هفت سوال کلیدی در خصوص زندگی، شغل و تجارت (قسمت اول) - بهینگی

هفت سوال کلیدی در خصوص زندگی، شغل و تجارت (قسمت اول)

اشتراک گذاری :
هفت سوال کلیدی در خصوص زندگی، شغل و تجارت (قسمت اول)

هفت سوال کلیدی و جواب های آن ها در خصوص زندگی، شغل و تجارت می تواند بهترین راهبرد تاثیرگذار برای شما باشد و به شما کمک کنند تا با تمرکز روی افکار و اندیشه های درونی خود به برآورده شدن مهمترین تصمیمات زندگی تان بپردازید. پرسش های زیر را به طور منظم از خودتان جویا شوید.
جواب جدید به هرکدام از پرسش ها می تواند مسیر تجارت و کارتان را به نحو احسن دستخوش تغییر و تحول قرار دهد.

۱- در چه جایگاهی از تجارت هستم؟
۲- در چه موقعیتی از تجارت می توانم باشم؟
۳- با چه افرادی یا در چه زمینه هایی می توانم رقابت سالمی داشته باشم؟
۴- مشتریان من چه افرادی هستند؟
۵- در چه زمینه هایی مهارت دارم و می توانم عالی باشم؟
۶- موانع مهم و بزرگی که بر سر راه پیشرفت تجاری من هستند کدامند؟
۷- در کدام موقعیت زمینه های شغلی و شخصی قرار دارم؟

تعریف دقیق و روشنی از تجارت یا شغل تان داشته باشید

اولین و مهمترین سوال این است که در چه جایگاهی از تجارت هستم؟ جواب این سوال برخلاف ظاهرش چندان راحت نیست. برای تعیین اهداف تجارت یا شغل ابتدا باید کاری را که انجام می دهید، واضح و مشخص نمایید. باید بدانید که برای مشتریان یا شرکت خود چه فعالیت هایی را انجام می دهید.

بنابراین سعی کنید پاسخ تان را تا حد امکان وسیع توضیح دهید. هرگز به جواب اول قانع نباشید و با آن عملکرد تجاری تان را متوقف نسازید. اولین پاسخ به این پرسش را پیدا کنید و راهبردهای جدید، بازارهای جدید و تعریف های دیگری را برای آن بدست آورید.

بیشتر بخوانید:  تعیین برنامه ریزی راهبرد شخصی

هفت سوال کلیدی در خصوص زندگی، شغل و تجارت (قسمت اول)برای مثال

در ابتدای قرن گذشته، سازمان راه آهن تنها کار خود را بر مبنای حمل و نقل از طریق راه آهن تعریف کرد و هرگز بر دیگر روش ها و تکنولوژی های حمل و نقل از قبیل کامیون، هواپیما، کشتی و … توجه نکرد و حتی به تهدیدی که از ناحیه آن ها متوجه کارشان بود بی تفاوت ماند. اگر به عوض این تعریف کارشان را حمل و نقل انسان ها و کالاها تعریف می کرد، مسلما واکنش و برخوردشان به تغییر تکنولوژی می توانست چیزی به مراتب متفاوت تر از این باشد.

تاثیر اینترنت

به همین خاطر در اوایل سال های رونق اینترنت، بسیاری از شرکت ها که در این زمینه فعالیت می کردند کارشان را تامین اطلاعات رایگان با اهداف جذب حداکثری مشتریان تعریف نمودند. در حالی که آن دسته از شرکت هایی که قادر به فروش محصولات و خدمات خود از طریق اینترنت نبودند هرگز نتوانستند سود و درآمد عالی کسب نمایند و به تدریج از مسیر رقابت بازار خارج شدند.

چرا که متوجه شبکه ی ارتباطی و توزیعی اینترنت نبودند که به راحتی می تواند به کسب درآمد و منبع سود به آن ها کمک کند. این بی توجهی در تعریف واضح کار و موقعیت تجاری خود باعث شد تا چندین میلیارد دلار از بین رود.

