نظریه های روانشناسی آلفرد آدلر - استراتژی های حفاظتی - بهینگی

نظریه های روانشناسی آلفرد آدلر – استراتژی های حفاظتی

اشتراک گذاری :
نظریه های روانشناسی آلفرد آدلر - استراتژی های حفاظتی

قبلا در وبسایت مطالبی در مورد مکانیزم دفاعی ذهن که فروید آنها را برای رهایی از اضطراب معرفی کرده بود، منتشر کردیم. در این مطلب قصد داریم در مورد استراتژی های حفاظتی آلفرد آدلر که اندکی با مکانیزم های معرفی شده توسط فروید متفاوت است، بنویسیم.

تفاوت بین استراتژی های حفاظتی آلفرد آدلر و مکانیزم های دفاعی فروید در این است که فروید استفاده از مکانیزم ها توسط ذهن را ناهشیار معرفی می کند ولی استراتژی های حفاظتی آدلر هم می تواند هشیار و هم ناهشیار باشد. از این رو آشنایی با استراتژی های حفاظتی دیدگاهی جدید در مورد راه های رهایی از فشارهای روانی می باشد.

آلفرد آدلر استراتژی های حفاظتی را ترفند و روشی می دانست تا فرد را دور از شکست نگه دارد. استراتژی های حفاظتی عبارتند از: بهانه آوردن، پرخاشگری (بی ارزش کردن، متهم سازی، خود-متهم سازی) و فاصله گرفتن (حرکت به عقب، بی حرکت ماندن، دودلی، مانع تراشی و تمایل به انزوا)

بیشتر بخوانید:  نظریه های روانشناسی آلفرد آدلر - عقده حقارت و برتری

بهانه آوردن

نظریه های روانشناسی آلفرد آدلر - استراتژی های حفاظتی

بهانه آوردن از جمله استراتژی های ناهشیار می باشد. در این جا فرد عامل عدم موفقیت خود را عاملی خارجی معرفی می کند، عاملی که سد راه او برای رسیدن به موفقیت شده است. فرد با معرفی این عامل خارجی هم علت اینکه نتیجه نگرفته است را به گردن عامل غیر از خود می اندازد که از فشارهای خارجی جلوگیری کند (مثال پسر بچه ای که علت مردود شدن در امتحان پایانی سر و صدای محیط امتحان خود معرفی می کند و اینگونه پدر و مادر به او فشار نمی آورند) و هم با خود می گوید که اگر این عامل نبود، من مطمئنا موفق می شدم و اینگونه توانا بودن خود را پا بر جا می گذارد و از فشارهای داخلی ناشی از عدم توانایی رها می شود.

افرادی که از این عبارتهای “بله، اما…” یا “اما، اگر…” استفاده می کنند شامل این دسته افراد می شود. افرادی که به عنوان مثال به آنها می گویید که کار شما اشتباه بوده است، می گویند: “بله شما درست می گویید اما در این شرایط من…..”.  با گفتن بله اول همراستا بودن خود با کار درست را بیان می کنند و اینگونه ارزش خود در آن جمع را حفظ می کنند و با آوردن بهانه بعد از اما فشار کاستی خود را به گردن عاملی خارجی انداخته و اینگونه از فشار می گریزند.

پرخاشگری

آدلر اعتقاد داشت افراد نوروتیک از استراتژی های حفاظتی استفاده می کنند و این نوروتیکها هستند که با بهره جویی از این استراتژی ها قصد در کاهش فشارهای روانی ناشی از شکست و یا حقارت دارند. آلدر اعتقاد داشت که نوروتیکها به طور مبالغه آمیز، احساس برتری و عزت نفس بالایی دارند و برای حفظ این برتری از پرخاشگری استفاده می کنند. انواع پرخاشگری عبارتند از:

۱. بی ارزش سازی

در این روش فرد با بی ارزش کردن موفقیت دیگری یا کوچک کردن دیگران قصد در حفظ جایگاه برتری خود دارد. نوروتیکها این کار را به دو روش بروز می دهند، ایده آلیزاسیون و دلسوزی افراطی.

در ایده آلیزاسیون یا آرمانی کردن فرد چنان استانداردهای قصاوت را بالا می برد که از دست هیچ انسانی انجام آن بر نمی آید. با این کار جلوه می دهد که دیگری در آن کار موفق نیست و اینگونه از فشار خود می کاهد، به عنوان مثال میتوان زیر سوال بردن ازدواج خواهر کوچک تر، توسط خواهر بزرگ تر را بیان کرد، که خواهر بزرگ تر با بیان کردن شرایط آرمانی ازدواج که مطمئنا خیلی از آنها در ازدواج خواهر کوچک ترش نیست سعی در کاهش فشارهای روانی خود ناشی از باورهای اشتباه خود و جامعه دارد.

دلسوزی افراطی روش دیگر، بی ارزش سازی است، افراد در این روش مدام بقیه را نصیحت می کنند و به خود می قبولانند که دیگران بدون راهنمایی های آنها شکست می خورند، این استراتژی ها سبب می شود تا این افراد با بقیه مثل بچه ها رفتار کنند.

