مهارت حل مشکل ؛ کلیدی برای رشد فکری کودکان - بهینگی

مهارت حل مشکل ؛ کلیدی برای رشد فکری کودکان

اشتراک گذاری :
مهارت حل مشکل ؛ کلیدی برای رشد فکری کودکان

در این مطلب از بهینگی قصد داریم با استفاده از روش ICPS (می توانم حل مشکل کنم) که در کتاب کلیدهای پرورش تفکر در کودکان و نوجوانان توسط دکتر میرنا بی.شور بیان شده است، به موضوع پرورش کودکان بپردازیم. در ادامه مطلب با ما باشید.

وقتی کودکتان گریه می کند، غر می زند یا چیزی می خواهد، چه می کنید؟

وقتی کودکتان بچه های دیگر را می زند یا اسباب بازی های آنها را به زور می گیرد، چه می کنید؟

وقتی کودکتان به حرف شما گوش نمی دهد یا کاری را که می خواهید، انجام نمی دهد، چه می کنید؟

احتمالا یه این گونه رفتارها به شیوه های متفاوتی واکنش نشان می دهید. شاید سعی کنید با انجام رفتارهای مناسب سرمشق فرزندانتان شوید؛ مثلا گاهی مسئله را نادیده می گیرید یا گاهی به آنها می گویید چه بکنند و چه نکنند و حتی علت را برایشان شرح می دهید.

دکتر میرنا بی.شور می گوید “وقتی آموزگار کودکستان بودم، همه این راه ها را امتحان کردم اما بیشتر وقتها هیچ کدامشان موثر نبودند. حالا می دانم که موثر نبودن این روشها دلیل بسیار ساده ای داشت: من داشتم به جای کودک فکر می کردم. همه ما دوست داریم آزاد باشیم تا برای خودمان فکر کنیم. بچه ها هم همین طورند البته به شرط اینکه از مهارتهای فکر کردن برخوردار باشند.”

روش حل مشکل

این روش کودکان را با مسئله حل کردن آشنا می کند و مهمترین ویژگی اش این است که به کودکان یاد نمی دهد که چه فکر کنند یا چه کاری انجام دهند، بلکه به آنها یاد می دهد چگونه فکر کنند تا بتوانند برای خود تصمیم بگیرند که چه کارهایی را بکنند یا نکنند و چرا. آنها با تمرین مهارت فکر کردن می توانند در حل مشکلاتشان موفق شوند.

برای مثال

به یک نمونه از رفتارهای کودکان در قالب یک گفت و گوی بین مادر و فرزند اشاره می کنیم تا با تاثیر “روش حل مشکل” دکتر شور آشنا شوید.مهارت حل مشکل ؛ کلیدی برای رشد فکری کودکان

روزی الکس در کودکستان آهنرباهایش را به همکلاسی اش جاناتان داد، اما بعد خواست آنها را پس بگیرد. وقتی جاناتان خواسته الکس را قبول نکرد، الکس سعی کرد آنها را به زور بگیرد اما جاناتان لگد محکمی زد و با هم دعوا کردند. الکس که از ناراحتی سرخ شده بود فریاد کشید و لگد انداخت، جاناتان هم ترسید و عقب کشید. به این ترتیب الکس به خواسته اش رسید.

وقتی کسی به خواسته الکس جواب رد می داد، او نمی توانست فکر کند و راه حل مشکلش را بیابد و همین ناتوانی خشمگین ترش می کرد. او جز دعوا راه دیگری را برای مشکلش بلد نبود یا حاضر نبود به راه دیگری فکر کند. احتمالا بیشتر به این فکر می کرد که چه کاری در همین لحظه موثر است و اصلا فکر نمی کرد بعدش چه پیش خواهد آمد.

بیشتر بخوانید:  پرورش تفکر در کودکان

هدف این روش

هدف از روش حل مشکل این است که مهارتهای لازم را به کودکانی که در حال حاضر در حل مشکل ضعیف هستند، یاد بدهد و رشد مداوم این مهارتها را در کودکانی که به نظر می رسد در حل مشکل مهارت دارند، ممکن سازد. حتی کودکانی که در حل مشکل خوب هستند، می توانند به تدریج این استعداد طبیعی را در خود به عادت تبدیل کنند و در نتیجه جلوی اختلافهای شخصی آینده را بگیرند.

