سبک تفکر یا توانایی دانش آموز؟ چالشی که نظام آموزشی را متحول می کند (مطالعه موردی)

سبک تفکر یا توانایی دانش آموز؟ چالشی که نظام آموزشی را متحول می کند (مطالعه موردی)

50
0
اشتراک گذاری :
سبک تفکر یا توانایی؟ چالشی که نظام آموزشی را متحول می کند (مطالعه موردی)

مقدمه

انسان موجودی است که از بدو تولد به دنبال یادگیری است. بر می خیزد و زمین می خورد و می آموزد که باید مستحکم تر و با ثبات تر گام بردارد. انسان ها در طول زندگی تغییر و تحولات خود را وابسته به یادگیری می دانند. فرزندی که تحصیل را رها می کند و در کنار پدر به عنوان شاگرد قرار می گیرد تا فرا گیرد آنچه را برای آینده ی شغلی خود مناسب می داند.

در حوزه ی تحصیل علمی هم به همین صورت است. زندگی یک دانشجو مرتبط با میزان یادگیری اوست و طبیعتاً هدف اساسی هر نظام آموزشی ایجاد شرایط بهینه برای تسهیل یادگیری است.

یکی از مباحثی که امروزه در سراسر دنیا مطرح است، ارتباط زیبایی است که میان یادگیری و سبک های تفکر وجود دارد و مطالعات روان شناسی زیادی را متوجه خود کرده است. مطالعاتی که علاوه بر سبک های تفکر دانش آموزان، سبک های تفکر معلمان و حتی تعامل بین سبک های تفکر معلم و دانش آموز را شامل می شود. در واقع این تعامل، همان درک و شناسایی است که می تواند یک عامل موثر و مهم در امر یادگیری به حساب آید.

سبک تفکر یا توانایی؟ چالشی که نظام آموزشی را متحول می کند (مطالعه موردی)

بیشتر بخوانید:  اینفوگرافیک "هیچگاه برای یادگیری دیر نیست" : سن و سال و پیشرفت؟

سبک های تفکر و نقش های آن ها در یادگیری و آموزش

نقش سبک های تفکر و تاثیر بر یادگیری و آموزش در تحقیقات و پژوهش های بسیاری مورد مطالعه قرار گرفته است. در سال ۱۹۹۶ محققی طی پژوهشی به این نتیجه رسیده است که زمانی که کل مغز درگیر یادگیری شود، یادگیری به طور موثر واقع می شود. اگر فعالیت های آموزشی با مدل ترجیحی یادگیرنده مطابقت داشته باشد، یادگیری تسهیل می گردد.

در مواردی دیگر نشان داده شده که دانش آموزان فعال در یادگیری، در امر تحصیل موفق ترند که این موضوعی روشن است اما کلید فعال قرار دادن و نگه داشتن دانش آموز در فرآیند یادگیری، مربوط به درک سبک های ترجیحی یادگیری و بالطبع سبک های تفکر آن ها می باشد که می تواند اثر مثبت و منفی در عملکرد یک دانش آموز داشته باشد.

دیدگاه استرنبرگ نسبت به سبک تفکر

استرنبرگ که نام او بارها در مطالب سبک های تفکر دیده شده است می گوید: ” سبک های تفکر بسیار کمتر از آنچه استحقاقش بوده، مورد توجه قرار گرفته است و بیشتر عملکرد افراد مورد اهمیت بوده. شکست ها و موفقیت هایی که به توانایی ها نسبت داده شده، اغلب ناشی از سبک هاست.”

وی در جایی دیگر می گوید: ” سبک های تفکر قابل آموزش هستند.” بنابراین با استناد به این دو گفته از استرنبرگ که به نوعی پیشگام موضوع سبک تفکر در جهان محسوب می شود می توان این برداشت را داشت که دانش آموزانی که به اصطلاح در امر تحصیل و یادگیری نامناسب عمل می کنند، دلیلی بر عدم توانایی آن ها در یادگیری نیست بلکه عمده دلیل آن ها درک نامناسب از سبک تفکر آن هاست پس یکی از موارد می تواند آموزش سبک های تفکر به دانش آموزان و معلمان برای ایجاد یادگیری فعال گونه در دانش آموزان باشد.

