نظارت و کنترل در مدیریت اسلامی : ابعاد مختلف نظارت اسلامی - بهینگی

نظارت و کنترل در مدیریت اسلامی : ابعاد مختلف نظارت اسلامی

اشتراک گذاری :
آیا تا کنون به نظارت و کنترل خود و جامعه فکرکرده اید؟

در زمره علوم انسانی، علم مدیریت، و در میان مسایل این علم، مبحث نظارت و کنترل از جمله مسایل جنجال برانگیز و پر از چالش علوم انسانی – اجتماعی است که؛ پیش فرضیها و مبانی تئوریک انسان شناختی و وجودشناختی در ابعاد ان بسیار دخیل است. این که، رویکرد ما به ماهیت انسان و جامعه “الهی باشد یا “سکولار” در نوع نگرش ما به اصول مدیریت، اهداف، و شیوه های آن، و ملاکهای ارزیابی و نظارت در حوزه مدیریت کشوری، و یا سازمانی متفاوت است. در این مطلب به موضوع نظارت در مدیریت اسلامی میپردازیم.

مدیریت بعد از ظهور اسلام

مدیریت اسلامی به مثابه شیوه ای از مدیریت که پس از ظهور اسلام و ایجاد این تمدن بزرگ در منطقه آسیا و نقاط دیگر جهان، جانشین شیوه کهن نظام انسانی در اجتماع آن روز گردید و سپس، میان کشورهای تحت نظر خویش فرهنگ قومی و مشترکی را ایجاد کرد که پایه یک سازمان توانمند اجتماعی گردید. حضرت پیامبر (ص) به عنوان پایه گذار این تشکیلات جامع در جامعه اسلامی آن روز بود که شخصا اداره امور مسلمانان را بر عهده گرفته، و اساس این نوع مدیریت را پی ریزی نمود.

بعد از پیامبر گرامی اسلام، امیر مؤمنان علی (ع) در فرصت کوتاهی که زمام خلافت را به دست گرفت  نیز در پی ایجاد حکومت، با انجام اصلاحات زیاد و نوسازی تشکیلات و احقاق حقوق انسانی، مدیریت جامعی را به اجرا گذاشت که در حقیقت اقتدار و امتداد خط نورانی مدیریت نبوی و قرآنی است، ایشان مدیر را همچون نخ تسبیح تشبیه می کردند که دانه ها را بهم پیوند میدهد .

نظارت، مهمترین وظیفه حاکم اسلامی

در میان مولفه های مختلف مدیریت نظیر هدف گذاری، سیاست گذاری، برنامه ریزی، سازماندهی سنجش و ارزیابی، مقوله نظارت و کنترل از حساسیت و اهمیت ویژه ای برخوردار می باشد. میتوان گفت که؛ در این عرصه اهرمی کارسازتر از نظارت وکنترل – برای ارزیابی از عملکرد و برنامه های دولت اسلامی و دستگاه های زیرمجموعه آن، و بازیابی نقاط قوت وضعف انان – وجود ندارد. نظارت، عامل بازدارنده از انحراف و عقب ماندگی کارگزاران و اعتدال و تنظیم اصولی و صحیح انان است. برای پیشبرد اهداف حکومت، نظارت در راستای اجرای صحیح قوانین و استیفای حقوق دولت و ملت، و برقراری رابطه اصولی و معقول زمامداران با مردم و بالعکس، با سمت و سوی اعتلای دین، عمران و آبادانی کشور و اصلاح امور، نقش سازنده ای دارد.

نظارت برخود یا خودکنترلی در مدیریت اسلامی

در حوزه مدیریت اسلامی، از یک سوی، مسلمانان، به داشتن نظام کامل جدی و عادلانه برای کنترل برسازمان سفارش شده اند. این نظام کنترلی را میتوان از منابع دینی استخراج کرد، که نظامی، جامع، کامل، عادلانه و منحصربه فرد است. از سوی دیگر، در این نظام، خداوند متعالی و فرشتگان الهی، ناظر بر اعمالی، رفتار و نیات انسان ها معرفی می گردند و به انسان گوشزد می شود که او همواره در محضر خداست و خدا و فرشتگان در همه حال ناظر بر اعمال و رفتار او هستند و بنابراین، باید مواظب اعمال و رفتار خود باشد. بر همین اساسی، بحث نظارت انسان بر عملکرد خویشتن یا به عبارت دیگر، «خود کنترلی» مطرح می شود.

