فلسفه مدیریت زمان : دیدگاه بلند مدت و کوتاه مدت (قسمت اول) - بهینگی

فلسفه مدیریت زمان : دیدگاه بلند مدت و کوتاه مدت (قسمت اول)

اشتراک گذاری :
فلسفه مدیریت زمان: دیدگاه بلند مدت و کوتاه مدت (قسمت اول)

برای این که فردی کاملا فرهیخته و موفق شوید، به فلسفه مدیریت زمان نیاز دارید. به دیدگاهی جهانی نیاز دارید که زمان را یک بخش گران بها، ضروری، غیرقابل تعویض در زندگی موفق، شاد و پربازده قلمداد کند. به گرایشی نیاز دارید که زمان را فراتر از ساعت و تقویم بداند.

چطور به گسترش فلسفه مدیریت زمان می پردازید؟

نخست، دیدگاهی طولانی مدت اختیار می کنید، تا جایی که می توانید آینده را در نظر می گیرید. تمام افراد موفق، افق های بلند مدتی دارند.
دکتر ادوارد بنفیلد، جامعه شناس و استاد دانشگاه هاروارد، در سال ۱۹۶۵ کتابی پیشگام به نام شهر شیطانی را به رشته تحریر درآورد که در آن نتایج سال ها تحقیق خود را درباره دلایل پویایی اقتصادی و اجتماعی در جامعه توضیح داده است.

بهترین پیش بینی کننده موفقیت

تحقیق بنفیلد به کشف دلایل موفقیت مالی و پیش بینی کننده های طبقه اجتماعی در آمریکا اختصاص یافته بود، او می خواست بداند چه رفتارهایی منجر به افزایش ثروت یک نسل می شود. او در بخشی از کار خود، عواملی نظیر آموزش، هوش، سوابق خانوادگی، نژاد، شغل و حالات شخصی را بررسی کرد. وی دریافت که هیچکدام از این عوامل، دقیقا پویایی اجتماعی را پیش بینی نمی کنند.

بسیاری از افراد در یک یا چند عامل، رتبه بالایی دارند، اما هنوز نمی توانند در زندگی کاری خود پیشرفت کنند. بسیاری از آن ها در واقع حرکت رو به پایین را تجربه می کنند. آن ها نسبت به والدبن خود در همین سن و سال، درآمد کمتری دارند و گاه این درآمد واقعا اندک است.

چشم انداز زمان

سرانجام بنفیلد نتیجه گرفت که تنها یک عامل است که می تواند دقیقا پیش بینی کند آیا از نظر اجتماعی و مالی پیشرفت می کنید یا خیر. او این عامل را ” چشم انداز زمان ” نامید.
وی چشم انداز زمان را دوره ای زمانی تعریف کرد که در تصمیم گیری روزمره و برنامه ریزی زندگی مورد توجه قرار می دهید.

فلسفه مدیریت زمان: دیدگاه بلند مدت و کوتاه مدت (قسمت اول)به آینده فکر کنید

بنفیلد متوجه شد که افراد موفق کسانی هستند که چشم انداز زمانی طولانی مدت دارند. آن ها زندگی خود را برای پنج، ده یا حتی بیست سال آینده برنامه ریزی می کنند. گزینه ها و اقدامات خود را در زمان حال، برحسب نحوه تاثیرگذاری آن ها بر آینده و پیامد های کارهای امروز خود ارزیابی و تعیین می کنند.

بیشتر بخوانید:  7 راهکار افراد موفق برای متفاوت اندیشیدن

برای مثال

در بین طبقه مرفه انگلیس رسم است که به محض تولد فرزندان، آن ها را در دانشگاه آکسفورد یا کمبریج ثبت نام کنند، حتی اگر تا هجده یا بیست سالگی هم به دانشگاه نروند. آن ها درخواست ثبت نام را پر کرده و فرایند ثبت نام را برای فرزندان خود انجام می دهند طوری که گویی ترم بعد می خواهند به دانشگاه بروند. این نمونه ای چشم انداز بلند مدت است.

در آمریکا، بسیاری از والدین حساب پس انداز کالج برای فرزندان خود افتتاح می کنند. سپس به طور مرتب هر سال مبلغی را به این حساب واریز می کنند تا تضمین کنند فرزندان شان در بهترین شرایط آموزشی خواهند بود. این نیز مثالی از چشم انداز بلند مدت است.