در مطالاتی دیگر در سال ۱۹۹۷ بیان می شود که مدل های آموزشی که با ترجیحات فکری دانش آموزان مطابقت نداشته باشد، منجر به مقاومت در مقابل یادگیری خواهد شد. که این گفته نیز تاکیدی بر گفته های بالا می باشد.

 

سبک تفکر یا توانایی؟ چالشی که نظام آموزشی را متحول می کند (مطالعه موردی)

یک مثال بسیار ساده

تعریف ساده ای که بهینگی از سبک تفکر دارد را در نظر بگیرد؛ بهینگی سبک تفکر فرد را روشی می داند که فرد با آن روش برای انجام کاری یا خواندن درسی احساس راحتی بیشتری می کند. حال خود را یک دانشجو فرض کنید؛ آیا با درک مناسب از سبک تفکر استاد خود، در یادگیری مطالب بهتر عمل نخواهید کرد؟

پس یک عامل تسهیل کننده ی یادگیری، تطابق بین سبک های تفکر دانش آموزان با معلمان است. این تطابق می تواند وجود داشته باشد اما در صورت عدم وجود، می توان آن را به وجود آورد که لازمه ی آن نیز، شناسایی و درک سبک های تفکر توسط طرفین است.

بیشتر بخوانید:  سبک تفکر متفاوت دانش آموزان : احترام به تنوع

بهینگی برای بررسی بهتر این موضوع، از پژوهش ناهید جهانشاهی و دکتر صغری ابراهیم قوا استفاده کرده است. در ادامه مطلب به بررسی این مقاله می پردازیم.

جنسیت و سن؛ عاملی موثر بر تفاوت در سبک های تفکر

به طور حتم همه ی انسان ها و دانش آموزان در دوران تحصیل خود از ابتدایی تا متوسطه و مقاطع دانشگاهی با جنسیت های زن و مرد و سنین مختلف از معلمان مواجه شده اند. بسیار واضح است که جنسیت و عامل سن می تواند در سبک تفکر معلم تفاوت ایجاد کند. همچنین در هر مقطع از تحصیل سبک های ترجیحی متفاوتی وجود دارد. با تفاوت در نوع سبک تفکر معلمان شیوه ی تدریس آن ها و همچنین انتظاراتی که از دانش آموز دارند، تغییر می کند. در حقیقت سبک تفکر بر این تغییر موثر است.

در اغلب موارد مردان قانونگذار تر، کلی نگرتر و آزاد اندیش تر از زنان هستند. سبک تفکر معلمان با توجه به رشته ی تحصیلی نیز متفاوت است. به طور مثال معمان علوم طبیعی و تجربی، جزئی نگر و محافظه کارتر از معلمان علوم انسانی هستند.

سبک تفکر یا توانایی؟ چالشی که نظام آموزشی را متحول می کند (مطالعه موردی)

فرضیات پژوهش

  1. آیا بین سن معلمان و سبک تفکر آنان رابطه وجود دارد؟
  2. ایا بین جنسیت معلمان و سبک تفکر آنان رابطه وجود دارد؟
  3. آیا بین رشته ی تحصیلی معلمان و سبک تفکرشان رابطه وجود دارد؟
  4. آیا بین مقطع تحصیلی که معلمان در آن تدریس می کنند و سبک تفکرشان رابطه وجود دارد؟
  5. آیا بین میزان تحصیلات معلمان و سبک تفکرشان رابطه وجود دارد؟

جامعه آماری پژوهش

جامعه آماری پژوهش شامل تمامی معلمان زن و مرد مقاطع سه گانه ی تحصیلی شهرستان بم در سال تحصیلی ۸۴-۱۳۸۳ می باشد. جامعه ی آماری حدود ۱۶۱۰ نفر بوده که از این تعداد نمونه ای به حجم ۲۰۰ نفر انتخاب گردید. جهت نمونه گیری نیز از روش تصادفی نسبی استفاده شده است. در ضمن نسبت سنی نیز در نظر گرفته شد.