تاکید روش حل مشکل همیشه روی درست حل کردن مشکل پیش رو نیست، بلکه مهم این است که به کودک کمک کنیم تا یاد بگیرد برای حل مشکل فکر کند و بتواند با هر مشکل جدیدی که در آینده پیش می آید روبرو شود. این تاکید بسیار مهم است زیرا اگر مدام به کودکانتان بگویید چه بکنند، آنها فرصت این را نخواهند داشت که فکر کنند و به راه حل های دیگری برسند.

بیایید ببینیم مادر الکس پیش از شروع روش حل مشکل با او چگونه حرف می زد.

الکس آهنرباهای خودش را به کودکستان برده بود و وقتی آنها را از دوستش جاناتان قاپید، دچار مشکل شد.

مادر: الکس، معلمت می گوید باز هم اسباب بازی ها را به زور گرفتی. چرا این کار را کردی؟

الکس: برای اینکه نوبت من بود.

مادر: قاپ زدن خوب نیست. یا باید با هم بازی کنید یا نوبتی بازی کنید.

الکس: اما آنها مال من هستند.

مادر: باید یاد بگیری اسباب بازی هایت را به بچه های دیگر هم بدهی. اگر نمی خواهی با بقیه بچه ها بازی کنی، نباید اسباب بازی ات را به مدرسه ببری. جاناتان از دستت عصبانی شده و دیگر دوستت نمی شود.

الکس: اما مادر، او اسباب بازی ام را به من نمی داد.

مادر: نباید مدام همه چیز را به زور بگیری. اگر او این کار را با تو می کرد، خوشت می آمد؟

الکس: نه.

مادر: فردا می روی و از او معذرت می خواهی.

نتیجه این طرز برخورد

مادر الکس در این گفت و گو به الکس هیچ فضایی نداد تا راه حل “اشتباهی” را انتخاب کند. او از پسرش پرسید که چرا اسباب بازی را به زور گرفته، اما به پاسخش گوش نداد. مادر پیامدهای کار پسرش را شرح داد و بعد هم گفت که چه کند. مادر الکس آنقدر مصمم بود به فرزندش یاد بدهد اسباب بازیهایش را با دیگران سهیم شود که خودش هم فکر کرد و هم حرف زد.

مهارت حل مشکل ؛ کلیدی برای رشد فکری کودکانبیایید ببینیم مادر الکس پس از اینکه با روش حل مشکل آشنا شد چگونه به پسرش کمک کرد تا درباره مشکل “به زور گرفتن اسباب بازی” فکر کند.

مادر: الکس، معلمت می گوید که باز هم اسباب بازیها را به زور گرفتی. برایم تعریف کن که چه شد.

(مادر به کودک کمک می کند تا مشکل را مشخص کند.)

الکس: آهنرباهای من دست جاناتان بودند و او آنها را پس نمی داد.

مادر: چرا می خواستی درست همان موقع اسباب بازی ات را پس بگیری؟

(مادر اطلاعات بیشتری کسب می کند.)

الکس: چون خیلی وقت بود که دست او بود.

با این سوال مادر الکس متوجه نکته ای  شد که اگر فقط از کودکش خواسته بود اسباب بازیهایش را با دیگران سهیم شود، به آن پی نمی برد. او فهمید که از دیدگاه پسرش، او اسباب بازی اش را با دوستش سهیم شده است پس حالا مسئله وجه متفاوتی داشت.

مادر: فکر می کنی وقتی اسباب بازی را اینطوری به زور از جاناتان می گیری، چه احساسی پیدا می کند؟

(مادر به کودک کمک می کند تا درباره احساس های کودک دیگر فکر کند.)

الکس: عصبانی. اما مهم نیست. اسباب بازی مال من بود.

مادر: وقتی آنها را به زور گرفتی، جاناتان چه کار کرد؟

( مادر به کودک کمک می کند تا درباره پیامدهای کارش فکر کند.)

الکس: مرا زد.

مادر: از این کار چه احساسی پیدا کردی؟

( مادر به کودک کمک می کند تا درباره احساس های خودش هم فکر کند.)

