مقصدتان را انتخاب کنید، افزایش ده برابری سرعت پیشرفت با تعیین اهداف - بهینگی

مقصدتان را انتخاب کنید، افزایش ده برابری سرعت پیشرفت با تعیین اهداف

اشتراک گذاری :
مقصدتان را انتخاب کنید، افزایش ده برابری سرعت پیشرفت با تعیین اهداف

در حال حاضر شما توانایی آن را دارید که بیشتر از تصور همیشگی تان به کارهای خود بپردازید. استعداد شما به قدری زیاد است که اگر صدها بار هم به دنیا بیایید، می توانید از آن استفاده نمایید. هرگز تا این حد فرصت وجود نداشته که با استفاده از آن بتوانید به سطوح بالاتر سلامتی، خوشبختی و رفاه مالی برسید. برای درک و شناخت این پتانسیل بالقوه، اولین و مهم ترین مسئولیت شما این است که به طور دقیق و روشن به تعیین اهداف تان بپردازید.
وقتی کاملا از هویت خود، خواسته ها و مقصدتان مطمئن شدید، ده برابر یک فرد معمولی و بسیار سریع تر به کارهای تان خواهید پرداخت.

بیشتر بخوانید:  تعیین اهداف فردی : برنامه ریزی برای همه عمر

همه ما چهار هدف مشترک در زندگی داریم که عبارتند از:

۱- سلامتی، آمادگی جسمانی و عمری طولانی داشتن.
۲- انجام کاری که از آن لذت برده و حقوق بالایی دریافت کنیم.
۳- داشتن یک رابطه خوب و خوشبختی با کسانی که دوست شان داریم و به آن ها احترام می گذاریم.
۴- رسیدن به استقلال مالی طوری که هرگز نگران پول نباشیم.

وقتی در هر یک از این موارد، از یک تا ده به خود امتیاز دهید، متوجه می شوید که بیشتر نگرانی ها و مشکلات امروز شما در آن حوزه هایی هستند که امتیاز کمتری در آن آورده اید. سریع ترین پیشرفت ها در زندگی زمانی روی خواهند داد که در آن حوزه خاص، بهبود ایجاد کنید.

مقصدتان را انتخاب کنید، افزایش ده برابری سرعت پیشرفت با تعیین اهداف

دیدگاه فراوانی

در پرواز به سوی هریک از این چهار مقصد، می توانید دیدگاه فراوانی یا کمیابی داشته باشید، متکی به نفس، خوش بین و مثبت بوده و در راستای رویاهای تان با اطمینان و به طور تدریجی قدم برخواهید داشت.
اگر چنین رویکردی داشته باشید، جهان را بخشنده و جای خوبی خواهید دانست که مردمان خوبی در آن زندگی می کنند. حس خواهید کرد که در بهترین زمان ممکن زندگی می کنید.
این بدین معنی است که از مشکلات و دشواری های جهان آگاه بوده اما می پذیرید این مشکلات همواره وجود داشته اند.

با رویکرد فراوانی، مثبت تر و سازنده تر خواهید بود و به جای توجه به مشکلات، بر راه حل تمرکز می کنید. بیشتر به این موضوع اهمیت خواهید داد که برای بهبود مسائل چه می توان کرد، نه این که چه کسی مقصر است و چه اتفاقی در گذشته افتاده است.

دیدگاه کمیابی

اگر رویکرد کمیابی داشته باشید، دقیقا عکس آنچه توضیح دادیم روی خواهد داد. به این نتیجه می رسید که موفقیت بیشتر مربوط به شانس است و افراد موفق با کلاه برداری یا فریب دیگران، به پول های هنگفت می رسند. در همه جا، بی عدالتی و ظلم را خواهید دید و بهانه های قدیمی را به راحتی خواهید پذیرفت:
پولدارها پولدارتر شده و فقرا فقیرتر ” ، ” مهم نیست چه می دانید، مهم این است چه کسانی را می شناسید. ”

