فلسفه های مدیریت بازاریابی (بخش دوم) : گرایش محصول و گرایش فروش - بهینگی

فلسفه های مدیریت بازاریابی (بخش دوم) : گرایش محصول و گرایش فروش

اشتراک گذاری :
فلسفه های مدیریت بازاریابی (بخش دوم) : گرایش محصول و گرایش فروش

در ادامه مطالب بهینگی در خصوص فلسفه های مدیریت بازاریابی در این مطلب به ۲ فلسفه محصول و فلسفه فروش در بازاریابی پرداخته می شود. این مطالب از کتاب ارزشمند مدیریت بازاریابی تالیف اساتید احمد روستا، داور ونوس و عبدالحمید ابراهیمی تهیه شده است،

مطلب قبلی در خصوص فلسفه های مدیریت بازاریابی

بیشتر بخوانید:  فلسفه های مدیریت بازاریابی (بخش اول) : گرایش تولید

گرایش محصول در مدیریت بازاریابی

گرایش محصول بر این اصل بنا شده است که مصرف کنندگان محصولاتی را که بهترین کیفیت، کارکرد و شکل را دارند، خواهند خرید. بنابراین سازمان باید انرژی خود را به بهبود دائم محصول اختصاص دهد.

تله موش یا رفع مشکل موش؟

در مورد گرایش محصول مثلی مشهور در آمریکا وجود دارد: “تله موش بهتری بسازید، مردم دنیا بلافاصله به خرید آن اقدام می کنند”. ولی این مَثل درستی نیست. خریداران در جستجوی راه حلی برای مشکل موش هستند، نه تله موش بهتر. راه حل ممکن است ضدعفونی کردن یا مواد شیمیایی یا سمپاشی یا راه دیگری باشد که موش را از بین می برد. بعلاوه تله موش بهتر فروشی نخواهد داشت، مگر اینکه تولید کننده آن را به قیمت مناسبی در بسته بندی جالبی به بازار عرضه کند. توجه خریداران را به کیفیت بالای آن جلب کند، آنان را متقاعد سازد که جنس آنها مرغوب است و به طور وسیع آن را توزیع کند.

فلسفه های مدیریت بازاریابی (بخش دوم) : گرایش محصول و گرایش فروش

در مورد تله موش بهتر ذکر واقعه ای بی فایده نیست. شرکتی مثل مزبور را به مرحله عمل گذاشت و تله موشی پلاستیکی و پیشرفته تولید کرد که می شد موش را از درون آن به دور انداخت، تله را شست و دوباره از آن استفاده کرد ولی این تله موش بهتر فروشی نداشت. به این دلیل که مشتریان تمایلی به شتسشو و استفاده مجدد از آن نداشتند.

گرایش فروش

گرایش فروش بر این پایه استوار است که مشتریان مقدار کافی از محصولات شرکت را نخواهند خرید، مگر آنکه برای فروش و تبلیغات و ترفیعات فعالیتهای چشمگیری صورت پذیرد. شرکتهایی که از این روش پیروی می کنند، باور دارند که محصولاتشان باید فروخته شود، نه اینکه خریداری شود.

فلسفه های مدیریت بازاریابی (بخش دوم) : گرایش محصول و گرایش فروش

استفاده از فلسفه فروش در شرکتهای بیمه

برای مثال شرکتهای بیمه معتقدند که مردم تمایل زیادی به بیمه شدن ندارند و هرگز خود مراجعه نمی کنند. پس باید در جستجوی مشتری بود و مزایای بیمه را به آنان معرفی کرد و بدین ترتیب آن را فروخت. در این روش ریسک بالاست و احتمال اینکه مشتری را برای همیشه از دست بدهیم نیز وجود دارد. در اینجا فروش نقشی اساسی دارد و رضایت مشتری در مرتبه دوم اهمیت است.

 احزاب سیاسی و پیروی از فلسفه فروش در بازاریابی

مثالهای متعددی در مورد سازمانهای غیرتجاری وجود دارد که نمونه جالب آن بعضی از سازمانها یا احزاب سیاسی هستند که برای انتخاب شدن داوطلبان یا نامزدهای موردنظر خود راهی جستجو می کنند. گاهی داوطلب و طرفدارانش برای جذب آرا از روشهای مختلف و وسایل متعددی استفاده می کنند و در واقع سعی دارند محصول خود را که وعده ها و هدفها و خواسته های ممکن و غیر ممکن است به مشتریان خود که رای دهندگان هستند، بفروشند. در اینجا هدف فروش است و اعتقاد بر این است که مردم محصول را نمی خرند بلکه باید آن را فروخت.

فلسفه های مدیریت بازاریابی (بخش دوم) : گرایش محصول و گرایش فروش

در بعضی از موارد به رضایت مشتری بعد از خرید توجهی نمی شود که نمونه ی بارز آن در مثال مذکور بی توجهی برخی از نمایندگان به رضایت مشتریان(مردم) بعد از اتمام انتخابات است.

بیشتر بخوانید:  برندسازی سیاسی و مبانی موفقیت در بازار سیاسی

در مطالب بعدی به گرایش بازاریابی از فلسفه های مدیریت بازاریابی پرداخته می شود.

با گوشی اسکن کنید
"یک ستاره""دو ستاره""سه ستاره""چهار ستاره""پنج ستاره!"

اولین امتیاز را شما بدهید
Loading...

نویسندگان:
ترتیب پیشنهادی بهینگی برای بازاریابی:

دیدگاه بگذارید

اولین نفری باشید که دیدگاه میگذارد

به من اطلاع بده
avatar
wpDiscuz