الکس: عصبانی.

مادر: تو عصبانی شدی و دوستت هم عصبانی شد و تو را زد. می توانی راه متفاوتی برای پس گرفتن اسباب بازی ات پیدا کنی تا هیچ کدامتان عصبانی نشوید و جاناتان هم تو را نزند؟

الکس: می توانم از او خواهش کنم که آن را پس بدهد.

مادر: آن وقت شاید چه بشود؟

(مادر، کودک را راهنمایی می کند تا درباره پیامدهای راه حلهای مثبت هم فکر کند.)

الکس: او می گوید نه.

مادر: شاید بگوید نه. پس برای گرفتن اسباب بازی ات چه راه دیگری به فکرت می رسد؟

(مادر در حالیکه هم چنان روی مشکل کودک متمرکز است، او را تشویق می کند تا درباره راه حل های بیشتری فکر کند.)

الکس: می توانم به او اجازه بدهم که با ماشین هایم بازی کند.

مادر: خوب فکری کردی. تو به دو راه حل متفاوت فکر کردی.

نتیجه برخورد به شیوه روش حل مشکل

این بار مادر الکس سعی نکرد مشکل را آنطور که از دیدگاه خودش “درست” بود حل کند. مادر الکس به او کمک کرد تا درباره احساسهای خودش و دیگران، پیامدهای رفتارش و کارهای دیگری که می توانست انجام دهد، فکر کند. این مادر به فرزندش یاد می داد که چگونه فکر کند نه اینکه چه فکر کند. شاید خیلی وقتها فکر کنید کودکانتان به حرف شما گوش نمی دهند، اما نخستین گفت و گوی بین الکس و مادرش نشان می دهد که شاید کودکان هم اغلب فکر کنند کسی به حرفشان گوش نمی دهد.

مهارت حل مشکل ؛ کلیدی برای رشد فکری کودکانهدف اصلی روش حل مشکل این است که به گونه ای حرف بزنیم که به بچه ها کمک کند درباره مشکلات خود فکر کنند.

بیشتر بخوانید:  آموزش مهارت حل مسئله به کودکان

گام اول: آشنایی کودک با کلمات خاص

در ادامه شش جفت کلمه ای را بررسی می کنیم که اساس گفت و گوهای این روش را شکل می دهند. شاید کودک شما با اغلب این کلمات آشنا باشد، اما در روش حل مشکل اینها به روش خاصی به کار می روند. این کلمات عبارتند از:

هست (است)/نیست

هست/ نیست برای بچه های خردسال به راحتی قابل فهم است و برای تصدیق کسی یا چیزی به کار می رود. بطور مثال: الکس پسر هست. الکس خرگوش نیست.

و/یا

کلمه های و/یا را زمانی به کار می بریم که می خواهیم بیشتر از یک راه حل برای مشکلمان پیدا کنیم. مثلا می توانیم پرتقال بخریم یا سیب؟ یا پرتقال و سیب هر دو را بخریم؟

بعضی/ همه

کلمات بعضی و همه به کودکان کمک می کنند تا درک کنند که ممکن است بعضی وقتها راه حلی موثر باشد، بعضی وقتها نه. برای نمونه می توانید با استفاده از عکس معنی همه و بعضی را نشان دهید تا مطمئن شوید کودکتان این مفاهیم را می فهمد؛ مثلا: همه بچه های داخل عکس کلاه دارند یا فقط بعضی از آنها؟

قبل/بعد

کلمات قبل و بعد مفاهیم ضروری برای فکر کردن استنتاجی هستند. این کلمات به کودکان این امکان را می دهد که متوجه شوند کنش و واکنش ها کی اتفاق می افتند. می توانید این مفهوم را ضمن انجام هر کار دو مرحله ای در خانه انجام دهید. مثلا: اول شیر را باز کردم. بعد آب را در لیوان ریختم. قبل از اینکه آب را در لیوان بریزم، شیر آب را باز کردم.

الآن/بعدا

الآن و بعدا کلماتی هستند که به کودکان کمک می کنند وقتی نمی توانند چیزی را که می خواهند فوری داشته باشند، با ناراحتی شان کنار بیایند. این کلمات به کودکان یاد می دهد صبر کنند و به این توانایی برسند که اینطور فکر کنند، الآن نمی توانم این اسباب بازی را داشته باشم اما بعدا می توانم با آن بازی کنم.