تطابق محصولات با زندگی مردم

زمانی که تجارت خود را بر مبنای فعالیت کاری تان مشخص می کنید مطمئنا در فکر این مسئله هستید که چگونه محصولات و خدمات تان را با زندگی یا کار مردم و حتی سازمان های دیگر تطابق دهید. در آن زمان، هم به مشتریان خود فکر می کنید و هم به افرادی که قصد دارید آن ها را در موقعیت تجارتی تان جذب نمایید.

زمانی که کار شخصی تان را بطور دقیق تعریف می کنید به افرادی فکر خواهید کرد که برای شان فعالیت زیادی انجام می دهید و حتی در این میان به این فکر می کنید که با افرادی همکاری کنید تا بتوانید به سود مالی بیشتری برسید.
با توجه به این افکار و بررسی هر کدام از نقاط ضعف و مثبت آن ها بر نتایج و تاثیر فعالیت های تان به واسطه تاثیر مطلوب روی محصولات و خدمت تان فکر می کنید که مطمئنا تمامی این تاثیرات روی مشتریان داخلی و خارجی تان اثربخش خواهد بود.

هفت سوال کلیدی در خصوص زندگی، شغل و تجارت (قسمت اول)آینده کاری تان را هدفمند کنید

پرسش دیگری که باید از خودتان جویا شوید این است که : اگر اوضاع و شرایط شغلی تان به همین روال باقی بماند من در آینده در چه تجارتی می توانم فعالیت داشته باشم؟
توصیه می شود که به کار و فعالیت تجاری تان برای دو یا پنج سال آینده بیاندیشید. بنابراین تا زمانی که نتوانید تغییر و تحول مطلوبی در تعریف اوضاع کاری خود وارد کنید مطمئنا در آینده به اهداف درونی تان طی رسیدن به یک منبع مالی خوب نخواهید رسید. آیا دنبال کردن فعالیت فعلی برای آینده منطقی است یا خیر؟

بهترین کار تغییر در کار و حرفه شخصی است. کارتان را بهتر است با تامل روی توانایی های خود در نوع انتخاب شغل و حرفه ای که می توانید انجام دهید، تعیین کنید. ببینید که در چه زمینه هایی علم و مهارت زیادی دارید. به محصولات یا خدمات صنایعی که به شغل و حرفه تان مربوط می باشد فکر کنید تا دریابید که چگونه می توانید تغییرات درست و مثبتی را حاصل نمایید.

بیشتر بخوانید:  مشاغل و آسیب های اجتماعی : انتخاب شغل مناسب

به بیان دیگر

اگر اوضاع و شرایط ترقی را در نحوه تجارت و کارتان در نظر گرفته اید، بهتر است به آن تغییرات متعهد شوید، در این صورت خواهید توانست در خصوص کاری که انجام می دهید پیشرفت کنید. به تجزیه و تحلیل موقعیت خود بپردازید. به این موضوع فکر کنید که حضورتان در چه حرفه ای می تواند مسمر ثمر واقع شود.

برای یافتن این پاسخ به درون تان و توانمندی های بالقوه خود رجوع نمایید. مهارت ها، قابلیت ها، خواسته ها و انرژی های خود را به طور دقیق مورد ارزیابی قرار دهید و حتی برای برآورده شدن هر یک از آن ها که موجب پیشرفت تان می شود، بکوشید.

ارزیابی موقعیت بازار

بعد از آن به موقعیت بازاری بیاندیشید که قرار است فعالیت تان در محدوده آن شکوفا شود و به متناسب بودن اوضاع و شرایط آن دقت زیادی داشته باشید. به تغییرات مطلوب روی حرفه تان فکر کنید که چگونه می توانید بازار متناسب دیگری را با توجه به توانمندی های خود بیابید.

این ها از جمله مهم ترین سوالاتی هستند که می توانید در طول مدت عمرتان از خود جویا شوید. بنابراین اگر قصد دارید به خواسته های دیرینه خود برسید و به کار مورد علاقه تان مشغول شوید، به تغییراتی که باید در خودتان ایجاد کنید بیش از هر چیزی دقت و تامل داشته باشید.

