سبک تفکر : سه داستان - بهینگی

سبک تفکر : سه داستان

172
0
اشتراک گذاری :
سبک تفکر : سه داستان

سبک تفکر چیست؟

سبک تفکر به معنای روش فکر کردن است. به معنای توانایی تفکر نیست، اما به معنای روشی است که ما ترجیح می دهیم تا از توانایی خود استفاده کنیم. تفاوت بین سبک و توانایی موضوع مهمی است.
توانایی اشاره دارد به اینکه هر فرد چقدر می تواند کاری را خوب انجام دهد.
سبک اشاره دارد به اینکه چقدر فرد دوست دارد/ترجیح می دهد آن کار را انجام دهد.

اگرچه روانشناسان در قدرت پیش بینی کننده تست های توانایی سنجی (ability test) شک دارند، اما همه معتقدند که این تستها پیش بینی کننده کاملی نیستند. به عنوان نمونه تفاوتهای بین عملکرد دانش آموزان در مدرسه و تفاوت بین عملکرد کارمندان در محیط کار را در نظر بگیرید. همه دانش آموزان و همه کارمندان از خود عملکرد یکسانی نشان نمی دهند. مهمترین عامل این تفاوت چیست؟ توانایی افراد؟
مطابق نظر محققین، تفاوت های توانایی ممکن است فقط موجب ۲۰ درصد تفاوت عملکرد دانش آموزان و ۱۰ درصد از تفاوت عملکرد پرسنل باشد. پس چه عامل دیگری موجب تفاوت های بین عملکردها شده است؟
یکی از این عوامل ممکن است سبک تفکر باشد. اینکه چطور افراد فکر می کنند نیز به اندازه اینکه چقدر خوب فکر می کنند مهم است. برای توضیح بیشتر موضوع فوق، توجه شما را به داستان زیر جلب می کنیم.

با الکس، بیل و کاروین آشنا شوید

این سه نفر شخصیتهای اصلی داستان ما هستند. هر سه در دانشگاه هم اتاقی بودند. هر سه یک ویژگی مشترک دارند: نمرات بالا در دبیرستان. هر سه دانشجویان ممتازی هستند و نمرات نزدیک به هم در آزمون SAT  کلامی و ریاضی کسب کرده اند.
حتی الگوی توانایی های آنها نیز مشابه است: در آزمون کلامی نمره بیشتری از ریاضی گرفته اند. همچنین در توانایی های تجسم فضایی ضعیفتر هستند. این دسته از افراد همانهایی هستند که هیچگاه نمی توانند چمدان خود را به درستی در صندوق ماشین جای دهند!

سبک تفکر : سه داستان

بیشتر بخوانید:  سبک تفکر متفاوت دانش آموزان : احترام به تنوع

 الکس شاگرد ممتاز در همه مقاطع

الکس یک دانشجوی گرید A واقعی بود. نمره آزمون های وی دست نیافتنی است. او از آن دسته دانشجویانی بود که هر دانشگاهی متقاضی وی هستند. نهایتا وی به راحتی دانشجوی این دانشگاه شده بود.
سه سال اول تحصیل الکس در دانشگاه همانند دبیرستان از سایرین متمایز و برتر بود. او اکثرا نمره A کسب می کرد و خیلی به ندرت نمره B. او یکی از بهترین ها در ورودی خود بود. اما نهایتا، در سال آخر، وی باید پروژه پایانی خود را به صورت مستقل انجام می داد.

الکس همواره علاقه داشت تا ساختار کاری که باید انجام دهد، گفته شود. در طول تحصیل، معلمان وی به او می گفتند چه کاری انجام دهد و او نیز کار را تحویل داده بود و به خوبی نیز تحویل داده بود. اما برای اولین بار، او باید کاری انجام می داد که کسی به او نگفته بود چه کاری انجام دهد و نهایتا نتوانست به خوبی این کار را انجام دهد. او نمی توانست براحتی ساختار کارش را تعیین کند و در نهایت نیز نتوانست نتیجه خوبی کسب کند. وی از پروژه نمره C گرفت.

