تصویر عاطفی: یاد بگیرید فرد مورد نظرتان از چه میزان عزت نفس برخوردار است (قسمت اول) - بهینگی

تصویر عاطفی: یاد بگیرید فرد مورد نظرتان از چه میزان عزت نفس برخوردار است (قسمت اول)

46
0
اشتراک گذاری :
تصویر عاطفی: یاد بگیرید فرد مورد نظرتان از چه میزان عزت نفس برخوردار است (قسمت اول)

هر شخصی در هر زمینه ای از امور روزمره و شغلش لازم است بداند که فرد مقابلش در چه حدی به کارش مسلط است و قادر به انجام دادن آن می باشد یا خیر. این نشان از اهمیت این است که فرد مقابل دارای ثبات عقلی و فردی می باشد یا خیر؟

ما در این مطلب راه هایی ساده برای تشخیص اینکه فرد ثبات دارد یا خیر، را ارائه داده ایم.

شما می توانید از طریق مشاهده ی غیر رسمی و یا مکالمه ای دو دقیقه ای، علائم هشدار بی ثباتی عاطفی و پتانسیل مربوط به خشونت را یاد بگیرید. با آگاهی از این که به دنبال چه هستید و چه سوالاتی را باید بپرسید( از یک پرستار کودک گرفته تا یک همکار)، امتیاز کسب کنید تا از خودتان و افرادی که دوست دارید حمایت نمایید.

برای درک کامل فرآیند سنجش آرامش روان شناختی هر فردی، باید وارد نیروهای درونی و چالش های او شویم، نیروها و چالش هایی که هر فردی با آن رو به رو است. در نهایت، از این طریق می توانیم میزان آرامش عاطفی خود را تعیین کنیم. ما فرآیند روان شناختی کلی را به طور واضح و مانند پرچم های قرمز به خصوصی جلوه گر می کنیم که نیاز دارید نگرش تان این گونه باشد.

چه مواردی فرد را “طبیعی” یا “غیر طبیعی” می کند؟

در همه انسان ها، سه نیروی درونی وجود دارد که اغلب با یکدیگر در تعارض هستند: روح(وجدان ما)، ایگو( نفس) و جسم. روح به دنبال حقیقت است؛ نفس(یا روح سطح پایین) به دنبال استحقاق است و جسم می خواهد از همه این ها فرار کند.

سوق دهنده روح

انجام دادن آنچه آسان و راحت است، سوق دهنده ی بدن شمار می رود. در این سوق دهنده، نمونه هایی از افراط وجود دارد، مانند پرخوری یا خواب زیاد، انجام دادن یا انجام ندادن کاری که می دانیم باید یا نباید انجام دهیم و فقط برای احساسی که ایجاد می کند، آن را انجام می دهیم یا نمی دهیم.

سوق دهنده ایگو (نفس)تصویر عاطفی: یاد بگیرید فرد مورد نظرتان از چه میزان عزت نفس برخوردار است (قسمت اول)

سوق دهنده ایگو (نفس) می تواند از مسخره کردن دیگری شروع شود تا به خرید اتومبیلی پر زرق و برق برسد، اتومبیلی که فرد نمی تواند مخارجش را تامین کند! ماهیتا، این کار یعنی انجام دادن کاری برای ظاهر شدن به شیوه ای خاص در برابر دیگران! وقتی ما به سمت نفس کشیده می شویم، کارهایی را انجام می دهیم که باور داریم تصویر درستی را فرافکنی می کنند. این انتخاب ها براساس آنچه خوب است، نیستند بلکه، براساس آن چیزی است که باعث می شود خوب به نظر برسیم!

بیشتر بخوانید:  نظریه های روانشناسی فروید-مکانیزم های دفاعی فرافکنی ، بازگشت و همانند سازی

سوق دهنده جسم

در نهایت، جسم می خواهد کاری را انجام دهد که احساس خوبی ایجاد می کند، نفس می خواهد کاری را انجام دهد که خوب به نظر برسد و روح می خواهد کاری را که خوب است انجام دهد. وقتی هنگام صبح، ساعت به صدا در می آید، همه افراد به مبارزه می پردازند؛ اگر دکمه خواب کوتاه را بزنیم، حدس بزنید چه کسی اولین راند را پیروز می شود؟

توانایی انجام دادن کارهایی که دوست داریم و احساس خوبی به ما می دهند، آزادی واقعی نیست، آزادی واقعی این است که بتوانیم کاری را انجام دهیم که حقیقتا می خواهیم، حتی اگر برخلاف آنچه باشد که احساس می کنیم دوست داریم.

