تصویر سازی ذهنی در کودکان نابینا و ناشنوا : تاثیر الگوهای صوتی بزرگسالان - بهینگی

تصویر سازی ذهنی در کودکان نابینا و ناشنوا : تاثیر الگوهای صوتی بزرگسالان

268
0
اشتراک گذاری :
نقش الگوهای صوتی بزرگسالان در تصویرسازی ذهنی کودکان نابینا و بینا

تحقیقات متعدد دانشمندان درباره تاثیر نابینایی بر روی برخی از فرآیندهای ذهنی ازجمله تصویر سازی ذهنی  نشان می دهد که عملکرد کودکان نابینا در تصویر سازی ذهنی متفاوت از کودکان بیناست و البته این تفاوت به این معنا نیست که کودکان نابینا عقبتر از کودکان بینا هستند، بلکه بنابر جبران حسی می توانند کمبودهای خود را در تصویر سازی ذهنی جبران کنند. بنابراین نظریه اگر یکی از اندام های حسی – مثلا بینایی – دچار نقص شود، حواس دیگر از طریق کاربرد بیشتر تقویت می شوند.

بر اساس این نظریه یک سوال کلی مطرح میشود که آیا میتوان از راه تصویر سازی ذهنی بر پایه حس شنوایی، کمبودها و محدودیتهای ناشی از فقدان تجسم بینایی را جبران کرد؟

از تصویر سازی ذهنی تعاریف مختلفی به عمل آمده است. به عنوان یک تعریف جامع میتوان “تصویر ذهنی” را یک تقلید درونی شده دانست؛ یعنی تصویر یا تجسم ذهنی، یک روان بنه است که قبلا برون سازی شده و به خدمت درون سازی های کنونی درمی آید.

تصویر سازی ذهنی – شنیداری

باتوجه به ماهیت پیچیده و ابعاد گوناگون تصویر سازی ذهنی کودکان نابینا و کاربرد گسترده آن در اغلب ملاحظات آموزشی و توانبخشی و سازش یافتگی با محیط  جزئا یا کلا توجه به شکل گیری تصاویر تصویر سازی ذهنی در کودکان نابینا و ناشنا : تاثیر الگوهای صوتی بزرگسالانذهنی-شنیداری در نابینایان ضرورت می یابد و اینگونه نقش شنوایی در تجسم ذهنی نابینایان آشکار میگردد. همانگونه که هوش عملی توسط ادراک بینایی ضبط  و توسط مهارت دستها پاسخ می دهد، هوش نظری برعکس از قاعده چرخش ادراک شنوایی و گفتار تشکیل میشود. هوش نظری (ادراک شنوایی) بخصوص در تصویرسازی ذهنی نابینایان نقش تعیین کننده ای ایفا میکند.

محققان در مروری بر ادبیات تصویرسازی ذهنی نابینایان با سوال های متعددی رو به رو شده اند که یکی از آنها این است که آیا نابینایان می توانند با استفاده از حس شنوایی کمبود بینایی خود را جبران کنند؟ به عبارت دیگر آنان می خواهند بدانند که آیا میتوان تجسم ذهنی را از طریق حس شنوایی شکل داد و اطلاعات درباره مفاهیم، خصوصیات و صفات اشیا و اشخاص را علرغم فقدان بینایی به همان خوبی به جریان انداخت؟

تصویر سازی ذهنی در نابینایان

لورنفلد (۱۹۸۷) درباره رابطه حس بینایی و رفتار خاطر نشان می سازد طفلی که نابینا به دنیا آمده نمی تواند مفاهیم بصری را در ذهنش شکل دهد و به ناچار باید از راه های شنوایی فراگیرد.