هر رویکردی قدرت خاص خود را خواهد داشت. دنیای بیرونی با دنیای درونی تان هماهنگی می یابد. احتمالا دیدگاه فراوانی دارید که به مطالعه این متن پرداخته اید. حس قدرت داشته و باور می کنید که بیشتر اتفاقات زندگی تان ارادی است.
اگر فردی مثبت و سازنده باشید، میزان زیادی از مسئولیت خود و اتفاقاتی را که برایتان می افتد، قبول خواهید کرد. دیگر افراد را مقصر ندانسته و بهانه نخواهید آورد و اگر از موقعیتی رضایت نداشته باشید، مشغول شده و راه حلی برایش می یابید و اگر نتوانید آن را تغییر دهید، به ناچار می پذیرید. اما هرگز شکایت نمی کنید.

مقصد را روی نقشه مشخص کنید

هر چه زمان بیشتری را صرف تصمیم گیری در خصوص مقصد و تعیین اهداف تان کنید، دستیابی به آن ها سریع تر و راحت تر خواهد شد. هدف آینده تان، عملکردهای امروزتان را مشخص می کند.

از مهم ترین سوال شروع کنید:

بیشتر بخوانید:  تعیین برنامه ریزی راهبرد شخصی

واقعا می خواهم با زندگی ام چکار کنم؟

هنگام تعیین اهداف خود در زندگی، تا حد امکان خودخواه باشید و به صورت آرمانی اهداف تان را انتخاب کنید. دقیقا شرایطی که شما را خوشحال و راضی خواهد ساخت، تعیین نمایید.
تصور کنید می توانید یک عصای جادویی را حرکت دهید و زندگی تان را به بهترین نحو درست کنید. چطور خواهد شد؟ اگر مطمئن باشید که شکست نخواهید خورد، چه رویاهایی خواهید داشت؟
وقتی این سوال را می پرسید، فرض کنید هیچ نوع محدودیتی ندارید، تصور کنید به حد کافی زمان، پول، دانش و مهارت، دوستان و آشنایان، تحصیلات و توانایی لازم برای رسیدن به هر هدفی را دارید یا فرض کنید یک کارت اعتباری نامحدود دارید و می توانید به سوی مقصدتان پرواز کنید.

مقصدتان را انتخاب کنید، افزایش ده برابری سرعت پیشرفت با تعیین اهدافشغل و درآمد ایده آل

از کار و شرایط کاری تان شروع کنید. درآمد ایده آل تان چقدر است؟ اگر محل کارتان عالی بود، در چه شرکت یا سازمانی کار می کردید؟ همکاران تان چه جور آدم هایی بودند؟ اگر بتوانید نوع کارتان را طراحی کنید، چطور از آن لذت برده و به چه طریقی به اوج خلاقیت و کار گروهی می رسیدید؟ چه توانایی ها و مهارت هایی دارید که می خواهید از آن حداکثر استفاده را کنید؟

از آنجایی که باید بیشتر سال های عمرتان را کار کنید، یکی از مسئولیت های اصلی تان این است که بدانید کار ایده آل تان دقیقا چیست. همان طور که ناپلئون هیل می گوید: ” کلید موفقیت، این است که تعیین کنید از انجام چه کاری بیشترین لذت را خواهید برد و راهی برای درآمدزایی از آن بیابید. ”
اگر در طول روز بتوانید فقط یک کار داشته باشید که به آن بپردازید و بابتش حقوق دریافت کنید، آن کار چه خواهد بود؟

توانایی ها و استعدادهای طبیعی

وین دایر می گوید: ” هر کودکی با نظم رازگونه خود پا به این دنیا می گذارد. ” نظم مخصوص شما چیست؟ شما به دنیا آمده اید که چکار کنید؟ توانایی ها، استعدادها، علائق و خواسته های ویژه ای که شما را منحصر به فرد و متمایز از دیگران کرده است، کدامند؟ از کجا می فهمید آیا همان کاری که قرار است، انجام می دهید یا خیر؟ چطور می توانید در این باره توضیح دهید؟

بیشتر بخوانید:  مدیریت استعداد یعنی چی؟ مفهومی جدید در مدیریت منابع انسانی

ده شاخص تعیین زمینه کاری شما

در اینجا با ده شاخص آشنا می شویم که می توانید از آن ها برای تعیین زمینه مناسب فعالیت های تان و انجام همان کاری که برای آن به دنیا آمده اید، استفاده کنید.

