خلاقیت و حل مساله کودکان در بازی - بهینگی

خلاقیت و حل مساله کودکان در بازی

اشتراک گذاری :

بازی، خلاقیت و حل مساله

از آنجا که بازی کودکان خود انگیخته و آزادانه است، اغلب تخیلی است. در واقع گاهی اوقات میتوان ویژگی خلاقیت را نیز در آن شاهد بود. اما وقتی درباره خلاقیت صحبت می کنیم، منظورمان چیست  و کودکان چگونه در بازی های خود خلاقیت را نشان می دهند؟ آیا برخی از شیوه های بازی کردن خلاق تر از سایر شیوه هاست؟ اگر کودکی ترغیب شود تا بصورت خلاق بازی کند، آیا در سایر حیطه های زندگی نیز افزایش خلاقیت را نشان خواهد داد؟

در حقیقت خلاقیت مفهوم ساده ای نیست بلکه تا اندازه ای پیچیده است، زیرا سه عنصر را در بر می گیرد. نخست اینکه یک ویژگی شخصیتی است، نگرشی نسبت به خود و دنیای پیرامون است که با انعطاف پذیری ذهنی، خود انگیختگی، کنجکاوی و پشتکار مشخص می شود. کودکانی که بسیار خلاق تشخیص داده می شوند، نشانه هایی از پشتکار، انرژی زیاد، اعتماد به نفس، استقلال  رای و نظر، انعطاف پذیری، آزاد اندیشی در برابر تجربه های جدید، شکیبایی در برابر ناهماهنگی و ابهام و حس شوخ طبعی را از خود نشان می دهند. افزون بر این، چنین به نظر می رسد که آنان نسبت به احساس های خود آگاهی دارند و آنها را می پذیرند و درباره جهان هستی کنجکاوی های بازیگوشانه ای از خود نشان می دهند.

نوع تفکر کودکان در حل مساله

از این گذشته، خلاقیت فرآیندی ذهنی، نوعی شیوه تفکر و رویکردی در حل مساله است. روان شناسان همواره در تعیین مهارت های ذهنی لازم برای خلاقیت مشکل داشته اند، هر چند بسیاری از آنها می پذیرند که این مهارت ها عبارتند از: گرایش به ایجاد پیوندهای شگفت انگیز، تفکر آرام و هوشیارانه در دستیابی به شیوه های «ابتدایی تر» شناخت، استفاده از تشبیه و استعاره در استدلال، ساختن تصویرهای ذهنی پر بار و مطرح کردن پرسش های مبتکرانه. یکی از جنبه های فرآیند خلاقیت که بارها در پژوهش روی بازی کودکان پیش دبستانی مورد بررسی قرار گرفته، توانایی پرداختن به چیزی است که حل مساله همگرا و  واگرا نامیده می شود.

خلاقیت در کودکان خردسال به احتمال زیاد در فرآیند تفکر آنها، بویژه در رویکردهای آنان نسبت به حل مساله قابل مشاهده است تا کاردستی هایی که آنها از کودکستان به خانه می آورند.

در طول بیست سال گذشته، پژوهش های بسیاری -بیشتر بر روی کودکان پیش دبستانی- در زمینه ارتباط بین بازی و حل مساله انجام شده است. بطور مشخص پژوهشگران به تاثیر بازی با اشیاء یا بازی تخیلی بر توانایی کودکان در حل مساله تک پاسخی یا چند پاسخی توجه کرده اند. طرح این پژوهش ها معمولا به این صورت است که (۱) اجازه می دهند تا کودکان با وسایلی که بعدها در حل مسائل تک پاسخی از آنها استفاده می کنند، بطور آزادانه به بازی بپردازند یا (۲) ارتباط بین بازی تخیلی و توانایی کودکان در برخورد با مسائل چند پاسخی را بررسی می کنند.

بیشتر بخوانید:  آموزش مهارت حل مسئله به کودکان

خلاقیت و حل مساله کودکان در بازیحل مساله همگرا

مساله های تک پاسخی نیازمند توانایی پرداختن به چیزی است  که حل مساله همگرا نام گرفته است. یعنی توانایی گرد هم آوردن اطلاعات جداگانه برای دستیابی به یک راه حل درست.

حل مساله واگرا

مساله های چند پاسخی نیازمند استفاده از مهارت های حل مساله واگرا هستند، یعنی توانایی بسط دادن تفکر و در نظر گرفتن راه حل های احتمالی گوناگون. برای مثال ممکن است از کودکی خواسته شود تا فهرست همه کاربردهای احتمالی گیره کاغذ را، البته به جز نگهداری یک دسته کاغذ بیان کند.

رابطه بین حل مساله و ویژگی اسباب بازی های کودکان

به نظر می‌رسد بین حل مسأله واگرا و ویژگی اسباب بازی‌های کودکان ارتباطی وجود دارد. نتایجی که دو محقق پپلر و رس برای روش های حل مسئله کودکان انجام دادند را در نظر بگیرید. آنها برای ۶۴ کودک پیش‌دبستانی موقعیتی را فراهم کردند که مکرراً با اسباب بازی‌های همگرا بازی کنند، مثل پازل‌هایی که فقط یک جواب صحیح دارد یا تکه‌های لگو که به شکل‌های مختلفی در کنار هم قرار می‌گیرند.