به انسان توصیه می شود که همواره بر اعمال و رفتار خود نظارت داشته باشد و قبل از اینکه عملکردش مورد ارزیابی و سنجش دیگران قرار گیرد، خود عملکرد و رفتارش را مورد ارزیابی و حسابرسی قرار دهد.

علاوه بر این دو نوع نظارت، مسئله نظارت عمومی و همگانی مطرح است و به همه مسلمانان دستور داده شده است که در مقابل دیگران احساس مسئولیت کنند و در صورت مشاهده عملکرد نادرست یا انحراف از اهداف و تخلف از وظایف، تذکر دهند و امر به معروف و نهی از منکر نمایند. و این دو فریضه از مهمترین فرایض دینی شمرده شده است.

نظارت مدیر بر عملکرد کارکنان

مسئله نظارت مدیر بر عملکرد کارکنان و اجرای برنامه ها در سازمان به دو صورت نظارت آشکار و پنهانی مطرح شده است. بنابراین، اسلام، به عنوان یک منبع بزرگ و نیرومند از قدرت نرم پاسخ گوی نیازهای انسان بحسب مقتضیات زمان خویش همیشه و همه جا است از جمله، دارای نظام جامع و کامل نظارتی است که با عنایت به منابع و آموزه های دینی می توان تقسیمات آن را این چنین برشمرد:
۱- نظارت خداوند متعالی (نظارت الهی)
۲- نظارت فرد بر اعمال خود (خود کنترلی)
۳- نظارت عمومی (نظارت همگانی)
۴- نظارت درون گروهی (اعم از سازمان، انجمن، هیئت و…) در سیستم مدیریتی اسلام، این موضوع، با اصول و ضوابط اخلاقی و ارزش های اصیل انسانی همراه است، و متکی بر مبانی انسان شناختی قرآن کریم و احادیث ائمه معصومین (ع) میباشد.

واژه شناسی” نظارت

مفهوم نظارت در معنای عام، وسعت و شمول گسترده ای دارد. تمام سازمان ها، اعم از بزرگ و پیچیده تا کوچک و سالم، دولتی و غیر دولتی، صنعتی یا آموزشی و انتفاعی و غیر انتفاعی، برای دستیابی به اهداف خود به نظارت و راهنمایی در امر مدیریت نیاز دارند، بنابراین واژه ایست دیرآشنا و روشن برای همگی، با این همه، بررسی اجمالی لغوی و اصطلاحی آن، ضرور می نماید.

 تعریف لغوی نظارت

«نظارت» از ماده «نظر» است و مرحوم «دهخدا» ذیل واژه مذکور آن را به نظارت از ریشه “نظر” به معنی نگریستن در چیزی با تأمل، چشم انداختن، حکومت کردن بین مردم و فیصله دادن دعاوی ایشان، یاری دادن و مدد کردن و کمک کردن و نیز به معنای چشم، صبر، ایده و فکر، اندیشه، تفکر، رویه، دقت، تأمل، تدبر، خیال و هم و اعتراض آورده است. او «ناظر» را به معنای نظر کننده، نگرنده، نگاه کننده، بیننده، شاهد و کنایه از جاسوسی، دیده بان و نگاهبان مطرح نموده و در نهایت «تظارت» را به معنای نظر کردن و نگریستن به چیزی، مراقبت و در تحت نظر و دیده بانی داشتن کاری نگرانی دیده بانی به سوی چیزی و مباشرت معنا کرده است.

تعریف اصطلاح نظارت

“ناظر” به شخصی می گویند که عمل یا اعمال نماینده شخص یا اشخاصی را مورد توجه قرار داده، صحت و سقم آن عمل یا اعمال را به مقیاسی معنی که موجود است می سنجد و برای این کار اختیار قانونی داشته باشد، (مستغاد از ماده ۴۲۸ قانون تجارت)

به عبارت دیگر، نظارت در اصطلاح علمی آن: تحت نظر قراردادن فعالیتها، به منظور حصول اطمینان از این که آنها همان گونه که برنامه ریزی شده اند، انجام می پذیرند. و نیز اصلاح کردن انحرافات قابل ملاحظه و مهم.