مثل هم/متفاوت

کلمات مثل هم و متفاوت کلمات حل مسئله هستند و به فرزندانتان کمک می کنند تا بفهمند آدمهای متفاوت می توانند در شرایط مثل هم، احساسهای متفاوتی داشته باشند. علاوه بر این کودکان یاد می گیرند برای حل یک مسئله، راه های متفاوتی وجود دارد. برای شروع دو چیز را در اتاق به کودکتان نشان دهید که رنگشان مثل هم است.

مهارت حل مشکل ؛ کلیدی برای رشد فکری کودکانگفت و گوهای روش حل مشکل در هیچ موردی اجباری، تشریفاتی یا وقت گیر نیستند. این گفت و گوها چنان طراحی شده اند که می توانید آنها را در برنامه روزمره تان به کار گیرید. بهتر است ابتدا ضمن بازی، بچه ها را به این کلمات عادت دهید و سپس آنها را در گفت و گوهایی که برای حل مشکل انجام می دهید به کار ببرید.

لازم است در حین بازی سوالها را کمی سخت تر کرد، چون بازی باید سرگرم کننده باشد و بچه ها را وادار کند پیش از جواب دادن فکر کنند. شما می توانید از این روش بازی در هنگام غذا خوردن، در فروشگاه مواد غذایی، هنگام تماشای تلویزیون، در اتومبیل و هنگام لباس پوشیدن نیز استفاده کنید.

گام دوم: درک احساسات

دومین گام در روش حل مشکل، به کودکان می آموزد تا ضمن حل مشکلات روزانه شان، به احساسات دیگران هم فکر کنند. کودکی  که مشکل الکس را دارد فکر می کند: “اگر آهنرباهایم را نگیرم؛ عصبانی می شوم اما اگر جاناتان را بزنم و آهنرباها را به زور بگیرم، او عصبانی می شود.”

این گام، این عادت را در کودک ایجاد می کند که در پی راه حلهای بسیاری بگردد؛ ازجمله راه حلهای منصفانه ای که نیازهای همه را در نظر می گیرد. کودکانی که این مهارت را کسب می کنند، آن را تا نوجوانی و بزرگسالی با خود به همراه دارند.

به این ترتیب استفاده از کلمات و سوالات احساسی نیز به گفت و گوهای روش حل مشکل اضافه می شود. این کلمات احساسی بیشتر از بقیه در حل مشکل به کار می روند و تمرکز بازیها روی آنهاست: خوشحال، غمگین، عصبانی، پر افتخار و کلافه. می توانیم استفاده از کلمات احساسی را در قالب تشخیص احساس در عکس، گفت و گو درباره احساس، نقاشی، داستان خواندن، بازی عروسکی و … به کار ببریم.

بیشتر بخوانید:  چگونگی افزایش خلاقیت کودکان از طریق بازی!

چند نمونه دیگر از کلمات روش حل مشکل را معرفی می کنیم.

وقت خوبی است/وقت خوبی نیست

این دو عبارت به کودکان کمک می کنند تا یاد بگیرند زمان سنجی یکی از عوامل مهم موفقیت در حل مشکل است. به عبارت دیگر این کلمات کودکان را یک قدم دیگر در فکر کردن به جلو می برند و آنها یاد می گیرند که محدودیت هایی را که نمی توانند تغییر دهند، بهتر بپذیرند. برای نمونه: الآن وقت خوبی نیست برایت قصه بخوانم.

اگر/آن وقت، پس

این کلمات نخستین گام بسوی تفکر استنتاجی مورد نیاز است. تفکری که برای موفقیت در حل مشکل به آن نیاز داریم. همچنین این کلمات جلوی خیلی از ناراحتیها و اختلافهای شخصی را می گیرد. مثلا کودکی که به کودک دیگر می گوید: اگر موقع رفتن، تو در صندلی جلو بنشینی پس موقع برگشتن من می نشینم.خوب؟

شاید/ممکن

کلمه های شاید و ممکن، همواره با کلمه های اگر و پس به کار می روند تا کودک درک بهتری از تفکر استنتاجی پیدا کند. با ترکیب این مفاهیم کودکان می توانند برای خودشان فکر کنند: اگر این کار را بکنم، آن وقت ممکن است دوستم ناراحت شود.