رویکرد مشترک دستیابی

به نظر می رسد رویکرد چشم انداز بلند مدت در میان بیشتر زنان موفق و مردانی که در زندگی خود به موفقیت رسیده اند، مشترک است. هر چه این چشم انداز طولانی تر باشد، این احتمال بیشتر می شود که کارهایی را انجام دهید که شما را به آن هدف نزدیک تر می کند و اهداف کوتاه مدت را فدا کنید تا به موفقیت بلند مدت برسید.

فکر کردن به امروز، درآمد و جایگاه اجتماعی شما را در آینده ارتقا می دهد.

عکس این امر نیز صادق است. هر چه از نردبان اجتماعی اقتصادی پایین تر بیایید، چشم انداز زمانی در هر پله کوتاه تر می شود. وقتی به پایین هرم اجتماع یعنی معتادان و الکلی ها می رسید، چشم انداز زمانی را کمتر از یک ساعت خواهید یافت، یعنی زمانی برای مصرف مجدد مواد یا نوشیدن الکل. اغلب چشم انداز زمانی افراد در پایین هرم اجتماع تنها چند دقیقه است. آن ها به فراتر از لحظه فکر نمی کنند.

چشم انداز زمانی متوسط کارگران ساعتی بین دو زمان پرداخت حقوق است. کارگرانی که ماهانه حقوق دریافت می کنند، چشم اندازی معادل دو ماه دارند. همان طور که به سطوح بالاتر اجتماع می روید، چشم انداز زمانی طولانی تر می شود تا به محترم ترین افراد جامعه مثل پزشک خانواده می رسید.

آبرومندانه ترین حرفه

فلسفه مدیریت زمان: دیدگاه بلند مدت و کوتاه مدت (قسمت اول)در هر تحقیقی که از افراد پرسیده اند محترم ترین افراد جامعه چه کسانی هستند، پزشکان خانواده در رتبه اول قرار گرفته اند. بیشتر افراد به پزشکان خانواده بیشتر از هر گروه دیگری در اجتماع احترام می گذارند.

چرا؟

دلیل این امر به احتمال زیاد این است که این افراد، هشت، ده یا حتی دوازده سال تحصیل کرده اند، کارآموز بوده و در بیمارستان کار کرده اند تا به جایگاهی رسیده اند که پزشک ما بشوند.

متوسط پزشکان در آمریکا سالانه ۱۳۲۰۰۰ دلار درآمد دارند. آن ها از درآمد و طبقه بالای اجتماعی خود لذت می برند، امنیت کامل شغلی دارند، فرزندان شان از مزایایی استفاده می کنند که سایر بچه ها از آن بی بهره اند.

اما میانگین پزشکان حدود دوازده سال کار سخت دارند و خود را فدای رسیدن به این درآمد و رسیدن به این جایگاه اجتماعی می نمایند. این مثالی از چشم انداز طولانی مدت است که بیشتر افراد آن را شناخته و تحسین می کنند.

چشم انداز طولانی مدت، طبقه اجتماعی را پیش بینی می کند

بسیاری از مهاجران بدون هیچ پول و مهارت زبانی وارد آمریکا می شوند. سپس به مشاغل سطح پایین و هر کاری که درآمدی هر چند اندک داشته باشد، می پردازند. اما حتی اگر درآمد اندکی داشته باشند، اغلب پول شان را طوری پس انداز می کنند که فرزندان شان بتوانند به خوبی تحصیل کنند و به رویای آمریکایی برسند. حتی اگر فقیر باشند، افرادی هستند که جزئی از یک طبقه واقعی هستند. چشم انداز طولانی مدت دارند.

از یک جهت، این افراد در پایین هرم، شخصیتی بهتر از افرادی دارند که از تمام مزایای تربیت آمریکایی بهره مندند اما تمام پول خود را بدون آینده نگری، امروز خرج می کنند. میل آن ها به از خودگذشتگی در کوتاه مدت برای داشتن آینده ای بهتر، ویژگی های دیدگاه، جرات، نظم و ایستادگی آن ها را نشان می دهد. آن ها علیرغم پول کمی که دارند جزئی از یک طبقه واقعی هستند.

از روزی که چشم انداز طولانی مدت را برمی گزینید، کم کم در جامعه پیشرفت می کنید. افرادی که همواره ده درصد از درآمد خود را پس انداز می کنند و آن را برای استقلال مالی خود جدا می گذارند، کیفیت بالاتری را در زندگی خود و فرزندشان تضمین می کنند. آن ها چشم انداز بلند مدتی دارند.