بنابراین تعریف، نظارت و کنترل، فرایندی است برای کسب اطمینان از این که اقدامات و فعالیتهای جاری سازمان، در جهت اهداف پیش بینی شده و منطبق با اقدامات برنامه ریزی شده، میباشد. در همه  این تعریف ها کنترل را نوعی مقایسه بین آنچه هست و آنچه باید باشد، دانسته اند. یکی از این تعاریف، از ” استیون ” می باشد که میگوید: «کنترل مدیریتی، فرآیندی است به منظور حصول اطمینان از این که فعالیت های انجام شده با فعالیتهای برنامه ریزی شده مطابقت دارد» در واقع کنترل فراگیرتر از برنامه ریزی است.

کلمه نظارت در نهج البلاغه

واما در نهج البلاغه، برای جستجوی مفهوم نظارت و کنترل می بایست از کلید واژه هایی نظیر : تفقد، تحفظ، عیون و… استفاده نمود.

مبانی مدیریت و نظارت از منظر امام علی (علیه السلام)

تا کنون پژوهش های مختلفی در زمینه مدیریت و نظارت و مدلهای آن در توصیف وضع موجود و مطلوب آن و ارائه راهکارهای علمی و ارشادی در خصوصی آن صورت گرفته است. و لیکن، جای این بحث همواره خالی مانده است که چگونه میتوانیم با استفاده از مبانی دینی و معرفتی خصوصا در مکتب علوی به شاخص هایی دست پیدا کنیم که در آن به انسان بانگاهی همه جانبه، واقعی و تکریم آمیز می نگرد، با این حال، از شیوههای کاربردی صحیح برای امر نظارت استفاده می نماید.

لذا، شاخصها و ملاک هایی این چنین را میتوان برای مقایسه و تطبیق میان دو سیستم مدیریتی ونظارتی اسلام و غرب صورت بندی نمود:
۱- مبانی وجود شناختی
۲- مبانی معرفت شناختی
۳- مبانی انسان شناختی
۴- مبانی ارزش شناختی

مبانی مدیریت و کنترل در نظام مدیریتی غرب عمدتا سکولاریسم است و معلوم است که مبانی سکولاریسم در هر چهار بعد یاد شده ی فوق با مبانی اسلام متفاوت است،

تفاوت های مبانی مدیریت و کنترل در نظام مدیریتی غرب و نظام اسلام

۱- در سکولاریسم ماده گرایی و جهان بینی ماتریالیسم است و در اسلام جهان بینی توحیدی و حدا محوری است.

۲- در سکولاریسم نسبیت معرفت و حقیقت بوده و در اسلام مطلق بودن شناختهای کلی که برگرفته از وحی الهی است.

۳- انسان از منظر سکولاریسم صرفا موجودی است ابزار ساز و دارای ابعاد وجودی، و نیازهای مادی که دغدغه ای بجز رفع این چنین نیازها برای او متصور نیست، درحالی که انسان در مفهوم قرآنی آن، موجودی است حقیقت گرا، کمال جو، و آیینه تمام نمای حق – تبارک و تعالی -که نیازهای مادی او تمام هویت او را تشکیل نمی دهد، و فلسفه خلقت او چیز دیگر است، و باید همت والای او مصروف اهدافی متعالیتر گردد. اهدافی متناسب با هویت الهی و مقام خلیفه اللهی وی.

۴- مبنای سکولاریسم، اومانیسم و لیبرالیسم است و مبنای اسلام با فطرت خداجویی و فضیلت مداری و ارزش محوری است. و در مورد بند ۴ باید گفت که؛ هر چند ارزش های اخلاقی در بعد مفهومی آن چندان وابسته به مذهب و مرام خاصی نبوده، و بر میانی عقلی استوار است، لیکن، تمایز این دو نگرشی در بعد اخلاقی عمدتا در مقام مصادیق اخلاقی و ضمانت اجرایی آن است که انسان متدین به دین مبین اسلام در زمینه های مدیریتی با ایمان مذهبی که پشتوانه ی درونی بزرگی برای اقدامات بایسته است، بسیار موثرتر از کسانی که فاقد ایمان مذهبی اند میتواند در اداره ی یک سازمان و کنترل و نظارت وی در امور مدیریتی آن موفق باشد مضافا بر این که از دیدگاه وی این اصول و ارزشهای اخلاقی ارزش بالذات و بالاصاله دارند و نه ارزش ذاتی و عرضی.

نظام نظارتی علوی

اگر نظارت از اصول مدیریت است، در یک کار اکتشافی می توان بحث نظارت علوی را نیز به تفصیلی مورد پژوهشی قرار داد. در اینجا به عنوان اشاره اجمالی و گذرا، تنها به سیره علوی و کلام حضرت امیر (ع) در نهج البلاغه ارجاع می شود.