علاوه بر اینکه کودکان می توانند احساسهای دیگران را بفهمند و تشخیص دهند، می توانند با استفاده از این کلمات درباره تاثیری که روی احساسهای دیگران می گذارند هم فکر کنند.

چرا/چون

این کلمات به کودکان کمک می کنند تا ارتباط بین یک عمل و نتیجه آن را ببینند: او مرا زد چون اسباب بازی اش را برداشتم. همچنین به کودکان کمک می کند که بفهمند چگونه می شود از وقوع مشکل پیشگیری کرد. مثلا: زمین خوردم چون خیلی تند دویدم.

انصاف است/انصاف نیست

این کلمات به کودکان کمک می کنند تا در تصمیم گیری ها با حقوق خودشان و دیگران آشنا شوند.

این مفاهیم در مجموع ابزار پویایی را در اختیار کودکان می گذارند تا آنها بتوانند زنجیره رویدادها را در روابط شخصی تشخیص دهند و پیش بینی کنند.

مهارت حل مشکل ؛ کلیدی برای رشد فکری کودکانگام سوم: یافتن راه حلهای مختلف

آنچه تاکنون ارائه شده فقط به تفکر پیش از حل مشکل مربوط می شود. به همین دلیل به گفت و گوهایی که تا این مرحله داشتیم، گفت و گوهای کوتاه روش حل مشکل می گوییم و معتقدیم که آنها اصلا کامل نیستند. مهمترین بخش روند حل مشکل هنوز در راه است؛ این بخش به یافتن راه حلهای مختلف و در نظر گرفتن پیامدها مربوط می شود.

روند کلی فکر کردن درباره راه حلهای مختلف با استفاده از عروسک، عکس و نمایش به این ترتیب است:

  • مشکل را اعلام کنید یا از کودک بخواهید که او اعلام کند.
  • بگویید هدف این است که راه های متفاوت زیادی را برای حل این مشکل پیدا کنید.
  • همه پیشنهادها را بنویسید. (حتی وقتی کودکان خواندن بلد نیستند، دوست دارند ببینند که شما گفته هایشان را یادداشت می کنید.)
  • از آنها بخواهید اولین راه حل را پیشنهاد کنند. اگر راه حل مناسبی بود آنرا تکرار کنید و بگویید که این یکی از راه حل های مشکل است و ما دنبال راه حلهای متفاوت زیادی هستیم.
  • بخواهید راه حلهای بعدی را پیشنهاد کنند و به همین ترتیب ادامه دهید.
  • اگر راه حلها زود به پایان رسیدند، با سوالاتی مانند چه کاری میتوانی بکنی که این مشکل را حل کنی؟ آنها را به فکر کردن بیشتر و یافتن راه حلهای بیشتر وادار کنید.

نکات مفید

کمک کنید راه حلها جاری شوند

معمولا کودکان فکر می کنند برای هر سوالی یک جواب صحیح وجود دارد. بنابراین ابتدا که از آنها می خواهید راه حل دیگری را بگویند، ممکن است گیج شوند و فکر کنند که جواب اولشان اشتباه بوده است. برای اینکه تشویقشان کنید تا راه حل های بیشتری پیدا کنند، می توانید بگویید: این یک راه است. هدف بازی ما پیدا کردن راه حلهای مختلف است. سپس بخواهید راه حلهای دیگری را پیشنهاد کنند.

با پاسخ های نامربوط یا به ظاهر نامربوط چه کنید

وقتی شما راه حلهای زیادی را برای حل یک مشکل می خواهید، گاهی شاید کودک راه حلی را ارائه دهد که ربطی به مشکل ندارد. در این مواقع می توانید نشان دهید که پاسخ را شنیده اید اما آنرا یادداشت نکنید بلکه برای فرزندتان توضیح دهید که شما منتظر چه پاسخهایی هستید.

