سنجیدن سطوح علاقه : آیا او علاقه مند است یا شما وقت تان را تلف می کنید؟ - بهینگی

سنجیدن سطوح علاقه : آیا او علاقه مند است یا شما وقت تان را تلف می کنید؟

48
0
اشتراک گذاری :
سنجیدن سطوح علاقه : آیا او علاقه مند است یا شما وقت تان را تلف می کنید؟

آیا نامزدتان شما را دوست دارد؟ در واقع، آیا همکارتان علاقه ای دارد در پروژه تان به شما کمک کند؟ آیا مشتریان تان علاقه ای به محصولات شما دارند؟
سنجیدن این که آیا فردی علاقه مند است یا خیر، دشوار نیست و ما توانایی آن را داریم، به شرط این که بتوانیم به طور واضح ببینیم! مشکل اینجاست: هرقدر ما بیشتر طالب کارکرد چیزی هستیم، مثلا فروش، یا رابطه نامزدی، برای تشخیص عینی علاقه فردی دیگر، توانایی مان کمتر می شود.
وقتی نگرش ما ضعیف می شود، بیشتر روان رنجور می شویم.

برای مثال

وقتی موضوع مهمی را دنبال می کنیم، مانند یک پروژه یا یک رابطه، ممکن است همه چیز را تحلیل کنیم و بیش از حد به آن اهمیت دهیم. علاقه ما می تواند ما را از پا درآورد و به تمام دنیای ما تبدیل گردد!

بنابراین، بهترین کاری که می توانیم انجام دهیم این است:
تا جایی که ممکن است، به طور عینی به موقعیت نگاه کنیم و از خودمان بپرسیم: ” اگر برای یکی از دوستانم این اتفاق می افتاد، چه نصیحتی به او می کردم؟”
فردی که به چیزی یا کسی علاقه دارد، آن را ابراز می کند، گرچه، ممکن است این کار را بکند و چیزی بگوید تا احساسات حقیقی خود را پنهان نگه دارد!سنجیدن سطوح علاقه : آیا او علاقه مند است یا شما وقت تان را تلف می کنید؟

۱- نفع شخصی

این قانون کلی را به خاطر داشته باشید: مردم به نفع خودشان و بر اساس علایق خودشان عمل می کنند. در اینجا نگرش اصلی چیست؟
هرگاه در مورد تمایل فرد دیگری از شما چیزی پرسیده شد، رفتارهای او را در نظر بگیرید، نه لزوما آنچه او می گوید.

مثال

فردی که می گوید کاملا مشغول دنبال کردن موضوع مورد علاقه اش است، صادق نیست و معمولا، اگر ما با تمایلات مان پوشانده نشویم، می بینیم رغبت او اصیل است.
از این فرد بخواهید تا روی چیزی سرمایه گذاری کند، مانند زمان، پول، انرژی و ببینید بهانه ای دریافت می کنید یا فرد موردنظر قبول می کند. هرقدر فرد تمایل بیشتری داشته باشد که از خودش مایه بگذارد، پیشنهاد شما را راحت تر می پذیرد.

زندگی ماهیت اولویت هاست و همگی ما این اولویت ها را در اختیار داریم و زمان صرف می کنیم برای آن چه واقعا برای مان اهمیت دارد. وقتی فردی می گوید وقت ندارد، اغلب منظورش این است که برای او، این کار ارزش وقت صرف کردن ندارد!

بیشتر بخوانید:  مهمترین ابزارها و رویکردهای اولویت بندی : حداکثر استفاده از زمان و منابع

۲- کنجکاوی، گربه را نمایان می کند!

” کنجکاوی، گربه را نمایان می کند. ” تکنیک مهمی است که در اکثر موقعیت ها کارایی دارد. فرض اصلی این است فردی که به چیزی یا کسی علاقه دارد، درمورد او اطلاعات بیشتری می خواهد تا چیزی یا کسی که هیچ علاقه ای به او ندارد. با این تکنیک، حسی از کنجکاوی ایجاد می شود و اگر فرد به دنبال بررسی بیشتری باشد، باز هم می توان گفت او حداقل علاقه را دارد. اگر او کنجکاو نباشد، تمایل و علاقه ای هم ندارد. راز اینجاست: باید حس کنجکاوی را بررسی کنیم، جایی که فرد باید برای رسیدن به علایقش کاری انجام دهد. شما می توانید روانشناسی این تکنیک را به چندین شیوه به کار ببرید.

مثال

شما می خواهید دریابید که آیا شرکت قدیمی تان هنوز علاقه ای به بازگشت شما دارد. شما می توانید به فرد موردنظر یک ایمیل خالی بفرستید. اگر او علاقه ای به بازگشت شما داشته باشد، درمورد آنچه می خواستید بنویسید یا فایلی که فراموش کردید ضمیمه کنید، کنجکاو می شود و در پاسخ به شما ایمیل می دهد. اگر نه، احتمالا ایمیل شما را نادیده می گیرد.

