نقش اساطیر در نظریه های روانشناسی-عقده اودیپ و الکترا - بهینگی

نقش اساطیر در نظریه های روانشناسی-عقده اودیپ و الکترا

اشتراک گذاری :
نقش اساطیر در نظریه های روانشناسی-عقده اودیپ و الکترا

از دیرباز انسان به خواندن تاریخ دعوت شده است و اهمیت این کار در کسب تجربه و سرمشق گرفتن از داستان ها بوده است.

در واقع خواندن داستان های تاریخی پستی و بلندی های زیادی را به انسان نشان می دهد و به انسان یاد می دهد که در پس هر تاریکی روشنی و در پشت هر سختی حکمتی وجود دارد.

روانشناسان در قرن ۱۹ و ۲۰، در آموختن تاریخ پا را فراتر گذاشته و از مطالعه تاریخ مدلهای رفتاری بشر را توزیع داده اند.

پیشگامان این تحرک شگرف زیگموند فروید و کارل یونگ بودند.

فروید اضطراب اختگی در دوره ی رشد آلتی (یکی از مراحل رشد روانی-جنسی) را عقده ی اودیپ نام گذاری کرد. اودیپ یکی از شخصیت های داستانی ادبیات یونان است.

داستان اودیپ

نقش اساطیر در نظریه های روانشناسی-عقده اودیپ و الکترا

اودیپ پسرکی است که به هنگام تولد، هاتفان معبد دلفی (معبد آپولو) آن را شوم می خوانند و می گویند او روزی پدر خود را می کشد و با مادرش ازدواج می کند.

لایوس (پدرش) او را در کوه رها می کند تا بمیرد ولی او را چوپانی پیدا می کند و نزد پادشاه کورینت می برد و پادشاه کورینت او را بزرگ می کند، پسر چون بالنده می شود از سرنوشت خود آگاهی می یابد و از کورینت دور می شود تا آن اتفاق شوم روی ندهد، او به طرف تبس می رود و ناخواسته با لایوس رو به رو می شود و پس از درگیری او را می کشد.

سپس با شکست ابوالهول، هیولایی که تبس را محاصره کرده (با پاسخ دادن به معمای او. زیرا ابوالهول شرط کرده بود هر کس که می خواهد وارد تبس شود باید معمای من را پاسخ دهد، اگر جواب صحیح بود من خود را نابود می کنم و اگر جواب نداد باید کشته شود.)  پادشاه تبس شد و با مادرش ملکه تبس جوکاستا ندانسته ازدواج کرد و از او صاحب ۲ پسر و ۲ دختر شد.

نقش اساطیر در نظریه های روانشناسی-عقده اودیپ و الکترا

البته داستان اینجا تمام نمی شود، اودیپ و جوکاستا ماجرا را می فهمند و جوکاستا خودکشی می کند و اودیپ خود را کور می کند و به تبعید خودخواسته می رود.

علت نام گذاری عقده اودیپ

علت نام گذاری از روی این داستان می باشد که این پدیده روانی-جنسی که میل به مادر و رقابت بر سر تصاحب آن با پدر را عقده اودیپ می نامند. البته فرزند از پدر می ترسد و همین امر باعث بروز اضطراب اختگی می شود. همین ترس باعث می شود پسر میل جنسی به مادر را واپس رانی کرده و سپس با پدرش همانند سازی می کند یعنی خودش را به جای او می گذارد و به طور غیر مستقیم احساس جنسی نسبت به مادر را برطرف می کند.

در ادامه یونگ نام گذاری عقده ی اودیپ مذکر و عقده ی اودیپ مونث فروید را تغییر جزیی داده و به عقده اودیپ مونث را عقده الکترا می نامد.

داستان الکترانقش اساطیر در نظریه های روانشناسی-عقده اودیپ و الکترا

الکترا دختر آگاممنون فاتح تروا است، آگاممنون کسی است که طبق پیشگویی برای پایان دادن به طوفان دریا (خشم خدایان)  برای رسیدن به تروا دختر خود ایفیژنیا را قربانی می کند.