عزت نفس و کنترل فردی

وقتی ما فراتر از تمایلات مان می رویم و مقاومت می کنیم، در حقیقت کنترل فردی مان را اعمال می کنیم. فقط زمانی که می توانیم مسئولانه انتخاب کنیم و این کار را انجام می دهیم، عزت نفس به دست می آوریم. عزت نفس و کنترل فردی، به هم گره خورده اند. اگر ما نتوانیم خودمان را کنترل کنیم و در مقابل کامروا سازی، سریعا تسلیم شویم و یا برای تقویت و حمایت تصویری و تظاهر کردن زندگی کنیم، در نهایت احساس پست بودن می کنیم. ما در هوی و هوس تکانش های خارج از کنترل خود زندگی می کنیم و برای تغذیه ی تصویر شخصی خود، به دیگران وابسته هستیم.

وقتی بیش از حد می خوابیم یا پرخوری می کنیم، از خودمان عصبانی می شویم. عمیق تر از آن، وقتی کاری را برای نمایش دادن انجام می دهیم، (معمولا در سطح ناهشیار)، در خودمان احساس پوچی می کنیم. اعمال ما به قیمت عزت نفس مان تمام می شوند زیرا، آنچه را می خواهیم و آنچه را باید انجام دهیم، به قیمت یک پنداره قربانی می کنیم!تصویر عاطفی: یاد بگیرید فرد مورد نظرتان از چه میزان عزت نفس برخوردار است (قسمت اول)

علائم کمبود عزت نفس

چنین فردی، به دلیل کمبودهایش، دائما در زندگی احساس عصبانیت و نا امیدی می کند. انتظارات او هرگز برآورده نمی شوند، او کامل نیست و مانند یک انگل، تقریبا از هر چیزی تغذیه می کند. به دلیل کنترل، قدرت و حتی ترس گذرا، او به دیگران وابسته است و دائما از خود و شانس خود، ردپایی بر جای می گذارد. او برای آنچه ندارد، بدهکاری هایش و هر چیز دیگری که برای کامل بودن به آن نیاز دارد، از پا در می آید. او بی وقفه جستجو می کند ولی، جستجو و تلاش هرگز به نتیجه نمی رسد: او برای همیشه یک قدم از سعادت دور است!

توسط تمایلات، تکانش ها و امیال زود گذر، روان فرد خود شیفته به غارت می رود و افکارش به سمت آن موارد کشیده می شود. برای ساکت کردن تحلیل ناهشیاری اش که می گوید: “من خودم را دوست ندارم. ” وقتی او تنهاست، هرکاری را انجام می دهد تا احساس خوبی داشته باشد.

بیشتر بخوانید:  اعتماد به نفس و انگیزش (قسمت سوم)

وقتی ما خودمان را دوست نداریم

این چرخه، به سمت پایین حرکتی مارپیچ دارد زیرا، فردی که احساس خوبی در مورد خودش ندارد، معمولا به دنبال پناهگاهی موقتی و توخالی است برای کامرواسازی فوری، و به جای مقاومت در برابر تکانش ها، در مقابل آنها تسلیم می شود! لذت بخار مانندی که خفت او را برای خودش می پوشاند، سریعا از هم می پاشد زیرا، جستجوی آرامش با درد بزرگتری جایگزین می شود! و در نتیجه، پایین تر و پایین تر می رود.

وقتی ما خودمان را دوست نداریم، به جای سرمایه گذاری بر خودمان، خودمان را به شیوه ای تنبیه می کنیم که به شکل لذت پنهان می شود، مانند: پرخوری، سوء مصرف الکل، مواد مخدر و در نهایت حواس پرتی بی پایان برای دور شدن از زندگی! ما می خواهیم به خودمان عشق بورزیم اما به جای آن، خودمان را از دست می دهیم! چون نمی توانیم برای آرامش خود سرمایه گذاری کنیم، خیال عشق را ایجاد می کنیم!

تصویر عاطفی: یاد بگیرید فرد مورد نظرتان از چه میزان عزت نفس برخوردار است (قسمت اول)ویژگی های شخص منزوی و فاقد عزت نفس

آیا تا کنون از روی لذت با فردی صحبت کرده اید که خیلی دوستش ندارید؟ در مورد گذراندن یک ساعت، یا یک روز کامل با فردی که اعصاب تان را خراب می کند چه؟ فردی که باید با او مودبانه، پاسخگو و محترمانه رفتار کنید؛ این کار تقریبا دردناک است. اگر با آن فرد زندگی کنید چه… و اگر آن فرد خودتان باشید؟ مهم نیست شما چه کاری انجام دادید تا حواس خودتان را از خودتان دور سازید، شما از لحاظ فیزیکی و عاطفی، کاملا تخلیه شده اید.