برخی محققین عقیده دارند وقتی نابینایی بوجود می آید، قسمت اعظم اطلاعاتی که برای شناسایی مولفه های رفتاری و فیزیکی اشخاص موردنیاز است، کاهش می یابد؛ حال آنکه این اطلاعات را میتوان از راه های گوناگون از جمله تصویرسازی ذهنی-شنیداری به دست آورد. بر این اساس این سوال مطرح می گردد که آیا وقتی نابینایان ” الگوهای صوتی” بزرگسالان را می شنوند، میتوانندویژگی های شخصیتی آنان را در ذهن خود مجسم سازند؟

دکارت معتقد است تصویرسازی ذهنی “فطری و قابل دسترس برای هر عضو حسی” است.  یک تصویر ذهنی لزوما مستلزم یک تجربه بینایی نیست که آنرا بیافریند و درنتیجه یک دیدگاه کلی تر این است که بپذیریم تجسمات ذهنی نابینایان منحصرا به منابع حسی گوناگونی مربوطند که آنرا بوجود می آورند. برخی تحقیقات درباره تصویرسازی ذهنی- شنیداری عمدتا بر توانایی پردازش ذهنی الگوهای صوتی توسط نابینایان تاکید دارند. در یک ارتباط صوتی- کلامی، کلمات ۶درصد و لحن صوت ۳۸درصد موثر است.

تفاوت تصویرسازی نابینایان و بینایان

لوپوره(۱۹۹۷) درباره مقایسه کنش شنوایی نابینایان و بینایان خاطر نشان می سازد که ” ضرب آهنگ شنوایی نابینایان تندتر و قویتر از بینایان” است و در نتیجه پیشرفت و تقویت شنوایی برای جبران نابینایی قابل اثبات گردیده است.

رمزا و رابین(۱۹۹۴) خاطر نشان می سازند بین تصویرسازی نابینایان و بینایان تفاوت وجود دارد. این تفاوت در مواردی که یک تکلیف “مطلقا دیداری” باشد، به سود بینایان است و در مواردی که یک “محرک صوتی ” در کار باشد، به نفع نابینایان خواهد بود و لذا قدرت تصویرسازی ذهنی-شنیداری نابینایان به خاطر حساس تر بودن سلولهای شنیداری آنان بالاتر از قدرت تصویرسازی ذهنی-شنیداری بینایان است.

فرنالد خاطر نشان می سازد که اساسی ترین یا اولین نوع تجسم ذهنی در نابینایان تجسم شنیداری با نرخ ۴۶٫۴ درصد و نخستین تجسم ذهنی در بینایان با نرخ ۴۲ درصد است. به عقیده فرنالد در کودکانی که بعد از ۵سالگی بینایی خود را از دست میدهند،تجسمات بینایی ۵۷ درصد و تجسمات شنوایی ۱۹ درصد است، اما در کودکان نابینا به دنیا آمده (نابینای مطلق مادرزادی) تجسمات شنیداری تا سقف ۴۷ درصد افزایش می یابد.

تصویر سازی ذهنی در کودکان نابینا و ناشنوا : تاثیر الگوهای صوتی بزرگسالان

توانایی نابینایان در تشخیص هویت افراد از روی صدا

کلوگ(۱۹۹۲) درباره شناسایی افراد از روی “ویژگی های صوتی” آنها معتقد است که نابینایان قادرند به صراحت هویت افراد را از روی صدای آنها تشخیص دهند.

هیل(۱۹۸۳) طی آزمایشی این سوال را مطرح مکند که آیا کودکان نابینا قادرند خصوصیات شخصیتی بزرگسالان را از طریق شنیدن صدای آنها تعیین کنند یا نه. او ۳۲۰ دختر و پسر نابینا را در ۸ دسته ۷ تا ۱۵ سال قرار داد و طی چند جلسه از آنها درخواست کرد که حتی الامکان برداشت خود را از کسانی که صدایشان را خواهند شنید، بگویند. نتایج نشان دادند که تا حدود ۶ تا ۷ سالگی تصویرهای ذهنی کودکان نابینا براساس آنچه درباره ویژگی های ظاهری اشخاص بزرگسال می شنوند و در دوره کودکی میانه ۹ تا ۱۰ سالگی بر روی ویژگی های درونی متمرکز است؛ اما از حدود ۱۱ و ۱۲ تا ۱۵ سالگی، تصاویر ذهنی کودکان نابینا از لحن صدا و ویژگی های شخصیتی سایر افراد سازمان یافته تر و یکپارچه تر می گردد.

بدین ترتیب معلوم می شود که تصویرسازی ذهنی کودکان نابینا بر پایه حس شنوایی، یا افزایش سن تقویمی، تماز یافته و روان شناختی می گردد.