۱- کارتان را دوست دارید. برای تان جالب است و شما را شیفته و مجذوب می کند.
۲- می خواهید در کارتان بهترین باشید. می خواهید بین ۱۰% برتر در زمینه کاری خود باشید.
۳- افراد موفق در حوزه کاری خود را تحسین می کنید و می خواهید مانند آن ها باشید و به همان سطح از موفقیت برسید.
۴- می خواهید درباره حوزه کاری تان مطالب زیادی بیاموزید، درباره اش بخوانید و در دوره های آموزشی و سخنرانی های مربوط به آن شرکت و به برنامه های شنیداری آن گوش کنید. هیچ وقت از یادگیری بیشتر در زندگی خسته نمی شوید.
۵- کار مناسب شما کاری است که یادگیری و انجامش برایتان راحت باشد. به نظر می رسد این استعداد در شما ذاتی است، درحالی که برای دیگران دشوار است.
۶- وقتی کاملا مشغول کارتان هستید، زمان بی حرکت می ماند. اغلب فراموش می کنید بخورید، بیاشامید یا استراحت کنید.
۷- تجربیات موفق در این زمینه، احساس خوبی از عزت نفس و رضایت به شما القا می کند. آن را اوج تجربه در زندگی می دانید. نمی توانید برای دستیابی مجدد به موفقیت صبر کنید.
۸- دوست دارید به کارتان فکر کنید و وقتی انجامش می دهید، درباره اش حرف بزنید. کار با زندگی تان در هم آمیخته می شود.
۹- مایلید با دیگر افراد در زمینه کارتان ارتباط داشته باشید و در هر فرصتی در مورد کارتان صحبت کنید.
۱۰- هدف تان این است که در تمام طول زندگی هرگز بازنشست نشوید زیرا از آن لذت می برید.

مقصدتان را انتخاب کنید، افزایش ده برابری سرعت پیشرفت با تعیین اهدافمی گویند: ” کاری را که به آن علاقه داری بکن، خود به خود پول نیز به دست خواهی آورد. ” موفقیت واقعی از کشف علاقه و دل دادن هرچه بهتر و بیشتر به کار، حاصل می شود. تعیین شغل ایده آل برای انتخاب مقصد واقعی و استفاده از پتانسیل های تان ضروری است.

زندگی شخصی ایده آل

یک عصای جادویی دور خانواده، روابط و زندگی شخصی تان بچرخانید. اگر زندگی خانوادگی تان عالی باشد، به چه شکل خواهد بود؟ از چه نوع سبک زندگی لذت خواهید برد؟ کجا زندگی خواهید کرد؟ چگونه خانه ای خواهید داشت؟ زمان تان را چگونه با اعضای خانواده می گذرانید؟
اگر مجرد هستید، بهترین نوع رابطه را برای خود تعریف کنید. فرد رویاهای تان را تصور نمایید. تک تک ویژگی ها و خصوصیاتش را بنویسید. شگفت زده خواهید شد اگر ببینید خیلی زود فرد رویاهای تان را که می دانستید چه شخصیتی باید داشته باشد، یافته اید.

اگر زندگی شخصی تان از هر نظر عالی باشد، دوست دارید چطور زمان تان را برای خانواده صرف کنید؟ به چه سفرهایی خواهید رفت؟ از چه مکان هایی دیدن خواهید کرد؟ تقویم ایده آل خود را بسازید؛ روز به روز، هفته به هفته، ماه به ماه و سال به سال. دانستن این که چه می خواهید، اولین گام در راستای بدست آوردنش است.

