فرایندهای زنجیره تأمین: طبقه بندی و دیدگاه ها - بهینگی

فرایندهای زنجیره تأمین: طبقه بندی و دیدگاه ها

661
0
اشتراک گذاری :

فرایندهای زنجیره تأمین: طبقه بندی و دیدگاه ها

یکی از موضوعات مهم در مدیریت زنجیره تأمین، نگاه فرایندی به زنجیره تأمین است. فرایندهای زنجیره تأمین از دیدگاه های مختلفی بررسی شده است. زنجیره تأمین مجموعه ای از فرایندها و جریان‌هاست که درون و بین سطوح مختلف به وجود می‌آیند و در کنار یکدیگر نیاز مشتری را برآورده می‌کنند. در ادامه به برخی از این موارد می پردازیم.

تمام فرایندهای زنجیره تأمین می‌تواند در یکی از سه دسته فرایندهای کلان زیر قرار گیرد:

۱ – مدیریت روابط با مشتری (Customer Relationship Management)

۲ – مدیریت زنجیره تأمین داخلی (Inter Supply Chain Management Management)

۳- مدیریت روابط با تأمین کنندگان (Supplier Relationship Management)

مدیریت روابط با مشتری

تمام فرایندهایی که بر مواجهه میان مشتری و شرکت تمرکز دارد. فرایندهای مدیریت روابط با مشتری (CRM) به دنبال افزایش هر چه بیشتر تقاضای مشتریان و تسهیل وقوع و دریافت یا پیگیری سفارش  مشتریان می‌باشد. CRM فرایندهایی مانند بازاریابی، فروش و مدیریت سفارشات را در بر می‌گیرد (چوپرا و میندل، ۲۰۰۱).

مدیریت زنجیره تأمین داخلی

تمام فرآیندهایی که برای شرکت درونی محسوب می‌شوند. فرایندهای مدیریت زنجیره تأمین داخلی (ISCM) به دنبال تأمین سفارشات ایجاد شده در فرایندهایCRM  با کمترین هزینه و در زمان مقرر می‌باشند. فرایندهایی مانند برنامه ریزی تولید، برنامه ریزی ظرفیت تولید و انبارها، آماده سازی برنامه‌های سفارش مواد اولیه، مدیریت موجودی و …. از جمله این فرایندها هستند (چوپرا و میندل، ۲۰۰۱).

مدیریت روابط با تأمین کنندگان

تمام فرایندهایی که بر مواجهه میان شرکت و تأمین کنندگانش تمرکز دارد. فرایندهای مدیریت روابط با تأمین کنندگان (SRM) به دنبال سازمان‌دهی و مدیریت منابع تأمین قطعات و مواد اولیه و یا خدمات مورد نیاز شرکت می‌باشد. فرآیندهایی مانند ارزیابی و انتخاب تأمین کننده مناسب، مدیریت قراردادهای تأمین و مدیریت تدارکات و خرید نیز از جمله این فرایندها هستند (چوپرا و میندل، ۲۰۰۱).

یکپارچگی فرایندهای زنجیره تأمین

همان طور که مشخص است هر سه فرایند کلان به دنبال خدمت رسانی به مشتری نهایی است. از اینرو یکپارچگی و هماهنگی میان این سه فرایند کلان امری ضروری و حیاتی است. ایجاد این هماهنگی یکی از مباحث اساسی در زنجیره تأمین می‌باشد. در ساختار بسیاری از سازمان‌ها، دپارتمان بازاریابی مسئولیت فرایندهای CRM، دپارتمان تولید مسئول فرایندهای ISCM  و دپارتمان خرید و تدارکات مسئولیت فرایندهای SRM  را به عهده دارند. اما در بسیاری از آن‌ها عملا ارتباطات کمی میان این دپارتمان‌ها وجود دارد.  فقدان هماهنگی از توانایی زنجیره تأمین در برقراری تعادل اثربخش میان عرضه و تقاضا می‌کاهد و در نهایت موجب افزایش نارضایتی مشتریان و هزینه‌های عملیاتی بیشتر می‌شود. از این‌رو سازمان‌ها باید زنجیره تأمین خود را به گونه‌ای سازمان‌دهی نمایند که هماهنگی مطلوب بین سه فرایند کلان و تعاملات و ارتباطات مناسب بین فرایندهای زنجیره تأمین فراهم شود.

