مدیریت ریسک با اصول اخلاقی ارتباطی دارد؟ (مدیریت ریسک مطلوب) - بهینگی

مدیریت ریسک با اصول اخلاقی ارتباطی دارد؟ (مدیریت ریسک مطلوب)

اشتراک گذاری :
مدیریت ریسک با اصول اخلاقی ارتباطی دارد؟ (مدیریت ریسک مطلوب)

ارتباط مدیریت ریسک با اصول اخلاقی (Ethics)

در این مقاله به دنبال بررسی ارتباط میان مدیریت ریسک و اصول اخلاقی هستیم. به اعتقاد ما مدیریت ریسک مطلوب نیازمند اعتقاد و رعایت اصول اخلاقی است و همچنین اصول اخلاقی نیازمند مدیریت ریسک مطلوب است. عبارتی که شاید عجیب به نظر برسد و به همان اندازه بی ربط!

گزاره مثبت

اجازه بدهید دیدگاه خود را ابتدا با گزاره مثبت به این صورت بیان کنیم:

اول اینکه  اگر سازمان می خواهد تا ریسک را به خوبی مدیریت نماید باید هر شخصی در سازمان به اصول شایسته اخلاقی پایبند باشد

دوم اینکه اگر سازمان می خواهد تا اصول اخلاقی در آن حکم فرما باشد هر شخصی در سازمان باید بتواند به خوبی مدیریت ریسک کند.

گزاره منفی

و در مقابل، اگر بخواهیم دیدگاه خود را باگزاره منفی بیان کنیم:

سازمانی که اجازه اقدام مخالف اصول اخلاقی را می دهد، در واقع به خوبی ریسک را مدیریت نمی کند

سازمانی که مدیریت ریسک در آن ضعیف است و مانع این مدیریت ضعیف نمی شود در واقع به اصول اخلاقی شایسته پایبند نیست.

مدیریت ریسک با اصول اخلاقی ارتباطی دارد؟

تعریف مدیریت ریسک و اصول اخلاقی

در ابتدا اجازه بدهید هریک از دو موضوع را تعریف کنیم.

مدیریت ریسک همانطور که در مطالب فوق تعریف شده است فرایندی است برای اتخاذ تصمیمات در جهت کاهش اثرات منفی زیانها و خطرهای کسب و کار و اجرای این تصمیمات.

اصول اخلاقی را نیز می توان سیستمی متشکل از رهنمودهای اخلاقی در نظر گرفت که به سازگاری افراد در شرایط مختلف با قوانین مشخص و یا درجهت دستیابی به نتایج مشخص یاری می رساند.

در تعریف اصول اخلاقی یک نکته را باید در نظر گرفت. گاهی نظام اخلاقی بر مبنای قوانین (rule-based system) استوار است و رهنمودهایی چون “همیشه حقیقت را بگو” و ” هرگز دزدی نکن” همراه خود دارد و گاهی نیز نظام اخلاقی مبتنی بر نتایج (results-based ethical system) مشخصی مانند “بهترین ها برای همه مردم دنیا ” تاکید دارد.

نیاز مدیریت ریسک و اصول اخلاقی به یکدیگر

در ابتدا برای اینکه بدانیم چرا مباحث مدیریت ریسک و اصول اخلاقی به یکدیگر نیازمندند باید زمینه ای که این دو نظام در آن تاثیر گذارند را در نظر گرفت.

اصول اخلاقی رهنمودهایی برای اقدامات مناسب بین افراد و گروه های مختلف در شرایط مشخص مطرح می کند. اقداماتی که مناسبند به دلیل اینکه به حقوق و حریم دیگران احترام می گذارند و دیگران را از آزار و صدمه دور می کنند. مدیریت ریسک نیز بر مبنای همین احترام به حقوق و حریم دیگران بنا شده است؛ به عنوان نمونه  ایجاد امنیت برای حقوق دیگران در مقابل خطرات و صدمات.

بنابراین هم اصول اخلاقی و هم مدیریت ریسک احترام برای دیگران چه همسایگان، همکاران، کارکنان، مشتریان و نهایتا ساکنان زمین فراهم می کنند. همه دارای این حق هستند که ایمن، مستقل و آزاد، خوشحال و پرامید و همچنین بهره ور باشند.

رعایت احترام برای دیگران و حفظ حقوق دیگران هرکجا که باشند زمینه ای است که مدیریت ریسک و اصول اخلاقی را بهم پیوند می دهد.