در خصوص نحوه فعالیت رقبای خود بیشتر مطالعه و بررسی کنید

رقابت یکی از ملزومات حقیقی در زندگی تجاری است و هرگز دلبخواهی تحت شرایط شغلی تان حاصل نمی شود. بعنوان مثال می توان به قیمت گذاری (به عنوان بخشی از مذاکره که برای تعیین حقوق یا یک راهکار بازاریابی است) اشاره کرد. چه کسی سطح حقوقی را از یک تجارت باید دریافت یا مشخص سازد؟ آیا حقوق تان با میزان سال های کسب تجربه شما مطابقت دارد؟

لطفا در پاسخ به این سوالات بیشتر تامل کنید. افراد بسیاری بر این باورند که قیمت ها را مشتریان یا کارفرمایان مشخص می کنند و بعضی دیگر بر این باورند که خودشان قیمت ها را تعیین می نمایند. در حقیقت همه این ها موفقیت تجاری یا شغلی تان را تعیین و مشخص می کنند.

رقابت، تعیین کننده اصلی قیمت

هفت سوال کلیدی در خصوص زندگی، شغل و تجارت (قسمت اول)تعیین کننده اصلی قیمت ها، رقابت میان شما در بازار تجاری است. چه شرکت شما، کالاها و خدمات خود را در بازار به فروش برساند، چه یک سازمان برای پیشرفت فروش یا رسیدن به یک منبع مالی این کار را بکند، باید به این موضوع مهم واقف بود که تمام این عوامل موجب ایجاد رقیب در تجارت می شود.

به همین خاطر به شما عزیزان توصیه می کنم که درباره نحوه عملکرد رقبای خود بیشتر دقت کنید و آن ها را شناسایی نمایید تا به شرایط خودتان تحت رسیدن به موفقیت تجاری و کسب یک قیمت مناسب با آگاهی هر چه بیشتر تسلط داشته باشید.

رقابت کننده هوشمند

بسیاری از افراد در زمینه ی رقابت، مرتکب این فرایند اشتباه می شوند که به رقابت و نحوه اجرای آن در روند حرفه شان توجه نمی کنند، در حالی که یک رقابت کننده هوشمند، هرگز نسبت به وجود رقبای خود بی تفاوت نخواهد بود. یک رقابت کننده هوشمند، در حین احترام گذاشتن به رقبای موفق خود، هرگز نباید آن ها را دست کم بگیرد بلکه علاوه بر آگاه بودن نسبت به وظیفه خود، در مورد نحوه عملکرد آن ها بررسی های زیادی را انجام دهد.

درباره رقبای خود مطالعه کنید و به علت فروش بالای شان پی ببرید و این که آن ها دست به انجام چه کاری زده اند که منجر به پیشرفت اوضاع و شرایط شان شده است؟ این موضوع را بررسی کنید که آن ها چه کاری را برای ترفیع شرایط خود در بازار انجام داده اند و برای نفوذ و پیشرفت در بازار از چه راهکارهایی استفاده می کنند؟ به چگونگی عرضه محصولات یا خدمات آن ها پی ببرید؟ برای برخورداری از موفقیت کاری خود چگونه با شرکت های دیگر رابطه برقرار می کنند؟

چگونه خدمات شان را گسترش می دهند؟ چگونه به مشتریان خود برای ارائه خدمت شان اولتیماتوم می دهند؟ چگونه با سازمان های داخلی یا خارجی ارتباط برقرار می کنند؟ سیاست قیمت گذاری محصولات شان به چه روشی است؟ برای ماندن در بازار تجاری از چه مهارت هایی برخوردارند و چگونه آن مهارت ها را در بازار پیاده می کنند؟ چگونه مهارت های شان را آموزش می بینند؟ برای کنترل کیفی از چه راهبردهایی استفاده می کنند؟ با کدام سازمان حرفه ای مراوده دارند؟