ابزار پژوهش

  1. پرسشنامه ی ۱۰۴ سوالی استرنبرگ که ۱۳ سبک تفکر را ارزیابی می نماید.
    در پژوهش حاضر ۷ سبک تفکر قانونگذار، اجرایی، قضایی، کلی نگر،جزئی نگر، آزاداندیش و محافظه کار در نظر گرفته شده است اما به دلیل وسعت و گستردگی مطالب و حجم کار، در اینجا فقط سه سبک تفکر قانونگذار، اجرایی و قضایی و رابطه آنان با متغیرهای مورد نظر ارائه می گردد.
  2. پرسشنامه ی اولیه توسط استرنبرگ و واگنر

نتایج به دست آمده از پژوهش

  • بین میانگین های سبک های تفکر جزئی نگر، کلی نگر، اجرایی و قانونگذارانه معلمان جوان و مسن (با سنجش و نتایج جداگانه)، تفاوت معنا دار وجود دارد.
  • میان میانگین های سبک تفکر قانونگذارانه ی معلمان مقاطع تحصیلی سه گانه ی تحصیلی تفاوت قابل توجهی وجود دارد.
  • در میان میانگین های سبک تفکر قانونگذارانه ی معلمان دارای تحصیلات مختلف تفاوت وجود دارد.
  • به منظور سنجش دقیق تر آزمون ها، این آزمون بصورت دقیق تر بین مقاطع انجام شد و نتیجه اینکه بین میانگین های سبک تفکر قانونگذارنه معلمان مقطع ابتدایی و دبیرستان تفاوت معنا دار وجود دارد اما بین معلمان مقاطع دیگر تفاوت معنا داری وجود ندارد.
  • بین میانگین های سبک تفکر قانونگذارنه معلمان دارای تحصیلات دیپلم و معلمان لیسانس به بالا تفاوت قابل توجهی وجود دارد.
  • تفاوت معناداری بین میانگین های سبک های تفکر محافظه کارانه، جزئی نگر، قضایی، اجرایی و کلی نگر معلمان زن و مرد وجود دارد.
  • با توجه به این پژوهش، بین میانگین های سبک تفکر محافظه کارانه و اجرایی معلمان رشته های علوم انسانی و علوم تجربی، نیز تفاوت معناداری وجود دارد.
سبک تفکر یا توانایی؟ چالشی که نظام آموزشی را متحول می کند (مطالعه موردی)

متغیرهای سن، میزان تحصیلات و رشته ی تحصیلی به میزان ۴۸ درصد پیش بینی کننده ی متغیر سبک تفکر قانونگذارانه هستند. همچنین متغیرهای جنس، رشته تحصیلی و سن به میزان ۳۹ درصد در پیش بینی متغیر سبک اجرایی تاثیر می گذارند. همین پژوهش بیان می کند متغیرهای جنسیت و مقطع تحصیلی به میزان ۳۳ درصد پیش بینی کننده ی متغیر سبک قضایی می باشند. نتایج این تحقیق همچنین نشان می دهد متغیرهای جنسیت، مقطع تحصیلی و سن به میزان ۳۳ درصد در پیش بینی سبک کلی نگر و متغیرهای جنسیت و رشته تحصیلی ۳۰ درصد در پیش بینی سبک جزئی نگر موثر هستند. متغیر سن به تنهایی، ۲۹ درصد بر پیش بینی سبک آزاد اندیش و متغیرهای جنسیت، رشته تحصیلی و سن، ۳۵ درصد بر پیش بینی سبک محافظه کارانه تاثیر، اعمال می کنند.

