ ﻋﻨﻮان ﻧﻤﻮﻧﻪ در ﻣﺸﺎرﻛﺖ، ﻫﻤﻜﺎری و ﭘﺬﻳﺮش دﻳﺪﮔﺎهﻫﺎی ﻳﻜﺪﻳﮕﺮ آﻧﭽﻪ ﺑﻴﺶ از ﻫﺮ اﻣﺮی ﺗﻌﻴﻴﻦﻛﻨﻨﺪه اﺳﺖ، اﻋﺘﻤﺎد ﻣﺎ ﺑﻪ  ﻃﺮف ارﺗﺒﺎط اﺳﺖ.

نمونه ای از اﻋﺘﻤﺎدﺳﺎزی

ﺑﻴﺎن ﻧﻤﻮﻧﻪای میﺗﻮاﻧﺪ رﻫﮕﺸﺎ ﺑﺎﺷﺪ: ﻣﻌﻀﻠﻪای ﺑﻪ ﻧﺎم ﻋﺪم رﻋﺎﻳﺖ ﺣﻘﻮق ﻣﻌﻨﻮی و ﻣﺎﻟﻜﻴﺖ ﻓﻜﺮی را در ﻧﻈﺮ ﺑﮕﻴﺮﻳﺪ. اﻣﺮی ﻛﻪ ﺑﻪ وﻳﮋه در ﻋﺮﺻﻪ ﺗﻮﻟﻴﺪ رﺳﺎﻧﻪای ﻓﺎﺟﻌﻪآﻣﻴﺰ اﺳﺖ و ﻏﺎﻟﺒﺎ ﻣﻮرد ﺗﻮﺟﻪ ﻫﻤﻪ ﻣﺼﻠﺤﺎن و ﻣﺪﻳﺮان ﻗﺮار میﮔﻴﺮد ﺑﺮﻧﺎﻣﻪﻫﺎ و ﺗﻼشﻫﺎی ﻓﺮاوان از ﺗﻮﺻﻴﻪﻫﺎی اﺧﻼقی ﺗﺎ اﻟﺰامﻫﺎی ﺣﻘﻮقی اﻧﺠﺎم می‌شود. ﻛﺎرﮔﺮدانی ﻛﻪ ﺑﻪ ﻫﺮ ﻧﺤﻮ ﺗﻮاﻧﺴﺘﻪ اﺳﺖ اﻋﺘﻤﺎد ﺷﻬﺮوﻧﺪان را ﺑﻪ ﺧﻮد ﺟﻠﺐ ﻛﻨﺪ، در ﻓﻀﺎی اﻋﺘﻤﺎد ﺑﻪ دﺳﺖ آﻣﺪه، درﺧﻮاستی را ﺑﻪ ﺷﻜﻞ اﻟﺰام اﺧﻼقی از ﺷﻬﺮوﻧﺪان ﺑﺎ آﻧﺎن در ﻣﻴﺎن میﮔﺬارد. ﺷﻬﺮوﻧﺪان اﻳﻦ درﺧﻮاﺳﺖ را تلقی ﺑﻪ ﻗﺒﻮل میﻛﻨﻨﺪ و حتی ﻓﺮاﺗﺮ از ﻣﺤﺼﻮل رﺳﺎﻧﻪای آن ﻛﺎرﮔﺮدان، ﻣﺸﺎرﻛﺖ ﺧﻮد را در ﺣﻔﻆ ﺣﻘﻮق ﻣﻌﻨﻮی و ﻣﺎﻟﻜﻴﺖ ﻓﻜﺮی ﺑﺮخی از ﻣﺤﺼﻮﻻت رﺳﺎﻧﻪای ﻣﺸﺎﺑﻪ ﻧﺸﺎن میدﻫﻨﺪ.

ویژگی های اعتماد اصیل

ﻣﺮاد از اﻋﺘﻤﺎد در اﻳﻦ ﺑﺤﺚ اﻋﺘﻤﺎد اﺻﻴﻞ اﺳﺖ و آن ﭘﻨﺞ وﻳﮋگی ﻋﻤﺪه دارد: راﺳﺦ و ژرف و ﻧﻪ سطحی، ﻓﺮاﮔﻴﺮ و ﻫﻤﻪ ﺟﺎﻧﺒﻪ و ﻧﻪ ﻳﻚ ﺑﻌﺪی، مبتنی ﺑﺮ اﻃﻼﻋﺎت درﺳﺖ و ﻧﻪ ﻛﺎذب، ﭘﺎﻳﺪار و ﻧﻪ ﻣﻮﻗﺖ و اﻋﺘﻤﺎد دو ﻃﺮﻓﻪ و ﻧﻪ ﻳﻚ ﺳﻮﻳﻪ.  از آﻧﺠﺎ ﻛﻪ اﻋﺘﻤﺎد اﻣﺮ دارای درﺟﻪﻫﺎ و ﻣﺮاﺗﺐ ﮔﻮﻧﺎﮔﻮن اﺳﺖ، ﻣﺮاد از اﻋﺘﻤﺎدﺳﺎزی ﺗﺤﻘﻖ ﺣﺪاﻗﻞ اﻋﺘﻤﺎد و ﺗﻼش در اﻓﺰاﻳﺶ ﻣﻴﺰان اﻋﺘﻤﺎد اﺳﺖ. ﺗﻮﺟﻪ ﺑﻪ ﻧﻘﺶ زﻳﺮﺳﺎختی اﻋﺘﻤﺎد و در اﻓﺰاﻳﺶﻛﺎرآیی ﻧﻈﺎرت ﻫﻤﮕﺎنی ﺑﺎﻳﺪ از ﻋﻮاﻣﻞ و زﻣﻴﻨﻪﻫﺎی ﺗﺤﻘﻖ و اﻓﺰاﻳﺶ اﻋﺘﻤﺎد ﺳﺨﻦ ﮔﻔﺖ.

ﮔﻔﺘﻴﻢ ﻧﻈﺎرت ﻫﻤﮕﺎنی ﻣﺴﺌﻠﻪای دو ﺳﻮﻳﻪ اﺳﺖ: روﻳﻪای در ﻣﺪﻳﺮﻳﺖ ﺷﻬﺮی و روﻳﻪای در زﻧﺪگی ﺷﻬﺮی(ﺷﻬﺮوﻧﺪان) دارد. ﻋﻮاﻣﻞ و زﻣﻴﻨﻪﻫﺎی اﻋﺘﻤﺎدﺳﺎزی، ﺑﻪ ﻣﻨﺰﻟﻪ ﺷﺮط کار آیی ﻧﻈﺎرت ﻫﻤﮕﺎنی، ﻧﻴﺰ در ﻫﺮ دو رﻫﻴﺎﻓﺖ ﻗﺎﺑﻞ ﻣﻄﺎﻟﻌﻪ اﺳﺖ.

با گوشی اسکن کنید
1 vote, average: 5٫00 out of 51 vote, average: 5٫00 out of 51 vote, average: 5٫00 out of 51 vote, average: 5٫00 out of 51 vote, average: 5٫00 out of 5

میانگین امتیاز 5٫00 از 5 با 1 رای
Loading...

نویسندگان:
ترتیب پیشنهادی بهینگی برای :

دیدگاه بگذارید

اولین نفری باشید که دیدگاه میگذارد

به من اطلاع بده
avatar
wpDiscuz