هیچ محدودیتی را متصور نشوید

اگر وضع سلامت شما در بهترین حالت بود، چه تفاوتی با وضع کنونی تان داشتید؟ چه وزنی می داشتید؟ اندام تان چطور بود؟ چه غذاهایی می خوردید؟ هر روز و هر هفته چه فعالیت های ورزشی را انجام می دادید؟ فرض کنید می توانستید اندام ایده آل خود را بتراشید و شکل دهید، در این صورت اندام تان چگونه می شد؟

و سرانجام اگر زندگی مالی تان در اوج خود بود، چقدر دارایی می داشتید؟ چقدر پول در بانک داشتید؟ چه مقدار پول را سرمایه گذاری کرده و رویش کار می کردید؟ میزان درآمد خالص تان در هر ماه و هر سال چقدر بود؟ ارزش خالص دارایی های تان چقدر بود؟
هر چه وضوح بیشتری در پاسخ های خود به این سوالات داشته باشید، تصمیم گیری در خصوص مقصد و تعیین برنامه پرواز آسان تر خواهد شد.

بیشتر بخوانید:  دارایی و مدیریت دارایی یعنی چی؟

استقلال مالی

در اینجا تمرین ساده ای را با هم می بینیم.

مشخص کنید هزینه یک زندگی راحت برای شما چقدر خواهد بود، حتی اگر درآمدی نداشته باشید. هزینه مسکن، غذا، حمل و نقل، درمان، سفر و سرگرمی را در نظر بگیرید. این عدد را در ۱۲، تعداد ماه های سال ضرب کنید و سپس حاصلضرب را در ۲۰ ضرب کنید ( تعداد سال های پس از بازنشستگی ). حاصل، هدف بازنشستگی شما را نشان می دهد. این رقمی است که باید پس انداز کنید تا از نظر مالی به استقلال برسید.

سپس ارزش خالص دارایی خود را تعیین کنید. روی کاغذ دقیقا محاسبه کنید که امروز ارزش دارایی های تان چقدر است. تصور کنید می خواهید همه آن ها را فروخته و به یک کشور دیگر بروید. صادق باشید. اگر تمام دارایی های تان را به صورت نقدینه درآورید، چقدر پول خواهید داشت؟

مقصدتان را انتخاب کنید، افزایش ده برابری سرعت پیشرفت با تعیین اهدافبانک ها نیز هنگام دادن وام همین تحلیل را انجام می دهند. بانک وام دهنده می خواهد بداند شما چقدر دارایی دارید. مالک چه چیزهایی هستید و چقدر پول نقد در اختیار دارید.
اکنون یک نقطه آغاز مالی، ارزش کلی و جاری و یک مقصد مالی دارید، رقمی که می خواهید در سال های آینده به آن برسید، حال برای انجام کارتان آماده اید.

تفکر بازگشت از آینده

در تعیین مقصد نهایی در هر دوره ای از زندگی، ” چشم انداز طولانی مدت” را برگزینید. این تکنیک که بیشتر افراد موفق در تمام حوزه ها به کار برده اند، مستلزم این است که چندین سال پیش روی خود را ببینید و تعیین کنید در انتهای این دوره کجا خواهید بود.
سپس تفکر بازگشت از آینده را تمرین کنید. در تخیلات تان از یک نقطه مناسب در آینده به جایی بنگرید که اکنون هستید. سپس به کارهایی که می توانسته اید انجام دهید، فکر کنید. امروز شروع کنید تا از نقطه کنونی به جایی که می خواهید در آینده باشید، بروید.