بیشتر بخوانید:  نقش برنامه ریزی در مدیریت زمان

زندگی خود را برای طولانی مدت برنامه ریزی کنید

از خود بپرسید” وقتی اهداف و مهم ترین تصمیمات خود را تعیین می کنم، به چه دوره ای در زندگی خود فکر می کنم؟ ” پاسخ شما به این سوال به شدت بر شکل گیری آینده تان تاثیر می گذارد.

وقتی درباره اختصاص دادن زمان و منابع خود تصمیم گیری می کنید، به چه دوره های زمانی فکر می کنید؟ قانونی هست که می گوید: ” چشم انداز طولانی مدت، تصمیم گیری کوتاه مدت را بهبود می بخشد.” هنگام تصمیم گیری هر چه بیشتر به آینده فکر کنید، تصمیم بهتری در کوتاه مدت خواهید گرفت. نتیجه کلی تصمیمات مناسب، اطمینان از این است که اهداف طولانی مدت شما به آن چه که دقیقا برنامه ریزی کرده اید، جامه عمل می پوشاند.

به قله چشم بدوزید

چشم انداز طولانی مدت، چشم انداز کوتاه مدت را قدرتمند تر می کند. در زندگی خود طوری فکر کنید که گویا سفری طولانی برای رسیدن به قله را در پیش گرفته اید. گهگاه بایستید و به قله، به هدف غایی خود، نگاه کنید، سپس طوری گام بردارید که هر قدم شما را همچنان در همان مسیر رسیدن به قله نگه دارد.

یک روش برای تعیین اولویت ها در کوتاه مدت، تحلیل تاثیر آینده تصمیمات کنونی شماست. یک انتخاب یا فعالیت هم، آن است که تاثیر بالقوه طولانی مدت بر بخشی از زندگی شما داشته باشد. کار یا تصمیمی که اهمیت چندانی ندارد، آن است که تاثیر کمی بر آینده شما داشته باشد.

خواندن یک کتاب، گوش کردن به برنامه آموزشی یا گذراندن یک کلاس که مطلبی ارزشمند به شما می آموزد، نمونه هایی از فعالیت هایی با تاثیر بالقوه بر آینده شغلی محسوب می شوند. از سوی دیگر، تماشای تلویزیون، خواندن روزنامه های ورزشی یا نوشیدن قهوه قطع نظر از مدت زمانی که صرف آن ها می کنید، تاثیری بر آینده شما ندارند. فراموش نکنید، همیشه در انتخاب خود آزاد هستید.

فلسفه مدیریت زمان: دیدگاه بلند مدت و کوتاه مدت (قسمت اول)

انتخاب های شما، آینده را تعیین می کنند

نمونه هایی از این سردرگمی در چشم انداز زمانی را در اطراف خود می بینید. ممکن است در یک خیابان، در دو خانه با ارزش یکسان، دو خانواده متفاوت زندگی کنند. هر دو خانواده درآمدی یکسان دارند. اما یک خانواده چشم اندازی بیست ساله و خانواده دیگر، چشم اندازی کوتاه دارد یا اصلا فاقد چنین چشم اندازی است.

طی سال ها، خانواده ای که چشم انداز طولانی مدت دارد، با دقت پولی را پس انداز کرده و سرمایه گذاری می کنند که سرانجام پس از بازنشستگی به راحتی و در آرامش زندگی کنند. خانواده دوم با همان درآمد اما بدون چشم انداز زمانی، تمام درآمد خود را خرج و مقدار اندکی را پس انداز می کند. آن ها دوره کاری خود را بدون هیچ پس اندازی یا حداقل با پس انداز کمی به اتمام می رسانند.

اگر امروز به شما بگویند بدون ایجاد تغییرات شگرف در نحوه کسب درآمد و خرج کردن آن، در دوران بازنشستگی بی پول خواهید ماند، چه تاثیری بر نگرش شما به پول خواهد داشت؟ با توجه به این احتمال، چه تفاوتی در زندگی کاری و مالی شما ایجاد می شود؟

بسیار خوب، حقیقت این است که اگر امروز کاری متفاوت با پول خود بکنید، احتمال دارد این اتفاق نیافتد. ۹۵ درصد افرادی که امروز مشغول به کار هستند، وقتی به ۶۵ سالگی برسند، به خاطر چشم انداز محدود زمانی، به ورشکستگی زندگی در پانسیون ها و کار در سالمندی دچار می شوند. اجازه ندهید این اتفاق برای شما بیافتد.