بیشتر بخوانید:  نظریه های روانشناسی فروید-واکنش وارونه، تسلیم ایثار گونه و همانند سازی با پرخاشگر

۲. متهم سازی

متهم سازی تقریبا مکانیزمی شبیه بهانه آوردن دارد که فرد مشکل خود را بر گردن عاملی بیرونی می اندازد ولی با این تفاوت که این عامل بیرونی یک شخص است که فرد با مقصر دانستن آن به خیال خودش، حتی درصدد انتقام بر می آید.نظریه های روانشناسی آلفرد آدلر - استراتژی های حفاظتی

۳. خود متهم سازی

چشم بچه ی خود را کور کن تا دل همسایه بسوزد، مصداق این استراتژی حفاظتی می باشد، جایی که فرد با عذاب دادن خود سعی در عذاب دادن دیگری دارد. به عنوان مثال فردی اشتباهی می کند که مورد سرزنش همسرش قرار می گیرد و احساس بی ارزشی می کند. افراد نوروتیک برای جلوگیری از فروپاشی این ارزش امکان دارد دست به خود آزاری بزنند. یعنی به عنوان مثال ممکن است خودکشی کنند. این افراد با انجام این کار طرف مقابل را عذاب داده و حس توجه قبلی و ارزش خود را باز میستانند. همچنین افرادی که در مقایسه خود با اینان احساس خوبی دارند با دیدن این رفتار از آن ها به با ارزش بودن احساس خود شک می کنند. فرد نوروتیک درست است که عذاب می بیند ولی هدف نهایی او عذاب دادن دیگری برای حفظ عزت نفس خود است.

فاصله گرفتن

افراد نوروتیک با فاصله گرفتن از مشکلات زندگی، از آنها فرار می کنند و این کار را به روشهای زیر انجام می دهند:

حرکت به عقب، بی حرکت ماندن، دودلی، مانع تراشی و تمایل به انزوا

۱. حرکت به عقب

این استراتژی شباهت هایی با مکانیزم دفاعی بازگشت فروید دارد. در مکانیزم دفاعی فروید (که به صورت ناهشیار انجام می گیرد) فرد با تعریف اغراق آمیز از آنچه که در گذشته بوده است سعی در برطرف کردن اضطراب درماندگی خود در زمان حال را دارد. این در حالی است که در این استراتژی فرد با انجام رفتارهایی افراطی مثل غذا نخوردن، رو به اعتیاد آوردن، خودکشی و… سعی در جلب توجه دیگران دارند و با این کار تلاش می کند تا به نقطه ی آرامی که در گذشته داشته است برگردد. این افراد با نشان دادن این گونه رفتارها از خود، مسئولیت های اجتماعی خود را در حد یک بچه پائین می آورند و اینگونه از مشکلات فرار می کنند.

بیشتر بخوانید:  نظریه های روانشناسی فروید-مکانیزم های دفاعی فرافکنی ، بازگشت و همانند سازی

۲. بی حرکت ماندن

این افراد اساسا هیچ کاری انجام نمی دهند، انگار توسط یک نیروی خارجی طلسم شده باشند. نمونه ی این افراد را میتوان افراد گزافه گو و کم عمل معرفی کرد. افرادی که بسیار از توانایی های خود صحبت می کنند ولی هیچ کاری نمی کنند. این افراد با تعریف از توانایی های خود در آنچه که می توانند انجام دهند، ارزش خود را بالا برده و با انجام ندادن کار از تبعات شکست فاصله گرفته و اینگونه از مشکلات زندگی فرار کرده و ارزش خود را حفظ می کنند.

۳. دودلی

دودلی استراتژی می باشد که فرد با استفاده از آن سعی در تلف کردن وقت دارد و این اتلاف وقت سبب می شود تا وقت انجام کار گذشته باشد و فرد اینگونه از مشکلات زندگی فاصله می گیرد.

۴. مانع تراشی

در این نوع استراتژی فرد از مشکل فاصله نمی گیرند که دیگر نتواند آن را انجام دهد. در استراتژی های دیگر فاصله گیری که معرفی شد، فرد فاصله ای ایجاد می کند تا دیگری کاری انجام ندهد و از مشکل به طور کلی فرار کند ولی در این استراتژی فرد فاصله خود را به گونه ای تنظیم می کند که توان غلبه به آن را داشته باشد. با این استراتژی فرد در صورت عدم موفقیت در کار، علت را مانع هایی که تراشیده است، بیان می کند و در صورت انجام کار می گوید که با وجود این همه مانع این کار را انجام داده ام و اگر این موانع نبود موفقیت بزرگ تری بدست می آوردم.

۵. تمایل به انزوا

نظریه های روانشناسی آلفرد آدلر - استراتژی های حفاظتی

این استراتژی را بعدها آلدر به استراتژی های فوق اضافه کرد. در این استراتژی فرد با دوری از جامعه سعی در فرار کردن از مشکلات دارد و دایره مسئولیت های خود را تا حدی کوچک می کند که به خیال خود می تواند بر آنها کنترل داشته باشد. با این کار یعنی به انزوا رفتن، فرد از مشکلات واقعی زندگی فرار می کند. همچنین امکان دارد انزوای فیزیکی داشته باشد و به گوشه ای دور از بقیه برود و یا انزوای روانی داشته باشد و در جمع با کسی تعامل نداشته باشد.

با گوشی اسکن کنید
1 vote, average: 5٫00 out of 51 vote, average: 5٫00 out of 51 vote, average: 5٫00 out of 51 vote, average: 5٫00 out of 51 vote, average: 5٫00 out of 5

میانگین امتیاز 5٫00 از 5 با 1 رای
Loading...

نویسندگان:
ترتیب پیشنهادی بهینگی برای :

دیدگاه بگذارید

اولین نفری باشید که دیدگاه میگذارد

به من اطلاع بده
avatar
wpDiscuz