مثالهایی از ارتباط مدیریت ریسک و اصول اخلاقی

برای هریک از ۴ گزاره ای که در بالا در توصیف این ارتباط بیان شد، در این قسمت مثالی ارائه می کنیم:

مورد شماره یک:

برای سازمانی که به دنبال مدیریت ریسک مطلوب است، تمام افراد باید مطابق اصول اخلاقی رفتار نمایند. به عنوان نمونه:

  • اگر یکی از کارکنان سازمان تصویر نادرستی و مخالف حقیقت از محصول یا خدمات سازمان ارائه کند، موجب می شود سازمان از لحاظ شایستگی آسیب پذیر شود و در دراز مدت ممکن است موجب از دست رفتن اعتبار و شهرت سازمان شود.
  • اگر یکی از مدیران سازمان با کارمند زیر دست خود به طور نامناسب و مغایر اصول اخلاقی رفتار نماید، آن فرد و تعدادی از همکاران وی ممکن است شور و اشتیاق کاری خود را از دست دهند و فقط به دنبال کسب منافع شخصی از راه های مختلف بدون توجه به منافع سازمان باشند و یا اینکه به دنبال شغل دیگری باشند.
  • اگر کارمندی متوجه شود که کارمند دیگری از سازمان اختلاس می کند و در گزارش این رفتار غیر اخلاقی کوتاهی نماید، در این صورت در وهله اول زیانهای مالی برای سازمان، کارکنان و ذی نفعان بوجود می آورد و در وهله دوم فرهنگ نامناسبی را در سازمان رواج می دهد.

همانطور که در نمونه های فوق واضح است عمل غیر اخلاقی موجب ایجاد ریسک هایی برای سازمان می شود.

مورد شماره دو:

اگر سازمانی به دنبال رعایت اصول اخلاقی است هر شخصی از سازمان باید ریسک را بخوبی مدیریت نماید. به عنوان نمونه:

  • کارگران نظافتی را در نظر بگیرید که باید هر روز زباله های سازمان را به طور مناسبی دور بریزند اگر آنها در دفع زباله ها کوتاهی نمایند و سازمان نیز این ریسک را نتواند کنترل نماید، ممکن است ایجاد مزاحمت برای همسایگان شده و شکایات همسایگان موجب احکام حقوقی و جریمه هایی برای آلودگی محیط زیست شود.
  • کارکنان مدیریت ریسک سازمان نیز در فراهم آوردن اطلاعات برای شرکت های بیمه گذار باید امانت دار و صادق باشند که خود علاوه بر خوشنامی بین بیمه گزاران، بواسطه دوره های چند ساله برای تمدید بیمه ممکن است شرکت در مخاطره ریسک بیمه نامتناسب با دارایی و ناکافی قرار گیرد.

مورد شماره سوم و چهارم:

مثال های فوق را نیز می توان در مورد گزاره های سوم و چهارم به کار برد. در ارتباط با گزاره سوم، اگر خدمه نظافتی در قبال دورریختن نامناسب زباله ها بازخواست نشده و از این کار ممانعت نشود، در واقع سازمان اجازه اقدامات مغایر اصول اخلاقی را داده است و نتیجه آن هم قرار گرفتن در معرض ریسک حقوقی بواسطه شکایات در زمینه آلودگی محیط زیست است. به عبارتی در صورتی که سازمان مانع اعمال غیر اخلاقی نشود بخوبی ریسک را کنترل نکرده است.

برای گزاره چهارم نیز کارکنان مدیریت ریسک مثال خوبی هستند.

مدیریت ریسک با اصول اخلاقی ارتباطی دارد؟

جمع بندی نهایی:

این مثالها نشان می دهند که مدیریت ریسک و اصول اخلاقی در قبال یکدیگر نقش حمایتی دارند و یکی پشتیبان دیگری می باشد و به عبارتی هر کدام از آنها می تواند ضامن اجرایی دیگری باشد. به همین دلیل باید تلاش کرد تا مدیریت ریسک و اصول اخلاقی را در سازمان در کنار هم نهادینه نمود.

 

ترجمه از IRMI

با گوشی اسکن کنید
1 vote, average: 5٫00 out of 51 vote, average: 5٫00 out of 51 vote, average: 5٫00 out of 51 vote, average: 5٫00 out of 51 vote, average: 5٫00 out of 5

میانگین امتیاز 5٫00 از 5 با 1 رای
Loading...

نویسندگان:
ترتیب پیشنهادی بهینگی برای :

دیدگاه بگذارید

اولین نفری باشید که دیدگاه میگذارد

به من اطلاع بده
avatar
wpDiscuz