بیشتر بخوانید:  مدیریت فرآیند توسعه ی محصول جدید

ارزیابی خود در برابر رقبا

پس از آن که اطلاعات لازم را کسب نمودید و در خصوص نحوه فرایند و فعالیت رقبای خود، مطالعه کردید و به همان اندازه نیز به خود و نحوه فعالیت تجاری تان دقت و تمرکز کنید. نقاط ضعف و قوت خودتان را در امر تجارت شناسایی کنید تا متوجه شوید در چه زمینه هایی تا حدود ۹۰ درصد بهتر از رقبای خود در سطح بازار قرار دارید؟ در چه زمینه ای به مشتریان خود کالا و خدمات عرضه می کنید که هیچ یک از رقبای تان قادر به انجام آن نمی باشند؟

پس از آن که متوجه نقاط قوت خود نسبت به رقبای تان می شوید بهتر است به بررسی توانایی خود در بازار برای کسب برتری یا برتری های خود بپردازید تا برای فروش کالاها و خدمات خود از چه روشی باید استفاده کنید و این که چگونه می توانید کالاها و خدمات خودتان را در سطح بازار، قیمت گذاری نمایید؟

هفت سوال کلیدی در خصوص زندگی، شغل و تجارت (قسمت اول)توسعه محدوده کاری تان در بازار

در طول بررسی نحوه فعالیت رقبای خود لازم است تا دامنه کارتان را در سطح بازار توسعه دهید. به عنوان مثال اگر برای خودتان کار می کنید، این امکان وجود دارد که رقیب شما یک شخص یا یک شرکت دیگری نباشد بلکه امکان دارد به این نتیجه برسید که اصولا با صنعت دیگری در رقابت می باشید.

هدف از ارائه مطالب این بخش این است که به اهمیت پژوهش و تحقیق در خصوص رقابت و رقبای خود پی ببرید تا برنامه ای را برای بررسی هر چه بهتر در کارتان ایجاد کنید. شما باید نسبت به کاری که انجام می دهید متعهد باشید، بنابراین بهتر می توانید به اهداف تجاری خود برسید.

مشتریان من چه افرادی هستند؟

آیا قادر به شناسایی مشتریان خود می باشید؟ آیا قادر به شناسایی افرادی هستید که به واسطه بودن در کنار آن ها به رشد و شکوفایی کاری و تجاری خود برسید؟ آیا می دانید که چگونه باید رضایت آن ها را در کار و حرفه خود جلب کنید؟

مشتریان

مشتریان به دو گروه تقسیم می شوند: مشتریان داخلی و مشتریان خارجی.

مشتریان داخلی

تعریف مشتریان داخلی ساده است، این دسته از مشتریان افرادی می باشند که برای موفقیت خود، به شما متکی هستند و متقابلا شما نیز برای موفقیت در کارتان به آن ها وابسته می باشید. با رعایت الزامات این تعریف، مشتریان داخلی را می توان همکاران و کارمندان تان به حساب آورد.

مشاوران حرفه ای از قبیل وکیل و حسابداران را هم می توانید در دسته مشتریان داخلی قلمداد کنید. در واقع تمام افرادی که شما به آن ها کمک می کنید یا آن ها نیز به شما کمک می کنند به نوعی به عنوان مشتریان داخلی محسوب می شوند.

مشتریان خارجی

مشتریان خارجی از جمله افرادی هستند که کالاهای تولیدی شما را خریداری می کنند. مشتریان خارجی به عنوان عوامل اصلی در بالا و پایین کردن موقعیت تجاری محسوب می شوند. توانایی شما در شناسایی درست و نحوه اجرای برخورد محترمانه با این دسته از مشتریان موجب جلب رضایت آن ها و موفقیت تجارت شما می شود. بنابراین مشتری مداری موضوع اصلی در برنامه ریزی راهبردی در تجارت محسوب می شود.

