تصمیم های استراتژیک: سبک های تصمیم گیری استراتژیک مینتزبرگ - بهینگی

تصمیم های استراتژیک: سبک های تصمیم گیری استراتژیک مینتزبرگ

اشتراک گذاری :
تصمیم های استراتژیک: سبک های تصمیم گیری استراتژیک مینتزبرگ

مشخصه و ویژگی بارز مدیریت استراتژیک، تاکید آن بر اتخاذ تصمیم های استراتژیک است. هر چه که سازمان بزرگتر و پیچیده تر می شود و هر قدر که محیط نا مطمئن تر می گردد کار تصمیم گیری دشوار تر و پیچیده تر می شود.

ما یک چارچوب تصمیم گیری استراتژیک را پیشنهاد می کنیم که می تواند به اعضای سازمان در اتخاذ چنین تصمیم های پیچیده و دشواری کمک کند.

ویژگی تصمیم های استراتژیک

برخلاف بسیاری از تصمیم ها، تصمیم های استراتژیک به آینده بلند مدت کل سازمان مربوط می شود و دارای سه ویژگی اصلی است:

  • نادر بودن: تصمیم های استراتژیک اتفاقی هستند و مشخصا سابقه ای برای پیگیری و دنبال کردن ندارند.
  • نتیجه محور بودن: تصمیم های استراتژیک منابع قابل توجهی را جذب می کنند و تعهد جدی سازمان را می طلبند.
  • هدایتگر بودن: تصمیم های استراتژیک را می توان در تصمیم های کم اهمیت تر و انتخاب اقدامات بعدی در سازمان، مورد توجه و استفاده قرار داد.
بیشتر بخوانید:  سیستم پشتیبانی تصمیم (DSS) و انواع آن

تصمیم های استراتژیک: سبک های تصمیم گیری استراتژیک مینتزبرگسبک های تصمیم گیری استراتژیک مینتزبرگ

برخی تصمیم های استراتژیک در یک لحظه توسط فردی (اغلب یک فرد کارآفرین یا مدیر عامل مقتدر) که از بینش قوی برخوردار است گرفته می شود، فردی که قادر است به سرعت دیگران را به پیروی و تبعیت از افکارش متقاعد سازد.

به نظر می رسد دیگر تصمیم های استراتژیک نشأت گرفته از انتخاب های تدریجی باشد که در طول زمان سازمان را به یک سمت، بیشتر سوق می دهد.

براساس نظر هنری مینتزبرگ، مشخص ترین سبک های تصمیم گیری استراتژیک عبارت اند از کار آفرینی، تعدیلی و برنامه ریزی.

سبک کار آفرینی:

در این سبک از تصمیم گیری استراتژیک، استراتژی توسط یک فرد مقتدر طراحی می شود. در این سبک بر فرصت ها تمرکز و تاکید می شود و  مشکلات در درجه دوم و بعدی اهمیت قرار دارند. هدایت استراتژی به عهده طراح آن است که در قالب تصمیم های بزرگ و شجاعانه متبلور می شود. آرمان غالب، رشد شرکت است.

بیل گیتس، بنیانگذار و مدیر عامل شرکت مایکروسافت از این سبک تصمیم گیری استراتژیک استفاده می کند. این شرکت، بینش و نقطه نظرات او را درباره ی صنعت کامپیوترهای شخصی منعکس می کند. اگرچه ماموریت مشخص، قابلیت بالای رقابتی، سرسختی و اعتماد به نفس بالای تکنولوژیک شرکت مایکروسافت که نشأت گرفته از شخصیت گیتس است، مشخصا امتیازات و برتری های سبک کار آفرین می باشند، تمایل مایکروسافت به معرفی محصولات قبل از این که آماده شده باشند یک نقص مهم و بزرگ به شمار می رود.

بیشتر بخوانید:  اینفوگرافیک؛ بیل گیتس چگونه مایکروسافت را تأسیس کرد؟

سبک تعدیلی:

در این سبک تعدیلی که گاهی از آن با نام سبک ترکیبی نیز یاد می کنند؛ به جای بررسی های گسترده و فعال برای کشف فرصت های جدید، برای مشکلات موجود راه حل های انفعالی و فوری ارائه می شود. در این سبک از تصمیم های استراتژیک، بر سر اولویت بندی اهداف عملیاتی بحث ها و بررسی های بسیاری صورت می گیرد. اولویت ها با وسواس انتخاب می شوند.

بسیاری از دانشگاه ها، بیمارستان های بزرگ و بسیاری از آژانس های دولتی و همچنین تعداد زیادی از شرکت های بزرگ از این سبک تصمیم گیری استفاده می کنند.

تصمیم های استراتژیک: سبک های تصمیم گیری استراتژیک مینتزبرگسبک برنامه ریزی:

این سبک تصمیم گیری استراتژیک شامل موارد زیر می شود:

جمع آوری هدفمند اطلاعات مناسب برای تجزیه و تحلیل موقعیت، خلق استراتژی های جایگزین عملی و ممکن، انتخاب عاقلانه و معقول مناسب ترین استراتژی.

در این سبک تصمیم گیری، هم برای کشف فرصت های جدید، تحقیقات فعال و گسترده ای انجام می شود و هم برای مشکلات موجود، راه حل فوری ارائه می شود.

شرکت می تاگ از این سبک تصمیم گیری استفاده می کند. هیئت مدیره این شرکت پس از درک تغییر صنعت لوازم خانگی آمریکا و در سراسر دنیا، تصمیم گرفت شکل شرکت را از یک تولید کننده مشخص محصولات با کیفیت بالا به یک تولید کننده تمام انواع لوازم خانگی مهم تغیییر بدهد.

سبک فزاینده ی منطقی:

در برخی موارد، ممکن است شرکت از یک سبک چهارم تصمیم گیری به نام فزاینده ی منطقی (گام به گام منطقی) استفاده کند. این سبک در واقع ترکیبی از سبک های تصمیم گیری برنامه ریزی، تعدیلی و تا حدی سبک کارآفرینی است.

همان طور که  جی. بی.کویین (J. B. Quinn) شرح می دهد، ممکن است مدیریت ارشد شرکتی درباره ی مأموریت و اهداف شرکت دیدگاه معقول و روشنی داشته باشد، اما هنگام طراحی استراتژی ها از فرایندی ملموس و عینی استفاده کند و به جای بهره گیری از تدوین کلی تمام استراتژی ها، از مجموعه ای از اقدامات تدریجی و مقطعی استفاده می کند.

به نظر می رسد این روش در شرایط زیر مفید و مؤثرتر است:

  • در شرایطی که محیط به سرعت در حال تغییر است.
  • زمانی که اجماع و توسعه منابع مورد نیاز قبل از متعهد نمودن سازمان به پیروی از یک استراتژی خاص، حائز اهمیت می باشد.
با گوشی اسکن کنید
"یک ستاره""دو ستاره""سه ستاره""چهار ستاره""پنج ستاره!"

اولین امتیاز را شما بدهید
Loading...

نویسندگان:
ترتیب پیشنهادی بهینگی برای :

دیدگاه بگذارید

اولین نفری باشید که دیدگاه میگذارد

به من اطلاع بده
avatar
wpDiscuz