شغل الکس

الکس بعد از دانشگاه، نیز شغلی انتخاب کرد که با نحوه تفکر وی مطابق بود. او امروز متخصص وکالت در حوزه قراردادهاست. سرمایه گذاران و تجار برای وی جزییات قراردادها را عنوان می کند و او دقیقا قرارداد را با جزییات تدوین می کند. همانطور که وی قبلا توسط معلمین هدایت و راهنمایی می شد، او امروز همین راهنمایی و دستورالعمل ها را از مشتریانش می گیرد. قرارداد ایده آل از نظر الکس قراردادی است که آنقدر کامل، دقیق و محکم است که اگر سرمایه گذاری بخواهد قرارداد را تغییر دهد، باید از الکس بخواهد که قرارداد را تغییر دهد. به این خاطر الکس در کارش بسیار موفق است. او راهی پیداکرده است که نه تنها سرمایه گذاران برای مکتوب نمودن آن چیزی که در ذهنشان است باید پول بدهند، بلکه هر بار که آن چیزی که در ذهنشان است تغییر می دهند نیز باید پول بدهند.

سبک تفکر : سه داستان

بیل: محقق به روش خودش

بیل هم نمرات بالایی در دبیرستان داشت، البته نه به خوبی الکس. بیل کارها را به روشی که خودش دوست داشت، انجام می داد و بعضی مواقع با دستورالعملها و محدودیتهای مدرسه دچار تناقض می شد. بیل، فهمیده بود که برای موفقیت، او باید کارها و دستورالعمل های مدرسه را به خوبی انجام دهد. اما در کنار این، انرژی عمده خود را بر روی موضوع موردعلاقه اش، یعنی زیست شناسی قرار داد. او در برنامه های تابستانی مرتبط با زیست شناسی شرکت می کرد و حتی زمانی که دانشجوی دبیرستان بود نیز تحقیقات سطح بالایی در این حوزه داشت.

بیشتر بخوانید:  مشاغل تابستانی: کارهای مناسب کودکان و دانش آموزان در تابستان

علاوه بر اینکه تحقیقات نیز توسط خودش انجام شده بود، نه شخص دیگر.
نمرات بیل در سه سال اول دانشگاه خوب بود، البته نه به خوبی الکس. اما در سال آخر، او توانست الکس را رد کند. بیل این فرصت را داشت که پایان نامه لیسانس خود را مستقل انجام دهد، چیزی که خواسته همیشگی بیل بود. او پروژه اش را به خوبی انجام داد، نمره A از پروژه گرفت و همچنین به خاطر پروژه اش تقدیرنامه دریافت کرد.

شغل بیل

بیل تحقیقات در حوزه بیولوژی را همچنان ادامه داد و امروزه او یک محقق موفق است. بیل، همانند الکس، کارش را دوست دارد، اما به دلیلی که کاملا با دلیل الکس مخالف است. در حالیکه الکس دوست دارد ایده های تجار را به زبان قرارداد ترجمه نماید، بیل دوست دارد تا ایده های خود را در حوزه زیست شناسی به زبان مقالات و متخصصین این حوزه ارائه نماید. او اکنون رهبر یک تیم تحقیقاتی است و بیشتر دستورالعمل و هدایت می کند تا اینکه نیاز به دستورالعمل و راهنمایی داشته باشد.

سبک تفکر : سه داستان

الکس و بیل: موفقیت با دلایل متفاوت

الکس و بیل هر دو در کاری که انجام می دهند، موفق هستند اما به دلایل متفاوت. هیچکدام نمی تواند در شغل دیگری موفق باشد، البته نه به این دلیل که توانایی اش را ندارد: الکس هم می توانست یک زیست شناس باشد، بیل هم می توانست یک حقوق دان باشد. اما آن چیزی که آنها را موفق می کند، با توجه به توانایی یکسان هر دو، اینست که شغلشان با سبک تفکرشان کاملا مطابقت دارند.

