آیا واقعا به هوش هیجانی نیازمندید؟ - بهینگی

آیا واقعا به هوش هیجانی نیازمندید؟

اشتراک گذاری :
آیا واقعا به هوش هیجانی نیازمندید؟

هر وقت ایده جدیدی مانند هوش هیجانی (EQ) مطرح می گردد خیلی جذاب و وسوسه انگیز خواهد بود که گاهی از آن به عنوان یک هوس جذاب و زودگذر یاد شود.

دکتر دانیل گلمن می گوید: « هوش هیجانی ظرفیت و صلاحیتی برای شناخت و درک احساسات خود و دیگران است و برای برانگیختن خود و دیگران از آن استفاده می شود. »

ما چرا به هوش هیجانی نیاز داریم؟

اگر می خواهید علت آن را بدانید نیاز به انگیزش دارید اما چطور؟

سرعت شیوع افسردگی در طول چند دهه گذشته به شدت افزایش یافته است. افسردگی عارضه ای تلخ و دردناک است که شرایط زندگی را سخت و غیر قابل تحمل می کند(حداقل به صورت موقت). استفاده بهینه از قابلیت های هوش هیجانی می تواند شما را در مقابل افسردگی مصون بدارد.

شواهد آشکار، غیرقابل انکار و قطعی وجود دارد که نشان می دهد هوش هیجانی بالا، شاخصی برای موفقیت در محیط کاری است.

عوارض مربوط به اضطراب، حملات ناگهانی ناشی از ترس، اعتیاد، روان رنجوری، وسواس فکری، عملی و خشم را می توان با استفاده صحیح از مهارت های هوش هیجانی و بدون توسل به سایر روش ها مهار و کنترل کرد.

زندگی با هوش هیجانی بالا لذت بخش تر خواهد شد. در عوض پرهیز از هیجان های مزاحم و ناخوشایند باعث می شود از کار، روابط فردی و شغلی بیشتر لذت ببریم و پیشرفت شغلی خوبی داشته و درآمدی بیشتری کسب کنیم.

با مهار و کنترل بیشتر و صحیح بر هیجان های خودتان می توانید به نحو مطلوب به دیگران کمک کنید. اگر با توضیحات فوق که هوش هیجانی ایده خوبی است قانع نشدید احتمالا هوش هیجانی شما خارق العاده است.آیا واقعا به هوش هیجانی نیازمندید؟

اکنون به دو سناریو زیر توجه کنید:

سناریو۱:

از خانم ساندرا خواسته می شود برای ۴۰ نفر از مدیران ارشد سازمان در محل اداره سخنرانی کند. طبیعی است که او احساس دلشوره می کند.

اگر هوش هیجانی خانم ساندرا پایین باشد واکنش او اینگونه خواهد بود:

دو هفته قبل از سخنرانی خانم ساندرا متوجه می شود هر موقع به موضوع سخنرانی فکر می کند احساس دلشوره و اضطراب می کند. او این علایم را نشانه نداشتن سخنرانی خوب می داند. خانم ساندرا هر چه به زمان برگزاری سخنرانی نزدیک تر می شد احساس دلشوره و اضطرابش بیشتر می شد.

برنامه ی خورد و خوراکش مختل شده بود و عموما احساس ناخوشایندی به او دست می داد. با توجه به اضطرابی که داشت احتمالا سخنرانی او نظم و یکپارچگی نداشت.

هر زمانی به سخنرانی فکر می کرد احساس می نمود مرتکب خطاهای فاحشی می شود. بنابراین هر چه تمرین سخنرانی می کرد با شکست رو به رو می شد. در روز موعود به ویژه هنگام سخنرانی به شدت هراسان بود.

روز سخنرانی

چند دقیقه اول برایش خیلی جانکاه بود؛ ولی بعد از چند دقیقه اوضاع بهتر شد. او از این پیشامد به شدت تعجب کرد. با توجه به دلهره و نگرانی قبلی، حافظه اش به خوبی کار نمی کرد و نمی توانست مطالب را به خاطر بیاورد. بنابراین مجبور بود مطالب را بیشتر از روی متن بخواند.

سخنرانی او با کمی مزاح همراه بود، ولی چون مضطرب بود نمی توانست متوجه بخش بامزه سخنرانی شود. در پایان جلسه تعجب کرد چرا با این همه اضطراب تا کنون نمرده است. او حتی فراموش کرد از برگزارکنندگان این گردهمایی تشکر کند.آیا واقعا به هوش هیجانی نیازمندید؟

بیشتر بخوانید:  نقشه ذهنی اصول سخنرانی و هنر گویندگی

خب با توجه به سناریو اول، درست است که عوامل زیادی دخالت داشته اند؛ اما تفسیر اولیه از اضطراب در اینجا یک نکته ی کلیدی است.

یک آموزش خوب هوش هیجانی می تواند مهارت های لازم برای شناسایی و مدیریت کردن صحیح هیجان ها را به ما بیاموزد.