بریکر(۱۹۹۴) با بررسی رابطه بین علائم صوتی و تشخیص هویت صاحب صوت خاطر نشان میسازد که علائم صوتی ناشناخته در صدای گوینده بستگی به لحن صدای گوینده و قدرت تمیز شنوایی شنونده به کمک یک حافظه شنوایی قوی در او دارد.

تجسم ویژگی های رفتاری-عاطفی بزرگسالان

آندرسن(۱۹۹۴) طی یک بررسی از دو گروه کودک نابینا و بینای همتراز شده درخواست کرد که بعد از شنیدن الگوهای صوتی- کلامی تعدادی از افراد بزرگسال، ویژگی های رفتاری-عاطفی آنها را تجسم کرده و توصیف کنند. نتایج آزمایش نشان داد که تجسم ذهنی نابینایان بیش از بینایان با عوامل عاطفی-شخصیتی صاحبان صوت منطبق است.

آنو(۱۹۹۷) در بررسی رابطه بین افکار خوشایند و ناخوشایند با الگوهای صوتی، نتیجه می گیرد که وقتی آدمی به چیزهای خوشایند فکر میکند و در همین حال، به ناگاه به چیزهای ناخوشایند می اندیشد، تغییر قابل ملاحظه ای در صدای او حس میشود. بر این اساس او معتقد است بین ویژگسی شخصیتی اضطرابی (Q4) و الگوهای صوتی رابطه معناداری وجود دارد.

آنو همچنین بر پایه نتایج بدست آمده عقیده دارد که ” صدای ناموزون شاخص رنجوری، صدای وحشتناک شاخص تنش، صدای بریده بریده معرف تنش و دردمندی، صدای ضعیف و شکننده و با لحن کودکانه گواه ناپختگی، صدای زیر شاخص حقارت و الگوی صوتی آهسته و نجواگونه شاخص ترس” است.

تصویر سازی ذهنی در کودکان نابینا و ناشنوا : تاثیر الگوهای صوتی بزرگسالان

کاربرد الگوهای صوتی در تصویرسازی ذهنی کودکان نابینا

لذا بر اساس موضوعات گفته شده اینگونه تفسیر می گردد که عواطف آدمی می تواند در قالب الگوهای صوتی انعکاس یابد و صدا می تواند کنش های عاطفی شخصیتی آدمی را نشان دهد.

همچنین کودکان نابینا در مقایسه با کودکان بینا حضور عاطفی افراد بزرگسال را از طریق شنیدن لحن صدای آنان بهتر تجسم می کنند. در واقع تجسم ذهنی کودکان نابینا از ویژگی های عاطفی بزرگسالان پس از شنیدن صدای آنها با تجسم ذهنی بینایان متفاوت است و این تفاوت به این معناست که کودکان نابینا، کانون توجه خود را بیشتر و خصوصا بر شنیدن الحان یا الگوهای صوتی بزرگسالان و انعکاس های عاطفی آنان ازقبیل گرمی، تسلط، سرزندگی، حساسیت، جسارت،خوش بینی و تنش متمرکز می سازند.

از این رو نظر به اینکه این عامل شنوایی واحد، تاثیر ویژه ای بر تمایز یافتگی و یکپارچه سازی تصاویر ذهنی کودکان نابینا در مقایسه با کودکان بینا دارد، توجه به نقش محوری “رساکنش وری شنوایی” به عنوان دارنده بیشترین سهم در شکل دهی تصاویر ذهنی نابینایان، حائز اهمیت فراوان می گردد و بدین نحو میتوان بر گرایش اصلی نابینایان به تصویرسازی از راه شنوایی صحه گذارد، بر نقش الگوهای صوتی-عاطفی مثبت بر روحیه کودکان نابینا تاکید ورزید و از الگوهای صوتی خوشایند و مثبت به عنوان یک راهکار موثر در آموزش و پرورش (تدریس و ضبط مسائل درسی) آنان بهره جست.

با گوشی اسکن کنید
"یک ستاره""دو ستاره""سه ستاره""چهار ستاره""پنج ستاره!"

اولین امتیاز را شما بدهید
Loading...

نویسندگان:
ترتیب پیشنهادی بهینگی برای :

دیدگاه بگذارید

اولین نفری باشید که دیدگاه میگذارد

به من اطلاع بده
avatar
wpDiscuz