همسر آگاممنون، کلیتم نسترا از او کینه به دل می گیرد و به همین دلیل با اژیستوس هم بستر شده و به او خیانت می کند و در فکر کشتن او به انتظار می نشیند.

آگاممنون پس از بازگشت از جنگ تروا به دست همسرش و اژیستوس کشته می شود. الکترا دختر آگاممنون از مرگ پدر بسیار ناراحت شد و اعتراض سر داد و او را در بند کردند. او بعد ها به کمک برادرش انتقام مرگ پدر را را از اژیستوس و مادرش می گیرد و برادرش هر دوی آنها به قتل می رساند.

علت نام گذاری عقده الکترا

عقده ی الکترا از آنجا با این نام خوانده می شود که دختر بچه ابتدا به مادر علاقه شدید دارد ولی تا متوجه می شود که نه خود و نه مادرش فالوس ( آلت مردانه)  ندارند از او فاصله می گیرد و علت این فقدان را مادر خود می داند.

از این رو به پدر نزدیک می شود تا با او مالکیت آن را شریک شود. از این رو فاصله گرفتن از مادر و مقصر این فقدان را مادر دانستن و گرایش به سمت پدر را عقده ی الکترا می نامند. البته دوری از مادر طول نمی کشد چون دختر برای بهره مندی از محبت مادر دوباره به سمت او می رود.

کهن الگوها

نقش اساطیر در نظریه های روانشناسی-عقده اودیپ و الکترا

کار یونگ در بهره گیری از تاریخ و اساطیر یونان اینجا به پایان نمی رسد و او مدل شخصیت شناسی ارائه می دهد که با بهره جویی از شخصیت های خدایان یونان تدوین شده بود.

کهن الگو یا Archetype انقلابی در شخصیت شناسی بود. یونگ هشت شخصیت مردانه (زئوس، پوسایدون، هادس، آرس، آپولو، هرمس، هفائیستوس، دیونیزوس) و هفت شخصیت زنانه (دیمیتر، هرا، آرتمیس، آتنا، هستیا، آفرودیت، پرسفونه) از ادبیات یونان انتخاب کرد تا بدین وسیله مدل شخصیتی که همه ی رفتار های آدمی را توجیه می کند ارائه دهد.

البته این تنها مدل شخصیتی شناسی یونگ نبود ولی مدل دیگری که بعد ها منجر به به ارائه مدل MBTI از  مایرز بریگز شد جز بحث این مطلب نمی باشد.

مدل شخصیتی

بدین ترتیب فرد با انجام دادن یک تست، مدل شخصیتی خود را می شناخت.

هر کدام از شخصیت ها معرفی شده در بالا نمره ی بالاتری کسب می کرد بدین معنا بود که فرد غالب رفتارهایش شبیه آن کهن الگو بوده و غالبا زندگی خود را به روش کهن الگوهایی که بیشترین نمره را آورده اند انجام داده است.

وقتی ما می دانیم که چه آرکتایپ هایی در ما قوی تر است با نقاط ضعف و قوت آن آشنا می شویم و در مسیری قدم می گذاریم که به سمت تکامل ما باشد و نقاط ضعف را توسط آرکتایپ های دیگر پوشش می دهیم و نقاط قوت را حفظ می کنیم.

این مدل شخصیتی تحول عظیمی در روان شناسی ایجاد کرد، به گونه ای که میتوان به این روش استعدادیابی انجام داد و هرکس را بر اساس تمایلاتش در هر کار مخصوص خود مشغول کرد.

با گوشی اسکن کنید
"یک ستاره""دو ستاره""سه ستاره""چهار ستاره""پنج ستاره!"

اولین امتیاز را شما بدهید
Loading...

نویسندگان:
ترتیب پیشنهادی بهینگی برای :

دیدگاه بگذارید

اولین نفری باشید که دیدگاه میگذارد

به من اطلاع بده
avatar
wpDiscuz