با پاسخهای مشابه چه کنید

گاهی کودکان راه حلهایی را ارائه می دهند که اگرچه در جزئیات تفاوت دارند اما در کل شبیه به راه حلی است که پیش تر ارائه شده است. در چنین مواقعی پاسخها را در فهرستتان دسته بندی کنید و بخواهید که بچه ها راه حل متفاوتی را پیدا کنند.

با راه حل های طوطی وار چه کنید

وقتی چند کودک بازی راه حل یابی را انجام می دهند، بسیار پیش می آید که در تلاش برای ارائه راه حلهای بیشتر، پیشنهادهای یکدیگر را تکرار کنند. به اینگونه کودکان که به اصطلاح شیرین زبان هستند و پاسخ کودک دیگری را طوطی وار تکرار می کنند می توانید بگویید مطمئن هستم می توانی راه حل متفاوتی را پیدا کنی.

با رفتارهای سلطه جویانه چه کنید

اگر از چند کودک راه حل می خواهید و یک کودک همه صحنه را در اختیار می گیرد و اجازه نمی دهد کودکان دیگر برای خودشان فکر کنند و راه حلی را بگویند، از کودک سلطه جو بپرسید: این انصاف است که یک بچه همه راه حلها را بگوید و بعضی از بچه ها نوبت حرف زدن نداشته باشند؟ معمولا وقتی از کودکی که با مهارت روش حل مشکل آشناست می خواهیم فکر کند که دیگران از رفتار او چه احساسی پیدا می کنند، مشکل حل می شود.مهارت حل مشکل ؛ کلیدی برای رشد فکری کودکان

بیشتر بخوانید:  چگونه استرس کودکان در کلاس درس را کنترل کنیم؟

گام چهارم: بررسی پیامدها

تاکنون فرزندانتان تمرین کرده اند که در مواجهه با مشکلات درباره راه حلهای متفاوت فکر کنند. اکنون می خواهیم آخرین مهارت حل مشکل یعنی تفکر استنتاجی را به گفته هایمان اضافه کنیم تا کودکانتان یاد بگیرند که تاثیر راه حلهایشان را بر خودشان و دیگران بسنجند. برای کودکان سخت است که هم به راه حلهای ممکن فکر کنند و هم به پیامدهای هر راه حل. اما تجربه نشان داده، کودکان می توانند به مرور زمان این مهارت را پیدا کنند.

همین گام آخر است که روش حل مشکل را برای فرزندانتان چه در حال حاضر و چه در همه سالهای رشدشان باارزش می کند.

تفکر درباره زنجیره پیشامدها

تفکر استنتاجی به کودکتان کمک می کند تا در این باره فکر کند که اگر راه حل خاصی اجرا شود، بعد چه می شود. بنابراین پیامدها فقط وقتی معنا پیدا می کنند که کودکان بدانند پیشامدها طبق نظم خاصی به دنبال هم می آیند.

می توانیم در روند بررسی پیامدها از کلمات “قبل از” و “بعد از” و “اگر … شاید چه بشود؟” نیز کمک بگیریم.

اگر می خواهید بررسی پیامدها را با فرزندتان شروع کنید، نکات زیر برای شما مفید است:

  • مشکل را بگویید یا بخواهید که کودک بگوید.
  • طبق معمول راه حلهای مختلف را از ذهن بچه ها بیرون بکشید.
  • وقتی به راه حلی رسیدید که برای گفت و گو درباره پیامدها مناسب است، بازی را متوقف کنید.
  • این راه حل را در سمت راست برگه تان بنویسید.
  • به کودک بگویید که حالا می خواهید بازی جدیدی را شروع کنید. “بازی شاید بعد چه بشود؟” و کودک را تشویق کنید تا جوابهای زیاد و متفاوتی را به سوالهای شما بدهد.
  • همه پاسخها را در سمت چپ کاغذتان بنویسید و از راه حل به هر پاسخ فلشی بکشید.

نکات مفید

نکته اول: بگذارید پیامدها جاری شوند

همانطور که بچه ها را تشویق می کردید تا راه حلهای بیشتری را ارائه دهند، می توانید کمک کنید تا پیامدهای مختلف را هم پشت سر هم اعلام کنند. از فرزندانتان بخواهید به پیامدهای بیشتری فکر کنند، زیرا فکر کردن به اتفاقهای متفاوتی که شاید پیش بیایند سرگرم کننده و لذت بخش است. وقتی از فرزندانتان می خواهید به پیامدهای مختلف فکر کنند و آنها را به زبان بیاورند بگویید: این یکی از اتفاق هایی است که شاید پیش بیاید. هدف بازی فکر کردن به تعداد زیادی از اتفاق هایی است که شاید پیش بیاید.