فرد در خود فرو رفته، شخصیتی را که به آن تبدیل شده دوست ندارد، بنابراین هر چیزی در زندگی اش سخت است. تلاش او شبیه به کار کردن برای رئیسی است که نمی تواند بایستد؛ حتی کوچکترین کار باعث خستگی و احساس بیم او می شود. شما برای فردی خارج از کنترل و مغرور، سخت کار می کنید و یا سرمایه گذاری می کنید؟ حتی اگر عاشق او باشید و به او احترام بگذارید. ممکن است سعی کنید کارتان را ترک کنید، یا با پیگیری های بی جا و سرگرمی های بی پایان، حواس او را پرت کنید؛ یا حتی کمک کنید او در غباری از الکل گم شود، هر چیزی که شما را از رو به رو شدن با او دور می کند.

نیاز به توجه و تایید دیگران

وقتی فردی فاقد عزت نفس است، نمی تواند خودش را دوست داشته باشد! او برای پر کردن خلا عاطفی و برای کسب تایید، به دنیا رو می آورد. این مفهوم منبع همه ی عواطف منفی و تعارضات بین فردی را روشن می کند: پذیرش و تصدیقی که او به دنبالش است، باید به شکل احترام به وجود آید. اگر دنیا به او احترام بگذارد، او هم می تواند به خودش احترام بگذارد و تحسین و ستایش مردم را به عشق به خود تبدیل کند. ارزش شخصی او انعکاسی مستقیم از نظریات دیگران می شود. خلق او خام است و در برابر هر نظر اجمالی و ایده ای گذرا، آسیب پذیر می باشد.

فردی که با نا امیدی نیاز دارد تا از طریق دیگران، حسش را با خود ارزشی احیا کند، در شیدایی مجازی ای زندگی می کند و همیشه به دنبال توجه و تایید است. هر کاری که ما برای توجه و تایید دیگران انجام می دهیم، از لحاظ عاطفی ما را فرسوده می کند.

تصویر عاطفی: یاد بگیرید فرد مورد نظرتان از چه میزان عزت نفس برخوردار است (قسمت اول)

خود ارزشی فردی

اگر ما برای تایید دیگران لباس بپوشیم و یا تصمیمی بگیریم که بر دیگران تاثیر گذار باشد، از لحاظ عاطفی وابسته می شویم! ما خودمان را در جایگاه وابستگی قرار می دهیم و بیش تر خود محور و آسیب پذیر می شویم، بنابراین، به راحتی روان رنجور و مضطرب شده و حتی افسرده می شویم. به این موضوع فکر کنید: اگر خود ارزشی ما به دیگران وابسته باشد، با یک کلمه ی خوب، احساس خوبی پیدا می کنیم و با یک نگاه خشن، احساس بدی به ما دست می دهد؛ نتیجتا به دنیا وابسته می شویم تا ما را تغذیه کند و بدانید که هرگز راضی نمی شویم!

همان طور که ذکر شد، ما دنیای خود را از طریق لنز تحریف شده ای می بینیم. واقعیت کمی از این لنز وارد می شود و آنچه وارد می شود قابل ثبت کردن نیست، چون برای نگهداری آن، سلول مستحکمی در اختیار نداریم.

وابستگی و احساس پوچی

تصور کنید داخل فنجانی آب می ریزید که ته ندارد. در حالی که آب را داخل فنجان می ریزید، به نظر می آید که فنجان پر است. در فنجان فرد وابسته، تا وقتی که آب می ریزید او راضی است، ولی همین که متوقف می شوید (توجه، احترام یا تحسین تقسیم نشده)، او احساس پوچی می کند و مانند قبل تشنه است!

مهم نیست چقدر به او بدهید، او هرگز راضی نمی شود! این پر کردن تصنعی، رضایتی زود گذر و خیالی را به او ارائه می دهد، بنابراین، هرگز او را پر نخواهد کرد! او با نا امیدی، دائما به دنبال عشق، تایید و احترام از سوی دیگران است، اما برای نگهداری آنها، هیچ مخزنی در اختیار ندارد! با همان سرعتی که عشق و تایید را از دیگران دریافت می کند، با همان سرعت آنها را از دست می دهد!

تصویر عاطفی: یاد بگیرید فرد مورد نظرتان از چه میزان عزت نفس برخوردار است (قسمت اول)معمولا او دیوانه بود، اما لحظات درخشانی هم بود که او فقط احمق بود و بس!

“هینریچ هین”

با گوشی اسکن کنید
1 vote, average: 5٫00 out of 51 vote, average: 5٫00 out of 51 vote, average: 5٫00 out of 51 vote, average: 5٫00 out of 51 vote, average: 5٫00 out of 5

میانگین امتیاز 5٫00 از 5 با 1 رای
Loading...

نویسندگان:
ترتیب پیشنهادی بهینگی برای :

دیدگاه بگذارید

اولین نفری باشید که دیدگاه میگذارد

به من اطلاع بده
avatar
wpDiscuz