بیشتر بخوانید:  انگیزش معلمان در سازمانهای آموزشی : عوامل انگیزش و رضایت شغلی معلمان

چالش های سیستم های آموزشی

همانطور که بیان شد هدف اصلی از این پژوهش و تلاش بسیار در راستای آن، بررسی و مقایسه ی سبک تفکر معلمان در رابطه با متغیرهایی چون سن، جنسیت، مقطع تحصیلی، رشته ی تحصیلی و میزان تحصیلات است.

بررسی سبک تفکر معلمان از آن نظر دارای اهمیت است که این افراد از اجزاء اصلی نظام آموزش و پرورش هر جامعه ای به شمار می آیند. این افراد می توانند القاء کننده و انتقال دهنده ی سبک تفکر خود به دانش آموزان شان باشند.

اگر بخواهیم از این پژوهش یک نتیجه واحد به دست آوریم بی شک این است که معلمان جوان قانونگذار تر از معلمان مسن هستند و معلمان مسن اجرایی ترند. به احتمال بسیار قوی علت این امر می تواند این باشد که جوان به سبب روحیه ای جسورتر و بی باک و بالطبع کنجکاوتر، بیشتر در معرض خطر قرار می گیرد در صورتی که با افزایش سن و کسب تجربه، افراد قانونی تر، قضایی تر و محافظه کارتر می شوند.

دومین نتیجه ی واحدی که به دست آمده است این است که معلمان زن اجرایی تر، قضایی تر، محافظه کارتر و جزئی نگر تر از مردان هستند که کاملاً با یافته های پژوهشگرانی چون استرنبرگ و گوریگورنکو در سال ۱۹۹۵ همخوانی دارد.

سبک تفکر یا توانایی؟ چالشی که نظام آموزشی را متحول می کند (مطالعه موردی)سبک تفکر یا توانایی دانش آموزان؟

اما چالش هایی که سیستم های آموزشی با آن مواجه است مربوط به تفاوت توانایی و سبک تفکر می شود. سیستم های آموزشی ضعیف تاکید بر توانایی دارند و آن را عامل اصلی و مهم ترین عامل یادگیری یا عدم یادگیری دانش آموز یا دانشجو می دانند.

برخی سیستم های آموزشی فراتر از این می روند و توانایی را تنها عامل یادگیری می دانند. یعنی از منظر آن ها دانش آموزان در دو دسته قرار می گیرند:

  1. دانشجوی که می تواند یاد بگیرد.
  2. دانشجویی که نمی تواند یادبگیرد.
    و این یک فاجعه ی بزرگ در سیستم آموزشی است.

در نهایت …

بنابراین لازم است با توجه تمام به پژوهش های انجام شده در طول دوره های متوالی و پژوهش حاضر، راه را برای ورود سبک های تفکر در دنیای آموزشی باز و هموار کنیم و علاوه بر آن روش های تدریس متناسب با سبک های تفکر متفاوت توسط معلمان اتخاذ گردد.

اما صرف انتخاب روش های مناسب تدریس کافی نیست و گرهی از مشکلات آموزشی باز نمی کند. نکته ای که باید در راستای مورد قبلی صورت گیرد این است که معلمان با توجه به نقشی که سبک های تفکر در آموزش و ارزشیابی دارند، نسبت به سبک تفکر خود و دانش آموزان شناخت و آگاهی داشته باشند. این شناخت، انطباق سبک های تفکر آنان با سبک های تفکر یادگیرندگان را ایجاد می کند که می تواند تضمینی بر پیشرفت تحصیلی باشد.

سبک های تفکر قانونگذارانه و آزاد اندیش باید توسط خود معلمان توسعه یابد زیرا کارکردهای آن ها به نظام آموزشی کمک می کند سبب خلاقیت، ابتکار و موفقیت در دانش آموزان می شود.

با گوشی اسکن کنید
"یک ستاره""دو ستاره""سه ستاره""چهار ستاره""پنج ستاره!"

اولین امتیاز را شما بدهید
Loading...

نویسندگان:
ترتیب پیشنهادی بهینگی برای :

دیدگاه بگذارید

اولین نفری باشید که دیدگاه میگذارد

به من اطلاع بده
avatar
wpDiscuz