همچنین می توانید از این تکنیک استفاده کنید تا متوجه شوید برای انجام کاری، فرد چقدر انگیزه دارد؛ برای حرکت او، نیاز دارید یک مشوق خلق کنید؛ هرقدر او انرژی بیشتری را سرمایه گذاری کند، فرض می شود که علاقه اش بیشتر باشد.سنجیدن سطوح علاقه : آیا او علاقه مند است یا شما وقت تان را تلف می کنید؟

۳- تغییر واقعیت

به طور معکوسی، اعتماد به نفس فرد با سطح علاقه او تناسب دارد. برای مثال، زنی که خودش را جذاب می داند، نسبت به ظاهرش اعتماد به نفس بالایی دارد. اگر او در حضور مردی باشد و بخواهد تاثیر عمیقی بر او بگذارد، اعتماد به نفس کم تری پیدا می کند.

نمونه دیگر، مردی است که سال هاست کار نمی کند. اگر در نهایت به مصاحبه ای شغلی دعوت شود، سطح اعتماد به نفسش کمتر از زمانی خواهد بود که قبلا کار می کرده یا به دنبال تغییر شغل بوده.

درمورد توانایی خود برای کسب شیء مورد علاقه مان، هرقدر تمایل مان بیشتر باشد، بیشتر نگران خواهیم بود. نگرش مان ضعیف می شود و تمرکز بالایی پیدا می کنیم. ما از طریق لنز اعتماد به نفس، علاقه را مشاهده می کنیم و بالعکس. برای مثال، فردی که چندین پیشنهاد شغلی را دریافت می کند، احتمالا هر پیشنهاد را با پشتکار عینی تری می بیند و ارزیابی می کند.

اما …

وقتی فردی به مدت دو سال بیکار باشد، انباری از صورت حساب ها روی میز آشپرخانه اش انبار می شود و در نهایت اگر یک مصاحبه شغلی برایش پیش آید، نگرشش متفاوت می شود. او مصاحبه را مکررا مرور می کند، بی وقفه به آن می اندیشد و در مورد جزئیات مربوط به هر دقیقه، خود را آزار می دهد؛ همه این حالات دال بر این است که می ترسد نتواند آن شغل را به دست آورد. چنین فردی، فقط به این دلیل آزار می بیند که اختیاراتش بسیار محدود است.

وقتی شما توانایی آن را دارید که فرد مورد نظر را در مکالمه ای درگیر کنید، این تکنیک اجازه می دهد تا درجه علاقه او را به دست آورید. در زیر، طرحی کلی از هر گام بیان شده است؛ هر یک را به طوری جزیی بررسی خواهیم کرد و چند مثال می آوریم تا نشان دهیم همه این حالات چگونه عمل می کنند:

گام ۱- مشاهده اولیه

می خواهید ارزیابی کنید قبل از این که شما چیزی بگویید یا کاری انجام دهید، او چقدر علاقه مند به نظر می رسد.

گام ۲- تغییر واقعیت

اطلاعاتی را مطرح می کنید و باعث می شوید او باور کند شانس به دست آوردن آنچه می خواهد پایین است.

گام ۳- مشاهده پاسخ

به راحتی رفتار او را مشاهده کنید. اگر او ناراحت و ناامید شود، از قبل راغب بوده است ولی اگر آزرده به نظر نیاید و ناراحت نشود که شانسش از بین رفته، ممکن است او چندان راغب نبوده است.

گام ۴- نامحدود (عام)

ممکن است او باور داشته باشد که هرگز شانسی نداشته و هیچ علامتی از آزردگی را هم نشان ندهد. برای اجتناب از یک برداشت اشتباه، به مسیر دیگری وارد شوید و دلیلی بیاورید که او می تواند آنچه را می خواهد به دست آورد. اگر او هیجان زده نشود، شما متوجه می شوید که او راغب است اما باور ندارد که بتواند به راحتی آن چه را می طلبد به دست آورد. سنجیدن سطوح علاقه : آیا او علاقه مند است یا شما وقت تان را تلف می کنید؟

بیشتر بخوانید:  هوش هیجانی: نقش دانش و فهم هیجانی در ازدواج

اجازه دهید ببینیم این گام ها به طور عمیق تر چگونه به نظر می رسند:

گام ۱- مشاهده اولیه

اگر در مشاهده اولیه، فردی با اعتماد به نفس به نظر برسد، می توانیم نتیجه بگیریم

الف) او به نتیجه ای مطلوب علاقه مند است و درمورد شانس هایش احساس خوبی دارد.

ب) او علاقه ای ندارد. اگر او به چیزی علاقه نداشته باشد، ممکن است به راحتی، دارای اعتماد به نفس به نظر برسد زیرا، برایش اهمیتی ندارد و از موفقیت خود مطمئن است و البته اگر در بررسی اول به نظر آید که او اعتماد به نفس ندارد، نتیجه می گیریم که علاقه او زیاد است.