شخصیت خود را بهبود دهید

تمرین فکر کردن به چشم اندازی طولانی مدت، نه تنها نیازمند شخصیت است، بلکه شخصیت فردی را که این کار را انجام می دهد نیز بهبود می بخشد. شخصیت همیشه نتیجه تمرین نظم و تادیب نفس است. ایجاد عادت توجه به چشم انداز طولانی در تصمیم گیری درباره سلامت، ثروت، روابط و شهرت به تادیب نفس و نظم بسیار نیاز دارد.

بیشتر بخوانید:  ترک عادت: عادت چیست؟ عادتهای خوب و عادتهای بد

اهمیت برطرف نمودن نیاز ها

شخصیت نتیجه تفکر مداوم به زندگی با هر تصمیمی است که برای طولانی مدت اتخاذ می شود. اقتصاد دانان و جامعه شناسان همگی بر این باورند که دلیل اصلی شکست اقتصادی و عدم دستیابی، تاخیر در برطرف کردن نیاز است. این گرایشی به سوی صرف تمام درآمد بدون آینده نگری است. این امر فقدان چشم انداز زمانی را بدون توجه به پول نشان می دهد. تضمین می کند که در ۶۵ سالگی با مشکلات مالی مواجه خواهید شد و نمی توانید دوران بازنشستگی خوبی داشته باشید.

امروز تصمیم بگیرید برای طولانی مدت برنامه ریزی و عمل کنید. زحمت کوتاه مدت را برای سود طولانی مدت به جان بخرید. بهای موفقیت را با کار سخت، فداکاری و کامروایی تاخیری از قبل بپردازید. آماده باشید که قبل از برداشت، بکارید و اغلب باید مدت ها قبل از درو، محصول خود را بکارید. این امر در مسائل مالی بیش از سایر موارد حقیقت دارد.

فلسفه مدیریت زمان: دیدگاه بلند مدت و کوتاه مدت (قسمت اول)

اگر ۱۰ درصد از درآمد خود را از ۲۱ تا ۶۵ سالگی پس انداز کنید، طی دوره کاری خود، میلیونر خواهید شد. بیش تر میلیونر هایی که خود به این ثروت دست یافته اند، ۱۵ تا ۲۰ درصد از درآمد خود را پس انداز کرده و به راحتی در تعادل زندگی کرده اند. شما هم باید تصمیم بگیرید چنین کاری کنید. با توجه به چشم انداز طولانی مدت فکر کنید. کیفیت شخصیتی که در نتیجه تادیب نفس خود به دست می آورید تا از نظر اقتصادی مستقل شوید، شما را فردی استثنایی می کند.

هم به طولانی مدت و هم به کوتاه مدت فکر کنید

زمان خود را مثل زندگی در نظر بگیرید، وقت را دقیقه به دقیقه اندازه گیری کنید نه ساعت به ساعت یا روز به روز.
در مقاله ای که در مجله فورچن به چاپ رسیده با چند تن از موفق ترین و پردرآمد ترین مدیران در آمریکا درباره نگرش و عملکرد آن ها نسبت به زمان مصاحبه کرده بودند، میانگین درآمد آن ها ۱۳۸۰۰۰۰ دلار بود و همگی کار خود را از سطوح پایین حرفه خود شروع کرده بودند.

در نتیجه

مشخص شد که این افراد موفق وقت خود را منبعی کمیاب می دانند. آن ها زمان را بخش غیر قابل جایگزین موفقیت می دانند، آن ها زمان را ابزار ضروری کار خود قلمداد می کنند و آن را با دقت به هر کاری اختصاص می دهند.

نسبت به زمان خود خسیس بودند، آن را به راحتی هدر نمی دادند یا بدون فکر قبلی زمان خود را صرف کاری نمی کردند، وقتی متوسط کارکنان و کارمندان رده پایین به روزها و هفته ها فکر می کردند. آن ها روزهای خود را بر حسب دقایق و ساعات، برنامه ریزی می نمودند.

مشخص شد که هر چه واحد زمانی که هنگام برنامه ریزی به آن فکر می کنید کوچک تر باشد، احتمال موفقیت تان بیشتر خواهد شد، افراد ناموفق به کل روز یا صبح و بعد از ظهر فکر می کنند اما افراد موفق مثل وکلا یا حسابدارن به بازده های ده دقیقه ای توجه دارند، آن ها از هر لحظه خود استفاده می کنند.