نظارت بر کارگزاران در نامه امام علی(ع) به مالک اشتر

در این منیع شیعی که بحت نظارت بر کارگزاران را حداقل در نامه های ۱۸، ۱۹، ۴۰، ۵۰ و ۵۳ می توان یافت، از جمله در نامه ۵۳ به مالک اشتر آمده که: «ثم تفقد اعمالهم و ابعث العیون من أهل الصدق و الوفاء علیهم فان تعاهدک فـى السر لامورهم حدوه لهم علی استعمالی الامانه و الرفق بالرعیه». پس در کارهایشان کاوش کن و بازرسی های راستکار و وفادار بر آنان بگمار، زیرا خبرگیری و بازرسی در نهان تو بر کارهای آنها، سبب وادار نمودن ایشان بر امانتداری و مدارا نمودن و نرمی با رعیت میگردد.

نکات نظام نظارت علوی

۱) ضرورت اصلی نظارت (و ابعث العیون)

۲) ویژگیهای ناظر که صداقت و وفاء است (اهل الصدق و الوفاء)؛

۳) در این بیان بر نظارت مخفیانه (عین) تاکیده شده است، که البته نافی نظارت غیر مخفیانه نیست؛

۴) از فواید نظارت، سوق دادن کارگزاران به عمل صحیح است (حدوه لهم)؛

۵) هدف از نظارت بر اساسی این کلام، ترویج فرهنگ امانت داری و برخورد لطیف با مردم است (على استعمال الامانه و الرفق بالرعیه) بحت نظارت در اسلام – همان گونه که دراصل هشتم قانون اساسی جمهوری اسلامی نیز مورد تاکید قرار گرفته است.

انواع نظارت در نظام علوی

اول: نظارت دولت بر مردم

دوم: نظارت مردم بر دولت

سوم: نظارت دولت برارکان دولت

چهارم: نظارت مردم بر مردم (نظارت مورد بحث در علم مدیریت، بر شق سوم از نظارت های فوق الذکر تاکید و تمرکز دارد)

نظارت متقابل مردم و حاکمان در نظام علوی

در حکومت علوی- برخلاف آنچه از نظامات مدیریتی مغرب زمین هم اکنون مشاهده می شود نظارت متقابل مردم و حاکمان یک اصلی بنیادی در نظام اجتماعی شمرده شده و حکومت پویا و ملت آگاه را بر این امر مهم فراخوانده اند. سیره نظری و مبنایی حضرت، اشاره به این معنا دارد و همان طور که سیره عملی ایشان در مدت زمامداری در موقعیتهای زیادی آن را نشان داده است و نتایج آن، اصلاح امور، پاک سازی نظام، تنبیه متخلفان، دلگرمی مردم، امیدواری ملت، و همبستگی و پیوند ملت و امام می باشد، و این امر میسر نمی شود مگر با حضور ملت در صحنه و آگاهی آنان از عملکرد و برنامه های حکومت.

آن حضرت در جاهای دیگر نیز نظام حکومتی امت را بر پایه امانت دانسته و هرگونه رویکرد مالکانه و غیرعادلانه را خیانت به امانت و امت اسلامی خوانده است. امیرمومنان علی (ع) با تدبیر و سازمان دهی گسترده، همه امور خرد و کلان گستره حکومتی خویش را زیر نظر می داشت و در یک برنامه وسیع و نظارت و بررسی همه جانبه، با اشراف بر اجزای حکومت، به اداره کشور می پرداخت، به خصوصی درباره کارگزاران حکومتی، تلاش و قاطعیت بیشیتری به کار می برد تا آنان از مدار قانون و حکم خدا خارج نشوند؛ آن گونه که اسلام طراحی کرده به اداره مملکت بپردازند.

حضرت علی(ع) برای جلوگیری از هر گونه ظلم و ستم و کم کاری و نیز جریان امور در مجرای صحیح خویش ساز و کارهایی را در امر مهم نظارت به کار بسته اند تا ضمن جلوگیری از هرگونه ایجاد اشکال در مجاری امور، سرمشقی نیز برای آیندگان باشد.

 

با گوشی اسکن کنید
"یک ستاره""دو ستاره""سه ستاره""چهار ستاره""پنج ستاره!"

اولین امتیاز را شما بدهید
Loading...

نویسندگان:

دیدگاه بگذارید

اولین نفری باشید که دیدگاه میگذارد

به من اطلاع بده
avatar
wpDiscuz