گام ۲- تغییر واقعیت

از طریق ” تغییر واقعیت ” می توانیم شانس ادراک شده فرد را از موفقیت کاهش دهیم و سپس، سطح علاقه او را بسنجیم. به خاطر داشته باشید که هرقدر نگرش فردی وسیع تر باشد، واقعیت را واضح تر می بیند. مخالف این قضیه نیز صدق می کند، اگر نگرش او را تضمین کنیم، واقعیت را کم تر می بیند و از این طریق او را مجبور می کنیم تا به سمت آنچه می خواهد حرکت کند.
اگر می خواهید بدانید که آیا فرد به چیزی یا کسی علاقه دارد یا خیر، احتمال به دست آوردن آن موارد را محدود کنید! اگر سطح اعتماد به نفسش مانند قبل باقی ماند، سطح علاقه اش پایین است، بنابراین همه حدس ها خارج از ارزیابی خواهند بود!

گام ۳- پاسخ مشاهده

هنگامی که شما درگیر ” تغییر واقعیت ” می شوید، قطعا به دنبال علائمی از اعتماد به نفس از بین رفته و تغییر در خُلق هستید. فردی که چیزی را می خواهد اما می ترسد نتواند آن را به دست آورد، وارد حالتی از هشیاری پایین می شود. برای روشن کردن موضوع، علائمی از اعتماد به نفس پایین و خُلق ضعیف را در زیر بیان می کنیم:

علائم اعتماد به نفس پایین

ناتوانی در توجه کردن، ناآرامی یا در وضعیت ناراحت کننده قرار گرفتن و …

علائم یک خُلق تقلیل یافته

عصبانیت، بی ادبی، به سادگی ناامید شدن، آزرده شدن، بی ثبات شدن یا فقدان رحم و شفقت.

گام ۴- نامحدود (عام)

اگر فرد موردنظر، علائمی از نگرانی را نشان ندهد حتی وقتی به نظر می آید که شانس او کم است، چگونه می توان متوجه شد که در چه موقعیتی علاقه ای شدید وجود دارد؟
پاسخ: وقتی فرد باور کند هرگز شانسی نداشته است.
فردی که معتقد است هیچ احتمالی برای موفقیت وجود ندارد، خلاف ظاهرش، اعتماد به نفس ندارد! او در بازی نیست، باید ما او را وارد بازی کنیم!سنجیدن سطوح علاقه : آیا او علاقه مند است یا شما وقت تان را تلف می کنید؟

بیشتر بخوانید:  با حرکات عاشقانه خود علاقه تان را نشان دهید
مثال

فروشنده ای می خواهد افکار مشتری خود را بسنجد، او به نظر علاقه مند می آید اما همه افراد همیشه این گونه به نظر می رسند! ولی فروشنده می خواهد مطمئن شود. ابتدا او نیاز دارد نگرش مشتری را تغییر دهد تا ببیند آیا سطح علاقه او بالا می رود یا پایین می آید. او چیزی شبیه به این می گوید: ” آقای اسمیت، شما باید بدانید که نسبت به اکثر سرمایه گذاری ها، شرایط مالی ما محدودتر هستند. ” اکنون او پاسخ آقای اسمیت را می سنجد. اگر به نظر آید که او توجهی نمی کند، مشخص است که برای بازپرداخت وام، به توانایی خود اعتمادی ندارد.

اما اگر او آزرده شود، هم علاقه دارد و هم اعتماد به نفس؛ او فکر می کند برای پرداخت آنچه تصور می کند نیاز است، توانایی لازم را دارد. اکنون زمان تغییر نهایی رسیده است. اگر فروشنده تغییر زیادی در رفتار او مشاهده نکند، می تواند به این دلیل باشد که مشتری تمایل دارد هر شرطی را بپذیرد یا نسبت به توانایی خود برای انجام این معامله، اعتماد به نفس پایینی دارد.

فروشنده، مشتری خود را مطلع می سازد که نمی تواند خانه را کمتر از این قیمت تحویلش بدهد. اگر مشتری شروع کند به پرسیدن سوالات بیشتر یا نامفهوم و هیجان زده یا سرزنده شود، فروشنده متوجه می شود که این خانه، اکنون به واقعیت بزرگ تری برای مشتری تبدیل شده است! مشتری برای کسب موفقیت آمیز آنچه می خواهد، به دلیل شرایط ابتدایی، از همان لحظه اول اعتماد به توانایی اش را از دست می دهد. این نکته، علاقه بالا و اعتماد به نفس پایین را تصدیق می کند.

با گوشی اسکن کنید
"یک ستاره""دو ستاره""سه ستاره""چهار ستاره""پنج ستاره!"

اولین امتیاز را شما بدهید
Loading...

نویسندگان:
ترتیب پیشنهادی بهینگی برای :

دیدگاه بگذارید

اولین نفری باشید که دیدگاه میگذارد

به من اطلاع بده
avatar
wpDiscuz