چشم انداز بلند مدت به شما این امکان را می دهد که خود و زندگی تان را با وضوح بسیار بیشتری ببینید. نشان می دهد اگر واقعا می خواهید به هدف تان برسید، چکار باید بکنید و انجام چه کاری را باید متوقف نمایید.
وقتی نگرش کاملا واضحی نسبت به هدف و مقصد خود داشته باشید، تصمیم گیری در خصوص کارهای تان به صورت روزانه و ساعت به ساعت بسیار راحت تر می شود. راز این کار صرفا اطمینان یافتن از کارها و تصمیمات امروز شماست که همگی رو به سوی مقصد است و شما را به سوی آن هدایت می نماید.

چهار تکنیک قدرتمند برای تعیین اهداف

در تعیین اهدف می توانید از چهار تکنیک ویژه برای شتاب بخشیدن به پیشرفت و افزایش احتمال دستیابی به هدف در زمان مقرر استفاده کنید. این چهار تکنیک عبارتند از: بیان کردن، تجسم کردن، احساسی کردن، توجیه کردن. در ادامه آن ها را بررسی می کنیم.

مقصدتان را انتخاب کنید، افزایش ده برابری سرعت پیشرفت با تعیین اهدافبیان کردن

با استفاده از این تکنیک، یک هدف خاص و معین را می نویسید. نمی توانید به هدفی دست یابید که حتی قادر نیستید آن را به وضوح بنویسید. هر چه زمان بیشتری را صرف دقت کردن و توصیف هدف تان کنید، اطمینان بیشتری خواهید داشت که هر گامی که برمی دارید، در راستای درست بوده است.

تجسم کردن

تمام بهبودها در دنیای خارج، حاصل بهبودی در تصاویر ذهنی ما از خود و آینده مطلوب مان است. با ایجاد یک تصویر ذهنی واضح و دقیق از مقصد و هدف والای خود، به تجسمی از آن می رسید.
توانایی شما در تجسم کردن، یکی از شگفت انگیزترین قدرت هایی است که دارا هستید. هر وقت به تصویر هدف والای خود، طوری پاسخ دادید که گویی محقق شده است، این پیام را در عمق ضمیر ناخودآگاه خود جای دهید. هر چه واضح تر هدف تان را در ذهن ببینید، زودتر در واقعیت به آن خواهید رسید.

احساسی کردن

وقتی هدف تان را که بیان و تجسم نموده اید، به آن جنبه احساسی می دهید، در واقع حسی را خواهید داشت که اگر به هدف رسیده بودید، آن را تجربه می کردید. هر چه میل شما برای دستیابی به هدف، بیش تر و شدید تر باشد، قدرت و انرژی بیش تری صرف کرده و سریع تر به هدف می رسید.

وقتی احساس لذت، شادی و غرور حاصل از دستیابی به هدف را تصور کردید، توانایی های ذهنی خود را برای رسیدن به آن چندین برابر می کنید.

توجیه کردن

هدف خود را با نوشتن تمام دلایل نیازتان برای دستیابی به آن و سودی که از رسیدن به هدف عایدتان می شود، توجیه کنید. فهرستی از تمام روش های بهبود زندگی تان در سایه دستیابی به این هدف تهیه نمایید.

نیچه می گوید: ” کسی که یک چرای مستدل داشته باشد، از پس هر چگونه ای بر می آید. “

دلایل مانند سوخت برای کوره دستیابی هستند

هر چه دلایل شما برای رسیدن به هدف بیشتر باشد، مصمم تر و باانگیزه تر خواهید بود. هرچه دلایل تان بیشتر باشد، در مواجهه با هر نوع مشکلی، سماجت بیشتری خواهید داشت. هر چه دلایل تان بیشتر باشد، احتمال این که در راه رسیدن به مقصد بدون توقف به پیش روید، بیشتر خواهد بود.

هدف را باورپذیر کنید

اطمینان یابید که اهداف تان باورپذیر و واقع گرایانه است. ناپلئون هیل می گوید: ” انسان می تواند هر چه را که در ذهن خود تصور کند، به دست آورد. ” وقتی در خصوص مقصد آینده تان تصمیم گیری می کنید، هدف تان باید واقع گرایانه باشد. باید چیزی باشد که ذهن تان بتواند به آن بپردازد، چیزی که شما را به چالش بکشد اما در عین حال اطمینان داشته باشید که به آن دست خواهید یافت.