بعداً از آنها خواسته شد مسائل مختلفی را حل کنند تا میزان مهارت حل مسأله را در آنها اندازه بگیرند. کودکانی که با اسباب بازی‌های واگرا بازی کرده بودند، در حل مسائل انعطاف‌پذیرتر بودند. مثلاً آنها سریع‌تر از گروه دیگر راه‌های بی‌تأثیر را رها کرده و به دنبال راه حلی جدید می‌گشتند.

محققان دریافتند کودکانی که با پازل‌های دارای یک جواب درست بازی کرده بودند، احتمالاً آموخته‌اند که هر مسأله‌ای یک جواب دارد و برای پیدا کردن آن یک جواب، مصرانه جستجو می‌کردند. در حالی که بازی با اسباب بازی‌هایی که به شکل‌های مختلف در کنار هم قرار می‌گیرند مانند لگو، به کودکان آموخته بود که برای هر مسأله‌ای راه حل‌های متعدد وجود دارد و این امکان وجود دارد که از تصور خلاق بدون محدودیت می‌شود استفاده کرد.

خلاقیت و حل مساله کودکان در بازیوجود تمایز بین حل مساله واگرا و همگرا

حل مساله واگرا اغلب با فرآیندهای مربوط به خلاقیت ارتباط دارد، در حالیکه حل مساله همگرا اغلب با نحوه عملکرد در آزمون های هوشی یا کلاسی مرسوم مرتبط است که همواره یک پاسخ درست برای آنها وجود دارد.

به هر حال تماز بین این دو چندان ساده نیست. اگرچه بسیاری از بررسی ها، همبستگی هایی بین توانایی حل مساله واگرا و مقیاس های گوناگون خلاقیت بدست آورده اند، در بسیاری بررسی های دیگر چنین همبستگی هایی به چشم نمی خورد. مهمتر اینکه حل مساله همگرا نیز ممکن است در خلاقیت نقش داشته باشد بویژه در حیطه علوم طبیعی. بهتر است بگوییم که هر دو نوع مساله با میزان متفاوتی از فرآیند خلاقیت سروکار دارند.

بیشتر بخوانید:  چگونگی افزایش خلاقیت کودکان از طریق بازی!

بازی تخیلی

بازی با اشیاء بطور قطع با توانایی حل مساله واگرا و همچنین با بازی تخیلی در کودکان خردسال ارتباط دارد. برای مثال دانسکی (۱۹۸۰)، ۹۶ کودک پیش دبستانی را در موقعیت بازی آزاد مورد مشاهده قرار داد و آنها را از نظر توانایی بازی خیالی، به دو گروه قوی و ضعیف طبقه بندی کرد( با توجه به اینکه تفاوت قابل توجهی میان کودکان از نظر توانایی تخیل وجود دارد). او سپس کودکان را همانند پیلر و رس که در بخش قبلی توصیف شد، در شرایط بازی قرار داد، اما به جای شرایط بازی واگرا، او شرایطی را بوجود آورد که کودکان اجازه داشتند هر طور که دلشان می خواست بازی کنند.

دانسکی دریافت کودکانی که در شرایط بازی آزادانه قرار داشتند، در زمینه تکلیف حل مساله واگرا بهترین عملکرد را داشتند البته تنها در صورتی که میزان بازی تخیلی در آنها بالا بود. او نتیجه گرفت که این فقط خود بازی نیست که مهارت حل مساله را پیش بینی می کند، بلکه میزان پرداختن آنها به تخیل در هنگام بازی نیز در این امر موثر است. وجود چنین ارتباطی بین توانایی تخیل و موفقیت در حل مساله خلاق در سایر پژوهش ها نیز مشاهده شده است.

هر چند باید به خاطر داشت که این ارتباط ثابت نمی کند که پرداختن به بازی تخیلی به راستی باعث می شود که توانایی حل مساله خلاق در کودکان افزایش یابد. شاید موضوع این باشد که بازی تخیلی و حل مساله واگرا هر دو پیش شرط های ذهنی مشترکی دارند.

خلاقیت و حل مساله کودکان در بازیمیان واگرایی

گفته می شود که ارتباط بین بازی تخیلی و حل مساله واگرا را میتوان در مفهوم میان واگرایی پیدا کرد. میان واگرایی، توانایی حضور همزمان بسیاری از ویژگی های محیط پیرامون برای تغییر دادن اشیاء و شرایط را شامل می شود، در حالیکه ضمنا هویت و وضعیت اصلی آنها درک می شود تا چیزها آنطور که هستند و در عین حال آنطور که بوده اند، تصور شوند.

برای مثال کودکی که به تخیل می پردازد، می داند که شیئی که در درون آن نشسته به راستی جعبه ای مقوایی است اما او وانمود می کند که یک ماشین است؛ بدین معنا که در یک زمان هم جعبه و هم ماشین است و شاید تا ده دقیقه پیش از این زیر دریایی بوده است! بنابراین بازی تخیلی شواهد قابل توجهی از انعطاف پذیری ذهنی را در کودک نشان می دهد و انعطاف پذیری عنصری مهم و کلیدی در فرآیند خلاقیت است.

در نهایت به شما پیشنهاد می کنیم با ارائه کردن مسائلی که تنها یک راه حل دارند و همچنین مسائلی که چندین راه حل دارند، کودکان خردسال را به چالش بکشید.

با گوشی اسکن کنید
"یک ستاره""دو ستاره""سه ستاره""چهار ستاره""پنج ستاره!"

اولین امتیاز را شما بدهید
Loading...

نویسندگان:

دیدگاه بگذارید

اولین نفری باشید که دیدگاه میگذارد

به من اطلاع بده
avatar
wpDiscuz