استراتژی بازاریابی : رابطه ی بین مدیران بازاریاب با تصمیم های استراتژیک سازمان - بهینگی

استراتژی بازاریابی : رابطه ی بین مدیران بازاریاب با تصمیم های استراتژیک سازمان

اشتراک گذاری :
استراتژی بازاریابی : رابطه ی بین مدیران بازاریاب با تصمیم های استراتژیک سازمان

کانون اصلی استراتژی بازاریابی ، تخصیص مناسب و هماهنگ نمودن فعالیت ها و منابع بازاریابی است به منظور تامین اهداف عملیاتی شرکت از حیث یک بازار- محصول خاص.

لذا، مسئله اصلی مربوط به قلمروی استراتژی بازاریابی، عبارت است از تعیین بازار های هدف خاص برای یک خانواده ی محصول یا یک محصول خاص.

سپس، شرکت ها از طریق یک طراحی و اجرای برنامه ی مناسب عناصر آمیخته بازاریابی (اساسا چهار آمیخته ی محصول، قیمت، مکان، پیشبرد) طبق نیاز ها  و خواسته های مشتریان بالقوه در آن بازار هدف، به دنبال کسب مزیت رقابتی و ایجاد هم افزایی می باشند.

نقش بازار یابی در طراحی و اجرای استراتژی ها

اساس برنامه ریزی استراتژیک در تمام سطوح، یکی شناسایی تهدید ها برای دوری کردن از آن ها و دیگری شناخت فرصت ها به منظور بهره برداری از آن هاست.

مسئولیت استراتژیک هر مدیری، کنترل و مراقبت بیرون است تا بتواند شرکت و فعالیت های آن را با تغییرات در یک محیط هماهنگ و همگام سازد.

از آنجا که مدیران بازاریابی موفقیت هایی را در محدوده ی بین شرکت و مشتریان، توزیع کنندگان و رقبا اشغال می کنند، معمولا بیشتر با شرایط و تغییرات در محیط بازار آشنا هستند. در نتیجه، این مدیران نه تنها مسئول طراحی طرح های استراتژیک برای اقلام بازار-محصول خود هستند، بلکه اغلب مشارکت کنندگان اصلی در فرایند برنامه ریزی در سطوح تجاری بنگاه نیز می باشند.استراتژی بازاریابی : رابطه ی بین مدیران بازاریاب با تصمیم های استراتژیک سازمان

بیشتر بخوانید:  فلسفه های مدیریت بازاریابی (بخش سوم) : گرایش بازاریابی

نفوذ و تاثیر گسترده ی مدیران بازار یابی بر تصمیم های استراتژیک اتخاذ شده در سطوح بالاتر به وضوح در نظرسنجی تازه ای از مدیران ۲۸۰ واحد فعالیت شرکت های آمریکایی و ۲۳۴ واحد فعالیت شرکت های آلمانی – در حوزه های تجهیزات الکتریکی، ماشین آلات مکانیکی و کالاهای صنایع بسته بندی مصرف کننده – به عمل آمده، به اثبات رسیده است.

این پیمایش، ادراکات مدیران بازاریابی و نفوذ و اثر آن ها بر فرایند های فروش، تحقیق و توسعه و مالیه در انواع تصمیم های استراتژیک و تاکتیکی اتخاذ شده در شرکت هایشان را، نشان می دهد. نمایش زیر نتایج این نظرسنجی را خلاصه کرده است.

استراتژی بازاریابی : رابطه ی بین مدیران بازاریاب با تصمیم های استراتژیک سازمان

تصمیم های مربوط به استراتژی بازار

استراتژی بازاریابی : رابطه ی بین مدیران بازاریاب با تصمیم های استراتژیک سازمان

تصمیم های مربوط به استراتژی تجاری

این بررسی نشان داد که به طور میانگین تاثیرگذاری و نفوذ مدیران بازاریابی و فروش بر تصمیم های استراتژیک مربوط به فعالیت های معمول بازاریابی و بهبود و ارتقای رضایت مشتری بسیار بیش تر از تاثیرگذاری و نفوذ مدیران بازاریابی است.

بیشتر بخوانید:  4 سطح رضایت مشتری : چگونه مشتریان وفادار ایجاد کنیم؟

دلایل اهمیت مدیران بازاریاب

یک دلیل – به ویژه در مورد شرکت های کالا های صنعتی که ماشین آلات و تجهیزات الکترونیکی می فروشند – می تواند آن باشد که مدیران فروش اطلاعات دقیق تری درباره ی نیاز ها و تمایلات مشتریان دارند، زیرا آن ها در تماس مستقیم و مستمر با خریداران موجود و بالقوه هستند.

نکته ی جالب دیگری که با این بررسی آشکار و مشخص گردید این بود که مدیران بازاریابی در مقایسه با مدیران سایر بخش ها، تاثیرگذاری بیشتری روی تصمیم های استراتژیک تجاری میان بخشی دارند.

درحالیکه مدیران مالی و عملیاتی در تصویب مخارج سرمایه ای عمده نقش بیشتری دارند، مدیران بازاریابی و فروش از نفوذ بیشتری بر تصمیم های مربوط به جهت گیری استراتژیک واحد فعالیت، توسعه  فعالیت های شرکت و ورود به بازار های جغرافیایی جدید، انتخاب شرکای تجاری استراتژیک و توسعه محصولات جدید، برخوردار می باشد.

استراتژی بازاریابی : رابطه ی بین مدیران بازاریاب با تصمیم های استراتژیک سازمانتاثیر بازاریاب ها در کشور های دیگر

آیا وقتی شرکت ها از شکل سازمانی منسجم و یکپارچه تری، مثل تیم های کاری چند کاره (میان بخشی)، استفاده می کنند؛ شباهت میان تاثیر و نفوذ نسبی بخش های عملیاتی مختلف بیش تر می شود؟ نتایج تحقیقات می گویند نه. تاثیر بخش بازاریابی در شرکت هایی که فرایندها و ساختار های چند بخشی ایجاد کرده اند، کم نشده است.

اما مدیران بازاریابی در فرهنگ های دیگری غیر از آمریکا، ممکن است نقش استراتژیک چشمگیری ایفا نکنند. مطالعات انجام شده نشان داده که در شرکت های آلمانی تاثیر و نفوذ مدیران بازاریابی بر مسائل تاکتیکی و استراتژیکی بسیار کمتر است.

با توجه به بررسی های انجام شده، آلمانی ها، به طور سنتی، تاکید و اهمیت بیشتری برای تکنولوژی و عملیات قایلند تا بر جنبه های مشتری محور و نرم افزار های حایز اهمیت بر بازاریابی.

لذا حتی وقتی که محیط تغییر می کند، یعنی علامت و هشداری مختص مدیران ارشد آلمانی برای توجه بیشتر بر فعالیت های بازاریابی، آن ها دوست ندارند نقش قابل توجهی برای بخش و فعالیت های بازاریابی قایل بشوند.

با گوشی اسکن کنید
"یک ستاره""دو ستاره""سه ستاره""چهار ستاره""پنج ستاره!"

اولین امتیاز را شما بدهید
Loading...

نویسندگان:

دیدگاه بگذارید

اولین نفری باشید که دیدگاه میگذارد

به من اطلاع بده
avatar
wpDiscuz