مسئله در ذهن ما چگونه تفسیر می شود؟ - بهینگی

مسئله در ذهن ما چگونه تفسیر می شود؟

206
0
اشتراک گذاری :
مسئله در ذهن ما چگونه تفسیر می شود؟

وقتی کلمه “مسئله[۱]” (problem) را می شنوید، چه واژه مترادفی به ذهنتان خطور می کند؟ فرصت؟ وضعیت؟ چالش چطور؟

تفسیر کلمه “مسئله

به نظر می رسد اینکه چگونه ذهن انسان کلمه “مسئله” را تفسیر می کند، ناشی از تفاوت بین فرهنگ جوامع، ملتها و سازمانها باشد. در سازمانهای سنتی پس از کشف مساله، ممکن است اتفاقات بدی در انتظار باشد. اگر مسئله نوعی مشکل یا تهدید باشد و شما مسئول آن باشید، احتمالا تنبیه و مواخذه در راه خواهد بود.

حل مسئله

سازمانها از طریق ترکیب نوآوری[۱] و حل مساله[۲] به بقای خود ادامه می دهند. نوآوری و حل مساله برای ترمیم شکافهای درون سازمان استفاده می شوند.

در حل مسئله، شکاف بین عملکرد استاندارد یا مورد انتظار و عملکرد پایین واقعی.

در نوآوری، شکاف بین وضعیت پذیرفته شده یا قابل پذیرش فعلی و آینده مطلوب تر.

بیشتر بخوانید:  انواع و سطوح نوآوری و موانع پیش روی آن

چه اینکه در حال برطرف کردن شکایت مشتری یا در حال خلق محصول جدید (برای تامین نیازهای محقق نشده مشتری) باشیم، در صورت موفقیت مساله را حل کرده ایم. اما بسیاری از سازمانها، حتی سازمانهای قدرتمند، از بکار بردن کلمه “مسئله ” در هنگام بیان این شکاف ها طفره می روند.

مدل ذهنی یک : نداشتن مسئله بزرگترین مسئله است

問題が無い事が最大の問題

این عبارت که “نداشتن مسئله خود بزرگترین مسئله است” به بسیاری از پیشگامان ناب در تویوتا نسبت داده می شود. حالت خشنودی از خود، رضایت از وضعیت فعلی، یا تمایل به ندیدن مسائل، به نظر می رسد بزرگترین مساله ای باشد که یک سازمان ممکن است با آن مواجه شود. وقتی همه چیز آنقدر خوب پیش می رود که ما هیچ مشکلی در کارها مشاهده نمی کنیم، در واقع حساسیت خود نسبت به انحرافات را پایین آورده ایم. در این حالت انحراف ها طبیعی محسوب می شود. به طوری که نهایتا توانایی خود در تشخیص درست از غلط را از دست می دهیم.

مسئله در ذهن ما چگونه تفسیر می شود؟

هر مسئله یک فرصت است

عدم حساسیت به انحرافات تبدیل به نوعی مدل ذهنی می شود. در نتیجه این مدل ذهنی توانایی خود در پاسخ به مسائل فعلی و پیش بینی ریسکهای آتی را از دست می دهیم. به همین دلیل است که متفکران ناب افراد را به این سمت سوق می دهند که مسائل را خیلی مثبت فرض نکنند. این تفکر که مسئله نوعی چالش یا فرصت است، که می توان از آن بهره گرفت، ممکن است منجربه در جا زدن و افزایش شکاف بین وضعیت فعلی و وضعیت مطلوب شود.

مسئله در فرهنگ ژاپن

“موندایی[۱]” واژه ژاپنی معادل مسئله است(mondai  –問題) . موندایی در ژاپنی به معنای موضوع [۲]و همچنین پرسش[۳] هم به کار می رود. مثلا پرسش هایی که در امتحان پرسیده می شود. شاید در زبانهای دیگر نیز کلمات مورد استفاده برای مساله و پرسش یکسان باشد. در واقع، پرسشهای علم حساب را مسائل ریاضی می نامیم. ژاپنی ها وقتی کلمه موندایی را می شوند، سردرگم نمی شوند. آنها معنای کلمه را در محیطی که به کار رفته است، دریافت می کنند.