دیدگاه ها نسبت به فرایندهای زنجیره تأمین

دو دیدگاه به فرایندهای زنجیره تأمین وجود دارد.

طبق دیدگاه چرخه ای (Cycle View)، فرایندها در زنجیره تأمین به مجموعه ای از چرخه‌ها تقسیم می‌شوند که هر یک از این چرخه‌ها در محل مواجهه دو سطح متوالی از زنجیره تأمین رخ می‌دهد.

از دیدگاه کششی/فشاری (Pull / Push View)، فرایندها در زنجیره تأمین بر این اساس که آیا در پاسخ به نیاز مشتری اجرا می‌شوند و یا به واسطه پیش بینی سفارشات انجام می‌شوند در دو دسته کلی فشاری و کششی قرار می‌گیرند.

فرایند های کششی مستقیما به وسیله سفارش مشتری آغاز می‌شوند (جریان در زنجیره تأمین از جانب مشتری کشیده می‌شود) و فرایند های فشاری از طریق پیش بینی سفارش‌های مشتری به جریان می‌افتند (یعنی پیش بینی‌ها فرایندها را به پیش می‌رانند).

دیدگاه چرخه ای به فرایندهای زنجیره تأمین

با در نظر گرفتن ۵ سطح اصلی زنجیره تأمین (مشتریان، فروشنده‌ها، توزیع کننده‌ها، تولید کننده‌ها، تأمین کننده‌ها) تمامی فرایندهای زنجیره تأمین می‌تواند در ۴ چرخه تقسیم شود. تصویر زیر این چرخه‌ها را نشان می‌دهد که عبارتند از :

  • چرخه سفارش مشتری (Customer Order Cycle)
  • چرخه بازپرسازی (Replenishment Cycle)
  • چرخه تولید (Manufacturing Cycle)
  • چرخه تدارکات (Procurement Cycle)

فرایندهای زنجیره تأمین: طبقه بندی و دیدگاه ها

هر چرخه در هنگام مواجهه میان دو سطح متوالی زنجیره رخ می‌دهد. در نتیجه با داشتن ۵ سطح در زنجیره تأمین، ۴ چرخه وجود خواهد داشت. البته هر زنجیره تأمینی همه این چرخه‌ها را لزوما به صورت مجزا نخواهد داشت.

دیدگاه چرخه ای نسبت به زنجیره تأمین در هنگام تصمیم گیری عملیاتی مفید واقع می‌شود چرا که به روشنی نقش، وظایف و مسئولیت‌های هر عضو زنجیره تأمین را مشخص می‌نماید. توصیف دقیق‌تر فرایندها در زنجیره تأمین از طریق دیدگاه چرخه ای طراح زنجیره تأمین را مجبور می‌کند تا زیر ساخت‌های مورد نیاز جهت پشتیبانی از این فعالیت‌ها را نیز به خوبی بتواند در نظر بگیرد.

چرخه سفارش مشتری 

این چرخه در مواجهه مشتری/ فروشنده به وجود می‌آید و تمام فرایندهایی را که مستقیما در امر دریافت سفارش و تحویل آن به مشتری دخیل هستند، شامل می‌شود. عمدتا مشتری چرخه را در محل فروشگاه آغاز می‌نماید. تعامل مشتری با فروشگاه زمانی که مشتری مراجعه می‌کند یا تماس برقرار می‌کند شروع شده و هنگامی که مشتری سفارش خود را دریافت می‌کند به انتها می‌رسد.