قبل از آن که بتوانید مشتریان مهم را شناسایی کنید باید به یکسری سوالات در این خصوص پاسخ دهید. معنای ارزش از دیدگاه مشتریان تان چیست؟ آیا می توانید مزایا یا معایب محصولات یا خدماتی را که شما به مشتریان خود عرضه می کنید را شناسایی کنید؟ آیا شما از خواسته واقعی مشتریان خود خبر دارید تا آن ها را برآورده کنید؟ آیا شما می توانید توضیحی در خصوص نحوه بهتر کردن زندگی و کار مشتریان با عرضه محصولات تان بدهید؟هفت سوال کلیدی در خصوص زندگی، شغل و تجارت (قسمت اول)

بیشتر بخوانید:  ادراک برند : مشتریان چگونه از برند تاثیر می پذیرند؟

اهمیت شناخت مشتری

قرن بیست و یکم را ” قرن شناخت مشتری ” تعریف می کنند. چرا که مشتری کانون معاملات تجاری است و هرگز به اندازه امروز از اهمیت برخوردار نبوده است. موفقیت شما از تجارت تان تا حدود زیادی به توانایی خود در شناسایی مشتریان و جلب رضایت شان بر می گردد.

اگر شرایط فعلی ادامه یابد به نظرتان مشتریان شما در آینده چه افرادی خواهند بود؟ اگر خواستار تغییر کالا و خدمات خود هستید، چه افرادی می توانند مشتریان تان باشند؟ اگر قصد دارید تا در تجارت و حرفه خود به پیشرفت برسید چه افرادی باید مشتریان شما باشند؟ انتظارات یک مشتری از شما چیست؟ چگونه می توانید با افزودن مهارت ها و اطلاعات خود، خواسته های مشتریان را برآورده سازید؟ با توجه به اطلاعات موجود خود، آیا می توانید مشتری نه چندان مطلوب تان را شناسایی کنید تا اقدام به قطع رابطه با او کنید؟

ارزش مشتریان

برای شناسایی مشتریانی که برای شما پر مزیت یا کم مزیت هستند می توانید آن ها را به دو گروه تقسیم کنید. یکی مشتریان پرارزش و دیگری مشتریان کم ارزش. به همین خاطر لازم است که خصوصیات بهترین مشتریان خودتان را شناسایی کنید، در این صورت شما می توانید به سرعت هرچه ممکن، مشتریان پرارزش خودتان را تعیین نمایید.

امروزه بسیاری از شرکت ها از این روش بدون اتلاف وقت و انرژی زیاد، ارزشمندترین مشتریان خود را انتخاب می کنند و تمام تلاش خودشان را به کار می گیرند تا رضایت آن ها را جلب نمایند. در ضمن، این شرکت ها تلاش می کنند تا حد امکان از پرداختن و سروکله زدن با مشتریان کم ارزش امتناع کنند. در اکثر موارد، این شرکت ها، مشتریان کم ارزش خودشان را تشویق و ترغیب می کنند که با اشخاص و شرکت های دیگری همکاری نمایند.

برای مثال

کارفرمای موفقی که از این روش برای موفقیت تجاری خود استفاده می کند و در واقع با توجه به نوع مشتریان خود با آن ها تجارت می کند. او به این باور رسیده است که ۲۰ درصد از مشتریانش ۸۰ درصد حجم فروش او را به خودشان اختصاص می دهند. در حقیقت آن ها ۸۰ درصد سود او را مهیا می کنند. بنابراین، این کارفرما تصمیم گرفت که این ۸۰ درصد باقی مانده را کنار بگذارد. زیرا این مشتریان در مجموع تنها ۲۰ درصد سود او را مهیا می کنند. در نهایت او شرایطی را فراهم آورد تا بتواند مشتریان پرارزش خودش را بیشتر کند.

به نظر شما آیا این کار می تواند برای موفقیت شغلی و تجاری تان میسر باشد؟

با گوشی اسکن کنید
1 vote, average: 5٫00 out of 51 vote, average: 5٫00 out of 51 vote, average: 5٫00 out of 51 vote, average: 5٫00 out of 51 vote, average: 5٫00 out of 5

میانگین امتیاز 5٫00 از 5 با 1 رای
Loading...

نویسندگان:
ترتیب پیشنهادی بهینگی برای :

دیدگاه بگذارید

اولین نفری باشید که دیدگاه میگذارد

به من اطلاع بده
avatar
wpDiscuz