نکته دوم: پیامدهای بیشتری را بیرون بکشید

اگر پاسخهای فرزندانتان به سوال شاید بعد چه بشود؟ تمام شد می توانید با پرسیدن چنین سوالهایی جوابهای بیشتری از آنها بگیرید مثلا بگویید: شاید … چه بگوید؟ شاید … چه کار بکند؟

نکته سوم: با واکنش های زنجیره ای چه کنید

هدف شما این است که فقط درباره پیامدهای مستقیم گفت و گو کنید نه واکنش های زنجیره ای. اگر کودک شما پیامدی زنجیره ای و غیر فوری را مطرح کرد، به او توضیح بدهید و بعد به مسیر درست بازی برگردید.

نکته چهارم: با پاسخهای مبهم و به ظاهر بی ربط چه کنید

در اینجا هم باید با پاسخهای مبهم و به ظاهر بی ربط، همان کاری را بکنید که هنگام فکر کردن درباره راه حلهای متفاوت انجام می دادید.

نکته پنجم: با پاسخهای «هیچی نمی شود» یا «نمی دانم» چه کنید

وقتی از کودکانتان می پرسید شاید بعد چه بشود؟ ممکن است جواب بدهند هیچی یا نمی دانم. شاید هر یک از این پاسخها حقیقی باشند و نشان دهد که هیچ چیزی به فکرشان نمی رسد. اگر اینگونه است می توانید آنها را تشویق کنید تا بیشتر به سوی تفکر استنتاجی پیش بروند مثلا بگویید شاید هیچی نشود، اما بیایید خیال کنیم که چیزی می شود و ادامه دهید.

شاید هم جواب ندادن نشان این باشد که هیچ اهمیتی برایشان ندارد. در این صورت اگر فرزندتان علاقه ای به ادامه بازی ندارد، بازی را تمام کنید و در فرصتهای دیگر آنرا ادامه دهید.

نکته ششم: با پاسخهای تکراری چه کنید

وقتی با پاسخهای تکراری مواجه می شوید بگویید: اینها تقریبا مثل هم هستند. آن وقت ازشان بخواهید چیزی را بگویند که شاید پیش بیاید و متفاوت باشد.

نکته هفتم: با راه حلهای نامطلوب چه کنید

هنگامی که به کودکان این آزادی را می دهید تا درباره راه حلهای مشکل خود فکر کنند، گاهی راه حلهایی پیدا می کنند که چندان مطلوب نیستند؛ مثل لگد زدن الکس به جاناتان. اما نگران نباشید، پژوهش ها نشان می دهند که کودکان با یاد گرفتن تفکر روش حل مشکل به مرور زمان کمتر راه حلهایی را به کار می برند که واقعا مشکل را حل نمی کند.

مهارت حل مشکل ؛ کلیدی برای رشد فکری کودکاننتیجه گیری

اکنون شما همه آنچه را که لازم است، در اختیار دارید تا با استفاده کامل از گفت و گوهای روش حل مشکل به کودکانتان کمک کنید مشکلاتشان را حل کنند. یک گفت و گوی کامل روش حل مشکل در مجموع از چهار بخش تشکیل می شود.

این روش به کودکان کمک می کند تا:

  • مشکل را مشخص کنند.
  • درک کنند که خودشان و دیگران چه احساسی دارند.
  • درباره راه حلهای حل مشکل فکر کنند.
  • پیامدهای راه حلها را پیش بینی و بررسی کنند.
با گوشی اسکن کنید
"یک ستاره""دو ستاره""سه ستاره""چهار ستاره""پنج ستاره!"

اولین امتیاز را شما بدهید
Loading...

نویسندگان:
ترتیب پیشنهادی بهینگی برای :

دیدگاه بگذارید

اولین نفری باشید که دیدگاه میگذارد

به من اطلاع بده
avatar
wpDiscuz