چرخه بازپرسازی

شامل تمام فرایندهایی می‌شود که در بازپرسازی موجودی فروشگاه درگیر هستند. این چرخه هنگامی آغاز می‌شود که فروشگاه جهت جبران تقاضای آینده برای بازپرسازی موجودی‌ سفارش صادر می‌کند. به این ترتیب چرخه بازپرسازی می‌تواند در یک سوپر مارکت که موجودی یک یا چند کالا از آن تمام شده و یا در یک شرکت ارسال تلفنی که سطح موجودی اقلامی از کالاهای آن کم شده است، روی دهد. چرخه بازپرسازی مشابه چرخه سفارش مشتری است به جز اینکه در این حالت فروشنده جای مشتری را می‌گیرد. هدف چرخه بازپرسازی جایگزینی موجودی‌های فروش رفته در یک فروشگاه با کم‌ترین هزینه است تا حداکثر در دسترس بودن محصول ایجاد شود.

چرخه تولید

چرخه تولید عمدتا در مواجهه تولید کننده و توزیع کننده یا تولید کننده و فروشنده رخ می‌دهد و شامل فرایندهایی است که موجودی توزیع کننده یا فروشنده را دوباره پر می‌کند. چرخه تولید به وسیله سفارشات مشتری (در مثال شرکت دل)، سفارشات بازپرسازی از طرف توزیع کننده یا فروشنده (در مثال وال‌مارت)، یا از طریق پیش بینی تقاضای مشتریان و میزان موجودی در دسترس در انبار به راه می‌افتد.

چرخه تدارکات

این چرخه در مواجهه دو سطح تأمین کننده و تولید کننده رخ می‌دهد و هدف آن تأمین مواد خام مورد نیاز برای تولید کننده طبق زمانبندی تولید می‌باشد. در چرخه تدارکات، تولید کننده سفارش قطعات یا مواد خام مورد نیاز خود را به تأمین کنندگان ارائه می‌کند تا موجودی این مواد و قطعات را تکمیل نماید. در این حالت نیز ممکن است تولید کننده سفارش را بر اساس زمان بندی تولید خود و یا پیش بینی نیاز آتی صادر نماید.

 نگاه کششی/ فشاری به فرایندهای زنجیره تأمین

تمام فرایندهای زنجیره تأمین بر حسب زمان وقوع نسبت به زمان تقاضای مشتری نهایی به دو دسته کلی کششی و فشاری تقسیم می‌شوند. در حالت کششی فرایندها مستقیما با سفارش مشتری شروع می‌شوند. در حالت فشاری فرایندها با پیش بینی سفارش مشتری شروع می‌شوند. بنابراین در زمان وقوع فرایندها در حالت کششی سفارش مشتری مشخص است و در حالت فشاری سفارش مشتری مشخص نیست و پیشگویی می‌شود. فرایندهای کششی گاهی تحت عنوان فرایندهای واکنشی (Reactive) نیز خوانده می‌شوند چرا که در واکنش به تقاضای مشتری به راه می‌افتند. به فرایندهای فشاری نیز گاهی فرایندهای حدسی یا تخمینی (Speculative) گفته می‌شود چرا که بر اساس تخمین و یا حدس زدن سفارش مشتری به راه می‌افتد.

فرایندهای زنجیره تأمین: طبقه بندی و دیدگاه ها

مرز کششی/ فشاری

اصطلاح مرز کششی/فشاری، فرایندهای کششی و فشاری زنجیره تأمین را از هم جدا می‌کند. به عنوان مثال در شرکت دل، آغاز مونتاژ کامپیوتر مرز کششی/ فشاری است. تمام فرایندها قبل از مونتاژ کامپیوتر در گروه فرایندهای فشاری و فرایندهای بعد از آغاز مونتاژ که در واقع با تقاضای مشتری به راه می‌افتند، در گروه فرایندهای کششی قرار می‌گیرند.

نگاه کششی/ فشاری به فرایند های زنجیره تأمین در هنگام تصمیم سازی استراتژیک در طراحی زنجیره تأمین بسیار مثمر ثمر می‌باشد.

با گوشی اسکن کنید
"یک ستاره""دو ستاره""سه ستاره""چهار ستاره""پنج ستاره!"

اولین امتیاز را شما بدهید
Loading...

نویسندگان:
ترتیب پیشنهادی بهینگی برای :

دیدگاه بگذارید

اولین نفری باشید که دیدگاه میگذارد

به من اطلاع بده
avatar
wpDiscuz