اگر از شما خواسته شود تا پاسخ خود را به موندایی شماره ۲۳ بگویید، موندایی معنی پرسش امتحانی است.

اگر مدیر کارخانه وارد اتاق شود و بگوید که ما موندایی بزرگ با پرس ۲۰۰ تن داریم، با مشکل غیرعادی در تولید موجه هستیم.

در محیط حل مساله، وقتی کلمه موندایی گفته می شود، با توجه به فرهنگ محلی، جامعه یا سازمانی به چه معنایی ادراک می شود؟

به نظر می رسد افراد در حین رشد و در طول عمر خود، موندایی را بیشتر به معنای “پاسخ به پرسش” استفاده می کنند؛ تا اینکه آن را به معنای “داشتن مشکل” در نظر بگیرند. در این فرهنگ، آیا واکنش افراد نسبت به موندایی های محیط کار متفاوت خواهد بود؟

بیشتر بخوانید:  نقش مدل ذهنی مدیران در فرآیند تغییر سازمانی

فرهنگ سازی در خصوص مسئله

از یک طرف، به فرهنگ سازمانی نیاز هست که در آن صحبت درباره مشکلات پذیرفته شود و هر مشکل با کلمه مسئله خطاب شود. از سوی دیگر، بایستی این نگرش[۱] ایجاد شود که این مشکلات فرصتهایی برای پرسیدن پرسش، یادگیری و اصلاح وضعیت پدید می آورند. شاید مهمترین نکته این باشد که مسئله را به مثابه پرسش امتحانی درنظر بگیریم که به روشهای مختلفی قابل حل است اما پاسخ صحیح و غلط دارد.

مسئله در ذهن ما چگونه تفسیر می شود؟

بدترین حالت اینست که از خودِ مسئله فاصله گرفته و فقط بر راهکارها و پاسخ ها متمرکز شویم. قبل از بررسی راهکارها، بایستی به اندازه کافی وضعیت را بررسی نموده، مسئله را شناخته و مکانیسم علی – معلولی[۲] مسئله را بررسی کرده باشیم.

مدل ذهنی دو: “نداشتن پرسش بزرگترین مسئله است”

این که چه کلمه ای برای مسئله به کار می بریم، اهمیت چندانی ندارد. رفتاری که در هنگام دیدن یا مواجهه با مسائل به کار می بریم، حائز اهمیت است. پرسش گام اول در مواجهه با مسائل است. داشتن این مدل ذهنی که “نداشتن پرسش بزگترین مسئله است” به ما کمک می کند تا شکافهای بهبود یا نوآوری را بهتر کشف کنیم. بنابراین پیشنهاد می شود که از مدل ذهنی”نداشتن پرسش بزرگترین مسئله است” به جای مدل ذهنی “نداشتن مسئله بزرگترین مسئله است” استفاده شود. مدل ذهنی مبتنی بر پرسش و ریشه یابی مسائل مهمترین ابزار فکری در پوشش شکاف های بین وضعیت فعلی و وضعیت بهتر یا ایده ال است. در انتها خواندن دوباره جمله زیر از آلبرت انیشتین خالی از لطف نیست:

” من باهوش تر نیستم، بلکه من مدت بیشتری با مساله باقی می مانم” آلبرت انیشتین

مسئله در ذهن ما چگونه تفسیر می شود؟

با گوشی اسکن کنید
1 vote, average: 5٫00 out of 51 vote, average: 5٫00 out of 51 vote, average: 5٫00 out of 51 vote, average: 5٫00 out of 51 vote, average: 5٫00 out of 5

میانگین امتیاز 5٫00 از 5 با 1 رای
Loading...

نویسندگان:
ترتیب پیشنهادی بهینگی برای :

دیدگاه بگذارید

اولین نفری باشید که دیدگاه میگذارد

به من اطلاع بده
avatar
wpDiscuz