مقصدتان را انتخاب کنید، افزایش ده برابری سرعت پیشرفت با تعیین اهدافدلیل باورپذیر کردن اهداف این است که اگر هدفی را تعیین کنید که فراتر از حد توان شما باشد، به جای انگیزه بخشیدن به شما، بیشتر نا امیدتان می کند. اگر اهدافی متعالی برای خود انتخاب کنید، ضمیر ناخودآگاه، انگیزه شما را متوقف می نماید.

اگر نتوانید در ضمیر ناخودآگاه خود این باور را داشته باشید، نمی توانید به هدف برسید؛ هیچ یک از توانایی های ذهنی تان برای دستیابی به هدف به شما کمک نخواهد کرد. تنها مدتی با انگیزه و هیجان زده خواهید بود اما به محض این که در راه رسیدن به هدف، به مشکلی برخوردید، جرات خود را از دست داده و دست از کار می کشید.

قبل از دویدن، راه بروید

اغلب افرادی که در خصوص هدف مالی شان تصمیم گیری می کنند می گویند تصمیم دارند ظرف یک یا دو سال میلیونر یا میلیاردر شوند. تقریبا در تمام موارد، این افراد به هیچ پولی نمی رسند یا حداقل به مقدار کمی دست خواهند یافت. آن ها معمولا در دهه ۳۰ یا ۴۰ زندگی هستند و ناکارآمدی مالی را در کوله بار خود دارند.

با این وجود فکر می کنند می توانند تمام تجربیات گذشته را خنثی کرده و با آمادگی اندک، منابع محدود و بدون داشتن فکر و برنامه ای مشخص، یکباره به سوی ثروت قدم بردارند. آن ها معتقدند تنها کاری که باید انجام دهند، داشتن افکار مثبت است تا به شکلی جادویی تمام ملزومات غلبه بر سال ها شکست و ناامیدی را به سوی خود جذب کنند.

بیشتر بخوانید:  قدرت جادویی فکر ؛ تصویر سازی ذهنی و ارتباط روحی

وقتی با افرادی مواجه می شوید که می گویند می خواهند خیلی زود میلیونر شوند، به آن ها پیشنهاد کنید ابتدا مقداری پول به دست آورند، پس از این که توانستند این مبلغ را پس انداز کنند و از شر بدهی ها خلاص شوند، می توانند ده ها برابر آن را اندوخته داشته باشند و همین طور تا آخر. برای رسیدن به هدف های بزرگ، باید تلاش بسیار داشت. ابتدا باید راه رفت تا بتوان دوید.

مسئله شایستگی

امروزه مرز بزرگ، فضای بیرونی نیست. بلکه با توجه به شناخت و درک قدرت شگفت انگیز ذهن، فضای درونی است. به خاطر وجود تجربیات کودکی و دیگر عوامل، در درون خود مجموعه ای از بلوک های روان شناختی یا ” ترمزهای ذهنی ” در توانمندی های بالقوه خود دارید. یکی از اولین مراحل در دستیابی به اهداف بزرگ، شناسایی آزادسازی ترمزهای ذهنی تان است طوری که بتوانید سریع تر از همیشه در زندگی به پیش بروید.

من به اندازه کافی خوب نیستم!