نفرسوم: کاروین

همین مساله برای کاروین نیز صادق است. کاروین سومین هم اتاقی دانشگاه است. او در دبیرستان همواره منتقد بود و تقریبا از همه چیز هم انتقاد داشت. از همه کس، حتی از خودش هم انتقاد داشت. البته کاروین باهوش بود و انتقاداتش هم معمولا بجا و درست بود.
چشمان همیشه منتقد کاروین فقط محدود به محیط دانشگاه نبود. او حتی در قرارهای بیرون دانشگاه نیز از نامزدهای خود آزمون می گرفت. البته طرف مقابل خبر نداشت، که در حال آزمون شدن است. اما آنها حقیقتا در حال پاسخ به تست های کاروین بودند. اسم این آزمون را تست نامحسوس گذاشته بود. در صورتی که فرد مقابل در این تست موفق می شد، کاروین دوباره با وی قرار می گذاشت، اگرنه، همین قرار پایان رابطه بود.

بیشتر بخوانید:  سبک تفکر خود را چگونه تشخیص دهیم؟

کاروین: بعد از دانشگاه

دور از انتظار نیست که بدانید رابطه های عاطفی کاروین همیشه عمر کوتاهی داشت. هیچ کس استانداردهای وی را برآورده نمی کرد. او، امروزه ۵۰ ساله است و هنوز ازدواج نکرده است. البته معلوم نیست که وی همچنان از همان آزمون یا نسخه تغییریافته آن استفاده می کند. اما آنچه امروز می دانیم اینست که وی شغلی متناسب با سبک تفکر انتقادی، قضاوتی خود انتخاب کرده است. او امروزه یک روانپزشک خوب است. او عمرش را با ارزیابی بیماران و مشکلاتشان، تجویز درمان و نظارت بر درمان آنها می گذراند. او بسیار موفق است، شغلی دارد که باید همواره افراد و مشکلاتشان را ارزیابی کند.

سبک تفکر : سه داستان

پایان خوش داستان:

داستان این سه نفر الکس، بیل و کاروین به ما نشان می دهد که چطور و چرا افراد با تواناییهای یکسان شغلهای متفاوتی انتخاب می کنند یا در شغلهای متفاوت موفق می شوند. افراد با  سبک تفکر مختلف از توانایی های خود به روشهای متفاوتی استفاده می کنند و به انواع تفکر موردنیاز در شغلهای مختلف واکنش متفاوتی دارند. سبک تفکر همچنین کمک می کند بدانیم چرا بعضی افراد در شغلی که انتخاب می کنند موفق می شوند و برخی در شغل انتخابی خود ناموفق هستند.

اگر بیل را در شغل الکس قرار دهیم: او دوست دارد خودش را بدون درخواستهای مشتری پیدا کند. او دوست دارد  قراردادی ببندد که مورد علاقه خودش است، نه آنچه مشتری می خواهد.

اگر الکس را در شغل بیل قرار دهیم: الکس نیاز دارد که هر روز و در هر کار به وی دستورالعمل لازم داده شود.

جمع بندی آخر اینست که هر فرد باید شغلی انتخاب کند که نه فقط با توانایی ها بلکه با سبک تفکر وی نیز سازگار باشد.

با گوشی اسکن کنید
1 vote, average: 5٫00 out of 51 vote, average: 5٫00 out of 51 vote, average: 5٫00 out of 51 vote, average: 5٫00 out of 51 vote, average: 5٫00 out of 5

میانگین امتیاز 5٫00 از 5 با 1 رای
Loading...

نویسندگان:
ترتیب پیشنهادی بهینگی برای :

دیدگاه بگذارید

اولین نفری باشید که دیدگاه میگذارد

به من اطلاع بده
avatar
wpDiscuz