اجازه دهید از منظر دیگری به این قضیه نگاه کنیم:

سناریو۲:

واکنش آقای باب (با هوش هیجانی بالا):

باب دو هفته قبل از زمان سخنرانی هر وقت که به موضوع سخنرانی فکر می کند احساس عجیبی از دلهره و اضطراب می کند. او به خودش می گوید: «این موضوع عادی است چون تا کنون تجربه ی چنین سخنرانی را نداشته ام.»

این تفکر به باب امکان می دهد تا حدودی این واقعیت را درک کند که این اضطراب می تواند تا حدودی ناشی از هیجان زدگی باشد.

او وجود اضطراب را به دلیل افزایش ترشح آدرنالین (هورمونی از دسته ی آمینهاست که نقش مهمی در ذخیره سازی گلیکوژن و چربی ها در بدن دارد) می دانست و وجود این هورمون را برای انجام وظیفه بهتر ضروری می دانست. این گونه برداشت ها می تواند نتایج زیر را به همراه داشته باشد:

  • باب با مطالعه دقیق متن سخنرانی و مطالب اصلی و آماده کردن مقدمات کار با این احساس دلهره و اضطراب مبارزه کرد.
  • باب هر وقت به روز موعود فکر می کرد سعی می کرد از مهارت های هوش هیجانی به طور مطلوب استفاده کند و شرایطی برای ذهن خودش فراهم کند تا فارغ از همه افکار مزاحم باشد.

باب به خودش می گفت « نمی دانم آیا می توانم این چنین عمل کنم ضمن آنکه دقیقا نمی دانم چه کاری باید در آن روز انجام دهم؛ بنابراین باید سعی کنم ضمن آمادگی کامل، افکار مزاحم را تا روز سخنرانی از خود دور کنم.»

روز سخنرانی

باب هنگام سخنرانی از روش های آرمیدگی و خودهیپنوتیزمی استفاده کرد. این کار باعث شد تا هنگام سخنرانی احساس آرامش و خوش طبعی کند. به همین دلیل چندین لطیفه به ذهنش خطور کرد که می توانست از آن ها برای جلب توجه حضار استفاده کند.

او آمادگی لازم برای اجرای یک سخرانی خوب را داشت. او می توانست موضوع سخنرانی را از منظر شنوندگان پیش خود تصور کند و زمینه هایی از بحث را که توجه حضار را بیشتر جلب می کرد، برجسته تر جلوه دهد.

با توجه به شرایط آرمیدگی بدن و آرامش خاطر، حافظه باب واقعا به خوبی کار می کرد و در طول سخنرانی احساس واقعی داشت، بدون اینکه به مسایل حاشیه ای توجه کند و یا به جزئیات بپردازد.

مهارت های هوش هیجانی باب باعث شد تا شرایط ابهام آمیز را به خوبی تحمل کند، هر چند واقعا نمی دانست آن روز چه اتفاقی می افتد.

آن روز قبل از سخنرانی، باب مضطرب بود؛ اما این احساس را بخشی از هیجان زدگی می دانست که موجب ارتقا عملکرد می شود. او در چند دقیقه اول سخنرانی مضطرب بود؛ اما به سرعت به حالت عادی برگشت. ذائقه شوخ طبعی او گل کرده بود و با گفتن چند لطیفه، خنده را بر لب شنوندگان نشاند.آیا واقعا به هوش هیجانی نیازمندید؟

بیشتر بخوانید:  سبک شوخ طبعی ما چگونه است؟

با این کار بیش از گذشته احساس آرامش و راحتی کرد. به دلیل داشتن آرامش، حافظه اش به خوبی کار می کرد و حتی افرادی را به حضار معرفی کرد که قبلا به فکرش خطور نکرده بود.

سخنرانی حتی بیشتر از آنچه انتظار می رفت به خوبی اجرا شد. باب دقیقا مهارت های اثربخش و هوشمندانه ای را به کار گرفت و به عبارتی همان مهارت های آموختنی هوش هیجانی بودند.

مزایای دیگری در زمینه هوش هیجانی وجود دارد که شما را قادر می سازد:

  • به دیگران انگیزش دهید.
  • به طور روشن و مؤثر ارتباط برقرار کنید.
  • با گوش دادن دقیق، پیام واقعی را دریافت کنید.
  • بدون احساس دستپاچگی موانع را از میان بردارید.
  • از آثار مضر خشم بر جسم، سلامتی، روابط و جنبه های شغلی جلوگیری کنید.
  • موجب لذت بردن، افزایش رضایتمندی و روابط سازنده و بهره ور می شود.
  • خودتان، خانواده تان و سایر دوستان شما را از عوارض منفی هیجانی مصون می دارد.
  • در شرایط ابهام آمیز آرامش بیشتری احساس می کنید.

مطالعات هوش هیجانی در زمینه کیفیت مدیران ارشد نشان می دهد که بند های ۱ تا ۳ نقش مهمی در این زمینه ایفا می کند.

با گوشی اسکن کنید
"یک ستاره""دو ستاره""سه ستاره""چهار ستاره""پنج ستاره!"

اولین امتیاز را شما بدهید
Loading...

نویسندگان:

دیدگاه بگذارید

اولین نفری باشید که دیدگاه میگذارد

به من اطلاع بده
avatar
wpDiscuz