یکی از مضرترین این موانع ناخودآگاه، احساس عدم شایستگی یا نالایق بودن است. این احساس زمانی به وجود می آید که واقعا شایستگی شادی، سلامتی و خوشبختی را نداشته باشید. این احساس در بیشتر افراد دیده می شود و برای بسیاری از اشخاص، به یک مانع بزرگ بر سر راه موفقیت شان تبدیل می شود. این مانع در جملاتی نظیر ” من به اندازه کافی خوب نیستم ” نمود می یابد.مقصدتان را انتخاب کنید، افزایش ده برابری سرعت پیشرفت با تعیین اهداف

ایجاد ارزش برای دیگران

واقعیت این است که شما شایستگی تمام چیزهای خوب زندگی را دارید تا زمانی که با ارزش دهی به سایر افراد و به جهان اطراف تان به آن چیزها دست یابید. هنگام توسعه استعدادها و مهارت های تان، مشغول کارهایی می شوید که به دیگران نفع برساند که در این صورت شایسته پاداش هستید. اصلا نباید احساس گناه یا نالایقی داشته باشید.

وقتی سعی می کنید به زندگی دیگران ارزش ببخشید، مستحق این هستید که بخشی از آن ارزش را برای خود نگه دارید. این مفهوم ساده، اساس بازار و جوامع آزاد است.
وقتی به موفقیت مالی بزرگی می رسید، مردم از شما می پرسند ” از این که این همه پول درآورده اید، احساس گناه نمی کنید؟ ” می توانید با غرور و اعتماد به نفس پاسخ دهید: ” نه اصلا. من به این نتیجه رسیده ام که بهترین راه برای کمک به فقرا این است که مانند آن ها فقیر نباشم. ”

شیوه تبادل داوطلبانه

این شیوه توجه ما را به نکته مهمی معطوف می کند. پول از طریق ایجاد ثروت به وجود می آید. بیشتر دارایی های ما حاصل تبادل زمان یا تلاشمان در تولید یک محصول یا ارائه خدماتی برای میزان معینی پول هستند.
به عبارت دیگر، هر پولی که می خواهید به دست آورید باید به شما داده شده یا از سوی فرد دیگری که سخت کار کرده تا به آن به پول برسد، به صورت داوطلبانه به شما پرداخت می شود.
حال سوال مهمی پیش می آید، چکار باید کرد که شایسته دریافت این پول از دیگران باشیم؟

قدرت کمک کردن

پیتر دراکر می گوید اگر تنها کلمه ” کمک ” را جایگزین ” موفقیت ” کنیم، بیشتر سوء تفاهم ها در تجارت و امور مالی رفع می شوند.

اگر دقت کنید، متوجه خواهید شد که ثروتمندترین افراد کسانی هستند که بیشترین کمک را به بیشترین افراد کرده اند. آن ها کالا و خدماتی را ارائه می کنند که شمار زیادی از افراد برای ارتقای کیفیت زندگی شان، مایل و مشتاق خریدشان هستند.

حال، سوالی که برای تان پیش می آید این است که من چه کمکی به مردم می توانم کنم تا آن ها پول بیشتری به من پرداخت کنند؟ این مهم ترین سوال در خصوص مسائل مالی زندگی شماست. شغل کنونی شما چیست؟ در آینده چکار خواهید کرد؟ چرا شایسته دریافت این میزان پول هستید؟ چه ارزشی به دیگران می بخشید تا به صورت داوطلبانه پولی را که از تلاش های شخصی خود به دست آورده اند، به شما بدهند.

مهم تر از همه این که در درون خود باید به چه فرد و شخصیتی تبدیل شوید تا شایستگی زندگی مورد علاقه تان را در دنیای خارج داشته باشید؟
وقتی دیگر به خود و فعالیت های تان فکر نمی کنید و به ذهن و قلب افرادی فرو می روید که به خدمات شما نیاز دارند، انواع احتمالات و فرصت ها را برای کمک به دیگران خواهید دید. وقتی تمرکزتان بر کمک کردن باشد، قدم در جاده ثروت می گذارید.

با گوشی اسکن کنید
"یک ستاره""دو ستاره""سه ستاره""چهار ستاره""پنج ستاره!"

اولین امتیاز را شما بدهید
Loading...

نویسندگان:
ترتیب پیشنهادی بهینگی برای :

دیدگاه بگذارید

اولین نفری باشید که دیدگاه میگذارد

به من اطلاع بده
avatar
wpDiscuz