زمان، ارزشمند ترین منبع شما

از آن جایی که زمان کمیاب ترین منبع شماست باید هوش خود را برای حفظ کردن آن به هر طریق ممکن به کار برید تا زمان بیشتری برای کارهای خود داشته باشید حتی اگر لازم باشد باید برای زمان پول بپردازید، پول برخلاف زمان، جایگزین دارد.
هر زمانی که بتوانید باید افرادی را استخدام کنید که کارهای کم ارزش تر را انجام دهند تا زمان کافی برای پرداختن به خانواده و کارتان داشته باشید.

اگر می خواهید سالانه ۵۰ هزار دلار یعنی ساعتی ۲۵ دلار درآمد داشته باشید هرگز نباید کارهایی را انجام دهید که کمتر از ۲۵ دلار برای آن دریافت کنید. اگر بتوانید کسی را با حقوق ساعتی ۵ یا ۶ دلار استخدام کنید تا چمن های خانه تان را بزند و خانه را تمیز کنید، باید این پول را با رضایت بپردازید تا زمان خود را برای فعالیت های ارزشمندتر آزاد کنید.

فلسفه مدیریت زمان: دیدگاه بلند مدت و کوتاه مدت (قسمت اول)

قانون مزیت رقابتی

این اصل در کار و تجارت اهمیت بسیاری دارد، این اصل بنیان اختلاف در دستمزد است، در زندگی کاری قانون مزیت رقابتی می گوید باید هر کاری را ارجاع داده، به دیگران موکول کرده، از منابع خارجی تامین کنید یا از کسی بخواهید انجام دهد که حقوق کمتری نسبت به شما یا نسبت به درآمد مطلوب تان دریافت کند.

از زمان خود با دقت استفاده کنید

از میزان کارآمدی استفاده از زمان خود مطلع باشید. هر چه بیشتر به نحوه استفاده از دقایق و ساعات خود فکر کنید، در مدیریت زمان بهتر و دقیق تر عمل خواهید کرد. از آن جایی که بیشتر مردم نحوه استفاده از زمان خود را کنترل نمی کنند، حتی از میزان زمان اتلاف شده خود در هر ساعت آگاه نیستند.

ساعت مچی

یک ساعت مچی ببندید که هر پانزده دقیقه زنگ بزند، هر بار که زنگ می زند بایستید و کار خود را بررسی نمایید ببینید آن موقع به چه کاری مشغول هستید در صورت امکان یک جدول زمانی تهیه کنید و بنویسید در هر پانزده دقیقه چه کارهایی کرده اید، به طور مرتب از خود بپرسید: ” آیا کاری که الان انجام می دهم بهترین نحوه استفاده از زمان است؟ ”

تمام زندگی سرشار از توجه است، هر چه توجه بیشتری به نحوه استفاده از زمان خود داشته باشید، کارآمد تر و پربازده تر خواهید بود. هر چه از طبیعت زود گذر زمان آگاه تر باشید بهتر از آن استفاده می کنید.

از زمان مثل پول استفاده کنید

وقتی دیدگاه کوتاه مدت را بر می گزینید هرگونه در خواست برای صرف زمان خود را در خواستی برای استفاده از زمانی که برای تان باقی مانده بدانید.
همواره از خود بپرسید: ” چقدر از زندگی خود را می خواهم به فرد، موقعیت یا فعالیت خاصی اختصاص دهم؟ ”

زمان شما حداقل برابر با درآمد ساعتی شماست اگر درآمد ساعتی شما ۲۵ دلار باشد در واقع این فرد بابت هر ساعت از وقت شما هدیه ای ۲۵ دلاری می خواهد، اگر فردی از شما بخواهد که وقت خود را به فعالیت خاصی اختصاص دهید باید از خود بپرسید: ” ارزش آن کار برای من چقدر است و چقدر از زمان و پول خود را می خواهم صرف این کار کنم؟ ”

اگر فرد یا فعالیتی به قدری برای تان اهمیت ندارد که ۲۰ دلار برایش خرج کنید نباید این مقدار پول را هزینه نمایید، کافی است بگویید: ” نه! “

با گوشی اسکن کنید
"یک ستاره""دو ستاره""سه ستاره""چهار ستاره""پنج ستاره!"

اولین امتیاز را شما بدهید
Loading...

نویسندگان:
ترتیب پیشنهادی بهینگی برای :

دیدگاه بگذارید

اولین نفری باشید که دیدگاه میگذارد

به من اطلاع بده
avatar
wpDiscuz